تئاترنویسی سپید: درآمدی بر تئاترنویسی پستمدرنیستی گرچه منتقدان و پژوهشگران بیشماری دربارهی ماهیت و چیستی تئاتر و تئاترنویسی پستمدرنیستی ادعاهایی داشتهاند، اما منابع قابل دفاعی در این زمینه در دست نیست تا با مراجعه به آنها بتوان تصور موثقی از جریان تئاتر پستمدرنیستی - که در این کتاب آن را تئاترنویسی سپید نامیدهام- به دست آورد. این مسئله با ادعای بیتوجهی تئاتر پستمدرنیستی به تئاترنویسی، اصالت و جایگاه متن و ادبیات دراماتیک عمیقتر میشود. از سوی دیگر در انبوهی از منابع و کتب دانشگاهی از ریچارد فورمن به عنوان تئاترنویس و کارگردانی متعلق به جریان تئاتر پستمدرنیستی آمریکا نام برده شده است؛ با اینحال هنوز پژوهشی به شیوهی توصیفی و تحلیلی چگونگی ارتباط تئاتر ریچارد فورمن، کمپانی و جریان تئاتر «آنتولوجیکال-هیستریک» و تئاتر پستمدرنیستی را دستکم به زبان فارسی نکاویده است. از این رو بایسته بود که پژوهشی، فرصت مطالعاتی خود را صرف سازماندهی به تعاریف تئاتر پستمدرنیستی، جایگاه تئاترنویسی در جریان تئاتر پستمدرنیستی و پس آنگاه آثار و سبک ریچارد فورمن میکرد
کتاب تئاترنتویسی سپید نوشته سعیدرضا خوششانس رو از شهر کتاب چشمه خریدم و خوندم. راستش عنوان کتاب جذبم کرد و باعث شد کتاب رو بگیرم و ببینم چطور کتابیه، نویسنده رو نمی شناختم ولی کتاب رو که خوندم دیدم عجب شیوا و روان و استادانه به این موضوع پرداخته. کتاب درباره نمایشتنامه نویسی پست مدرنیستی هست و بسیار شیوا و جالب توضیح داده شده. یک چیز بسیار جالبی که این کتاب داره در بین کتاب نویسنده یک کیو آر کدهایی گذاشته که می تونید باهاشون حین مطالعه فیلم ببینید، موسیقی گوش کنید و غیره که به نظرم ایده بسیار خلاقانه ای بود: به این صورت که مثلا نویسنده داره درباره قطعه پرستش بهار استراوینسکی حرف می زنه شما همون موقع می تونید اون رو بشنوید یا اینکه داره در باره انحدام یک مجتمع مسکونی در امریکا صحبت می کنه و شما می تونید همون مو قع فیلم این انهدام رو ببینید به نظرم یکی از بهترین کتاب های توی این حوزه هست
من هم این کتاب رو خوندم. راستش یکی از بهترین کتابهایی هست که توی حوزه ادبیات نمایشی و نمایشنامه نویسی تا به حال نوشته شده. من البته از نویسنده این کتاب چند نمایشنامه قبلا خونده بودم و زمانی که این کتاب رو روی پیشخون کتاب فروشی دیدم سریع برداشتم. نویسنده با زبانی بسیار جذاب مفاهیم پیچیده فلسفه و هنر پستمدرنیستی رو تشریح کرده و توضیح میده که تئاترنویسی توی گفتمان پستمدرنیستی چه جایگاهی داره. حقیقتش اینه که نویسنده باور داره پس از مدرنیسم در حوزه ادبیات دیگه وفاداری مکتبی به یک جریان هنری مثل قرن بیستم وجود نداره و هر هنرمند پسامدرن رو باید در بستر محتوایی خودش مطالعه کرد