زندگی خانم وزیر ، فرخ رو پارسای که یکی از فاخر زنان ایران زمین بود پایان بسیار تلخ و دردناکی داشت. این کتاب بخشی تشکیل شده از توضیحات نویسنده و بخش کمتری دست نوشته های این بانوی ارجمند که متاسفانه به نظر من تنها بخش خواندنی کتاب خانم وزیر است.
باقی مطالب بسیار سطحی، عامیانه و مغرضانه و بدون ذکر هیچ منبعی نوشته شده که درمواردی آنقدر توهین آمیز است که خواننده را حتی وادار به جبهه گیری می کند. نمونه ای از متن: “سه مرد وارد می شوند در راس آنها یک ملا با لباس و عمامه سیاه و ریش کدر و تیره به دنبال او جوانی با شلوار جین تنگ و البته ریش نتراشیده وکثیف سومی همکار اوست او هم با صورت اصلاح نشده، ترش رو و با صورت انقلابی”
از طرف دیگر نثر کتاب بسیار ضعیف است و از نقل و قولهایی استفاده می کند که چندین بار عینا تکرار شده.
به نظر من بیشتر به انشای بلند یک دانش آموز نه چندان قوی شباهت دارد تا یک کتاب حرفه ای. نمونه ای دیگر از متن از آخرین صفحه کتاب که نویسنده ادعا می کند خواب خانم دکتر را دیده: “شبی از شبها او را بخواب دیدم. در سرزمینی نه چندان دور ، جایی پر از شکوفه های گل گیلاس بود و پرندگان رنگی و خوش الحان شبیه مرغ های معروف مریلند، با سینه های سرخ برجسته می خواندند. هرکجا بود بهشتی بودکه معنای زمینی آن جایی شبیه هاوایی می نمود”!!!!
جا به جا حرفهای متناقض هم دیده می شود، مثلا در جایی ذکر می شود که خانم وزیر در دیدار آخر حلقه ازدواجش را به همسرش برمی گرداند و میگوید این امانتی را بگیر و بعد از برگشتن به داخل زندان پولی که داشته بین هم بندیهایش تقسیم می کند درصورتیکه در صفحه ۲۶۷ که بخشی از وصیت نامه دکتر لحظاتی قبل از اعدام در آن به چاپ رسیده ، فرخ رو پارسای می نویسد جانماز مرا که تسبیح، حلقه و ساعتم در آنست به همسرم بدهید و پولی را که در زندان دارم بین زندانیان قسمت کنید
ولی عیبش همه گفتی هنرش نیز بگو: اینکه نویسنده توانسته با افرادی مصاحبه کند و دست نوشته های پراکنده خانم پارسای را گردآوری کند جای تقدیر و تشکر دارد. با این وجود امیداورم که نویسنده ای حرفه ای روزی سرگذشت این بانوی ارجمند را به رشته تحریر درآورد.
کتاب ترکیبی از اتوبیوگرافی نیمه تمام مانده خانم پارسای، یادداشتهای به جامانده از سالهای پس از وزارت ایشان، دفاعیات دادگاه او و نوشتههای نویسنده برای تکمیل زندگینامه خانم پارسای است. نوشتار کتاب به غایت بد، شلخته و پر اشکال است. واقعا جای تاسف دارد که تنها کتابی که درباره خانم پارسای وجود دارد، ویرایش اصولی نشده است. حتی فونت و صفحهبندی کتاب پر از ایراد است. طبعا مسئولیت اشکالات این چنینی همه بر عهده خانم منصوره پیرنیا(نویسنده) و همسرشان که ویرایشگر کتاب بودند، است ولی این اشکالات بسیار خواندن کتاب را دشوار کرده و از ارزش محتوای آن کاسته است. محتوای کتاب برای من بسیار جالب بود.خواندن کتاب همزمان با ماجراهای اخیر (انقلاب مهسا و حواشی مرتبط با تشکیل ائتلاف) جذابیت محتوا را برای من بیشتر کرد. کتاب مفصل درباره حزب ایران نوین و رستاخیز، نقش ساواک در گزارشسازی علیه خانم وزیر، بهاییستیزی جامعه، رشد اسلامگرایی، فاصله گرفتن محمدرضا پهلوی از واقعیتهای جامعه در اواسط دهه پنجاه و نقش طرفداران افراطی سلطنت در این ایام صحبت کرده است. از تکاندهندهترین بخشهای کتاب، قسمت بعد از انقلاب است که خانم پارسای تا مدتهای واقعا امیدوار بودند که دادگاههای انقلاب عادلانه باشند و احتمالا یکی از مهمترین دلایلی بود که از ایران خارج نشدند. تصویر اعدام ایشان و آنچه بر ایشان و خانوادهشان گذشت، حتی با وجود نوشتار بد کتاب بسیار دردناک بود. واقعا امیدوارم نویسنده دیگری با استفاده از این اسناد و سایر اسناد بتوانند کتاب بهتری درباره زندگی پربار ایشان بنویسند. یادشان گرامی.