Jump to ratings and reviews
Rate this book

تا رهایی ...

Rate this book
شامل: منظومه ها، از جدائی ها، شعرها و از منظومه ی هستی

533 pages, Hardcover

First published January 1, 1990

9 people are currently reading
179 people want to read

About the author

حمید مصدق

22 books176 followers
شاعر و حقوقدان ایرانی بود.
حمید مصدق بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا متولد شد. چند سال بعد به همراه خانواده‌اش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی هم مدرسه بود و با آنان دوستی و آشنایی داشت.

مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانش‌آموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.

وی پس ار دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا در دوره‌های بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاه‌های اصفهان، بیرجند و بهشتی را پی می‌گرفت.

در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق اشتغال داشت و از ۱۳۶۰ تدریس حقوق خصوصی به خصوص حقوق تعاون . مصدق تا پایان عمر عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود و مدتی نیز سردبیری مجله کانون وکلا را به عهده داشت.

حمید مصدق در هشتم آذرماه ۱۳۷۷ بر اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت.


منظومه‌ها و اشعار
1. درفش کاویان(۱۳۴۱)
2. آبی، خاکستری، سیاه(۱۳۴۳)
3. در رهگذار باد(۱۳۴۷)
4. دو منظومه؛ شامل آبی، خاکستری، سیاه - در رهگذار باد(۱۳۴۸)
5. از جدایی‌ها(۱۳۵۸)
6. سال‌های صبوری(۱۳۶۹)
7. تا رهایی؛ شامل مجموعه‌های فوق(۱۳۶۹)
8. شیر سرخ(۱۳۷۶)

ویرایش
1. رباعیات مولانا(۱۳۶۰)
2. غزل‌های سعدی، با همکاری اسماعیل صارمی(۱۳۷۶)
3. شکوه شعر شهریار(چاپ نشده)
4. غزل‌های حافظ، با همکاری اسماعیل صارمی(چاپ نشده)

تالیفات
1. مقدمه‌ای بر روش تحقیق(۱۳۵۱)
2. مجموعه قوانین تجارت، مدنی و ...، با همکاری میر قائمی

---
منبع
حمید مصدق. (۲۰۱۰, ژوئن ۲۴). در ویکی‌پدیا, دانشنامهٔ آزاد. بازیابی‌شده در‏۰۶:۵۲, ژوئن ۲۴, ۲۰۱۰, از
http://fa.wikipedia.org/w/index.php?t...

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
213 (30%)
4 stars
193 (27%)
3 stars
215 (30%)
2 stars
63 (9%)
1 star
15 (2%)
Displaying 1 - 28 of 28 reviews
Profile Image for R.
391 reviews25 followers
June 11, 2009
گاه می انديشم،
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گويد؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی، روی تو را
کاشکی می ديدم.
شانه بالا زدنت را،
_بی قيد_
و تکان دادن دستت که،
_ مهم نيست زياد_
و تکان دادن سر را که ،
_ عجيب!
عاقبت مرد؟
_افسوس!
_ کاشکی می ديدم!
Profile Image for Javad.
22 reviews3 followers
August 4, 2008
وای ، باران
باران ؛
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست
Profile Image for Maryam Shahriari.
259 reviews965 followers
March 22, 2009
تو اگر باز کنی پنجره را
من نشان خواهم داد
به تو زیبایی را
...

باز کن پنجره را
Profile Image for Arezoo.
9 reviews3 followers
Read
June 29, 2013
من ندانم که کیم.....
من فقط میدانم.....
که تویی......
شاه بیت غزل زندگیم
Profile Image for hima saki.
100 reviews51 followers
January 26, 2008
تو به من خنديدي و نميدانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد
غضب الود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالهاست كه در گوش من ارام ارام
خش خش گام تو تكرار كنان
ميدهد ازارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
Profile Image for pooriya alaei.
43 reviews2 followers
June 11, 2018
به چشمهای نجیبش،
که آفتاب صداقت
و دستهای سپیدش،
که بازتاب رفاقت
و نرمخند لبانش نگاه می کردم
و گاه گاه
تمام صورت او را
صعود دود ز سیگار من کِدر می کرد
و من
به آفتاب پسِ ابر خیره می گشتم
و فکر می کردم
در آن دقیقه که با من
نه تاب گفتن و
نه طاقت نگفتن بود
و رنج من همه از درد خود نهفتن بود
...
Profile Image for JJ Khodadadi.
451 reviews129 followers
September 13, 2012
مجموعه اشعار حمید مصدق آنقدر زیبا و دلنشین هست که کسی که به شعر علاقه ای هم نداشته باشه رو به خودش جذب می‌کنه.
این کتاب رو اولین بار استاد ادبیات فارسیم معرفی کرد. با اینکه علاقه‌ای به شعر نداشتم ولی مجذوب تک تک شعرهاش شدم
Profile Image for MahtaBi KhaNooM.
13 reviews28 followers
Want to read
June 1, 2008
شيشه پنجره را باران شست...از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست؟!
699 reviews29 followers
December 21, 2021
دردی،

- عظیم دردی است

با خویشتن نشستن

در خویشتن شکستن

وقتی به کوچه باغ

می برد بوی دلکش ریحان را

بر بال های خسته ی خود باد

گویی که بوی زلف تو را می داد

وقتی که گام سِحر ربای تو

از پله های وهم سحرگاهی

گرم فرار بود

در چشم های من،

ابر بهار بود.

برگرد!

در این غروب سخت پر از درد

محبوب من به بدرقه ی من

برگرد!

هرگز دوباره باز نخواهی گشت

و من تمام شب

این کوچه باغ دهکده را

با گام های خسته طوافی دوباره خواهم کرد

و شِکوه ی تو را،

تا صبح

- تا طلوع سَحَر - با ستاره خواهم کرد.

وقتی سکوت دهکده را،

برگشت گله های هیاهوگر،

آشفته می کند.

وقتی که روی کوه،

خورشید،

چون جام پر شراب

                                فرو می ریزد.

و باد،

این اسب،

اسب سرکش ناشاد؛

آشفته یال وسُم به زمین کوبان،

در کوچه باغ دهکده می پیچد،

یاد از تو می کنم.

آیا دوباره باز نخواهی گشت؟

و من،

از شهریان بریده، به ده اوفتاده را،

تا شهر شور و عشق نخواهی برد؟

آیا دوباره باز نخواهی گشت؟

تا سبزه های دشت،

و ساقه های لاله ی عباسی،

و بوته های پونه ی وحشی،

                              - به رقص بر خیزند

تا آب چشمه گَرد سفر را،

زان روی تابناک بشوید

و از تن تو

                         - این تندیس مرمرین

گرد و غبار خاک بشوید

آیا دوباره باز نخواهی گشت؟

آیا سمند سرکش را،

چابک سوار چیره نخواهی شد؟

چون تک سوارها

هر روز گرد دهکده،

هی هی کنان، طواف نخواهی کرد؟

آنگه مرا، رها شده از خویش

راهی کوه قاف نخواهی کرد؟

بیهوده انتظار تو را دارم

 دانم دگر تو باز نخواهی گشت

هر چند

 اینجا بهشت شاد خدایان است

بی تو برای من

این سرزمین غم زده زندان است

در هر غروب،

در امتداد شب،

من هستم و تمامت تنهایی،

با خویشتن نشستن

در خویشتن شکستن

این راز سر به مُهر،

تا کی درون سینه نهفتن.

گفتن.

بی هیچ باک و دلهره گفتن.

یاری کن،

مرا به گفتن این راز،

- یاری کن

 ای روی تو به تیره شبان آفتاب روز

می خواهمت هنوز
Profile Image for Faezeh Sharifian.
91 reviews2 followers
May 7, 2019
کتاب شعر تا رهایی اثر شاعر نام‌دار حمید مصدق، شامل پنج کتاب شعر از اوست که در زیر نام آن‌ها آورده شده است:

۱) درفش کاویان (۱۳۴۱)
۲) آبی، خاکستری، سیاه (۱۳۴۳)
۳) در رهگذار باد (۱۳۴۷)
۴) از جدایی‌ها (۱۳۵۸)
۵) سال‌های صبوری (۱۳۶۹)
Profile Image for Amirhossein.
4 reviews3 followers
August 23, 2020
خواستید این قسمت از منظومه آبی خاکستری رو حفظ کنید یه روزی برای مخاطب خاصتون بخونید ؛)

تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه از آن پاکتری
تو بهاری
نه بهاران از توست
از تو میگیرد وام
هربهار این همه زیبایی را
Profile Image for Amir ali.
330 reviews1 follower
October 14, 2013
بشکن طلسم حادثه را ،
بشکن!
مهُرسکوت، از لب خود بردار
منشین به چاهسار فراموشی
بسپارگام خویش به ره،
بسپار
تکرار کن حماسهءخود، تکرار
چندان سرودِ سوک،
چه می خوانی؟
نتوان نشست در دل غم،
نتوان
از دیده سیل اشک،
چه می رانی؟
سهراب مرده است،غمی سنگین
اما،
ـ غمی که افکند از پا
ـ نیست
برخیز!
رخش سر کش خود،
زین کن
امید نوشداروی تو
از کیست؟
سهرابمرده ای و
ـ غمت سنگین
بگذر ز نوشداروی نامردان
چشم وفا و مهر نباید داشت
ای گُرد درد مند،
ـ ز بی دردان
افراسیاب خون سیاوش ریخت.
بیژن، به دست خصم
به چاه افتاد.
کو گرُدی تو،
ای همه تن خاموش!
کو مردی تو،
ای همه جان ناشاد!
اسفندیار را چه کنی تمکین؟
ـ ای پر غرورِِ مانده به بندٍ
«من»
تیر گزین خود به کمان بگذار،
پیکان به چشم خیره سرش، بشکن!
چاه شغاد مایهء مرگ توست
از دست خویش
بر تو گزند آید.
خویشی که هست مایهء مرگ خویش،
باید شکست جان و تنش،
باید!

...
Profile Image for Shabani.
7 reviews
Read
May 22, 2007
اي مرمر سپيد- در شبان غم تنهايي خويش عابد چشم سخنگوي توام - دل وحشت زده در سينه من مي لرزيد - روزي اگر سراغ من آمدبه او بگو- ديدم اورا آه بعد از بيست سال- اي ابر نوبهار در اين غروب غمزده بر من ببار - شبي آرام چون درياي بي جنبش-وقتي تو نيستي خورشيد تابناك- اگر تو باز نگردي قناريان قفس قاريان غمگين را- ديدم در آن كوير درختي غريب را- تورا صدا كردم تو عطر بودي و نور و ...

سير معكوس شاعر (مرحوم مصدق)از پختگي به خامي در بيان
Profile Image for Faeze A.
9 reviews2 followers
April 28, 2007
man khaterate ziadi ba sherhaye in ketab daram...
Profile Image for parviz.
1 review10 followers
Read
April 28, 2007
این کتاب مجموعه اشعار زنده یاد حمید مصدق ،کهتلاش یک عمر زندگی شاعر است
5 reviews125 followers
May 17, 2007
ketabe khobe vagan ale
Profile Image for Behi.
2 reviews
July 1, 2007
اندکی صبر سحر نزدیک است...
Profile Image for fatemeh kashefi.
35 reviews4 followers
November 11, 2007
مجموعه‌اي از زيبا ترين و لطيفترين اشعار اجتماعي و عاشقانه
Profile Image for arya ahmadi.
16 reviews2 followers
Read
March 31, 2008
بسیار زیباست با شعرهایی نیمایی
Profile Image for Mariam Shahrokhi.
7 reviews1 follower
February 9, 2014
خاطرات نوجوانی و دبیرستان
وااای باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست ؟؟؟
Profile Image for Nooshin Fa.
1 review
January 23, 2015
one of the best

I missed someone....someone who brought the honesty sunshine to the party of the garden flowerس....
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به مهمانی گلهای باغ می آورد...
Profile Image for Bahman.
15 reviews6 followers
June 25, 2007
آبي ، خاكستري ، سياه
Profile Image for Mohammad Jalal.
1 review
December 17, 2017
شكن گيسوی تو،
موج دريای خيال
كاش با زورق انديشه شبی،
از شط گيسوی مواج تو، من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می كردم
كاش بر اين شط مواج سياه،
همه عمر سفر می كردم
Displaying 1 - 28 of 28 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.