Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “Suvashun” as Want to Read:
Suvashun
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

Suvashun

3.83  ·  Rating details ·  4,654 Ratings  ·  262 Reviews
Considerada una obra maestra, esta novela supuso el reconocimiento de Simin Daneshvar como una autora indispensable de la moderna literatura persa. Reeditada en numerosas ocasiones, Suvashun fue una novela valiente, la primera escrita por una mujer iraní y narrada por su protagonista femenina. Ambientada en el Irán de la Segunda Guerra Mundial durante la ocupación de los A ...more
Paperback, 392 pages
Published May 28th 2006 by Cobre (first published 1969)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about Suvashun, please sign up.

Popular Answered Questions

Samira Azizdokht دنیا مثل اتاق تاریکی است که ما را با چشمهای بسته وارد آن کرده اند . یک نفر از ما ممکن است چشمش باز باشد . ممکن است یک عده بخواهند با کوشش چشمهای خود…moreدنیا مثل اتاق تاریکی است که ما را با چشمهای بسته وارد آن کرده اند . یک نفر از ما ممکن است چشمش باز باشد . ممکن است یک عده بخواهند با کوشش چشمهای خود را باز کنند و یا ممکن است بخت کسی بخواند و یک نوری از یک روزن ناگهان بتابد و آن آدم یک آن بتواند ببیند و بفهمد؟...(less)

Community Reviews

(showing 1-30)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Ahmad Sharabiani
Suvashun = A Persian Requiem, Simin Daneshvar
عنوان: سووشون؛ نویسنده: سیمین دانشور؛ تهران، خوارزمی، 1348؛ در 307 ص؛ چاپ دوم و سوم 1349؛ چهارم 1351؛ پنجم 1352؛ ششم 1353؛ هفتم 1355؛ هشتم 1356؛ نهم 1357؛ دهم 1360؛ یازدهم 1363؛ دوازدهم 1368؛ سیزدهم 1371؛ چهاردهم 1377؛ پانزدهم 1380؛ شابک: 9644870050؛ شانزدهم 1388؛ شابک: 9789644870057؛ هفدهم 1390؛ نوزدهم 1392؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی - قرن 20 م
کتاب را در سالهای پیش از 1350 خوانده ام. تا عنوان کتاب را ببینم، سوگ سیاووشان به یادم میآید. هرچه س
...more
Ahmad Sharabiani
Suvashun = A Persian Requiem, Simin Daneshvar
عنوان: سووشون؛ نویسنده: سیمین دانشور؛ تهران، خوارزمی، 1348؛ در 307 ص؛ چاپ دوم و سوم 1349؛ چهارم 1351؛ پنجم 1352؛ ششم 1353؛ هفتم 1355؛ هشتم 1356؛ نهم 1357؛ دهم 1360؛ یازدهم 1363؛ دوازدهم 1368؛ سیزدهم 1371؛ چهاردهم 1377؛ پانزدهم 1380؛ شابک: 9644870050؛ شانزدهم 1388؛ شابک: 9789644870057؛ هفدهم 1390؛ نوزدهم 1392؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی - قرن 20 م
این کتاب را در سالهای پیش از 1350 خوانده ام، ولی سوگ سیاووشان را همیشه بیادم میآورد، هرچه سعی کردم
...more
Fatemeh sherafati
Mar 16, 2016 rated it really liked it
مستندی که از بی بی سی پخش شده بود، من رو به این فکر انداخت که که تاسف آوره که یک زن ایرانی ام و هنوز یه اثر از آثار سیمین دانشور، یکی از قهارترین نویسنده های زن ایرانی رو نخوندم. از همون روز شروع کردم که خوندن سووشون:

-توصیفات کتاب به نحوی عالی بیان شده بودند که در کتاب های دیگر کمتر این ویژگی را یافتم. مثلا در توصیف صدای یک پیرمرد:
عجب صدای نوازشگری داشت، او می توانست با آن صدا آدم را، حتی آدمی که شتاب داشت، حتی آدمی که خیالاتی شده بود را رام کند.
-نکته ی دیگری که باعث دلگیری ام از خانم دانشور شد،
...more
sæmırâ
Apr 08, 2012 rated it it was amazing
زری معصومانه پرسید:شما می گویید من دیوانه نشده ام؟
دکتر عبدالله خان گفت:به هیچ وجه
زری باز پرسید:دیوانه هم نمی شوم؟
دکتر عبدالله خان گفت: قول می دهم نشوی.
چشم در چشم زری دوخت و باصدای نوازشگری گفت:اما یک مرض بدخیم داریکه علاجش از من ساخته نیست.مرضی است مسری.باید پیش از اینکه مزمن شود ریشه کنش کنی.گاهی هم ارثی است.
زری پرسید: سرطان؟
دکتر گفت: نه جانم ،چرا ملتفت نیستی؟مرض ترس.خیلی ها دارند.گفتم که مسری است.
باز دست زری را گرفت و پیامبرانه افزود: من دیگر آفتاب لب بامم اما ازین پیرمرد بشنو جانم.در این دنیا
...more
Jenny (Reading Envy)
Most books I have read set in Iran tend to be about the revolutions of the 1970s to the present. This book is set during World War II, during British occupation, and the Brits are not exactly allies. (Iran was previously allied to Italy and Germany, so they are being occupied to keep control of the area.)

Zari is a young wife of a well-off revolutionary in Shiraz. The story is through her eyes, where she is often controlled by older women in society, managed by male relatives, and patronized by h
...more
Sara Kasraee
Mar 05, 2016 rated it it was amazing  ·  review of another edition

"در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را به درختی دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی!"
به جرات میتونم بگم بهترین کتابی که امسال خوندم سووشون بود. از سطر به سطرش لذت بردم. توصیفاتش خیلی خوب بود. یکی از مواردی که این کتاب رو واسم قشنگتر میکرد به کار بردن اون فضاهای معماریش بود. ارسی، حوضخونه، هشتی و...
باید این کتاب رو زودتر از اینا میخوندم ولی خوشحالم که بالاخره خوندمش.
...more
Mahdi Lotfabadi
گر بخواهم در غمت آهی کنم
چون علی سر را فرو چاهی کنم
«مولانا»
-----------------------------------------------
من به طور کلی سیمین دانشور رو به عنوان یه نویسندهی قوی خیلی قبول دارم. از کارهاش لذت میبرم و اعتقاد دارم یکی از کسانی هست که میدونسته داره چه کار میکنه و حتی جلوتر از خیلی از نویسندههای هم عصر خودش بوده. از سووشون هم لذت بردم. توصیفها مخصوصاً فصل بیست و یکم به قدری زیبا ارائه میشن که یه تصویر کارت پستالی زیبا از مزرعهی گندم و درخت گیسو به آدم میدن. با تمام قدرتهایی که نویسنده تو توصیفها و پی
...more
Negar Ghadimi
Jan 17, 2015 rated it it was amazing
آدم هایی که با این همه گل سر و کار دارند، چه لزومی دارد زن بگیرند؟
------------------------------------------
شاید این بلاها را سرم آوردی که ببینی صبرِ ایوب دارم یا ندارم. ندارم! ندارم! ندارم!
------------------------------------------
آدمیزاد چیست؟ یک امیدِ کوچک، یک واقعه ی خوش چه زود می تواند از نو دست و دلش را به زندگی بخواند؟
------------------------------------------
کاش دنیا دستِ زن ها بود، زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدرِ مخلوق خودشان را می دانند. قدرِ تحمل و حوصله و یکنواختی و برا
...more
Niloofar Haydari
Jan 09, 2014 rated it it was ok
خوب هاش : يك. يه زن نويسنده اي مياد از سياسته دوران خودش مينويسه. اين يعني منفعل نبودن زنان در عرصه ي ادبي در اون زمن. هرچند اين نكته هيچ ربطي ب داستان نداره اما يكي از چيزاييه كه شخصا باعث شد من برم سمت كتاب.
دو. توصيف حالت و احساسات و تشبيهاتش قابل تحسين بود. شخصيت پردازيش اوكي بود
سه. جمله هاي قشنگ توش زياد داشت. تعبيراش خوب بود. يهو از يه پاراگرافش ممكن بود خيلي خوشت بياد در حالي كه از موضوعي كه مورد اشاره ي اون
پاراگرافه اصلا خوشت نيومده باشه. يعني قلم خوب بود. نگارشش خوب بود.
چهار. اين توصيف
...more
Mohammad
Dec 23, 2014 rated it it was amazing  ·  review of another edition
مدتها بود با هیچ رمانی اینگونه ارتباط عاطفی برقرار نکرده بودم... شاید از زمانی که «خرمگس» را خواندم تا امروز که «سووشون» تمام شد
تمام مدت از عمق داستان و اینکه دارم رمانی ایرانی میخوانم لذت بردم
گاهی، بخصوص اوایل داستان، خام دستی هایی در توصیف صحنه ها یا شخصیت پردازی مینا و مرجان (دو دختر دوقلوی خردسال زری و یوسف) دیده می شود، اما نسبتی که خواننده خیلی زود با کتاب پیدا می کند تبدیل به نسبتی دست اول می شود: با خنده خانواده می خندد و با غصه آنها غمگین می شود

تصویرهای متعددی از کتاب در ذهن من خواهد ما
...more
Hamidreza Hosseini
حکایت دردناک زندگی زری (زن یوسف که ارباب بامرام یکی از مناطق اطراف شیراز هستش) و خونواده و اطرافیانش.

داستانهای نوشته شده در اواخر دهه ی ۱۳۴۰، خیلی به مشکلات زندگی مردم حول و حوش جنگ جهانی دوم (اواخر دهه ی ۱۳۱۰ و اواخر دهه ی ۱۳۲۰) و سالهای بعد از اون جریانات پرداخته اند. توی خیلیاشون هم صحبت مبارزه با حکومت و معمولا دیدگاه های چپ هستش.

کتاب خوبی بود و دوستش داشتم. اولین کتابی بود که از سیمین دانشور خوندم. ترغیب شدم برم سراغ کتابهای دیگه ش
Saman Kashi
سركار خانم سيمين دانشور معمولاً با دو نكتهي شاخص شناخته ميشود. يكي همسري جلال آل احمد و دوم نويسندهي يكي از شاخصترين قلههاي رمان فارسي كه همين كتاب سووشون است
بعد از كتاب "سووشون" خانم دانشور در حال تكرار خود و سووشون خود بود و هرگز نتوانست اثري در قد و قوارهي اين كتاب خلق كند و متأسفانه همانند بسياري از نويسندگان اين كشور، تك كتابي ماند
...more
Maryam Farhangi
Jun 17, 2016 rated it really liked it
اولین تجربه ی رمان صوتی! اولش سخته اینکه کلمات رو از نزدیک نمیبینی,ولی کم کم وارد قصه میشی و باز این خودتی که دنیای کتاب رو تو ذهنت تصویر میکنی!
همچنین اولیم بار بود با قلم سیمین دانشور آشنا شدم..کتابی است قطعا خواندنی با نثری گیرا و جذاب.
تصویر شیراز دهه ی ۲۰ از دریچه ی نگاه زن ,لمس دغدغه ها و اندیشه های هم نسلان او,برخورد با فرهنگ و آداب جنوب و وقایع تاریخی لذتی است انکار نشدنی!
Zahra Dashti
Sep 01, 2016 rated it liked it
به نظرم نقطه قوت داستان حالات درونی و آشفتگی و ترس و تردید و اراده زری بود. هرچند شاید بهتر از هچاین هم می شد باشه ، با این همه یک خواننده زن ، همذات پنداری خیلی خوبی می تونست با زری و ترس و تردیدها و در نهایت آب از سر گذشتنش داشته باشه ....
خوندنش خالی از لطف نبود.
Sheyda Dehghan
May 18, 2016 rated it really liked it  ·  review of another edition
چقده همیشه دلم میخواست بخونمش. بنظرم خجالت آوره که یه ایرانی باشی و سووشون رو نخونده باشی. خداروشکر از خجالت خودم دراومدم :)

خداروشکر که نویسنده های خوبی مثل دانشور، دولت آبادی، ساعدی و... هم بودند تا ادبیات این کشورو از دست بعضی از نویسنده نماهای این روزا نجات بدن. حقیقت اینه که تصور نمیکردم سووشون کتاب قوی ایی باشه چون نظرات طرفدارای نویسنده نماها رو قبول ندارم!

فقط یه بخشهایی از کتاب متوجه منظور نویسنده نشدم اینکه میخواد به چی اشاره کنه "مثلا پدر زری که چیزیو قبول نداشت و نویسنده میگفت که کافر
...more
Ali
Feb 15, 2007 rated it liked it
Shelves: persian-novels
در مورد "بانوان نویسنده" در وبلاگ گودریدز، یک مطلب کلی نوشته ام و تا اندازه ای به همه ی آثارشان اشاره کرده ام، پس نیازی به "ریویو"ی جداگانه نیست، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...
Pooya Kiani
سووشون کتاب خوبیست، سووشون قصهی خوبیست، سووشون متن تراشخوردهایست، اما شاهکار نیست.

در تمام طول کتاب صرفا یکی دو بار به وجد اومدم. منی که استخونم برای به وجد اومدن خیلی سبکه.

سووشون باید خونده بشه، و باید تبدیل به احسن بشه. باید دست نویسنده رو نباشه، زحمت کشیدنِ بی ثمر اشتباست.
...more
Gelareh
Dec 08, 2009 rated it it was amazing
یکی از نویسندگان محبوب من است دانشور
و این کتاب را هر دوباری که خوانده ام با عشق بوده توصیه می کنم که بخوانیدش
Eli
Mar 14, 2012 rated it it was amazing
زری گریه کنان گفت: هرکاری می خواهند بکنند، اما جنگ را به خانه ی من نیاورند! به من چه مربوط است که شهر شده عین محله ی مردستان! شهر من، مملکت من، همین خانه است. اما آنها جنگ را به خانه من هم می کشانند

-و بچه ها آنقدر خوشحال بودند که انگار مالک بزرگترین چرخ و فلک های دنیا هستند و زری می اندیشید که چرا پیرمرد پسرهایش را زن نمی دهد درحالی که موقع زنشان است. و بعد فکر کرد آدم هایی که با این همه گل سر و کار دارند چه لزومی دارد زن بگیرند

-انگار طنازی و دلبری از یاد زری رفته بود. همه اش در این فکر بود که آ
...more
Seyed Mohammad
Apr 23, 2014 rated it it was amazing
کتاب از چند لحاظ دستاوردی قابل توجه برای ادبیات ایران است. نخست تکنیکهای روایی کتاب که تحت تاثیر واقعگرای آمریکایی نوشته شده، بسیار قابل توجه است. برای مثال گاه یک فصل اینگونه تمام میشود که زری تنها صدای یک نفر را در یک مکالمه میشنود. فصل بعدی گزارش تنها آن پارهای از مکالمه است که زری شنیده. به این صورت راوی نه دانای کل، که روایتگری با دید محدود است
علاوه بر این تصویری که دانشور برای دفاع از نحوه زیست خود در تقابل با مردان ستیهنده اطرافش میدهد که بهترین تبلور خود را در گفتگوهای زری و خسرو و یا زر
...more
Masoomeh Tavakoli
Jun 11, 2013 rated it really liked it  ·  review of another edition
Recommends it for: نرگس سجادیه
برای نمایشگاه کتاب مدرسه خریدمش و بعد وقتی با لیلی و غزل و پارمیدا و نیلوفر و مهشادها ایستاده بودیم کنار میزی که کتاب ها را رویش چیده بودند، این یکی و بخشنده و کشتن مرغ مینا چشممان را گرفتند برای این که کتاب های بعدی کلاس باشند.
دوباره خواندمش و حتّی بیشتر از بار قبل دوستش داشتم
ممکن است به خاطر این باشد که این دفعه با انباشته ی بیشتری از آن چه «زندگی» اش می خوانند، به سراغش رفتم...
و ستاره هایم هم گواه همینند.
(دفعه ی قبل 3 ستاره داده بودم. چه بی سلیقه!)
یکی از بهترین بحث های امسال را در دو کلاس رقم
...more
Sahar
کاش دنیا دست زن ها بود ...
زنها که زائیده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را .
شاید مردها چون هیچوقت عملاً خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟
*********
آدمیزاد چیست؟
یک امید کوچک، یک واقعه خوش. چه زود می تواند از نو دست و دلش را به زندگی بخواند؟
اما وقتی همه اش تو دهنی و نومیدی است، آدم احساس می کند که مثل تفاله شده، لاشه ای، مرداری است که در لجن افتا
...more
mobarake  mortazavi
آدمیزاد چیست؟.. یک امید کوچک، یک واقعه خوش چه زود میتواند از نو دست و دلش را به زندگی بخواند. اما وقتی همهاش تودهنی و ناامیدی است،آدم احساس میکند که مثل تفاله شده، لاشهای، مرداری است که در لجن افتاده.



× حرف داشتم دربارهش.. ولی کیبوردم خرابه. :-" تنبلیم میاد. :-" :-توجیه
به قسمتی از کتاب بسنده کردم.
...more
Saye Tafreshi
Feb 19, 2016 rated it really liked it
گريه نكن خواهرم .در خانه ات درختي خواهد روييد و درختهايي در شهرت و بسيار درختان در سردمينت.
و باد پيغام هر درختي را به درخت ديگر خواهد رساني و در ختها از با خواهند پرسيد؛ در راه كه مي آمدي يحر را نديدي !
ليلي
This review has been hidden because it contains spoilers. To view it, click here.
Farhad
May 03, 2008 rated it liked it
گریه نکن خواهرم، در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرَت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی؟

شخصيت پردازي و خلق صحنه ها و حالات از نقاط ارزشمند كتاب است و روحي كه در كتاب جاري است
...more
Arghavan
Oct 11, 2016 rated it it was amazing
ساعتای 3نصف شب بود که به قسمت مرگ یوسف رسیدم، و چقدر دردناک بود گویی عزیزی از خودم از دست رفته های های گریه کردم مگه میشد باور کرد که این فقط یه داستانه بقدری فضاسازی و شخصیتها زیبا و گویا بیان شده بودن، این کتابو باید خوند و به داشتنش افتخار کرد دوستش داشتم.
مهسا
آن دوره که مردم به شرابا طهورا دسترسی پیدا میکردند میخوردند و حافظ میشدند،گذشت.حالا باید شرابا باروت قورت بدهند!آن وقتها مردم لب جوی مینشستند و گذر عمر را میدیدند و دلی دلی میکردند و از تمام نعمت های دنیا یک گلعذار بسشان بود،گذشت.حالا باید کناره ی سیل بایستند و عمر همچین از روبه رو بیاید سیلی به صورتشان بزند که رب و ربشان را یاد کنند

صفحه ی 254
Batul
Sep 04, 2015 rated it really liked it
از همون اول همراه شدم با زری، افکار و درونیاتش خیلی خوب بیان شده بود و به نظرم نقطه شاهکار سووشون همین بود.
اما از نظر داستانی نقاط مبهم زیادی داشت، اتفاقات سیاسی و دلایلشون رو بیان نمیکرد. یا شاید من متوجه نشدم! من فقط با اطلاعات تاریخی میدونستم که متفقین تو جنوب مستقر شدن و از طرفی اینکه رضا شاه طی یه طرحی عشایر رو یکجا نشین کرد. همین. و داستان هم با دیالوگها و شرحهای افسرهای خارجی و یوسف و سهراب من رو بیشتر گیج میکرد. من تا انتها متوجه عقاید سهراب و اینکه چی کار کرده بود نشدم. علاوه بر اون، یو
...more
Motahareh
Nov 17, 2014 rated it really liked it  ·  review of another edition
همانطور که فکر میکردم بود، و شاید هم بهتر. درست از زمانی که توی کتاب دبیرستان قسمتی از سووشون را دیدم دلم میخواست که کتاب را بخوانم و بالاخره خواندم. چقدر زیبا یک زن را تصویر کرده بود. زنی در کشاکش شجاعت و ترس. زنی که نمیداند شجاع باشد یا خانوادهاش را حفظ کند. زنی که برای حفظ خانوادهاش هرچه میتواند میکند. و زنی که نهایتا قیام میکند، میایستد و فریاد میزند. چقدر باورپذیر بود کشمکشهای درونی زری و چقدر دوستداشتنی بودند این زوج... کتاب را که میخواندم به یاد همسران شهدا افتادم. به راستی که دوراهی عجیب ...more
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
topics  posts  views  last activity   
500 Great Books B...: A Persian Requiem - Simin Daneshvar 1 14 Jul 25, 2014 08:50PM  
Middle East/North...: Suvashan/A Persian Requiem 19 39 Feb 24, 2014 12:15PM  
availibility 1 36 Jan 29, 2008 06:17AM  
  • (کلیدر (دوره ۱۰ جلدی
  • همسایه‌ ها
  • آتش بدون دود
  • دایی جان ناپلئون
  • شازده احتجاب
  • خانوم
  • طوبا و معنای شب
  • سمفونی مردگان
  • چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم
  • چشمهایش
  • شوهر آهو خانم
  • Women Without Men: A Novel of Modern Iran
  • زمستان
  • قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب --- ۴
  • اولدوز و کلاغ‌ها
  • هشت کتاب
  • داش‌ آکل
  • قصه های مجید
6068665
Simin Dāneshvar (Persian: سیمین دانشور) (28 April 1921 – 8 March 2012) was an Iranian academic, novelist, fiction writer and translator, largely regarded as the first major Iranian woman novelist. Daneshvar had a number of firsts to her credit. In 1948, her collection of Persian short stories was the first by an Iranian woman to be published. The first novel by an Iranian woman was her Savushun (" ...more
More about Simin Daneshvar...

Share This Book

“گریه نکن خواهرم.در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی!”
36 likes
“گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختانب در سرزمینت. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی” 13 likes
More quotes…