بهار دانش نوشته یک کتاب از داستانهای کهن فرهنگ عامه به سبک هندی (داستان در داستان) است که حسن ذوالفقاری آن را تصحیح کرده و بر آن مقدمه نوشته است. به گفته ذوالفقاری بیش از سیصد نسخه خطی و چندین شرح و فرهنگ از «بهار دانش» وجود داد و به جرات میتوان گفت که کمتر کتابی تا این اندازه نسخه خطی دارد. «بهار دانش» سرمشق نویسندگی منشیان و کتاب درسی مکتبخانهها و فارسیآموزان سرزمین هند بوده است. بنمایههای قصههای «بهار دانش» متنوع و تلفیقی از داستانهای ایرانی و هندی است. موضوع اصلی این کتاب، مکر زنان است که در ردیف آثار موجود در ادب فارسی قابل بررسیهای جامعه شناختی است. شیوه روایی «بهار دانش» نیز به سبک داستانسرایی هندی، داستان در داستان است یعنی با هر مناسبتی، داستانی نو آغاز میشود و گاه در میان آن نیز داستانی تازه گفته میشود که داستان اصلی، شرح عشق جهاندارشاه و وصال سخت او به بهرهور بانو است و داستانهای فرعی پیرامون این داستان اصلی شکل میگیرد.
داستان عشق جهاندارشاه و بهروربانو که در خلال اون حکایتهای دیگری رو هم میخونیم که بخش اعظم کتاب رو تشکیل میدن و گاهی هم آشنا به نظر میرسن و چنان که از هندی بودنش برمیاد به هزارویکشب شبیهه. نویسنده به وضوح تحت تاثیر منظومه سرایان معروف بوده و در حکایتها از اشعار زیادی، به خصوص از نظامی، حافظ، جامی و امیرخسرو استفاده کرده. نثر متکلف و صفت های مرکب طولانی و پی در پی نفسگیر ویژگی های اصلی این کتاب هستن ولی خواننده بعد از چند صفحه به قلم نویسنده عادت میکنه. اکثر نسخه های کتاب حاشیه نویسی شده ن و معنی خیلی از واژه هایی که برای مخاطب ایرانی حتی متداول هستن چندین بار تکرار شده ن تا خواننده هندی راحتتر پیش بره. متاسفانه معمولا عنوان هر بخش سرانجامش رو لو میده. همون طور که از داستانهای قدیمی نمیشه توقع زیادی داشت، در اینجا هم بی اخلاقی و دروغگویی لطمه ای به وارستگی یا عشق شخصیتها نمیزنه. بیش از بیست درصد کتاب هم شامل حکایتهاییه که (به خاطر منصرف کردن عاشقی از عشق) فقط به مذمت زنان اختصاص دارن!