در این رمان تاریخی زندگی و سرگذشت بدفرجام 'ماری آنتوانت 'همراه با اتفاقات و حوادث خونبار انقلاب فرانسه به تصویر کشیده میشود' .ماری آنتوانت 'شاهزاده اتریشی و ملکه مشهور فرانسه بود که اجدادش به مدت هفت قرن بر سریر پادشاهی نشسته بود' .ماری 'نیز به گونهای تربیت شده بود که پس از آن که ملکه دربار فرانسه گردید خود را از نژاد خدایان میانگاشت و دیگران را همپایه خود نمیدانست . همین امر سبب گردید که او از اصول اجتماعی حاکم بر فرانسه کاملا بیاطلاع باشد و فقر و فاقه مردم فرانسه را در نیابد .این بیاطلاعی از اوضاع اجتماعی, سیاسی و اقتصادی, و بی توجهی به خواستههای بر حق مردم کار را بدان جا کشاند که زمینه انقلاب فرانسه فراهم آید .انقلابی که به سرنگونی سلطنت فرانسه, اعدام ماری آنتوانت و شوهرش 'لویی شانزدهم', به جرم خیانت به ملت فرانسه, انجامید .
زندگی ماری آنتوانت و لویی شانزدهم و پایان خونبار شان حاصل هم پوشانی زمان،تصمیمات اشتباه و شخصیت های نامناسب در جایگاهی بزرگ تر از ظرفیت آنان قرار گرفته بودند،می باشد..این کتاب که روایت رومانتیزه کننده ای از ماجرای سقوط لوئی شانزدهم و ماری آنتوانت است،زشتی واقعیت را نشان نمی دهد،خنجر تیز گرسنگی بزرگ ترین متحد کننده مردمی ست که سنخیتی باهم ندارند و چه بسا با کمرنگ شدن زخم آن،همانند افسون شدگانی با اثر سحر گرد هم آمدند اکنون که از وجودشان خارج می شود ناگهان تفاوت ها و دشمنی ها با هم صفیان خود به چشم می آید،دو فردی که دست در دست هم بر علیه دشمن فریاد می کشیدند ناگهان که نگاهشان با هم تلاقی می کند دست بر گلوی یکدیگر میفشارند و آنچه قرن ها سبب دوری گزینی این گروه ها و مردم از یکدیگر بود باز به صحنه باز می آید و اتحادی که اینک از میان رفته،جای خود را به خشمی حیوانی و دیگر کشی می دهد خشمی اما نه بر دشمنان بلکه در میان خود،چنانکه انقلاب فرانسه پس از لوئی و آنتوانت گردن های خون آلود بسیاری دیگر را نیز در آتش دیگ جوشان خود بلعید،بسیاری که خود در صفوف نخست این انقلاب بودند و حیات گرفتن نخستین شعله های این آتش را شاهد بودند.
ماری انتوانت شاهزاده اتریشی که به صلاحدید مادرش امپراتریس اتریش و با هدف ایجاد صلح بین اتریش و فرانسه در 14 سالگی با ولیعهد فرانسه ازدواج میکنه.ازدواجی که هیچگونه محبت خالصانه یا عشقی حتی تا سال های بعد در اون به چشم نمی خوره. ملکه خودش رو با لباس و غذا و تئاتر و مهمانی و رقص و رفیق بازی سرگرم می کنه در حالی که همسرش لویی مدام مشغول شکار و ساختن قفل!!! بوده. تولددر خانواده سلطنتی با قدمت بیش از 700 سال و بعد ملکه فرانسه شدن انتوانت رو تبدیل به ادمی همیشه در رفاه و بی خبر از حال رعایا کرد.عاملی که در کنار بی لیاقتی و بی عرضگی همسرش لویی پادشاه فرانسه ودخالت های بی فکرانه ماری انتوانت و عزل یا انتخاب سیاستمداران نه از روی لیاقت که از روی غرض ورزی و اثبات قدرت شاه و ملکه و بی توجهی و بی اطلاعی از وضعیت رعایا اتش خشم فرانسوی ها رو شعله ور کرد و انقلاب کبیر فرانسه رو رقم زد.انقلابی که سال ها زندگی رو برای شاه و ملکه تبدیل به زندان یا جهنم کرد و از محدود کردن اختیارات خاندان سلطنتی شروع شد تا به ایجاد مشروطه و عزل پادشاه و در نهایت اعدامشون رسید.زندگی انتوانت بسیار پرخرج بود و وزیر دارایی خوب که بارها به خواسته ملکه عوض شد از نظر انتوانت کسی بود که بی چون و چرا هزینه خواسته های فضایی ملکه رو براورده کنه چه بسا که به قیمت خالی شدن خزانه و فقر مفرط در فرانسه و کسری بودجه شدید بشه.در فاصله شروع انقلاب تا پایان ان نه چندین نقشه فرار خانواده سلطنتی به موفقیت رسید ( بدلیل عدم قدرت تصمیم گیری سریع و بدون مشورت شاه و مراقبت بی حد و حصر ملت ) و نه تلاش انتوانت برای کمک گرفتن از سایر دول سلطنتی اروپایی و هوشیار کردن انها نسبت به خطری که شاید طی سالیان بعد گریانگیر انها هم بشه نتیجه ای برای سلطنت فرانسه داشت. ( فرانسه از قدرتمند ترین خانواده های سلطنتی اروپا و شاید جهان بود و بسیاری از دول اروپایی از رخداد چنین عاقبتی برای این کشور بسیار خوشحال بودند) حتی خانواده انتوانت در اتریش هم نتونست برای ازادی ماری انتوانت کاری از پیش ببره.
ماري آنتوانت در سال ۱۷۵۵ در شهر وین در کشور اتریش زاده شد. او، دختر فرانسیس یکم بود و در سال ۱۷۷۰ به همسری شاهزاده لویی درآمد. چهار سال پس از آن لویی به پادشاهی فرانسه رسید و ماری آنتوانت ملكهي فرانسه شد
اين گونه كه در تاريخ آمده: آنتوانت یک بانوی اشرافزاده، ولخرج و خوشگذران بود که از روند جامعه آگاهی چندانی نداشت. گفته شده،زمانی که صدای انقلاب فرانسه بلند شده بود وی از کسی پرسید: که مردم چه میخواهند؟ آن شخص پاسخ داد: گرسنهاند و نان میخواهند. و او گفته بود: اکنون که نان ندارند چرا شیرینی نمیخورند
در کل مردم فرانسه از او بیزار بودند و این بیزاری را در روزنامههای بومی آن زمان به نمایش میگذاشتند
در کوران انقلاب ماری آنتوانت از برادرش لئوپولد دوم پادشاه اتریش درخواست یاری کرد. با اعلام جنگ اتریش به فرانسه در حال انقلاب، مردم خشمگین در ۱۰ آگوست ۱۷۹۲ به پادشاهی لویی شانزدهم بر فرانسه پایان دادند. خانواده پادشاهی به زندان افتادند و کوشش شاه و ملكه برای گریز نافرجام ماند و سرانجام در ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳ هر دوی آنان به گیوتین سپرده شدند
گرچه کمابیش با زندگی و سرگذشت ماری آنتوانت آشنایی دارم ولی بخاطر ترجمه زنده یاد ذبیح الله منصوری این کتاب و شروع به خوندن کردم تاریخ شروع خوانش کتاب : 27/ اردیبهشت/ 1397
فصل های اخر کتاب و بدبختی هایی که به سر ماری آنتوانت اومد، واقعا ناراحتم کرد برای کسی که از سلاسه چهارده پادشاه بوده باشه و اصالت خانوادگی بسیار والایی داشته باشه و بعنوان ملکه فرانسه تو همه دنیا شناخته بشه واقعا باید سخت بوده باشه که اون طور با خفت و خواری باهاش برخورد کنن... بدترین چیزی که تو اون دوران سخت براش رخ داد شهادتی بود که تو دادگاه پسر کوچیکش بر علیه آنتوانت مادر خودش داد این بچه کوچیک وانقدر آزار و اذیت داده بودن و مورد ضرب و شتم قرارش دادن که از ترس تو دادگاه و جلوی همه گفت که محبت و نوازش های مادرش، چیزی بغیر از محبت مادرانه بوده!! البته کسی این شهادت رو باور نکرد ولی اسم سیمون پاره دوز کسی که این پسر بچه کوچیک وادار به چنین شهادتی کرد همیشه با بدی یاد میشه و تاریخ لکه ی ننگی روی اسمش گذاشته...
این رمان رو صمیمی ترین دوستم بهم هدیه داد و واقعا بعد از رمان Phantom tollboothهیچ رمانی مثل این منو درگیر خودش نکرده بود...واقعا بی صبرانه منتظر بودم که ببینم آخرش چی میشه و نویسنده کتاب انقدر باریک بینانه و زیبا توصیف کرده همه چیز رو که آدم احساس میکنه هر چیزی که نوشته شده جلوی چشمش زنده هست و حتی خود خواننده رو درگیر داستان میکنه مثل اینکه جزوی از اون هست ... همچنین در مورد این کتاب میخوام بگم که همه چیزش تقریبا با دلالت بر مستندات تاریخی نوشته شده و مثلا رابطه ای که ماری آنتوانت با فرسن داشت در فیلم ساخت هالییودش خیلی مورد اغراق قرار گرفته ولی در کتاب پیر نزلوف بارها اشاره کرد که هیچ اثبات تاریخی مبنی بر خیانت ماری آنتوانت به پادشاه دیده نشده ...خلاصه باید بگم که واقعا ارزش خوندن رو داره و عالیه و لیاقتش کمتر از ۵ ستاره نیست...
اگر این کتاب هدیه تولدم نبود شاید هیچ وقت نمی خوندمش ... خواهرم بعد از خوندن کتاب دزیره فکرکرده بود ماری انتوانت هم باید خوندنی باشه . برای منی که معمولا یک کتاب قطور رو دوسه روزه تموم می کنم خوندن یه کتاب در طول یه ماه و نیم یعنی خیلی جذابیتی نداشته . . با اینکه موضوع جالبی داشت ولی نثر کتاب منو به خودش جلب نمی کرد ولی هرچه به اخر کتاب نزدیک تر می شدم سرعت خوندنمون بیشتر و فاصله بین روزهایی که کتاب و دستم نمی گرفتم کم تر می شد . لحن حمایت گر نویسنده بیشترین چیزی بود که اذیتم می کرد .بعضی جاها واقعا نمی شد از ماری انتوانت حمایت کرد ولی به نظر می رسید نویسنده و شاید هم مترجم تصمیم داره به هر قیمتی شده رفتارهای شرم اور ملکه رو توجیح کنه با وجود همه اینها سخت بود که گاهی دلت به حال ملکه نسوزه . ا ز متن این کتاب به یادگار بمونه : -بین یک مشت آدم ضعیف النفس و سست عنصر تنها ماندن کار بسیار دشواری است -ما چیزهای وحشتناک و خونریزی های بی اندازه دیده ایم و دیگر نمی توانیم خوشبخت باشیم
خیلی ناراحتم که خورد به امتحانا و نتونستم زودتر تمومش کنم. این اولین بارم بود که کتاب تاریخی میخوندم، البته کتاب من از نشر تاوه که تو گودریدز اضافه نشده ولی نویسنده و مترجماشون یکیه🤌 داشتم میگفتم... این اولین بارم بود کتاب تاریخی میخوندم و به قول دوستم اگه همه کتابای تاریخی انقد جذابن از این به بعد قراره زیاد کتاب تاریخی بخونم🥲 یه جوری بود که انگار داری رمان میخونی و تا فصلو به پایان نرسونی نمیتونی از جات بلند شی. و من وقتی به اوج بدبختیم پی بردم که برای اولین بار رو یه آدم واقعی کراش زدم ولی اونم تو زمان و مکانی که من هستم نیستتتتتت، فرسن خیلی کراش بود دوستان به خاطر فرسنم که شده برید بخونیدش😭😭😭 این کتاب برای من تجربه ی خیلی خیلی خوبی بود، کیفیت چاپ نشر تاو هم خیلی بالا بود واقعا لذت بردم، ترجمه هم خیلی دلنشین بود و به جذابیت داستان اضافه کرده بود، و بااینکه سرنوشت ماری آنتوانت رو میدونستم ذره ای باعث کم شدن کشش و جذابیت داستان نشده بود. آره دیگه خلاصه که خیلی دوستداشتنی بود✨
سرگذشت ملکهی اتریشی فرانسه دختری که در سن کم به ازدواج شاهزاده فرانسوی در میاد سرانجام بسیار غمانگیزی داره فیلمی هم بر اساس زندگی ماری انتوانت ساخته شده که پیشنهاد میکنم ببینید. کتاب جذابیه برای علاقهمندان به تاریخ
به نظرم آخرین ها در هر انقلابی،از بدشانس ترین ها هستند؛ افرادی که از اوج عزت به قعر ذلت میرسند.ماری آنتوانت هم آخرین ملکه قبل از انقلاب کبیر فرانسه که قربانی تربیت سلطنتی شد.