یکتا کوپان، متولد ۱۹۶۸، نویسندهٔ مشهور ترکیهای است که تاکنون از او نزدیک به ۲۰ کتاب به چاپ رسیده است. کوپان شهرت و محبوبیت فراوانی دارد و آثار او با استقبال خوب خوانندگان مواجه شده است. طرز تهیهٔ تنهایی در آشپزخانهٔ عشق اولین کتابی است که از این نویسنده به فارسی منتشر میشود. این کتاب در سال ۲۰۰۲ برندهٔ جایزهٔ ادبی «سعید فائیک» شده است. کوپان دریافت جوایز ادبی «هالدون تانر» و «یونس نادی» را نیز در کارنامه دارد. «اگر جعبهٔ مدادشمعی سی و دو رنگم را داشتم، شاید میتوانستم همه چیز را از اول بکشم. زندگی را جوری رسم میکردم که دلم میخواست.» از متن کتاب
Yekta Kopan (d. 1968, Ankara), Türk yazar, seslendirme sanatçısı ve televizyon sunucusudur. Sesi Jim Carrey, Michael J. Fox, çizgi film karakteri Sylvester ve Buz Devri (film) animasyon karakteri Sid ile özdeşlemiş bir seslendirmecidir. Aşk Mutfağından Yalnızlık Tarifleri adlı öykü kitabı 2002 Sait Faik Hikaye Armağanı'na, Bir de Baktım Yoksun adlı öykü kitabi ise 2010'da hem Haldun Taner Öykü Ödülü’ne, hem de Yunus Nadi Öykü Ödülü'ne değer görülmüş bir öykücüdür. NTV televizyon kanalında her gün yayınlanan “Gece Gündüz” adlı kültür-sanat programının sunuculuğunu yapmaktadır.
سلام. خب این کتاب اولین کتاب از یک نویسنده ی ترکی بود که خوندم. نمیدونم چرا تاحالا سمت نویسندگان ترکیه نرفته بودم. عجیب بود:)
این کتاب شامل چند داستان کوتاه میشه. داستان های توی کتاب خیلی خیلی زیبا بودن. داستان ها اکثرا درباره ی عشق و خانواده بود و یه جوری بود که با مغز و قلب آدم بازی میکرد. داستان ها یه تم غمگین دارن و بسیار تاثیر گذار بودن. درکل کتاب خیلی قشنگی بود و بیشنهاد میکنم حتما بخونید ❤
این کتاب شامل ۹ تا داستان کوتاه از ادبیات ترکیه است و همهی داستانها مضامین مشترکی دارن؛ شخصیتهایی که بیشترشون نویسنده یا روزنامهنگارند، و همگی از رابطهی عاطفیای که درگیرشن صحبت میکنند. داستان «طرز تهیه تنهایی در..» و «جادوگر درخت سیب» رو خیلی دوست داشتم و بنظرم فوقالعاده بودن. اما سطح داستانها یکسان نیست و بعضی حتی پایینتر از معمولین. امتیازم ۳/۵ ستاره.
این دومین کتاب از ادبیات و نویسندههای ترکیه بود و نمیدونم چرا تا به حال سراغشون نرفتم. به نظر میاد که میتونم دوستشون داشته باشم. این کتاب مجموعهای از چند داستان کوتاهست. خیلی احساسات کرکترها رو دوست داشتم. با اینکه کرکترهای داستانها نقاط مشترکی داشتند ولی کاملا آدمهای متفاوت و شخصیت و احساسات متفاوتی داشتن و این برام خیلی جالب و زیبا بود که نویسنده تونسته بود اینقدر دقیق و ظریف اونها رو خلق کنه و بهشون شخصیت مجزایی ببخشه. خیلی داستانها و عواطف شخصیتها رو دوست داشتم و خوندنش بهم حس خوب و آرومی داد. میتونین بذارینش توی جیبتون و توی وقتهای مُرده یا مترو و اتوبوس بخونین و لذت ببرین.
《روزهاى شادى را مىگذرانيم. لذت با هم بودن را تا زمان جوش آمدن تندتند با تمام مراحل زندگی مخلوط میکنیم. دوستان را به رابطه اضافه میکنیم. سينما میرويم. بيرون كه میآییم، چيزی از فيلم يادمان نیست. فقط گرمای دستی را حس میکنیم كه تمام مدت توى دستمان بوده. وعده و وعيد میدهيم و وقتى حسابی زير فشار وعدهها له شديم، دروغها را اضافه میکنیم. هروقت خوشبختى شروع به قلقل كرد، شعله زير رابطه را خاموش میکنیم و میگذاریم مدتى به حال خود بماند. وقتى به دمای اتاق رسيد، ادويههایی مثل حسادت ودعوا را به ميزان دلخواه اضافه میکنيم. در صورت تمایل، میتوان خيانت را هم به آن اضافه كرد. وقتى رابطه كاملا سرد شد، آن را همراه با اشک سرو میكنيم.》
کتاب سال 2002 برنده ی جایزه ی ادبی سعید فائیک شد کوپان دریافت جوایز ادبی هالدون تانر و یونس نادی را نیز در کارنامه دارد _ این کتاب اولین کتابی که از یک نویسنده ترکیه ای میخونم و تااخر ادامه اش میدم هیچ وقت بافرهنگ کره وترکیه نتونستمارتباط برقرار کنم اما این کتاب نسبتا کتاب خوبی بود _____ کتاب از۹تاداستان کوتاه تشکیل شده که تمام داستان ها متشکل از توصیف تنهایی انسان نوین و دلمشغولیش در مورد عشق،خانواده،خاطرات وکودکی است _____ داستان زندگی انسانهای خیانت دیده که درعلت این اتفاق دست وپا میزنن یاانسان هاییکه به طور اتفاقی بعد سال ها کنکاش متوجه میشن فرزند خانواده ای نیستن یا انسان هاییکه در ابراز عشق هر بار سراغ ادمهای اشتباهی رفتند داستان در موردادمهایی مثل همه ی ماست که گاهی عمیقا تنهاییم یامیترسیم یااعتمادبه نفس کافی برای ادامه زندگی نداریم __ بین این ۹ داستان بلاخره حداقل با یکی از داستان ها همزادپنداری خواهید کرد چند دیالوگ باکتاب : .🧒🏻👶🏻🧓🏻👧🏼👱♀️ تنهایی آب پز برای دو نفر مواد لازم: دو تا آدم، یک رابطه طرز تهیه: روزهای شادی را میگذرانیم لذتی راکه از با هم بودن داریم تا رسیدن به مرحله جوش باتمام مراحل زندگی تند تند مخلوط میکنیم دوستان را به رابطه اضافه میکنیم سینما میرویم،بعد از خروج از سینما چیزی از فیلم یادمان نیست، فقط گرمای دستی که تمام مدت فیلم توی دستمان بوده باقی مانده وعده و وعید میدهیم وقتی زیر فشار وعدهها خوب له شدیم،دروغها را اضافه میکنیم وقتی خوشبختی شروع به قلقل کرد،شعله زیر رابطه راخاموش میکنیم ومیگذاریم مدتی به حال خود بماند وقتی به دمای اتاق رسید،به میزان دلخواه ادویههایی مثل حسادت ودعوا اضافه میکنیم در صورت تمایل میتوانیم خیانت هم اضافه کنیم وقتی رابطه کاملا سرد شد،همراه اشکِ چشم سرو میکنیم:) ___ اگر جعبه ی مداد شمعی سی و دو رنگم راداشتم،شاید میتوانستم همه چیز را از اول بکشم زندگی را جوری رسم میکردم که دلم میخواست 👩🏻👩🏻🦰👱🏻♂️👨🏾 ___ تنهایی مطلق برای یک نفر مواد لازم:یک نفر، ورود به روابط متفاوت هر چه بیشتر،بهتر طرز تهیه: امکان تهیهاش توسط مرد یا زن وجود دارد چون زمان زیادی نیاز داردو تهیهاش مشکل است و مهارت زیادی میخواهد آماده کردنش در مقایسه با انواع دیگر تنهایی، سختتر، اما به همان میزان خوشمزهتر است
کتاب جالبی بود .نیمه اولی کتاب در حدی خوب بود که میخواستم ۵ ستاره بدم ولی بعضی از داستانا یکم ناامیدم کرد . کتاب به حد زیادی غمگین بود اما نه طوری که رو مخ آدم بره ،جنس ناراحتیش مثل خود آدم میمونه به خاطر همین خیلی راحت میشه باهاش ارتباط برقرار کرد. نمیدونم چرا بعضی جاها فک میکردم داستان ها بهم متصله شاید به خاطر این بود که راوی داستان ها شخصیت های خیلی شبیه بهم داشتند . با بعضی داستان ها خندیدم با بعضیا اعصابم خورد شد و حتی با داستان دکمه قرمز کمی هم اشک ریختم. جز بهترین کتاب های داستان کوتاه هست و حتما به دوستام پیشنهاد میدم بخوننش.
کتاب حال و هوای خاصی داشت و بعضی از داستانهاش واقعاً به دلم نشستن؛ اونهایی که حس تنهایی یا دلبستگی رو خیلی ساده و دقیق توصیف کرده بودن. بعضیهاش هم انگار یه جوری بودن و زیاد باهاشون ارتباط نگرفتم... در کل، تجربهی بدی نبود. شاید کتابی نباشه که همهی داستانهاش رو بخوام دوباره بخونم، ولی همون چند تایی که دوست داشتم، برام کافی بودن تا از خوندنش پشیمون نباشم.
Bu kitap nasıl Sait Faik hikaye armağanını almış hayret doğrusu. Bu öykülerden çok çok daha iyi onlarca blog yazısı okumuşumdur. Kurgusu farklı desem değil, yazarın tarzı farklı desem değil, anlattığı şeyler çok orijinal desem hiç değil. Kuru bir şey. Nıç. Olmamış.
Yekta Kopan'i ve o naif kalemini seviyorum. Arada bunaldigimda onu okumak iyi geliyor. Bu kitaptaki oykuleri de sevdim. Butun oykulerinin farkli bir yanini sevdim. Mesela kitaba adini veren "Ask Mutfagindan Yalnizlik Tarifleri" isimli oykudeki kahramanin naifligini ve saf askini sevdim. Raki, Su ve Buz isimi oykudeki kahramanin tiyatro tutkusunu, Oyun Evinin ve Yayinlanmamis Bir Soylesi'nin siradisi oykusunu, Maskeli Suvari'deki amcanin yalnizligini, Dus Es'teki baba ogul iliskisini... Kisacasi hepsini ayri ayri sevdim. Kalemine ve yuregine saglik Yekta Abi.
دوست من!ممنونم که با سکوتت به من آموختی رها کردن و رفتن هم میتواند مسحور کننده باشد. #طرز_تهیه_تنهایی_در_آشپزخانه_عشق #یکتا_کوپان #ترجمه#مژده_الفت 📝بخونیم و تنهاییمون رو با آدمهایی مثل خودمون سهیم بشیم☺️کتاب شامل مجموعه داستان بود و به نظرم خوب بود
قسمتي از داستان كوتاه: "نزديك سال نو بود كه يكشب تصميم گرفتم براي جلب توجه فيگن چيزي بنويسم، آن شب ولو شده روي كاناپه ي حال شروع كردم به خواندن كتابي كه آن را از نوك برج برداشته بودم، عاشق اين هستم به ستون كتاب هاي تلمبار شده روي ميز بگويم"برج هاي قصر" يك برج شامل كتابهايي كه دارم همزمان ميخوانم، برج بعدي در بر گيرنده ي كتابهايي كه در صف انتظارند( هر هفته دو سه كتاب ميخرم) و يك برج هم ساخته از كتاب هايي كه دوست دارم هميشه دم دستم باشند( گفتن ندارد كه اين برج از همه بلندتر است). من هم شهسواري هستم كه برج ها را مثل كف دستش ميشناسد. شهسوار معتمد پادشاه و در خفا عاشق شاهزاده" . متن فوق كه براي كتابخوان ها صحنه اي ملموس است و به سادگي و زيبايي به تصوير كشيده شده است، قسمتي از اولين داستان كوتاه اين مجموعه است كه مثالي از اين مجموعه خواندني است و هر داستان آن با قلم زيبا و فضايي ملموس خواننده را به وجد مي آورد. اين مجموعه مانند هديه اي به ذهن ما در لابلاي كتابهاي جدي و سختي است كه ميخوانيم و يك مجموعه خوب براي هديه دادن و علاقه مند كردن ديگران به مطالعه است. . يكتا كوپان نويسنده ي ترك زبان با اين مجموعه برنده ي جايزه ي ادبي در تركيه شده و از او كتاب تفريحات خانوادگي هم به زبان فارسي ترجمه شده است . اين مجموعه شامل نه داستان كوتاه با ترجمه اي روان و خواندي است.
تا حالا ازنویسندگان ترک کتاب داستان نخونده بودم. تجربه ی خوب و نزدیک به زندگی روزمره بود. تجربیاتی که شاید همه در زندگی داشته ایم و به قلمی شبیه به افکار تک تک مان توصیف شده بود. نمیدونم چرا ولی بی ربط در وسط کتاب یاد شعرهای ناظم حکمت میفتادم. پ.ن یک صفحه ۱۷: تنهایی بخارپز برای دونفر مواد لازم: دو آدم،یک رابطه روزهای شادی را می گذرانیم.لذت با هم بودن را تا زمان جوش آمدن تند تند با تمام مراحل زندگی مخلوط میکنیم.دوستان را به رابطه اضافه میکنیم.سینما می رویم.بیرون که می آییم،چیزی از فیلم یادمان نیست.وعده وعید می دهیم وقتی حسابی زیر فشار وعده ها له شدیم دروغ ها را اضافه میکنیم..الی آخر. پ.ن دو: به نظرم جناب کوپان به نحو احسنت تنهایی را تجربه کرده و دلچسب به رخ کشیده .آدم با این کتاب عاشق تنهایی می شود.
به این کتاب پنج ستاره میدم چون خیلی خیلی دوستش داشتم. این اولین کتابیه که از یک نویسندهی ترک میخونم و برای منی که گرمای فرهنگ ترکها رو دوست دارم کتاب شیرین و زیبایی بود. کتاب به دغدغههای انسانها میپردازه و از زندگی و گذرش، سختیها و زیباییهاش صحبت میکنه و این سلیقهی منه. زندگی عادی و معمولی رو روایت کردن و از درونش نکته و روش و نشونه پیدا کردن سلیقهی منه و این کتاب باب سلیقهی من بود. ضعفهایی هم داشت؛ دو داستانش پایانبندیهای ضعیفی داشتن و پرداخت جزئیات در داستانها اونقدر گیرا و جذاب نبود که نتونی ازشون رد شی و بخوای ریز به ریز فضا و حرکات و اتفاقات رو بفهمی. راستی، من داستان کوتاه دوست ندارم و با این حال جذب این کتاب شدم پس توصیه میکنم بخونیدش و از توصیف روابط آدمها اون هم به این سادگی و زیبایی لذت ببرید.
دوستارهونیم در واقع! باید اعتراف کنم راجع به کتاب که موقع خرید، گول عنوان جذابش رو خوردم. برام یادآور «مثل آب برای شکلات» بود که خدا میدونه چقدر دوستش داشتم.. مجموعهی داستانهای کوتاهی که نمیفهمیدم هدفم از خوندنشون چیه.. یکی دوتا رو تا حدی دوست داشتم، ولی باقی رو نه. حالا دیگه با خوندن یک مجموعه داستان از این نویسنده، و یک رمان، میتونم بفهمم که دیگه نباید شخصا سراغش برم!
این کتاب رو از اپلیکیشن فیدیبو خریده بودم. خوندنش حدود سه ساعت طول کشید. کتاب شامل چند تا داستان کوتاهه با موضوعات مختلف که اسم کتاب هم اسم یکی از داستان های کتاب هست. من از بین داستان های کتاب، داستان طرز تهیه ی تنهایی در آشپزخانه عشق، سوارکار نقابدار، چشم انداز پل رو دوست داشتم. بقیه ش هم بد نبود. موضوع داستانای کتاب یا درباره رابطه های عاشقانه و جدایی ها بود، یا موضوع خانوادگی داشت، یا درباره روابط دوستانه بود. این کتاب سومین کتاب ترکیه ای هست که خوندم.
فضاسازی و جهان خوبی را میسازد اما جز دو یا سه داستان نمیتواند روایتپردازی و پایانبندی خوبی داشته باشد. اما بیشتر داستانها روایتی بدیع و نو داشتند.
《تنهایی بخارپز برای دو نفر مواد لازم: دو آدم، یک رابطه
روزهای شادی را میگذراندیم. لذت باهم بودن را تا زمان جوش آمدن تندتند با تمام مراحل زندگی مخلوط میکنیم. دوستان را به رابطه اضافه میکنیم. سینما میرویم. بیرون که میآییم، چیزی از فیلم یادمان نیست. فقط گرمای دستی را حس میکنیم که تمام مدت توی دستمان بوده. وعده و وعید میدهیم و وقتی حسابی زیر فشار وعدهها له شدیم، دروغها را اضافه میکنیم. هر وقت خوشبختی شروع به قلقل کرد، شعلهی زیر رابطه را خاموش میکنیم و میگذاریم مدتی به حال خود بماند. وقتی به دمای اتاق رسید، ادویههایی مثل حسادت و دعوا را به میزان دلخواه اضافه میکنیم. در صورت تمایل، میتوان خیانت را هم به آن اضافه کرد. وقتی رابطه کاملا سرد شد، آن را همراه با اشک سرو میکنیم.》
اولین نوشتهای که تو متن کتاب به دلم نشست کتاب تشکیل شده از چندین دستان کوتاه که همشون راجب تنهایی و زندگی آدمهای مختلف هست روایت میشه که جذابتترین اونها به نظرم همین داستان اول هستش که راجب یک نویسنده نقل میشه و متن بالا رو یک کارت پستال قبل از بدرقه کردن رفیقش مینویسه و چندین نوع مختلف تنهایی دیگ در کل ماهیت داستان شرح انواع حس تنهایی در آدمها هستش که با توجه به شرایط فعلی خوب تونستم درکش کنم و با کلماتش اخت بشم و شاید اگر تو حالت دیگهای بودم و اتفاقات جور دیگری رقم میخورد به این اندازه باعث لذت بردن از این کتاب نمیشد. داحل بعضی از داستانهای کتاب چیزهای مردم ترکیه به چشم میخورد که نمونه بارزش راکی بود که یکی از شخصیتها تقی به توقی میخورد راکی رو میذاشت وسط و یاد وقتی افتادم که بارون میاد و ندای آقا کی بشینیم از جای جای کلاس درس یا محل کلر به گوش میخوره
در آخر این شعر نیز به دل نشست که خواستم اینجا هم ثبت بشه شاید 《 از من گذشتی ای دلبر شیرین رفتی چو یک رویای بیهمتا
önceki kitabını bitirmeden bu kitaba atlamak yanlıştı belki ama diğer kitaplarını okuyup okumayacağıma karar vermem gerekiyordu, buradaki öyküler daha akıcı daha ilgi çekiciydi, bu kitap nedeniyle okumaya devam edeceğim...
"آدم فقط یه بار عاشق میشه. اگه همیشه موقع نگاه کردن به آینه چهرهی طرف رو ببینی، یعنی کار تمومه. وقتی هم گذاشت و رفت، اگه توی ایستگاه آخر هر مسیری اون رو ببینی، یعنی کار خودت تمومه." #طرز_تهیه_تنهایی_در_آشپزخانه_عشق #یکتا_کوپان #aşkmutfağindanyalnızlıktarifleri #yektakopan اول از همه بگم که من اصلا طرفدار داستان کوتاه نیستم و تا اونجایی که یادم میآد خیلیخیلی کم داستان کوتاه خوندم ولی این کتاب از همون صفحهی اولش برام جذاب بود و یکنفس خوندمش. قلم نویسنده حرف نداره و توی تکتک داستانها میشه شخصیتپردازی قوی رو حس و باهاشون ارتباط برقرار کرد. یه سری داستانها رو بیشتر از داستانهای دیگه دوست داشتم ولی هرچی فکر میکنم، درمجموع، کتاب ایرادی نداره. اگه داستان کوتاه دوست دارید یا دوست ندارید حتما خوندن این کتاب رو توی برنامهتون بذارید. پ.ن: ترجمهی کتاب خیلی روون و خوب بود و اذیت نمیکرد.
این کتاب شامل نه داستان کوتاه در مورد تنهایی ادم هاست. خیلی کتاب روون و ساده ای بود.وقت زیادی نمیگرفت.ترجمه هم خیلی خوب بود. من که خیلی خوشم اومد.مخصوصا داستان خانه ی بازی من از این نویسنده قبلا کتاب تفریحگاه خانوادگی رو خوندم.اونو بیشتر دوست داشتم به نظر من ارزش وقت گذاشتن داره بخونید و لذت ببرید