What do you think?


فرار از مدرسه: درباره زندگی و اندیشه ابوحامد غزالی
درباره زندگی و اندیشه ابوحامد غزالی
عنوان: فرار از مدرسه، درباره زندگی و اندیشه ابوحامد غزالی؛ اثر: عبدالحسین زرینکوب؛ نشر: تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳؛ در 414 ص، فروست: سلسله انتشارات انجمن آثار ملی؛ ۱۰۶؛ یادداشت: کتابنامه: ص [۳۴۳] - ۳۵۱؛ موضوع: غزالی، محمد بن محمد، ۴۵۰ - ۵۰۵ق.؛ شناسه افزوده: انجمن آثار ملی
عنوان: فرار از مدرسه، درباره زندگی و اندیشه ابوحامد غزالی؛ اثر: عبدالحسین زرینکوب؛ نشر: تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳؛ در 414 ص، فروست: سلسله انتشارات انجمن آثار ملی؛ ۱۰۶؛ یادداشت: کتابنامه: ص [۳۴۳] - ۳۵۱؛ موضوع: غزالی، محمد بن محمد، ۴۵۰ - ۵۰۵ق.؛ شناسه افزوده: انجمن آثار ملی
304 pages, Paperback
First published January 1, 1974
About the author
عبدالحسین زرینکوب
52 books325 followersAbdolhossein Zarinkoob
He was born on March 19, 1923, in Borujerd, Iran, received his PhD from Tehran University in 1955 under the supervision of Badiozzaman Forouzanfar, and held faculty positions at universities such as Oxford University, Sorbonne, and Princeton University, among many others.
Because of his pioneering works on Iranian literature, literary criticism and comparative literature, he is considered the father of modern Persian literature.
He was born on March 19, 1923, in Borujerd, Iran, received his PhD from Tehran University in 1955 under the supervision of Badiozzaman Forouzanfar, and held faculty positions at universities such as Oxford University, Sorbonne, and Princeton University, among many others.
Because of his pioneering works on Iranian literature, literary criticism and comparative literature, he is considered the father of modern Persian literature.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
December 21, 2015
این کتاب را برای پرسشی که در ذهنم بود شروع به خواندن کردم ولی به پاسخ نرسیدم. جدای از آن، نثر این کتاب مسحورکننده است.
و اما پرسش در مورد تأثیر غزالی بر انحطاط علمی و فرهنگی مسلمانان بوده است که برخی بر این باورند که تفکر غزالی شروع این انحطاط بوده است. دکتر زرینکوب در این مورد جز مواردی خیلی گذرا، صحبتی به میان نیاورده است.
و اما پرسش در مورد تأثیر غزالی بر انحطاط علمی و فرهنگی مسلمانان بوده است که برخی بر این باورند که تفکر غزالی شروع این انحطاط بوده است. دکتر زرینکوب در این مورد جز مواردی خیلی گذرا، صحبتی به میان نیاورده است.
July 27, 2020
بعد از سالها؛ از کنج کتابخانه برش داشتم و باید بگویم که مرا گرفت. تصویر میسازد و تصور میدهد و گمان میکنم حالوهوایش، تا مدتها، در ذهن بماند. در متن -دست کم در نیمهی اول- توان قصهگوییاش را به رخ میکشد و در پینوشتها مکرر به یادمان میآورد که با محققی حسابی مواجهیم که خیلی هم بیحساب و کتاب حرف نمیزند. حجتی است که قصه گفتن هیچ با تحقیق دشمن نیست و البته من نثرش را هم میپسندم. قصه تقریباً تا سر فصل «فیلسوف، ضد فلسفه» پیش میرود (دقیقاً نیمی از کتاب) و بعد تحلیل و بحث در آرا و افکار قوت بیشتری میگیرد اما کتاب سختخوان نمیشود. قصهگوییاش مانعی برای بحثهای علمی جزئی نیست و نشان میدهد که تحقیق در نسخههای فلان کتاب و صحت انتسابش را هم میتوان خواندنی نوشت و مرز کار دانشگاهی با کار عمومی را بیهوده پررنگ نکرد.
هر چه قصهگوی خوبی است و هر چه استفادهاش از منابع برای بیرون کشیدن یک گزاره آموزنده است؛ دست به تطبیق با غرب که میزند، عجله میکند و کار را -به نظر من- خراب. نمیدانم چه نیازی است که برای اثبات بزرگی غزالی حرفهایش را مدام با آنچه از فلسفه غرب، از پیش، در ذهن داریم بسنجیم و مکرر برای بحث در باب شک غزالی، شک دکارت را پیش بکشیم یا اتقان صنع غزالی را از زبان لایبنیتس بفهمیم یا اگر کسی انکار علیت اشاعره را به سخره گرفت پای هیوم را به بحث باز کنیم! خود زرینکوب میگوید: این توافق شک غزالی با طرز فکر دکارت ... هرچند به هیچ وجه مستلزم تصور اقتباس او از اندیشهی غزالی نیست حاکی از «وسعت نظر» و «دقت تفکر» غزالی است. (ص ۱۹۴. تاکید از من است) هیچ وقت نفهمیدهام چگونه است که اثبات عمق یا صحت و دقت حرفی شنیدن دوبارهی همان حرف از زبان کس دیگری است؛ و کارهای تطبیقی این چنینی پیرامون غزالی -عمدتاً به خاطر رسالهی کوچک المنقذ من الضلال- به گمانم بسیار است. و به اینها اضافه کنید اشارههای بیمورد به لوتر و کالون و مقایسه مجدِد بودن غزالی با معترض و اصلاحطلب بودن این دو. این جنس حرفها در دو فصل «فیلسوف، ضد فلسفه» و «مدرسه یا خانقاه؟» بیشتر است که این دومی فصل پایانی است و به نوعی جمعبندی و نتیجهگیری.
غزالی شخصیتی چند وجهی است و همین نوشتن زندگینامهاش را بسیار دشوار میکند. تأکید زرینکوب بر «فرار از مدرسه» است. اینکه غزالی چطور غرور فقاهت را کنار گذاشت، به جستجوی حقیقت رفت و صوفیای متشرع بازآمد. دشمنی غزالی با فلسفه و باطنیگری را میشکافد، دلایلش را میکاود و مهمترین استدلالهایش در نقد اینان را مرور میکند. تصوف غزالی را هم به دقت تصویر میکند و نشان میدهد که او در تصوف چه یافته. اما این مرد پیش از «فرار از مدرسه» طبیعتاً از اهالی مدرسه بود. زرینکوب هم یادآوری میکند که اگر غزالی سراغ تصوف هم نمیرفت حتماً به عنوان فقیهی بزرگ نامدار میشد -که البته الان هم در فقاهت بینام نیست- اما مسئله این است که زرینکوب نتوانسته اهمیت غزالی در فقه را نشان دهد. مدام از غرور فقیهانه میگوید و از تسلطش در علمِ خلاف و شکوه درسش در نظامیهی بغداد اما نمیتواند بگوید چرا چنین مغرور بوده و در علمِ خلاف چه کرده و در درسش چه میگفته. از فلاسفه که میگوید بحثهایشان را طرح میکند، از صوفیه که میگوید هم، به همچنین، اما به فقها که میرسد دستش خالی است و حرفی ندارد جز آنکه از حواشی و رقابتهایشان بگوید یا از تجمل زندگیهایشان و غزالی را ابتدا شیفته و بعد دلزده از این مسائل نشان دهد. مکرر از اهمیت اختلاف شافعی و بوحنیفه میگوید اما انگار اصلاً نمیداند موارد محل اختلاف چه بوده. گویی فلسفه و تصوف و کلام را خود به جد کاویده و در باب فقه تنها چیزهایی به گوشش خورده است. این کتاب جلد صفری میخواهد که تصویرِ غزالیِ فقیهِ اهلِ مدرسه را با جزئیات و دقت بیشتری ترسیم کند تا غزالیِ فراری از مدرسه را بهتر درک کنیم.
هر چه قصهگوی خوبی است و هر چه استفادهاش از منابع برای بیرون کشیدن یک گزاره آموزنده است؛ دست به تطبیق با غرب که میزند، عجله میکند و کار را -به نظر من- خراب. نمیدانم چه نیازی است که برای اثبات بزرگی غزالی حرفهایش را مدام با آنچه از فلسفه غرب، از پیش، در ذهن داریم بسنجیم و مکرر برای بحث در باب شک غزالی، شک دکارت را پیش بکشیم یا اتقان صنع غزالی را از زبان لایبنیتس بفهمیم یا اگر کسی انکار علیت اشاعره را به سخره گرفت پای هیوم را به بحث باز کنیم! خود زرینکوب میگوید: این توافق شک غزالی با طرز فکر دکارت ... هرچند به هیچ وجه مستلزم تصور اقتباس او از اندیشهی غزالی نیست حاکی از «وسعت نظر» و «دقت تفکر» غزالی است. (ص ۱۹۴. تاکید از من است) هیچ وقت نفهمیدهام چگونه است که اثبات عمق یا صحت و دقت حرفی شنیدن دوبارهی همان حرف از زبان کس دیگری است؛ و کارهای تطبیقی این چنینی پیرامون غزالی -عمدتاً به خاطر رسالهی کوچک المنقذ من الضلال- به گمانم بسیار است. و به اینها اضافه کنید اشارههای بیمورد به لوتر و کالون و مقایسه مجدِد بودن غزالی با معترض و اصلاحطلب بودن این دو. این جنس حرفها در دو فصل «فیلسوف، ضد فلسفه» و «مدرسه یا خانقاه؟» بیشتر است که این دومی فصل پایانی است و به نوعی جمعبندی و نتیجهگیری.
غزالی شخصیتی چند وجهی است و همین نوشتن زندگینامهاش را بسیار دشوار میکند. تأکید زرینکوب بر «فرار از مدرسه» است. اینکه غزالی چطور غرور فقاهت را کنار گذاشت، به جستجوی حقیقت رفت و صوفیای متشرع بازآمد. دشمنی غزالی با فلسفه و باطنیگری را میشکافد، دلایلش را میکاود و مهمترین استدلالهایش در نقد اینان را مرور میکند. تصوف غزالی را هم به دقت تصویر میکند و نشان میدهد که او در تصوف چه یافته. اما این مرد پیش از «فرار از مدرسه» طبیعتاً از اهالی مدرسه بود. زرینکوب هم یادآوری میکند که اگر غزالی سراغ تصوف هم نمیرفت حتماً به عنوان فقیهی بزرگ نامدار میشد -که البته الان هم در فقاهت بینام نیست- اما مسئله این است که زرینکوب نتوانسته اهمیت غزالی در فقه را نشان دهد. مدام از غرور فقیهانه میگوید و از تسلطش در علمِ خلاف و شکوه درسش در نظامیهی بغداد اما نمیتواند بگوید چرا چنین مغرور بوده و در علمِ خلاف چه کرده و در درسش چه میگفته. از فلاسفه که میگوید بحثهایشان را طرح میکند، از صوفیه که میگوید هم، به همچنین، اما به فقها که میرسد دستش خالی است و حرفی ندارد جز آنکه از حواشی و رقابتهایشان بگوید یا از تجمل زندگیهایشان و غزالی را ابتدا شیفته و بعد دلزده از این مسائل نشان دهد. مکرر از اهمیت اختلاف شافعی و بوحنیفه میگوید اما انگار اصلاً نمیداند موارد محل اختلاف چه بوده. گویی فلسفه و تصوف و کلام را خود به جد کاویده و در باب فقه تنها چیزهایی به گوشش خورده است. این کتاب جلد صفری میخواهد که تصویرِ غزالیِ فقیهِ اهلِ مدرسه را با جزئیات و دقت بیشتری ترسیم کند تا غزالیِ فراری از مدرسه را بهتر درک کنیم.
October 3, 2015
ترجیح میدادم کتاب چند متن نمونه از غزالی هم ارایه میداد به جای اینکه اونها رو توصیف کنه. اما در مجموع کتاب خوبیه و به دلیل سبک داستانیاش خواننده رو راحت با خودش همراه میکنه گرچه از وضوح و دقت متن کم کرده
March 3, 2022
به نظرم ارجاعات فلسفی کتاب بیش از حد زیاد بود. در مورد سطح دانش فلسفی استاد زرین کوب اطلاع دقیقی ندارم ولی به نظرم آمد که برداشت فلسفی ایشون خیلی دقیق نیست.
و نهایتا اینکه خداوند قسمت کنه همگی مثل ابوحامد غزالی، از مدرسه و از قیل و قال فرار کنیم.
و نهایتا اینکه خداوند قسمت کنه همگی مثل ابوحامد غزالی، از مدرسه و از قیل و قال فرار کنیم.
February 20, 2015
به دلایلی کاملن جدا از کتاب و غیره، اولین آشنایی های من با نام عزالی در دوره ی جوانی در مدرسه، و با عناوینی نظیر "مخالف خردگرایی" و دشمن فیلسوفان و غیره، بوده است. بعدها که کم کم آگاهی خواندن آثار و آشنا شدن با فلسفه ی غزالی به دست آمد، همه جا این "عناوین" اولیه در ذهن من بود، و هرگز از این "امام" که اطاعت و بندگی را این همه ستوده است، خوشم نیامد. اگرچه عبدالحسین زرین کوب، با ملاحظه ای بسیار با این نام و فلسفه اش برخورد کرده، اما هستند و بودند روشنفکرانی معاصر که اعتقاد داشتند غزالی و آرایش مانع بزرگی سر راه رشد فلسفه عقلانی در ایران بوده است.،
September 21, 2008
این کتاب نوشته دکتر زرین کوب است و درباره زندگی و اندیشه ابو حامد غزالی است ( از کودکی تا مرگ )
همه فصول کتاب زیباست
پیشنهاد می کنم حتما بخوانید
آنچه نفس انسان را از اتصال به ملکوت باز می دارد تعلقی است که به جسم دارد و جسمانیت .
همه فصول کتاب زیباست
پیشنهاد می کنم حتما بخوانید
آنچه نفس انسان را از اتصال به ملکوت باز می دارد تعلقی است که به جسم دارد و جسمانیت .
October 20, 2008
این کتاب نوشته دکتر زرین کوب است و درباره زندگی و اندیشه ابو حامد غزالی است ( از کودکی تا مرگ )
همه فصول کتاب زیباست
پیشنهاد می کنم حتما بخوانید
آنچه نفس انسان را از اتصال به ملکوت باز می دارد تعلقی است که به جسم دارد و جسمانیت .
همه فصول کتاب زیباست
پیشنهاد می کنم حتما بخوانید
آنچه نفس انسان را از اتصال به ملکوت باز می دارد تعلقی است که به جسم دارد و جسمانیت .
July 28, 2017
حدود 100 صفحشو بیشتر نخوندم. قلمش به دلم ننشست.
Read
August 11, 2026📝عرفان غزالی
غزالی باآنکه خود را متمایل به تصوّف نشان داد، اما او را نه عارفی صوفی که فقیهی صوفی و به تعبیری سادهتر زاهدی متشرّع میشناسیم. چنانکه دکتر عبدالحسین زرینکوب بر آن باور است که عرفان غزالی، اشراقیفلسفی نیست که اشراقی است قرآنی (زرین کوب، ۱۳۵۳: ۲۴۵).
منبع:
_ زرینکوب، عبدالحسین، ۱۳۵۳، فرار از مدرسه، تهران، انجمن آثار ملی.
غزالی باآنکه خود را متمایل به تصوّف نشان داد، اما او را نه عارفی صوفی که فقیهی صوفی و به تعبیری سادهتر زاهدی متشرّع میشناسیم. چنانکه دکتر عبدالحسین زرینکوب بر آن باور است که عرفان غزالی، اشراقیفلسفی نیست که اشراقی است قرآنی (زرین کوب، ۱۳۵۳: ۲۴۵).
منبع:
_ زرینکوب، عبدالحسین، ۱۳۵۳، فرار از مدرسه، تهران، انجمن آثار ملی.
Read
December 15, 2024فرار از مدرسه
سیر زندگی ابوحامد غزالی (ملقب به امام محمد)و نظرات و اندیشه های فلسفی و عرفانی این فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی در سده پنجم هجری است.
نیمه اول کتاب جذابیت خوبی دارد اما از نیمه های کتاب زرین کوب در بیان اندیشه های غزالی دایره ی گسترده ای از اندیشه های غزالی را بیانمی کند که گاهی خارج از شکیبایی خواننده است. شاید برای منی که اول کتاب با محتوای فلسفی را میخوانم اینگونه به نظرم رسیده باشد.
سیر زندگی ابوحامد غزالی (ملقب به امام محمد)و نظرات و اندیشه های فلسفی و عرفانی این فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی در سده پنجم هجری است.
نیمه اول کتاب جذابیت خوبی دارد اما از نیمه های کتاب زرین کوب در بیان اندیشه های غزالی دایره ی گسترده ای از اندیشه های غزالی را بیانمی کند که گاهی خارج از شکیبایی خواننده است. شاید برای منی که اول کتاب با محتوای فلسفی را میخوانم اینگونه به نظرم رسیده باشد.
November 5, 2017
كتاب در مورد زندگی امام محمد غزالی، یكی از تاثیرگذارترین متفكران جھان اسلام است. سبك داستانی و قلم شیوای مرحوم زرینكوب خوانندە را مجذوب میكند كە تا خواندن آخرین سطور كتاب آن را زمین نگذارد. بە نظر میرسد كە با خواندن كتاب بیشتر از آن كە خوانندە با احوال غزالی آشنا شود با عصر او آشنا میشود. گویا تاریخ برای نویسندە از احوال درونی یك صوفی خداترس گیراتر بودە است. شاید اگر كتاب را كسی چون مرحوم حسین خدیو جم مینوشت بیشتر بر احوال غزالی تمركز میكرد.
با ھمەی این احوال كتابی بسیار خواندنی است.
با ھمەی این احوال كتابی بسیار خواندنی است.
Read
March 28, 2009اگر بخوای مثل من از تمام تعصبات زمان خودت فرار کنی.از این مدرسه هایی که اطراف ما حصار کشیدن و دلت فرار بخواد مونس خوبیه.یا شاید منحرف کننده ی خوبی!
April 10, 2009
یک فصل اوّل عالی بود. چسبید
August 27, 2012
Eye opening sorta. "در مورد غزالی هم میگم: "گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
Displaying 1 - 14 of 14 reviews












