مجموعه داستان های کوتاه یکی از بهترین پیشنهاد ها هستن برای کسانی که حوصله کتاب خوندن ندارن یا تازه شروع کردن به کتاب خوندن،چون میتونید هروقت دلتون خواست برید یه داستان بخونید و هم ذهنتون درگیر ادامه ش نمیشه و هم خسته کننده نیست براتون. این کتاب یکی از قشنگ ترین مجموعه داستان هایی بود که خوندم. . داستان ها روون بودن،خیلی ساده و الکی نبودن و عمق داشتن و در عین حال پیچیده هم نبودن. . در کل خوب بود دیگه،بخونیدش🙃 . بهش از ده نه و نیم میدم⭐️ . قسمتی از متن کتاب:شماره ناشناس بود،جواب داد.از خانهٔ سالمندان تماس میگرفت. -مادر شوهرتون دیشب به رحمت خدا رفتن!...نصف شب زنگ نزدیم که شوکه نشید!...آقای ربانی تشریف ندارن؟...پس لطف کنید خودتون بهشون خبر بدید... گریه نکرد،فقط لبخند کشدار و تلخی زد به کسی که او را نمیدید.گوشی را قطع کرد.بی محابا پاهایش را تکان تکان داد.خیره شد به دیوار سفید روبهرویش.حال خودش را نمیفهمید.به محل کار شوهرش زنگ زد،همکارش گفت فرشید از اداره رفته بیرون.توی ذهنش پیچید:نکنه خبردار شده! گوشی را گذاشت.به جشن تولد دخترش فکر کرد.به اینکه طفلکی یک ماه است لحظه شماری میکرده برای امشب.خود گویه کرد:نازی میشکنه اگه جشن تولدش به هم بخوره! پاشد رفت داخل اتاق لباس هایش را پوشید.جلوی آینه نشست و با آرایش ملایمی به صورتش رنگ تازه ای داد.وسط پیدا کردن رژلبی که با شال صورتی اش ست شود،یک دفعه مثل مجسمه خشکش زد:نه!بچهام خرد میشه اگه امشب بهش زهر بشه!
نگارش بسیار قوی اما محتوایی که ایراداتی داره. نگاه منتقدانه و قضاوت کننده تو کل ۵ داستان زیاده. مخصوصا دو داستان اول، در مورد روابط مسلمانان ایران و اقلیت های یهودیه. ایجاد اختلافات با نشر این داستان ها به نظرم زیاد جالب نیست.