کتاب «زندگی و زمانه» آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی بر اساس منابع آشکار و منتشر شده، آثار و مصاحبههای ایشان، مذاکرات منتشر نشده شورای انقلاب؛ توسط «جعفر شیرعلینیا» گردآوری و تالیف شده است. فصل اول این کتاب با عنوان «در جستجوی دین و فلسفه زندگی و زمانهٔ او» از تولدش در سال ۱۳۰۷ تا سال ۱۳۴۲ را روایت میکند و فصل دوم کتاب «مرکزی اسلامی برای اروپا» نام دارد که فعالیتهای او در دورهٔ پنجساله حضورش در اروپا را روایت میکند. همچنین فصل سوم کتاب با نام «پیروزی پس از ناامیدی زندگی و زمانهٔ بهشتی» پس از بازگشت به ایران در سال ۴۹ تا پیروزی انقلاب در سال ۵۷ را روایت میکند و فصلهای چهارم، پنجم و ششم حدود سه سال از زندگی او پس از پیروزی انقلاب را مرور میکند سالهایی با حوادث و تحولات بسیار زیاد همراه است. کتاب زندگی و زمانه آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی به اهتمام موسسه یادمان شهدای هفتم تیر (سرچشمه) و معاونت فرهنگی قوه قضاییه تهیه شده است
بهشتی در ایران سرنوشتی مشابه شریعتی و یا حتی امام موسای صدر دارد. موافقان سفت و سختی که از قضا در این روزهای عالم سیاست و حکومت زیر علم لیبرالیسم سینه میزنند و با حفظ موضع نسبت به اپوزیسیونِ آنتی جمهوری اسلامی، در درون سیستم اما سازمخالفت میزنند و ترجیح میدهند به اعتدالگرا شناخته شوند. اعتدالگرایانی که البته صدای لرزانی دارند و ترسی همگانی و عموما هم از موضوع ضعف با اردوگاه فرنگیجماعت برخورد میکنند. اینها مدعی اصلی این روزهای بهشتیاند. انقلابیها و اخوندها وروحانیون هم شاید از ترس اینکه پرِ روشنفکری بهشتی به پر حوزه و روحانیت نخورد و خدشهای بهشان نزند، تعصبی به این هملباسشان نشان نمیدهند و ترجیح میدهند مدعیان بهشتی همین جماعت مسلمانِ شبهلیبرال لرزان باشند. توی تاریخ اما ریز که بشوی، بهشتی را در نقد روحانیت و سنت چیزی شبیه مطهری و شریعتی میبینی.. هر قدر تیغ سلبی شریعتی و مطهری علیه روحانیت سنتی تیز است اما آن طرف بهشتی از موضع ایجاب، خیلی از رفتارها و سیره روحانیت سنتی را زیر سوال میبرد. رفتار ومنش و مشی بهشتی که البته بیشباهت به رفتار و منش و مشیِ خامنهای آن روزها هم نیست در رنگ و لعاب به آدمهایی با هویت اصالتا فرهنگی نزدیکتر است تا آدمهایی با هویت اصالتا سیاسی. چیزی که در روحانیت آن سالها غریب مینمود و شاید رمز غربت این نسل از روحانیون در آن سالها هم همین باشد. رفقای معتدل و شبهلیبرال ما که در این سالها عموما ناظر به همین وجه از شخصیت بهشتی سخن میگویند و مدعی آنند. آن طرف اما بهشتی از نظر اصول یک انقلابی محکم و رسوخناپذیر است. توی تاریخ ریز که بشوی این اصولگرایی فرهنگی را در برخوردهای محکم او با جبهه ملی و نهضت آزادی و سایر شبهلیبرالهای مسلمانِ آن سالها میبینی چه اینکه در برخورد با مخالفت لایحه قصاص موضع او تفاوتی با موضع تند امام ندارد. تفاوت در بیان و زبان است صرفا. الغرض که کاش میشد این سینه زدن لیبرالها زیر علم بهشتی را بهتر و دقیقتر و مشخصتر کشید زیر سوال.
درباره کتاب باید حرف بزنیم یا درباره سوژه اش؟ بسیار خوب، کتاب مجموعه بسیار خوبی از سیر زندگی آقای بهشتی ست. تمام زندگی اش را در برگرفته. تلاش داشته با رجوع به نظرات مختلف، به سمت بی طرفی و عینیت گرایی حرکت کند. اما در عین حال که تلاش زیادی در کنار هم چیدن روایت های گونه گون انجام شده، شکل نهایی متن چندان دلپذیر نیست. متن، نه آنقدر که باید سلیس و بلیغ است و نه آنقدرها که باید علمی. درباره صفحه بندی هم که عادت داریم دق کنیم. کتابی که متن در آن چهار ستونی ست، با تعدد عکس ها، متن های تکه پاره شده، و حالا اضافه کنید دردسر پیدا کردن ادامه متن را در صفحه بعد. القصه! با تمام اینها، با یک کتاب خوب طرف هستیم. اما بعد، سوژه. تلاش جریان حزب اللهی سنتی، که هرچند این سالها کوشیده اند در آرایش غلیظی از ابزار و آلات شبه مدرن، ریخت نویی برای خود فراهم کنند، همیشه بر این استوار بوده که خود را وارث تمام آنچه در سابقه انقلاب بوده معرفی کند. درباره بهشتی این تلاش مضاعف است. چرا که طیف مقابل این تفکر، از المان های نوگرایانه بهشتی سوپراستفاده کرده و به مدد تمایل جدی پسران خانواده بهشتی، او را به نفع تفکرات شبه روشنفکرانه و شبه لیبرالیستی خودشان مصادره کرده اند. و این میان، جریان سنتی تمایل دارد بر فرازهایی از زندگی بهشتی نور بتاباند، که رنگ و بوی انقلابی گری مورد نظر آنها را دارد. انقلابی گری از دیوار سفارت بالا رفتن. شاهد؟ حزب جمهوری و رئیسش، سید محمد بهشتی اولین کسانی بودند که بیانه ای در تایید تسخیر سفارت امریکا بیانه صادر کردند. آنها معتقدند کوتاه نیامدن بهشتی در زمان لایحه قصاص، مصداق برخورد انقلابی ست. تلخا! که باید به این برادران بگوییم: صحبت از مماشات نیست، صحبت دقیقا از ایستادگی ست، با محترم شمردن حق نظر دیگران. این چند کلمه ساده، همان چیزی ست که طیف تمامیت خواهِ بعد از بزرگان درجه یک انقلاب اسلامی ایران، از نشدنی ترین کارهای روزگار است. به آقای آملی لاریجانی، به آقای رئیسی، به آقای شاهرودی یا به آقای یزدی! به کدام یک از این علما میشد گفت اگر با قانونی مخالفتی وجود دارد، اعتراضی وجود دارد، مخالفان را به گفتگو دعوت کنید؟ بله! با آه و ناله الکی طیف سنتی تنگ نظر، تغییری در حقیقت ایجاد نمیشود. از جهت احترام به آزادی، بهشتی لیبرال بود. این کتاب را بخوانید تا بدانید.