Jump to ratings and reviews
Rate this book

درخواست کار

Rate this book
ویناور در نمایشنامۀ درخواست کار به اوضاع و احوال مردی به نام فَژ، می‌پردازد که در میان‌سالی به استعفایی تحمیلی تن داده و سه ماه است که از کار برکنار شده. فَژ در دایرهٔ درگیرهای هولناک فردی، خانوادگی و اجتماعی گرفتار شده و ناامیدانه در تلاش است، با پیدا کردن شغلی، منزلت اجتماعی خود را بازیابد و روابطش را با همسر و دختر نوجوانش سامان بخشد، اما هرچه جلوتر می‌رود این دایره تنگ‌تر می‌شود، تا آنجا که حتی ماهیت انسانی‌اش به خطر می‌افتد.

114 pages, Paperback

Published May 10, 2019

16 people want to read

About the author

Michel Vinaver

73 books7 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (7%)
4 stars
5 (13%)
3 stars
17 (44%)
2 stars
7 (18%)
1 star
6 (15%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for Roya.
756 reviews162 followers
January 17, 2025
فرم این نمایشنامه با نمایشنامه‌هایی که قبلا خونده بودم متفاوت بود. شامل چندین گفتگو که به موازات هم پیش می‌رفتن و نیاز به دقت داشت تا این رشته‌نخ‌ها از دست خواننده رها نشن‌.
همین تفاوت ساختار باعث شد برام جالب باشه ولی رفته‌رفته جذابیتش رو از دست داد و اواخر حتی ملال‌آور شد.
نویسنده سعی داشت به چالش‌های زندگی مردی بپردازه که بیش از بیست سال کارمند بوده و حالا بی‌کار شده و همزمان با مسائل مربوط به روابطش با خانواده‌ش الخصوص دختر نوجوانش دست و پنجه نرم میکنه.
به نظرم بعضی نمایشنامه‌ها صرفا برای خوندنن و نه به روی صحنه به نمایش در اومدن و حس می‌کنم این نمایشنامه هم همینطور بود. یا حداقل اینکه باید از قالب اصلیش خارج بشه تا قابلیت اجرا داشته باشه. (من هیچ سوادی در رابطه با اجرای تئاتر ندارم و صرفا نظرم رو گفتم)
در نهایت که می‌تونست بهتر باشه ولی جزو اون دسته از آثاری بود که ایده‌ی خوبی داشت اما تلف شد.
Profile Image for Mahbubeh.
107 reviews22 followers
April 29, 2020
میشل ویناور یکی از نمایشنامه‌نویسان معاصر مهم فرانسه است. این اولین نمایشنامه‌ای بود که از ویناور خوندم و از سبک نوشتنش خوشم اومد. متن نمایشنامه بسیار دیالوگ محوره. خود ویناور در جایی گفته: «من کم‌کم به این نتیجه می‌رسم که آنچه من انجام می‌دهم بیش از آنکه نمایش باشد تئاتری شنیداری است، تئاتری که هنوز کارگردانی علاقه‌مند را نیافته تا سلسله مراتب را در هم بریزد و به بُعد شنیداری اولویت دهد.» البته این نمایشنامه چند بار روی صحنه تئاتر رفته.
متن نمایشنامه در واقع یک سری دیالوگ‌های به هم ریخته و در عین حال منظم از چهار شخصیته که مکالمات در زمان‌ها و مکان‌های مختلفی اتفاق افتاده. ممکنه چند صفحه‌ی اول آدم کمی گیج بشه که چه اتفاقی داره میفته، ولی بعد از چند صفحه روال اتفاقات و مکالمات برای آدم جا میفته و راحت‌تر میشه. هر چند در کل نمایشنامه‌ای هست که باید با دقت بیشتری نسبت به بقیه نمایشنامه‌ها خوند. کل مدت خوندن نمایشنامه با خودم فکر می‌کردم که چقدر خوب میشه یک کارگردان ایرانی پیدا بشه و این نمایشنامه رو روی صحنه‌ی تئاتر ببره. به نظرم روی صحنه‌ی تئاتر خیلی می‌تونه جذاب‌تر بشه.
نمایشنامه درباره‌ی مرد میانسالیه به اسم فژ، که بعد از بیشتر از بیست سال کار مجبور به استعفا میشه و بعد از سه ماه بیکاری به شدت به دنبال کار می‌گرده. و همینطور کشمکش‌هایی با خانواده و دختر نوجوانش پیدا می‌کنه و مدام در حال تلاش برای بهتر کردن اوضاعه ولی هر چی جلوتر می‌ره همه چیز سخت‌تر میشه...
Profile Image for Shahab Samani.
140 reviews65 followers
November 1, 2019
منتظر پایان بهتری بودم. یا یک اتفاق کمی عجیب تر.
Profile Image for Pardis Jalali.
49 reviews10 followers
April 13, 2020
فرم متن در ابتدا بسیار جذاب است اما به مرور خسته کننده و در نهایت غیرقابل تحمل می شود.
Profile Image for Salivan.
60 reviews2 followers
June 18, 2021
یکم زیادی طولانی بود.شاید هم من درست نفهمیدم،ولی حس میکنم اون چیزی که قرار بود گفته بشه تو ۶۰/۵۰ صفحه هم گفته میشد.
Profile Image for آوانگارد| معرفی و بررسی کتاب.
275 reviews66 followers
Read
August 27, 2020
می‌گویند در چند ثانیه‌ی آخر زندگی که روح در حال جدا شدن از تن است؛ تمام وقایع مهم زندگی با سرعت بالا و بی‌هیچ نظم و ترتیب منطقی‌ای از جلوی چشم آدم می‌گذرند. یا هنگامی‌که اضطرابمان بالا باشد؛ همهمه‌ای از مکالمات و گفتگوهای پیشین را در سرمان می‌شنویم. هردوی این حالات را به نحوی در درخواست کار می‌توان دید.

درخواست کار نمایشنامه‌ای است در سی قطعه؛ انتخاب اصطلاح «قطعه» که اصطلاحی است مختص موسیقی به‌هیچ‌وجه تصادفی نیست. ویناور خود می‌گوید:

«من کم‌کم به این نتیجه می‌رسم که آنچه من کار می‌کنم، بیش از آنکه نمایش باشد، تئاتری شنیداری است، تئاتری که هنوز کارگردانی نیافته که علاقه‌مند باشد سلسله‌مراتب را در هم بریزد و به بُعد سمعی نصب به بصری اولویت دهد.»

بر این اساس، تمام 4 شخصیت نمایشنامه به‌مثابه‌ی ساز، مدام روی قطعه حضور دارند و نگارنده اثر را به‌مانند یک دفتر نت نوشته است. تمام قطعات به‌نوعی واریاسون‌هایی از قطعه 1 هستند. خصلت موسیقایی این آثار به‌نوعی تئاتر را به زادگاهش در یونان باستان برمی‌گرداند؛ جایی که روی خصلت همسرایی تأکید می‌شد و به‌نوعی تمام شخصیت‌های درخواست کار در نقش همسرایان ظاهر می‌شوند.

***
بخشی از مرور نمایش‌نامه «درخواست کار» که در وب‌سایت آوانگارد به قلم «حجت سلیمی» منتشر شده است.
برای خواندن کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://avangard.ir/article/421
Profile Image for Misfit.
2 reviews
October 11, 2025
از ویناور دو اثر «پرتره یک زن» و «درخواست کار» را خوانده ام.
ویناور فقط یک نویسنده نیست. او رهبر ارکستر است و هنگامی که می­نویسد به این می­اندیشد که مخاطب چه چیز می­شنود و چطور می­شنود. او یک فضای پلی فونیک برای مخاطب ایجاد می­کند و با اینکار تلاش دارد بگوید که قصد ندارد چیزی را قضاوت کند، هرچند که آنقدر هم بی­طرفانه عمل نمی­کند. نمایشنامه­های او یک کلاژ است، برش­هایی از تصاویر مختلفی که ویناور آنها را برگزیده و به گونه­ای کنار هم قرار داده تا با خلق تصویری نو و شکست زمان و مکان، معنای جدیدی پدید آورد. چندین دیالوگ در موقعیت های مخلف، حالا روی هم قرار می­گیرند و در هم تنیده می­شوند، گویی که تمام ابعاد یک شکل هندسی را در یک نگاه و یک لحظه ببینیم. چیزی که در آثار کوبیسم با آن رو­به­رو هستیم و شاید همان چیزی که باختین از آن صحبت می­کند، «چندصدایی». ویناور از نقطه و علامت گذاری در نگارش پرهیز می­کند و علاقه دارد این اختیار را به مخاطب یا اجراگر بدهد تا ریتم و لحن کارکترها را انتخاب کند.
همین بازی با فرم است که آثار ویناور را دارای اهمیت می­کند، حداقل برای من. این فرمِ ویژه­­ی او و برجسته کردن عنصر دیالوگ و همچنین مهارت بالای او در معلق نگه داشتن مخاطب، چه در تعلیق کشف داستان و چه در جهت گیری مخاطب نسبت به کارکترها، او را برای من نویسنده ماهری می­کند. اما اگر فرم آثارش را از او بگیریم چیز زیادی باقی نمی­ماند. کارکترهای او (مثل سوفی در پرتره یک زن) غالبا شبیه پوسته­های توخالی هستند. اساسا زن هایی که ویناور خلق می­کند شبیه بچه­های پنج ساله­ای هستند که مدام چیزی درخواست می­کنند بی آنکه دلیل و باوری برای آن داشته باشند. برای مثال سوفی مدام بین مردهای مخلف می­گردد و احساساتش به طرز غیرمنطقی دائما درحال تغییر است. او چیزی جز دختربچه­ای نق نقو که فکر می­کند هیچکس درکش نمی­کند نیست و به شدت خودخواه است و چنین شخصیتی پروتاگونیست نمایشنامه معرفی می­شود. کسی که حتی کارکردن با اسلحه را بلد نیست اما به وقتش به شخصی که ادعا می­کند دوستش دارد 3 بار شلیک می­کند! و شخصیت­های دیگر که همه شیفته سوفی هستند و هیچکس هیچ وقت جلوی خودسری­های او را نمی­گیرد و مقابلش نمی­ایستد. جدا از فرم «پرتره یک زن»، نقطه ای که ویناور نمایشنامه را آغاز کرده بود و گونه­ای که مخاطب را تا انتها با خود همراه می­کرد ارزشمند است اما پس از اتمام نمایشنامه تنها حسی که در مخاطب باقی می­گذارد خشمی است که نتیجه یک داستان احمقانه است.
در «درخواست کار» نیز فرم ویناور با پیچیدگی­های بیشتر دیده می­شد که دنبال کردن آن کمی دشوار تر بود، هم به دلیل بلندی اثر و دیالوگ­های درهم تنیده­تر که باعث می­شد موقعیت­ها به خوبی در ذهن شکل نگیرند و رشته­­ی داستان مدادم از دستت در برود، اما این را به عنوان نقطه ضعف در نظر نمی­گیرم. چیزی که مرا تا انتها اذیت می­کرد این بود که انگار ویناور فراموش کرده داستان را برای مخاطب جذاب کند. موقعیت­ها و خرده داستان­هایی که تعریف می­کرد، هیچکدام از نظرم اهمیتی نداشتند و مرا کنجکاو به ادامه دادن نمی­کردند. از آن دسته نمایشنامه­هایی بود که احتمالا نصفه رها می­کردم تا در موقعیت دیگری به آن فرصت دوباره بدهم. در «درخواست کار» نیز شخصیت­های زن همان تصاویر تهی و کودکانه از یک زن (یکی نوجوان و دیگری بزرگسال) را نمایش می­دادند که به شدت با آن مخالفم. در این نمایشنامه بنظر می­رسد ویناور چندین بار سعی کرده تا نقد هایی اساسی وارد کند (به نژاد پرستی، سقط جنین، روابط خانوادگی، تجاوز سیستم ها و شرکت های بزرگ به حریم شخصی کارمندان و...) اما فقط یکی از آنها را به خوبی انجام می­دهد و نشانه ­ای که برای دیگر موضوع­ها گرفته به هدف نمی­نشینند. در درخواست کار نیز تنها فرم اثر و بخش مصاحبه کاری والاس با فژ برای نشان دادن و نقد ارزش­های انسانی و هویت یک انسان در مواجهه با کار و جایگاهش را ارزشمند دانستم. 
Profile Image for Ali Najafy.
50 reviews12 followers
July 11, 2021
فرم خاص و عجیبی داشت، به نوعی شاید بشه گفت مثل شعر نو بود در مقابله با شعر کلاسیک، فقط ایندفعه در جهان درام و نمایش
در کل حتی اون فرم منحصر به فرد هم، برای چند قطعه اول جذابیت داشت و بعد از اون تبدیل به یک کلاژ درهم از دیالوگ های مختلف میشه که نمیشه گفت و گو ها رو به شکل منطقی دنبال کرد و ادامه دادنش برای خواننده خسته کننده است.
2 reviews1 follower
December 27, 2020
داستان نامفهوم و در هم برهم
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.