پرنده پسرک قطار کتاب کودک و نوجوانی از احمدرضا احمدی است. احمدی ماجرای پسری را نقل میکند که پرندهاش در قطار گم شده. پسرک به دنبال پرنده خود میگردد و به خانهی یک پیرزن میرسد. تصویرگری این کار را راشین خیریه انجام داده.
این کتاب مناسب گروه سنی جیم (۱۰ تا ۱۲ سال) است. تصویرگری پرنده پسرک قطار در ۲۰۱۷ به پنجاه و چهارمین نمایشگاه تصویرگری بلونیا راه یافته.
خلاصه کتاب پرنده پسرک قطار پسرک با پرندهای که در قفس دارد وارد قطار میشود. پرنده مدام در قفس بیقراری میکند. پسرک برای آنکه از بیقراری پرنده بکاهد در قفس را باز میگذارد. اما پرنده از پنجرهی باز قطار بیرون میرود. پسرک تصمیم میگیرد ترمز قطار را بکشد اما این کار را نمیکند. او دور و کوچک شدن پرندهی خود را در آسمان نظاره میکند.
پسرک شروع به جست و جو میکند. او تمام شیوههای یافتن پرنده را امتحان میکند و به جایی نمیرسد. هر چند او ناامید میشود اما همچنان دست از تلاش برای بازیافتن گمشدهاش نمیکشد.
احمدرضا احمدی در این اثر نیز لحن شاعرانهی خود را حفظ کرده است. او از نمادها استفاده میکند تا مفاهیمی را برای مخاطب خود روشن کند.
جملاتی از کتاب پرنده پسرک قطار پنجرهی قطار باز بود. پسرک در قفس را باز کرد. پرنده از قفس بیرون آمد. از پنجرهی قطار بیرون رفت. قطار در حال حرکت بود. پسرک خواست ترمز خطر قطار را بکشد، اما پشیمان شد. از پنجرهی قطار بیرون را نگاه کرد. پرنده در آسمان کوچک شد، کوچک شد، نقطهای شد. دیگر از پرنده به جز یادی برای پسرک نماند.
احمدرضا احمدی در ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه ۳۰ اردیبشهت ماه ۱۳۱۹ در کرمان متولد شد. پدر وی کارمند وزارت دارایی بود و ۵ فرزند داشت که احمدرضا کوچکترین آنها بود. جد پدری وی ثقةالاسلام کرمانی، و جد مادریاش آقا شیخ محمود کرمانی است. سال اول دبستان را در مدرسه کاویانی کرمان گذراند و در سال ۱۳۲۶ با خانواده به تهران کوچ کرد. در دبستان ادب و صفوی تهران دوران ابتدایی را به پایان برد و دورهٔ دبیرستان را در دارالفنون تهران به پایان رساند. در سال ۱۳۴۵ دورهٔ خدمت سربازی را به عنوان سپاهی دانش در روستای ماهونک کرمان آموزگاری کرد.
کتابهای کودکی که احمدرضا احمدی مینویسه یجورییی نیست؟ پسرک یه پرنده رو توی قفس نگه میداشت که پرنده از قفس فرار میکنه و پسرک همهجا رو دنبالش میگرده ولی پیداش نمیکنه. حاضر هم نمیشه پرندهی دیگهای بخره چون فقط پرندهی خودشو میخواد. در آخر هم میره قفسش رو پشت پنجره آویزون میکنه و عکس پرنده رو روی شیشه میچسبونه. اینجوری پرندهش به قفس برمیگرده :/ یعنی پرنده فکر میکنه اون نقاشی، در واقع یه پرنده مثل خودشه و به سمتش میاد و میره توی قفس؟ یعنی پسرک برای داشتن پرندهش حاضره پرنده رو گول بزنه و دوباره توی قفس نگهش داره فقط چون اون پرنده رو دوست داره؟ نمیدونم.... عوضش تصویرسازی قشنگی داشت و این دو ستاره فقط واسه تصویرسازی زیبای کتابه. کتاب رو هم به انگلیسی از طاقچه خوندم.
پسرک با پرنده ای که در قفس دارد وارد قطار می شود. پرنده مدام در قفس بی قراری می کند. پسرک برای آن که از بی قراری پرنده بکاهد در قفس را باز می گذارد. اما پرنده از پنجره ی باز قطار بیرون می رود. پسرک تصمیم می گیرد ترمز قطار را بکشد اما این کار را نمی کند. او دور و کوچک شدن پرنده ی خود را در آسمان نظاره می کند. پسرک شروع به جست و جو می کند. او تمام شیوه های یافتن پرنده را امتحان می کند و به جایی نمی رسد. هر چند او ناامید می شود اما همچنان دست از تلاش برای بازیافتن گمشده اش نمی کشد.
امتیاز دادن به کتاب سخته، یک طرف کار تصویرسازیهای بینظیر راشین خیریه است، یک طرف کار داستان احمدرضا احمدی که من رو جذب نکرد. اوج و فرودی توی داستان نبود، خواب پسرک با بقیه داستان پیوند نخورده یا من متوجه پیوندش نشدم، و گرهگشایی آخر داستان هم خوب از کار درنیومده جدای از اینها فونت کتاب بسیااار ناخواناست و چشم رو اذیت میکنه