This introduction to the history of economic thought combines a discussion of the evolution of the most important institutions of capitalism, including analyses of ideological defences and radical critiques. This history shows the situations and interest groups that gave rise to classical economics, socialist theory, Marxian economics, Neoclassical economics, Veblenian economics, and Keynesian economics. Hunt interweaves economic and intellectual history while exploring the evolution of capitalism. This edition has been updated to feature new appendices as well as revised material on the demise of the Communist countries and the diminution of intensity of the Cold War.
تکامل نهادها و ایدئولوژیهای اقتصادی کتابی است بسیار مفید که در کمال فروتنی و بیادعایی بیاندازه میآموزد. فروتن از آن جهت که هیچ دیدگاهی را به خواننده تحمیل نمیکند. قدم بهقدم جلو میبردش، دادهها را منصفانه در اختیارش میگذارد و تنها در فصل انتهایی کمی دیدگاه خود را بیان میکند و بر آن پافشاری. از نکات برجستهی کتاب میتوان این را برشمرد که نظرات سرمایهداری مهم را به تفصیل بیان میکند بیآنکه بخواهد بر نقاط ضعف یا قوتشان صحه بگذارد. خواننده ابتدا با تحلیلهای مهم سرمایهداری از اسمیت و ریکاردو گرفته تا کینز و ساموئلسون و دیگران آشنا میشود و بعد، انتقادات سوسیالیستی، لیبرال و رادیکال هر یک را میخواند. همچنین، با استفاده از تحلیلی تاریخی، نشان میدهد بهدرستی که همواره نظامهای اقتصادی به ایدئولوژیهای خاصی منجر شدند و به تبلیغ و ترویج آن پرداختهاند تا آنها که سود میبرند، به سود بیشتر دست یابند. چیزی که در دوران بردهداری و فئودالیسم همانقدر درست است که حال در سرمایهداری. ایدئولوژی دوران سرمایهداری بر فردگرایی سوار میشود و با کنارزدن پدرسالاری مسیحی تفکر غالب میشود. تعجبآور نیست همزمانی تمامی متفکران فردگرای دوران پسافئودالیسم و آنهمه تشویق به تمرکز روی شخص بهجای جامعه. البته که سرمایهداری در طول حیات خود بهوقت ضرورت به ایدئولوژیهای قدیم چنگ انداخته است اکنون تمام هموغم خود را روی اشاعهی این مطلب گذاشته که در نبود بازار آزاد اصولا آزادی و عدالت انسان بیمعنا میشود. در این میان رویکرد نویسنده دربارهی کمونیسم و کمونیسمستیزی جالبتوجه است؛ او بهدور از افراط یا تفریط بهدرستی مینویسد که نظام سرمایهداری با تکیه بر تجربههای ناموفق نظامهای کمونیستی جهان دههها با ترویج کمونیسمستیزی از رکود خود جلوگیری کرده است (این مورد بهخصوص دربارهی ایالات متحده نوشته شده است.) هانت میگوید تجربهی ناموفق کمونیسم دلایل مشخصی دارد که نظام سرمایهداری حاضر نیست به آنها اذعان کند و از کمونیسم شیطانی ساخته تا بدینوسیله صدای هر اعتراضی نسبت به خود را خاموش کند. (این نکته تا اواخر قرن بیستم صحت دارد؛ امروزه همانطور که میبینیم اسلامستیزی جای کمونیسمستیزی ایالات متحده را تاحد زیادی گرفته است.) مهمترین دلیل شکست کمونیسم این است که نیروهای انقلابی کاملاً بهعکس دیدگاه مارکس نظامی کمونیستی برپا نهادند. مارکس لازمهی تشکیل جامعهای کمونیست را رسیدن به نهایت سرمایهداری میداند. یعنی زمانی که جامعه از لحاظ تولید و بازدهی تولید در بالاترین حد ممکن باشد. درحالیکه تمامی نظامهای کمونیستی ایجادشده در جوامعی به وجود آمدند که صنعت چندان قدرتمندی نداشتند. از طرفی، همواره با تهدیدات نظامی و تحریمات گسترده مواجه بودند. بنابراین، بیآنکه جنایات صورتگرفته در این کشورها را بشود توجیه کرد، شکست آنها را میتوان عموماً موجه دانست. از طرفی، جنایات سرمایهداری در طول تاریخ کمتر از دیگر نظامها نبوده است و حتی در صورت وجود آماری بیطرف میتواند بسیار بیشتر و دامنگیرتر بوده باشد. تاحدی که فقر امروزهی بسیاری از کشورها هنوز نتیجهی مستقیم چپاولهای قدیم سرمایهداری است. هانت جز این موارد، به مسائل مهم دیگری میپردازد. به امپریالیسم، به بحران انرژی، جنبشهای فمینیستی،از خود بیگانگی، کالاپرستی، تورم، جنگ و اقتصاد جنگی و تمامی مسائل مهم موجود در جهانی که در آن زندگی میکنیم. نشان میدهد که در جامعهی سرمایهداری احقاق هیچیک از اهدافی چون حفاظت از محیط زیست، برابری نژادی و جنسیتی و صلح و ثبات اقتصادی ممکن نیست و تمامی این خواستهها فقط تاجایی محقق خواهند شد که سودآوری شرکتهای بزرگ و قدرتمند به خطر نیفتد. بنابراین دردوران رونق اقتصادی تاحدی جنبشهای اینچنینی موفقیت خواهند یافت و با کاهش سود، همهچیز ملغی خواهد شد. (آنچه تغییر سیاستهای روز امریکا بهفرض بهخوبی میتواند درستیاش را نشان دهد.) مطلب بسیار مهم دیگر این کتاب اشاره به ترویج حس محافظهکاری است. (حسی که از طریق ارزشهایی چون وطنپرستی برانگیخته میشود) بهصورت کاملاً سیستماتیک مردم را فرمانبردار بار میآورند و از آنها بردههایی محافظهکار میسازند تا به امید آنکه روزی خودْ، شده حتی درصدی ناچیز از سود موجود در جهان را کسب کنند و اندک سرمایهای بهم بزنند، سالها استثمار را تحمل کنند و دم برنیاورند.
Mine has pretty tessellations on the covers. Reading it makes me feel like i imagine going to collage would be like. I like to think about this stuff and I got my six dollars out of it. amazon please use your free parking riches to distribute this book to the next generation.
توی این کتاب، یکی از نکته هایی که برام جالب بود، این بود که نگاه مارکس و لیبرال های کلاسیک مثل ریکاردو و اسمیت به مقوله قیمت، تقریبا یکی هست. یا به بیانی مترادف، هر دو به این سوال جواب یکسانی میدن: چقدر گندم با چقدر کاسه سفالی توی بازار باهم مبادله میشن؟ چیزی که ازحرف های دوستان، عاید من شده بود تا حالا این بود که نیولیبرالیسم تعدیلی در لیبرالیسم کلاسیک بوده، که با توجه به این کتاب، این گفته، مهملی بیش نیست، و این نگاه دست کم توی حلقه دوستان من چقدر به اشتباه رایج بود. از مفروضات اسمیت، وجود تعداد زیادی تولید کننده و مصرف کننده است که هیچ کدوم به تنهایی قادر به اعمال سلطه توی بازار نیستند. با دور شدن مفروضات لیبرالیسم کلاسیک از واقعیت های جامعه، ایدیولوژی لیبرالیسم کلاسیک قادر به توجیه وضع موجود نبود. برداشت من این بود که گذار به لیبرالیسم کلاسیک «جدید»، یک تغییر اساسی در ایدیولوژی بود برای انتطباق با واقعیت های جامعه.
Took several months to finish, thick economic stuff. Lots of good discussion, historical context, and ideas. Some uncritical bias toward marxism in an otherwise thoughtful book.