تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند نوشتههای کوتاه یک جامعهشناس ایرانی دربارهی واقعیتهای جامعهی ایرانی است. نویسنده در این کتاب نگاهی غیرمعمولی به پدیدههای معمولی انداخته است و نگاهی معمولی به پدیدههای غیرمعمولی! زندگی روزمرهی ایرانی کانون توجه او برای یافتن موضوع و مضمون بوده و نثر کتاب فارغ از قلنبهگوییهای رایج است.
والدینم در سال 1350 به دلایل معیشتی و کاری از شهر رشت به شهر اصفهان مهاجرت کردند. من در سال 1351 در همان شهر به دنیا آمدم. آنان به دلیل دلتنگی و حس غربت مجددا به رشت برگشتند. تحصیلاتم را از مقطع ابتدایی تا دبیرستان در شهر رشت به پایان رساندم. پس از دریافت دیپلم اقتصاد، در سال 1370 برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی جامعه شناسی که در دفترچه انتخاب رشته «پژوهشگری علوم اجتماعی» نامیده می شود به دانشگاه تبریز رفتم. راستش به موضوعات اجتماعی علاقه داشتم ولی فرق بین جامعه شناسی و سایر شاخه های علوم انسانی را دقیقا نمی دانستم. به همین دلیل در آن زمان ورود به هر کدام از این رشته ها برایم فرقی نداشت. خاطرات بسیار خوبی از دانشگاه تبریز دارم. در آنجا دوستان خوبی یافتم که دوستی مان همچنان ادامه دارد. در سال 1375 تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد جامعه شناسی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران را آغاز کردم. در سال 1378 این مقطع را به پایان رساندم و ازدواج کردم و تا آغاز دوره دکترا سه سال نزد اساتیدم کارهای تحقیقاتی مختلف انجام دادم و تجربه کسب کردم. در سال 1381 در مقطع دکتری جامعه شناسی(سیاسی) در دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شدم. در سال ۱۳۸۷ این دوره را به اتمام رساندم. هم اکنون عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان هستم.
در کل به موسیقی و سفر علاقه زیادی دارم. طبیعت گردی، خیابانگردی یا پرسه زنی در شهر و کشف مکان ها، فرهنگ ها و آدم های جدید جزو علایق ام است. اگر اندک پس اندازی داشته باشم به سفر می روم. پس از ازدواج نخست به مهم ترین شهرهای ایران سفر کردیم و پس از آن سفر به کشورهای مختلف دنیا آغاز شد. خودم فکر می کنم که آدم درون گرایی هستم. معمولا کم حرف می زنم و بیشتر در خودم سیر می کنم. البته در کلاس هایم زیاد حرف می زنم و هر چند دقیقه هم صدای خنده دانشجویان بلند می شود. این عمدی است. اساسا کلاس شاد بیشتر مطلب می گیرد. سعدی هم گفته است که : هر که شیرینی فروشد مشتری بر او بجوشد!
برای من جامعه شناسی این نیست که مدام کتاب بخوانم و غرق در تفکر و فلسفه ورزی شوم. پرسه زنی در کوچه و خیابان و خوب دیدن را یکی از مهارت های جامعه شناس می دانم. جامعه شناسی برای من از زندگی شروع می شود و به زندگی ختم می شود. من در کلاس هایم هم سعی می کنم خوب دیدن را به دانشجویان یاد بدهم: کشف ناب با چشم ها! جامعه شناسی به بررسی زندگی می پردازد.
اگر با وجود این ریویوی پایین که یک ماه و نیم پیش نوشتم همچنان دلتون میخواد کتاب رو بخونید و خدای نکرده براش ریویو هم بنویسید و زبانم لال از این شاهکار ادبی بد هم بگید، این رو در نظر داشته باشید که نویسندهی کتاب به خودش اجازه خواهد داد وارد پروفایلتون بشه و از لینکی که کاملا بدیهی به هدف مشخص دیگری گذاشتید پروفایل تلگرامتون رو پیدا کنه و بابت مزخرفاتی که در موردش نوشتید محاکمتون کنه و «مرام انتقاد و تفاوت دیالوگ و مونولوگ» رو یادآور بشه خدمتتون و انتظار داشته باشه جواب بدید به بازخواستاش، بعد که امتناع کردید هم براتون تاسف میخوره و تحقیرتون میکنه و موجوداتی مثل شما که خودشون رو مکلف نمیدونن عمر عزیزشون رو هدر بدن برای همچین موضوعی عامل فلاکت کشور لقب میده. البته هزار بار هم مسج میده و پاک میکنه و دوباره میده تا شاید به ساختار بهتری برای توهین به شما برسه. کاری که اگه با کتابش میکرد نتیجه این فضاحتی نمیشد که الان هست. خلاصه، بدانید که اگر بابت همه ریویوها به نویسندهها جواب پس نمیدید واقعا مایهی تاسفید. و البته اگه اینطور جانداری هستید، به این آقا پیغام بدید. طبق گفتهی خودشون سوژهی مناسبی برای کتاب بعدیشون (چه شود!) خواهید بود.
---- هیچ یکدستی و منطق استنتاجی و ربطی بین بخشهای محتلف (مقدمه، بدنه اصلی، موخره) در یه مقالهی واحد وجود نداشت. بحثها (جز دو سه تاش) خیلی خیلی دم دستی و کلیشه که هیچ عمقی بیشتر از عمقی که بحث مشابه در یه دورهمی خانوادگی با خاله و عمو و دایی و عمه و همسرانشون میداشت رو نداره. یه جاهایی هم واقعا لوس و بینمک میشه واقعا.
"پدیده های اجتماعی تک علتی نیستند" این اولین و مفیدترین درسی است که در دوران کارشناسی آموختم،حال سوال این است چگونه در یادداشت هایی که هر کدام سه صفحه و قدری بیشتر است می توان به بررسی یک پدیده اجتماعی با تمام عوامل آن پرداخت؟! بله! تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند کتاب خوبی است به شما یاد می دهد در مورد اتفاقات پیرامونتان با دید پرسشگر نگاه کنید! بعضا با موضوعات جدید شما را آشنا میکند، اما گمان نمیکنم برای وارد کردن جامعه شناسی در سطح عموم جامعه لازم باشد روش را قربانی کنیم و اصل "من می بینم و تحلیل مینویسم" را جایگزین اصل "من تحقیق میکنم و تحلیل مینویسم" کنیم.
Meh Just like a combination of random telegram posts Lastly[and somehow unfortunately] all my shots for contemporary Iranian sociologists fail P.s based on other's reviews willingly waiting for the author to chase me and trying to smash me bc of my review 😃😃😃
با احترام و درود به آقای علیخواه این کتاب کتاب جالب و قابل تاملی برای عامه مردم است. دانشجویان علوم اجتماعی و انسانی احتمال زیاد چندان چیز جدیدی در این کتابها پیدا نکنند و نکتهی دیگر اینکه اگر دنبال کنندهی آقای علیخواه باشید بسیاری از مطالب کتاب رو از قبل در کانال تلگرامیشون خوندهید. نکتهی آخر اینکه با توجه به تغییرات گسترده و پرسرعت جامعه ایران به خصوص بعد از ۹۸ و ۴۰۱ ممکن است نیاز به آپدیتی بر مطالب کتاب وجود داشته باشد و تحلیلها به روز نشده و در بافت سنتی(نه سنتی قدیمی، بلکه سنتی دهه ۸۰ و ۹۰ به بعد) مانده باشند.
کتاب واقعا قشنگ اومده بود محدودیت هایی که از زمان قدیم تا الان، برای خانم ها و بعضاً آقایون ایجاد شده بود رو بررسی و مورد نقد قرار داده بود این نقدها گاها به صورت جدی و گاهی به صورت طنز و حتی در بعضی موارد به صورت دلسوزانه بیان شده بود با اینکه نویسنده یک آقا بود اما به درک درستی از جامعه خانم ها رسیده بود و همین باعث دلگرمی بود:)
در طول این کتاب مشکلاتی بازگو میشه که هرکس مختصر مطالعه ایی داشته باشه ازشون باخبره. انتظار من از یه جامعه شناس باتجربه و یه همچین کتابی این بود که در راستای هر معضل راهکاری ارائه بشه یا حداقل، وظیفه ی کوچیکی به خواننده بده تا ایرانمون تبدیل جای بهتری بشه، که متاسفانه برآورده نشد. نویسنده سعی داره که از زاویه ی جدیدی به هر مشکل نگاه کنه و این تلاش رو به شما هم منتقل میکنه. با وجود اینکه هر فصل بسیار کوتاه و خلاصه ست اما نویسنده تمام تلاشش رو کرده تا از چند زاویه مختلف به موضوع نگاه کنه و درکشون کنه و به اصطلاح open mind باشه اما وقتی ورق میزنید و جمله ی آخر رو میخونید، یه جوری متوجه منظورش میشید. دقیقا میفهمید که ته دلش کدوم سمت رو گرفته. در واقع نتیجه گیری رو به عهده ی شما نمیزاره. حق انتخاب رو ازتون سلب میکنه و یه حس تظاهر شدیدی رو به شما منتقل میکنه که من خیلی بدم اومد. طرزفکری که جماعت اینترنت بهش لقب boomer رو داده. موضوع هر فصل خیلی جالب بود اما ای کاش کتاب در مجموع کاربردی تر میبود. کتاب کوتاه و خوندنش روان هست، اگه انتظاراتتون مثل من نیست پس بهش شانسی بدید.
درست هست که موضاعات مقالات نوشته شده گاها بدیهی هست، ولی توی خیلی از اونها نحوه ی نگاه کردنش به اون قضیه و جامعه برای من جالب بود. و گاهی موجب شد من به موضوعاتی که قبلا بهشون توجه نکرده بودم، توجه کنم. با این حال در بعضی از بخش ها انتظار ارائه ی راهکار داشتم.
کتاب خوبی بود. بدون قضاوت و نتیجهگیری خاصی، در مورد پدیدههای جامعهشناسی و اجتماعی ایران بحث میکرد. موضوع کلی کتاب، مشکلآفرینی مدرنیسم ایرانیزه شده است! به این معنی که افراد با تفکر سنتی-ایرانی، قصد در پیش گرفتن سبک زندگی مدرن رو دارند. مثلا خانمی که با طرز تفکر سنتی، معتقد هست که کسب درآمد و تامین مالی خانواده وظیفهی مردهاست و علی رغم این طرز تفکر به سرکار میره و صاحب درآمد هست. نتیجتاً چنین شخصی در صورت کسب درآمد، خودش رو صاحب تمام پولی میدونه که کسب میکنه و اگر هم این درآمد رو برای خانواده خرج کنه، این کارش رو یک لطف، و نه یک وظیفه میدونه. کتاب به معضلات ناشی از تلاقی سنت و مدرنیسم در ایران میپردازه و موضوعات مختلفی از «شلوار جین پاره» تا «قوز کردن خانمها در دوران عادت ماهانه برای تسکین موقتی درد» رو بررسی میکنه. در کل خوندنش رو توصیه میکنم.
این اولین کتابی بود که تو موضوع جامعه شناسی ایران میخوندم که تیکه تیکه مسائل رو بررسی کرده بود. نثرش رو خیلی پسندیدم و گزینش خوبی از موضوعات داشت. هر موضوع ذو در دو سه صفحه مختصر توضیح داده بود و بنابراین به نظرمیاد هدفش بیشتر جلب توجه آدما به اون موضوع بود تا باز کردن کاملش. نقطه ضعفش از نظر من، تکراری بودن بعضی اوضیحاتش در عناوین مختلف، و توجه مفرط به یه عامل در مسائل چند علیتی بود. ولی مجموعا خیلی لذت بردم ازش.
نویسنده با نگاهی باریکبینانه به آنالیز جامعهشناسانهی رفتارهای روزمرهای پرداخته که اکثریت مردم از فرط روزمرگی به سادگی از کنارشان رد میشوند. نگاه نگارنده به برخی از ای�� رفتارها بسیار نغظ و ظریف و تحسینبرانگیز است. ایرادی که به این مجموعه میتوان گرفت، شاید به نوعی همان نقطه ی قوت کتاب باشد که مینیمالیستی بودن و نگاه گذرای آن به مسایلی است که راجع به هر کدام میتوان کتاب جداگانهای تالیف کرد. البته در جامعهای که کمتر حوصلهی کتابخوانی و جدیخوانی درد، شاید باید به همین نوشتههای مینیمالیسیتی و نپرداختن به عمق اکتفا کرد. نکته ی مثبت دیگر کتاب، کیفیت خوب چاپ و صحافی آن است.
برای من که تجربه ی خوندن کتاب با قلم یک جامعه شناس رو نداشتم تجربه ی جالبی بود مشکلات و تناقضات جامعه ایرانی رو با زبان طنز عنوان کرده بود خیلی از حرف های این کتاب حرف های دل من بود به عنوان ایراد این کتاب میشه به این اشاره کرد که صرفا مشکلات عنوان شده بود و راه حلی براشون ارائه نشده بود در کل کتاب خوبی بود
به نظر من در بخشهایی از این کتاب کلی گوییهایی شده که از یک جامعه شناس گفتن آنها بعید است.موضوعات کمی سطحی است کتاب قبلی نویسنده را بیشتر پسندیدم تحلیلهایش کمی عمیقتر بود.