یکی از فرقههای قدیمی که شکلگیری نظاممند آن در قرن هفتم هجری پایهگذاری شد و توسط سلطان اسحاقِ کرکوکی رسمیت یافت، مسلک «اهل حق» یا همان «یارسان» است (الهی، ۱۳۷۳: ۴۲-۴۳-۱۱۰). مسلکی که برخی چون نورعلی الهی از آن بهعنوان یکی از فرقههای شیعۀ دوازده امامی یاد میکنند (همان: ۱۰) و بعضی مانند گوبینو هم آن را مذهبی مهم میدانند که مخالف با اسلام است (گوبینو، ۱۳۸۳: ۲۴۲-۲۴۳).
اهل حق را انسانهایی بینماز، بیاعتقاد به روزۀ ماه رمضان، معتقد به تناسخ، شرابخوار، علیاللهی و مردانی با صورتهای بدون ریش و با سبیل بلند معرفی کردهاند. چنانکه نگارندۀ این سطور در سفری که سال ۱۳۸۵ به شهرستان صحنه داشته است، از دینوَر، مرکز استقرار اهل حق و برخی از روستاهای آنجا چون جیحونآباد، قَرهقاچ و چَمِه دیدن کرده و متوجه شده است که برخی از شیعیان آن منطقه پیروان اهل حق را کافر و نجس میشمرند.
کتاب «برهانالحق» ظاهراً نخستین بررسی جامع از تاریخ منشأ و اصول بنیادین فرقۀ اهل حق است. نورعلی الهی (۱۲۷۴-۱۳۵۳)، عارف، قاضی، استاد تنبور و متولّد روستای جیحونآبادِ دینور (نزدیک کوه بیستون) با نوشتن این اثر گامی بلند در جهت تبلیغ و آشنایی با اندیشههای این گروه برداشت. هرچند دکتر شفیعی کدکنی متذکّر شده است که از بسیاری از پیروان اهل حق شنیدهام، و به تواتر، که آنچه مرحوم نورعلی الهی در کتاب برهانالحق بهعنوان مبانی اعتقادی اهل حق یاد کرده است مورد قبول ما نیست (شفیعی کدکنی، ۱۳۸۷: ۳۳۹).
از بزرگان اهل حق میتوان به بهلولِ کوفی در قرن دوم هجری قمری (نوری، ۱۳۷۳: ۲۸-۲۹) و مؤسس این طریقه، سلطان اسحاق، در قرن هفتم اشاره کرد. سلطان اسحاق از طایفۀ اکراد کرکوک در عراق بود که به منطقۀ اورامان در کرمانشاه امروزی هجرت نمود (همان: ۴۲-۴۳).
اهل حق به کسی اطلاق میشود که مراحل شریعت و طریقت و معرفت را طی نماید تا به مقام حقیقت برسد (همان: ۷). محل عبادت اهل حق، جم یا جمخانه نام دارد که البته مقیّد به مکان و ساختمان مخصوصی نیست (همان: ۲۶-۲۷). و از شرایط جمعنشینان اهل حق، میتوان به اموری چون کمتر از سه نفر نبودن، بلوغ، عقل، ذکور بودن (عدمِاجازۀ حضور زنان در جمع)، پاکی، سرسپرده به خاندان حقیقت و بستن کمر از روی لباس اشاره کرد (همان: ۸۱).
اهل حق تمام تکالیف شرعی خود را اعم از اصول و فروع، طابق النعل بالنعل دستورات شارع مقدّس میداند. روی این اصل، این کتاب زائد میداند از مسائل فقهیه بحث نماید؛ زیرا آن مطالب توسّط علمای اعلام و فقهای گرام، کثرالله امثالهم، بهحدّ اشباع مورد بحث قرار گرفته است (همان: ۱۳۸-۱۳۹). لذا نماز و روزۀ مرسوم بین مسلمین تکلیفی است شرعی و عمل به آنها بر مکلّفین واجب خواهد بود. علاوه بر این بر هر فرد اهل حق واجب است هر ساله به موعد معیّن یعنی دوازدهم لغایت چهاردهم ماه قمری از ماه آذر و دی، سه روز متوالی، روزهدار باشد (همان: ۱۴۳-۱۴۴-۱۴۶).
خوردن شراب در این مسلک مطلقاً حرام است (همان: ۴۶۱-۴۶۲). زدن سبیل ممنوع است (همان: ۱۷۰). تناسخ، حلول، اتّحاد و وحدت وجود باطل است (همان: ۱۷۲-۳۱۳). نذر از مهمترین مسائل این فرقه است بهشکلیکه در برهان الحق بیشترین صفحات را به خود اختصاص داده است (همان: ۴۸۴ الی۵۳۷). و برخلاف آنچه شهرت یافته است اهل حق هرگز علیاللهی نمیباشند (همان: ۱۷۷). اهل حق، که پیروان قابل توجّهی ازجمله باباطاهر همدانی دارد (گوبینو، ۱۳۸۳: ۲۴۶-۲۶۲)، در عراق و بخشهای مختلف ایران خصوصاً در کردستان و کرمانشاه و لرستان سکونت گزیدهاند. مسلکی که گوبینو بخشی از سفرنامۀ خود با عنوان سه سال در آسیا را به آنان اختصاص داده و بر آن باور است که اهل حق اشتراکات مهمی با مذهب بودایی دارد و آیین مزبور از دوران پادشاهان اشکانی در ایران وجود داشته است (همان: ۲۵۶-۲۶۱).
گوبینو چنانکه گذشت، اهل حق را مسلمان نمیداند و معتقد است که اهل حق به ظاهر مسلمان هستند و حال آنکه پیامبر قریشی را قبول ندارند و به اسلام کینه میورزند (همان: ۲۴۳). او برخلاف نورعلی الهی معتقد است که پیروان اهل حق شراب مینوشند و خوردن آن را حرام نمیدانند (همان: ۲۴۴). زبان مقدّس آنان کردی و یا لَکی - تلفیقی از کردی و لُری - است (همان: ۲۵۶) و تحقیر عمیقی نسبت به زنان داشته و مطمأن هستند که زن جز ناپاکی نیست و به تنهایی مانع از عروج انسان به تکامل و مقام خدایی میشود (همان: ۲۵۹).
منابع:
_ الهی، نورعلی، ۱۳۷۳، برهانالحق، تهران، جیحون.
_ گوبینو، کنت دو، ۱۳۸۳، سه سال در آسیا، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، قطره.
Very much a book worthy and comprehensive. I really saw my opinion about spirituality. Thank you very much for the author and collector of this book. It was really great and unique.