تا قبل از این کتاب، خیام بیشتر کارکرد ابوسعید ابوالخیر رو داشت: یک اسم، که هر کس هر رباعی ای رو پیدا می کرد و نمی دونست شاعرش کیه، بهش نسبت می داد. رباعیات خیام تا قبل از این کتاب، ملغمه ای عجیب و غریب بود از رباعیات کفرآمیز در کنار رباعیات عرفانی، رباعیات تلخ اندیشانه در کنار رباعیات عاشقانه، رباعیات خوش باشی و فلسفی در کنار رباعیاتی که فقط قصد عبارت پردازی دارن، همه در هم و مخلوط. رباعیاتی که ادوارد فیتزجرالد (مترجم انگلیسی رباعیات خیام) ترجمه کرده و نشر هرمس چاپ کرده، همچین حالتی داره و آدم خنده ش میگیره که چطور ممکنه این دو رباعی رو یه نفر گفته باشه. در نتیجه، مفهوم خیام برای مخاطب دویست سال قبل، به کلی متفاوت از مفهوم خیام برای ما بوده. رباعيات خيام چيزى شبيه به رباعيات ابوسعيد ابوالخير قلمداد مى شده، تا جایی که حتی ملاصدرا به عنوان یکی از عارفان بزرگ، تمام رباعیات خیام رو از حفظ داشته.
اما بعد از این کتاب، ماجرا تغییر کرد. بعد از این کتاب، رباعیات خیام به این شکل یکدستی که امروز می شناسیم دراومد. میشه گفت خیامی که ما می شناسیم، با خوش باشی ها و تلخ اندیشی ها و طنزهاش، بعد از این کتاب صادق هدایت به وجود اومد.
هدایت اومد از بین خیل عظیم رباعیات منسوب به خیام، تعداد انگشت شماری که در نسخه های قدیمی تر به خیام نسبت داده شدن و در نتیجه، معتبرتر هستن رو شناسایی کرد (سیزده رباعی) و دید مضمون تمام این رباعی ها مشترکه: رباعی هایی فلسفی، کفرآمیز، طنزآمیز، عشرت طلبانه، و همراه با اشاره هایی به نجوم. در نتیجه، شکل کلی تفکر عمر خیام و مضامین مورد علاقه ش رو با استفاده از این سیزده رباعی تشخیص داد، و بعد، با در نظر گرفتن این شکل کلی تفکر، باقی رباعیات رو غربال کرد: هر کدوم به مضمون اون سیزده رباعی می خوردن رو قبول کرد و هر کدوم که نمی خوردن رو رد کرد. در نتیجه، رباعیات خیام برای نخستین بار، یکدست شد، و خیام از یک اسم توخالی که هر رباعی ای رو بهش نسبت می دادن، به متفکری با اسلوب تفکر واضح و متمایز تبدیل شد، متفكرى كه امروز براى ما نماد شكاكيت، طنز، خوش باشى و بدبينيه.
تا جایی که اطلاعات من قد میده، این تصحیح اولین تصحیح منظم از خیامه و تصحیح های معروف و معتبرتر فروغی و غنی، و بعدتر فولادوند و دشتی و دیگران، همه کمابیش متأثر از این تصحیح هستن و از همین شیوه برای تصحیح خیام استفاده می کنن.
پ ن:
بعداً جستجوی مختصری کردم، و دیدم که انگار اون سیزده رباعی که کلید شناسایی خیام هستن، اولین بار توسط علامه قزوینی در مونس الاحرار کشف شدن، و به عنوان معتبرترین رباعیات خیام معرفی شدن. صادق هدایت در تصحیح خودش، از این کلید که قبلاً توسط علامه قزوینی کشف شده استفاده می کنه.