جلد دوم بسیار پرکششتر و جذابتر از جلد اول بود. کاراکتر باران توی این جلد از اون سردرگمی بلوغ و انفعال نوجوانی جدا شده بود و از آب و گل درومده بود، و حالا نه تنها تو اتفاقات داستان نقش داشت بلکه خیلیاشو خودش جلو میبرد. و دیدن این سیر پیشرفتش در طول این دو جلد خیلی برام دوست داشتنی بود.
ولی این نکته رو هم نمیشه نادیده گرفت که روند بسیار کند و یکنواخت رمان آدمو خسته میکرد، و اگر آدم صبوری نبودم یا با کتابای احمد محمود آشنا نبودم، ممکن بود تو همون کتاب اول رهاش کنم.