Jump to ratings and reviews
Rate this book

شعر سکوت

Rate this book
شعر سکوت: گزیده شعرهای منتشر نشده سال های 1345 - 1350

378 pages, Paperback

Published January 1, 2005

2 people are currently reading
74 people want to read

About the author

بیژن جلالی

16 books78 followers
بیژن جلالی در سال ۱۳۰۶ در تهران متولد شد. خانوادهٔ او در اصل تفرشی بودند. زندگی مشترک پدر و مادر او خیلی دوام نداشت. بیژن نزد پدرش در آلمان ماند.
او پس از چندی به تهران برگشت و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران گذراند. از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۳۱ در رشتهٔ فیزیک دانشگاه تهران و چند سالی را در رشتهٔ علوم طبیعی دانشگاه‌های تولز و پاریس درس خواند. علاقه او به شعر و ادبیات او را وادار کرد تا در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران ثبت‌نام کند و لیسانس خود را در همین رشته بگیرد. جلالی از سال ۱۳۲۵ مشاغل مختلفی را تجربه کرد: تدریس انگلیسی، کار در موزه مردم شناسی وزارت فرهنگ، کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز و…و سپس در سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
او از سال ۱۳۴۰ اشعار خود را به چاپ سپرد. جلالی هیچ‌گاه ازدواج نکرد و در تنهایی شعر خواند و شعر گفت.
او چند روزی پس از نیمهٔ آذرماه ۱۳۷۸ دچار سکتهٔ مغزی شد و روز جمعه ۲۴ دی‌ماه و در ۷۲ سالگی از دنیا رفت.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
14 (22%)
4 stars
13 (20%)
3 stars
27 (43%)
2 stars
4 (6%)
1 star
4 (6%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
September 6, 2016

کتابم را تقدیم کسانی می کنم
که تنها زندگی می کنند
درحاشیۀ همه چیز
و درحاشیۀ مرگ
ولی دانسته و ندانسته
در خانۀ زیبائی هستند
کاش ایشان را از این
خانه یاد می آمد
کاش می دانستند
درچه خانه زیبائی
هستند

***

من موجودی هستم
ماقبل تاریخی
نظیر یکی از ماموت های
پشمالو
یا یکی از خزندگان بی تناسب
دوران دوم
ولی امیدوارم که نژاد من
از بین نرود
زیرا تاریخ
همیشه به موجودات ماقبل تاریخ
احتیاج دارد.

***

به خاطر تو
به جهان خواهم نگریست
به خاطر تو
ازدرختان
میوه خواهم چید
به خاطر تو
راه خواهم رفت
و به خاطر تو
با مردمان سخن
خواهم گفت
به خاطر تو
خودم را دوست خواهم
داشت

Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
July 22, 2016
کاش تو نام خود را
هرگز
بر زبان ما
نمی‌راندی
و ما از گزند
خوبی تو
در امان بودیم
و به دوزخ خویش
می‌ساختیم

ولی افسوس که تو
در خوبی کردن
از خود بی‌خودی
و در مقابل بدی
چون ما
ناتوانی
Profile Image for Mohsen.khan72.
327 reviews45 followers
October 24, 2017
از عمر گذشته
آنچه مانده است
فقط
شادی است شادی است
و شادی
و دیگر هیچ نیست
مگر جای پای عمر رفته
بر ساحل ناپایدار
جهان
Profile Image for Soody.
18 reviews
Read
January 27, 2015
جهان برای من
چون کوزه شکسته ای
شده است
و خداوند
که شراب گوارای کوزه بود
بر خاک تیره
فرو رفته است
Profile Image for SA®A .
317 reviews384 followers
July 2, 2013

...
شب رفتنی است

شب رفتنی است
و روز خاهد شد
و تا شب دیگر
از دروازه روز
درون شویم
زیرا نه در شب
و نه در روز
مرا آرامی نیست
181 reviews
September 5, 2014
رود عزیز
آن روز که تازه
از کوهستان آمده بودی
و هنگام پیچیدن پشت
تپه ای
یکدیگر را دیدیم
آن روز را به خاطر
....

Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.