Jump to ratings and reviews
Rate this book

صدای حیرت بیدار

Rate this book
صدای حیرت بیدار گردآوری شده‌ی مجموعه گفت‌و‌گوهای اخوان‌ثالث با مصاحبه‌کنندگانش طی سالها فعالیت اوست، باهتمام مرتضی کاخی. این گفتگوها گرفته شده است از نشریات مختلف ازجمله مجله‌ها و روزنامه‌ها و کتاب‌ها و حتی نوارهای منتشر نشده و دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌های پراکنده خودِ اخوان‌

504 pages, Paperback

Published January 1, 1390

1 person is currently reading
11 people want to read

About the author

مرتضی کاخی

7 books5 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
5 (100%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Mohammad Ranjbari.
268 reviews171 followers
January 9, 2020
در ادبیات معاصر، یک دسته از شاعران به عنوان شاعران شکست قلمداد شده‌اند. هرچند این نوعی اجحاف در حق شاعر است اما می‌تواند تعریفِ مناسبی نیز از او باشد. اخوان ثالث، دم‌دستی‌ترین شاعر برای این عنوان است. کسی که مانند نیما می‌تواند شاعر تجربه‌های همه تلخ شناخته شود. اولین نکته‌ای که به ذهن ما خطور می‌کند، این است که امید این شاعران به ناامیدی منجر شده و در نتیجه شاعر شکست خوانده می‌شوند، اما مساله از این فراتر است.

در بستر تاریخ ادبیات، شاعری که از پوستۀ فردی خود فراتر برود، ارتباطی ادبی- فلسفی با گذشته و آیندۀ خود برقرار می‌کند. سنت، عاملِ استفاده از واژگان و فرم و زبان شده و ترقی و آینده‌نگری، تقویت کنندۀ حدود نوآوری و خلق مضامین اجتماعی می‌شود. این هر دو در مهدی اخوان ثالث وجود داشت. گاه به وضوح صدای مویۀ شاعر را از پس شعرها و مصاحبه‌ها و نقدهایش می‌توان شنید که شاعرانِ دور و برش را به قضاوت می‌نشیند و افسوس و دریغ آینده را می‌خورد. با چه معصومیت و ترسی در مصاحبه‌ها از خوب بودنِ انقلاب با سخت‌ترین و معنادارترین «امّا»ها حرف می‌زند. از سانسورها و محرومیت‌هایی که در هر جای دنیا باشد، آسمانش را همین رنگ می کند و ...

اخوان ثالث، شاعری نبود که در انتهای مبارزه با شکست رو در رو شود. این جامعه و ادبیات است که او را به این جغرافیا پرت می‌کند. ادبیات با بازگشت‌های خود به فردیت و غزل‌های سوزناکِ سطحی، نقد ادبی با «علامه‌»های درد نکشیده و شعر ندیده، تفکر با سردمداری کسانی که باید هنوز پشت تخته و لوح مکتبی خود می‌نشستند. مهاجرانی که خیلی ساده به او می‌گفتند باید صدایش را در قاره‌ای دیگر طنین‌انداز کند، سیاستی که پشت او و شعرهایش را هر روزِ خدا می‌شکست و آینده‌ای که کمابیش برایش واضح بود که در کدامین پنجره‌های تاریک سوسو خواهد زد.

این اخوان ثالث بود در تاریخِ ادبیات ما. شاعری که شبیه او را ادبیات امروز ما بسیار کم دارد. کسی که مثل او باشد اما کارهایی بیشتر از او انجام دهد. کسی که در شعر خود، زیبا سرودن را فدای درد زمانه گفتن نمود. تا در دامن رمانتیسم نیفتد. تصویرهای خیال‌انگیزِ فردی که بسیار زود تحسین برمی‌انگیزد و یا فرم‌گراییِ خشک و غزلسرایی و ... همه را خط زد تا درد زمانه‌اش را بازگو کند. و از قضا در شعرش همۀ زیبایی‌ها را حفظ نمود.

از متن:
شعر، محصول بی‌تابی انسان در لحظاتی است که در پرتو شعور نبوت قرار می‌گیرد. ص258


شعر خوب آن است که همیشه به حد متعادل زمانۀ خودش دست یافته باشد و به ‌اصطلاح بیراهه نرفته باشد. از حرف زمانه پر باشد. از درد و خوشی زمانه پر باشد. برون‌افکنی کند. همدستی کند با زمانۀ خودش آیینۀ شعری زمان باشد. سخن دل مردم را گفته باشد که بعد چون کلیات معانی و احوال و عوالم شعر در همۀ زمان‌ها تقریباً یکی است و اگر به جزئیات بلغزد باید جزئیات را به حد کلیات ارتقاء داده باشد که بماند – چون کلیات همیشه یکسان است. بنابرین چون زمان و زمانه و تاریخ در آن حضور دارد گذشت سالیان آسیب و صدمه به او وارد نمی‌کند. می‌خوانی و حظ می‌کنی. اما بعضی اشعار هم هست که مال زمانۀ ما نیست، ولی زیباست و دنیایی را تجسم و تصویر می‌کند زیبا و باشکوه. ص 343-344


98/10/19
Profile Image for esmat zarei.
58 reviews5 followers
November 4, 2022
"*عجب، عجب، پس خيلى تصادف شديد بوده، خب، خب؟

- همين ديگر، مهدى، چطور بگويم؟

صداش مى‌لرزيد. بدجورى هم مى‌لرزيد. پتکش را که چند بار خشمگين بر در کوفته بود، و وقتى آمده بود توى خانه به دشوارى از من پنهان کرده بود، و از سنگينى سندان‌وار آن پتک بود - آويزان به دلش - که هنگام راه‌آمدن با من، مى‌لنگيد و گران بود، حالا يواش‌يواش با ضربه‌هاى آهسته بر سرم مى‌کوفت. مى‌خواست کم‌کم به درد عادت کنم. مى‌ترسيد اگر ضربه سنگين آخر را ناگهان بکوبد، از پا درآيم، شايد و مگر نه اين رسمى است ديرين که از مصيبت عزيزان براى بستگان و دلبستگان آهسته پرده برمى‌دارند؟

*آخر کى تصادف کرد؟ کجا؟

- همين ديروز عصرى، نزديک‌هاى خانه‌اش. به سرش ضربه خورده، خيلى خطرناک.

* لابد يک #آمريکايى .. باز. مى‌دانى که چندوقت پيش هم يک آمريکايى با ماشين لندهورش زده بود به اتومبيلى که فروغ و گلستان توش بودند و هر دوشان را شل‌وپل و خونين مالين کرده بود. البته فروغ زودتر از بيمارستان مرخص شد. افسر راهنمايى آمده بود. طبق معمول البته آمريکاييه را بى‌تقصير قلمداد کرده بود ... تو که نمى‌گويى، درست حرف نمى‌زنى، هيچ بعيد نيست، باز هم يک آمريکايى ...، اينطور که از حرفات معلوم مى‌شد با اين تصادف ديگر فروغ فرخزادى براى ما باقى نگذاشته
Profile Image for Seyyed Emad Razavi.
4 reviews
May 10, 2020
برای آشنا شدن بیشتر با شخصیت و روحیه اخوان ثالث پیشنهاد می کنم
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.