Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “کاشفان فروتن شوکران” as Want to Read:
کاشفان فروتن شوکران
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

Read Book* *Different edition

کاشفان فروتن شوکران

4.2  ·  Rating details ·  521 Ratings  ·  17 Reviews
عنوان: کاشفان فروتن شوکران - مجموعه شعر؛ شاعر: احمد شاملو؛ تهران، ابتکار، 1359؛ در 52 ص؛ چاپ دوم 1363؛ موضوع: شعر شاعران معاصر ایرانی قرن 20 م
Paperback, 52 pages
Published 1980 by تهران، ابتکار، 1359
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about کاشفان فروتن شوکران, please sign up.

Be the first to ask a question about کاشفان فروتن شوکران

Community Reviews

(showing 1-10)
Rating details
Sort: Default
|
Filter
Ahmad Sharabiani
Kashefane Forootane Shokaran, Ahmad Shamlu
تاریخ نخستین خوانش: ژانویه سال 1977 میلادی
عنوان: کاشفان فروتن شوکران - مجموعه شعر؛ شاعر: احمد شاملو؛ تهران، ابتکار، 1359؛ در 52 ص؛ چاپ دوم 1363؛ موضوع: شعر شاعران معاصر ایرانی قرن 20 م
اشک رازی ست - لبخند رازیست - عشق رازی ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی - نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی - یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم مرا فریاد کن
درخت با جنگل سخن میگوید - علف با صحرا - ستاره با کهکشان
و من با تو سخن میگویم
نامت
...more
ZaRi
Sep 17, 2015 added it
Shelves: poem
از عموهايت
نه به خاطر آفتاب نه به خاطر حماسه
به خاطر سايه ی بام کوچکش
به خاطر ترانه ئی
کوچک تر از دست های تو
نه به خاطر جنگل ها نه به خاطر دريا
به خاطر يک برگ
به خاطر يک قطره
روشن تر از چشم های تو
نه به خاطر ديوارها – به خاطر يک چيز
نه به خاطر همه انسان ها – به خاطر نوزاد دشمنش شايد
نه به خاطر دنيا – به خاطر خانه تو
به خاطر يقين کوچکت
که انسان دنيائی است
به خاطر آرزوی يک لحظه ی من که پيش تو باشد
به خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگ من
و لب های بزرگ من
بر گونه های بی گناه تو
به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو ه
...more
Sara Alaee
Feb 02, 2015 rated it really liked it
Shelves: poetry
اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
.اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نيستم که بگوئی
نغمه نيستم که بخوانی
صدا نيستم که بشنوی
يا چيزی چنان که ببينی
... يا چيزی چنان که بدانی
من درد مشترکم
.مرا فرياد کن

درخت با جنگل سخن می گويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گويم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
،قلبت را به من بده
من ريشه های ترا دريافته ام
با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام
و دست هايت با دستان من آشناست
...
ZaRi
از عموهايت
نه به خاطر آفتاب نه به خاطر حماسه
به خاطر سايه ی بام کوچکش
به خاطر ترانه ئی
کوچک تر از دست های تو
نه به خاطر جنگل ها نه به خاطر دريا
به خاطر يک برگ
به خاطر يک قطره
روشن تر از چشم های تو
نه به خاطر ديوارها – به خاطر يک چيز
نه به خاطر همه انسان ها – به خاطر نوزاد دشمنش شايد
نه به خاطر دنيا – به خاطر خانه تو
به خاطر يقين کوچکت
که انسان دنيائی است
به خاطر آرزوی يک لحظه ی من که پيش تو باشد
به خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگ من
و لب های بزرگ من
بر گونه های بی گناه تو
به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو ه
...more
baQer (BFZ)
Oct 31, 2016 rated it it was amazing
Shelves: poem, iranian

هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد

-----------------------------------------

اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود

---------------------------------------------

قصه نيستم که بگوئی
نغمه نيستم که بخوانی
صدا نيستم که بشنوی
يا چيزی چنان که ببينی
يا چيزی چنان که بدانی
من درد مشترکم
مرا فرياد کن

--------------------------------------------

نگاه کن
چه بزرگوارانه در پای تو سر نهاد
آنکه مر
...more
Saman Kashi

هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگر چه دستانش، از ابتذال، شکنندهتر بود
هراس من - باری - همه از مُردنِ در سرزمینی است
که مُزدِ گورکن
از آزادیِ آدمی
افزون باشد
.
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
با رویی پی افکندن

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

...more
حجت
Mar 24, 2017 rated it it was amazing
یک عالمه خلسه ی جدا مانده از اصل خویش و دربند خویش که مرا گر خود نبود اين بند، شايد بامدادی همچو يادی دور و لغزان
می گذشتم از تراز خاک سرد پست
Saman Kashi
به خاطر سنگفرشی که مرا به تو میرساند
نه به خاطر شاهراههای دوردست
به خاطر ناودان، هنگامی که میبارد
به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطر جارِ بلند ابر در آسمانِ بزرگ آرام...
...more
Ali
Dec 16, 2007 rated it liked it  ·  review of another edition
Shelves: poems-collection
در کمتر فرهنگی دیده ام که یک کتاب، اینقدر بی شناسنامه باشد، که در فارسی.
گاه تاریخ انتشار ندارد، گاه معلوم نیست چاپ چندم است، گاه اسم ناشر نیست، گاه اسم نویسنده درست نوشته نشده، گاه ... چند تا از این اشکالات توام است ... و این یکی نه تنها تاریخ انتشار ندارد، بلکه شماره ی صفحه هم ندارد.
یعنی ما آنقدر از فرهنگ کتاب دوریم، که نمی دانیم هر کتابی باید یک شناسنامه ی کامل داشته باشد.
اشعار این مجموعه را در سال های متفاوت در مجموعه های دیگر شاملو، "آیدا، درخت ..."، "دشنه در دیس"، "باغ آینه"، هم دیده ایم. ت
...more
Saman Kashi
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود
.
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بشنوی

من درد مشترکم
مرا فریاد کن

.
...more
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • نشانی‌ها
  • سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
  • تولدی‌ دیگر
  • آرش کمانگیر
  • سلام، خداحافظ
  • از این اوستا
  • صدای پای آب
  • شعر زمان ما - احمد شاملو
  • غزلیات سعدی
  • مجموعه کامل اشعار
  • از ترمه و تغزل
  • دو منظومه
  • ابر و کوچه
  • کبریت خیس
  • پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی
  • تو را دوست دارم چون نان و نمک
6904638
از ویکی پدیای فارسی
احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس ایرانی و از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام میشد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زن
...more
More about احمد شاملو...
“...بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار” 24 likes
More quotes…