What do you think?


Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
September 22, 2026
خود داستان «آه و دم» که درواقع داستان خیلی بلندی بود، چیزی نداشت جز میل به همون بازی های زبان و سجع های خنک و تفننی کاظم رضا.
منتها اگه یک جا باشه که این شکل از زبان بشینه و تاریده بشه در پود محتوا، اونجا داستان «سرنای ناصری» هست که درواقع یک روز از زندگی پادشاهه، که اولهاش نشسته جلوی شاعرانی که دارن در مدحش شعر میگن و بعد میره حرمسرا و بین زنانش و در این بین راجع به قدرت خودش و ظلم و از این حرفها هم تأملاتی داره، که واقعاً این داستان داستان بی نظیریه. زبانش دقیق و به جا و مؤثر استفاده شده و کاملاً میاد به محتوا. مثلاً یه جاش میگه «مظلومین و ستم کشیدگان، با کدّ یمین و عرقِ جبین، با خون و اشک و تحمل خود، بنای ظلم و تجمّل را در طول اعصار بالا برده اند.» که جملۀ جالبی در اومده خدا وکیلی. خلاصه که همین یه داستان برای من کافی بود که بگم کاظم رضا، بخشیدمت برای اون چیزهای دیگه ای که نوشتی.
بعد یه داستان داره به نام «نعل و پاشنه» که به حد غریب و عجیبی اوصاف اروتیک داره توش. راجع به یه یاروئه که میره بازار و شروع میکنه به دید زدن زنان و اوصافش رو میگه.
مثلاً یه تکه رو میارم این پایین و برای اینکه سوء تفاهم نشه میگم که اینجا داره توضیح میده که زنان رفتن کفش فروشی کفش بخرن و فروشنده ها دارن کفشهای مختلف رو امتحان میکنن به پاهاشون:
اوصاف این شکلی زیاد داره تو دو داستان بالا.
داستان آخر هم که «شمایل» نام داره وصف مراسم تعزیه و شمایل گردانیه.
کلاً کاظم رضا توی این کتاب داستان رو فروکاهیده به وصف و از پیرنگ خالی کرده. این کار در داستانی مثل «سرنای ناصری» کاملاً جواب داده و درست در اومده. در «آه و دم» خیلی شخصی باقی مونده و در حد بازیهای زبانی منشیانه مونده. توی «نعل و پاشنه» باز این زبان بازیگوش هماهنگی هرچند نیم بندی پیدا کرده با محتوای بازیگوش. و در «شمایل» هم مثل «آه و دم». اینجور خلاصه.
منتها اگه یک جا باشه که این شکل از زبان بشینه و تاریده بشه در پود محتوا، اونجا داستان «سرنای ناصری» هست که درواقع یک روز از زندگی پادشاهه، که اولهاش نشسته جلوی شاعرانی که دارن در مدحش شعر میگن و بعد میره حرمسرا و بین زنانش و در این بین راجع به قدرت خودش و ظلم و از این حرفها هم تأملاتی داره، که واقعاً این داستان داستان بی نظیریه. زبانش دقیق و به جا و مؤثر استفاده شده و کاملاً میاد به محتوا. مثلاً یه جاش میگه «مظلومین و ستم کشیدگان، با کدّ یمین و عرقِ جبین، با خون و اشک و تحمل خود، بنای ظلم و تجمّل را در طول اعصار بالا برده اند.» که جملۀ جالبی در اومده خدا وکیلی. خلاصه که همین یه داستان برای من کافی بود که بگم کاظم رضا، بخشیدمت برای اون چیزهای دیگه ای که نوشتی.
بعد یه داستان داره به نام «نعل و پاشنه» که به حد غریب و عجیبی اوصاف اروتیک داره توش. راجع به یه یاروئه که میره بازار و شروع میکنه به دید زدن زنان و اوصافش رو میگه.
مثلاً یه تکه رو میارم این پایین و برای اینکه سوء تفاهم نشه میگم که اینجا داره توضیح میده که زنان رفتن کفش فروشی کفش بخرن و فروشنده ها دارن کفشهای مختلف رو امتحان میکنن به پاهاشون:
اوصاف این شکلی زیاد داره تو دو داستان بالا.
داستان آخر هم که «شمایل» نام داره وصف مراسم تعزیه و شمایل گردانیه.
کلاً کاظم رضا توی این کتاب داستان رو فروکاهیده به وصف و از پیرنگ خالی کرده. این کار در داستانی مثل «سرنای ناصری» کاملاً جواب داده و درست در اومده. در «آه و دم» خیلی شخصی باقی مونده و در حد بازیهای زبانی منشیانه مونده. توی «نعل و پاشنه» باز این زبان بازیگوش هماهنگی هرچند نیم بندی پیدا کرده با محتوای بازیگوش. و در «شمایل» هم مثل «آه و دم». اینجور خلاصه.
August 13, 2026
دیگر نفس ندارم- از گذران عمری دراز در کارهای پست. دست، پینهبسته؛ رو، تاریک؛ طبع، تَعَبکشیده؛ عَصَب، صعب است.
هنوز بهتزدهام از عرضِ رنج و طولِ دلهره.
به خودم میگویم: این دیگر چهجور مشق مشقّت بود؟ یک حیاتِ راکد و بیات، یعنی جز با خوابی چنین پُر خیز و اُفت، به مُفت نمیارزید؟
گیرِ تعبیرم.
دارم فکر میکنم این خوابِ پُردلی بود یا خوابِ دِلپُری؟
-آه و دَم-
کاظم رضا
هنوز بهتزدهام از عرضِ رنج و طولِ دلهره.
به خودم میگویم: این دیگر چهجور مشق مشقّت بود؟ یک حیاتِ راکد و بیات، یعنی جز با خوابی چنین پُر خیز و اُفت، به مُفت نمیارزید؟
گیرِ تعبیرم.
دارم فکر میکنم این خوابِ پُردلی بود یا خوابِ دِلپُری؟
-آه و دَم-
کاظم رضا
September 15, 2023
در این مجموعه چهار داستان از کاظم رضا جای داده شده بود که پیشتر در نوشتا و این شماره با تأخیر و لوح چاپ شده بودند اما خب کنار هم گذاشتن آن مجلهها برای همه ممکن نیست.
چهار داستان : آه و دم/ سرنای ناصری/ نعل و پاشنه/ شمایل
داستان شمایل اگر در تنهایی یا جمع بلندخوانی شود لذتی صدچندان به شما خواهد داد. علاوه بر رعایت و دقت در پیرنگ، نثر فاخر و مطنطن، رضا کاظم در جای جای این داستان نیش و کنایههایی در لفافه به ساختارِ روایتی که دستآویز قرار داده میزند که نگفتنیست.
آن شخصیت تاریخی را چنان جلوه میدهد که تمام زحمات هزار و اندی سالهی حوزویان و امثالشان را برای نشان دادن مهربانی و گذشت و عطوفتِ «آن شخص» به باد فنا میرود!
چهار داستان : آه و دم/ سرنای ناصری/ نعل و پاشنه/ شمایل
داستان شمایل اگر در تنهایی یا جمع بلندخوانی شود لذتی صدچندان به شما خواهد داد. علاوه بر رعایت و دقت در پیرنگ، نثر فاخر و مطنطن، رضا کاظم در جای جای این داستان نیش و کنایههایی در لفافه به ساختارِ روایتی که دستآویز قرار داده میزند که نگفتنیست.
آن شخصیت تاریخی را چنان جلوه میدهد که تمام زحمات هزار و اندی سالهی حوزویان و امثالشان را برای نشان دادن مهربانی و گذشت و عطوفتِ «آن شخص» به باد فنا میرود!
Read
November 6, 2024سخته رای دادن بهش. کتاب با زبان و فرم و کلمه پیرنگ ساخته. هر چند همه چیز در نهایت فرمه و فرم. اما بعضن پیش اومد که دیدم از معنی خالی شده. اما راه درستی میره، بهتر از تمام ویترین پرکُنهای حالِ حاضر. ادبیات رو میدونه چیه، اما اینکه چطور استفادهش میکنه-خوب یا بد؟!- نمیدونم، باید بازخوانیش کنم.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews




