کتاب من خنگترین دختر رو زمینم از چهار داستان کوتاه به هم پیوسته تشکیل شده است. داستان اول، داستان چند روز از زندگی یک دختربچه دهه شصتی است. دخترک با روحیات خاص و حساس خود با تنهاییهای پیرامونش مواجه میشود که پر است از تخیلات کودکانه. او چون قادر نیست در واقعیت اتفاقات را با ذهنیاتش تطبیق دهد در خیالاتش آن را آن طور که میخواهد میسازد.
یه کتاب پر از زن ستیزی، نژاد پرستی و کلیشه ها و خرافات احمقانه. به نظرم اصلا نیومد که نویسنده سعی در ریشه کن کردن یا آگاهی رسانی یا حتی گزارش بی طرف از این مسائل داشته باشه. کتاب نگاهی طنز به تمام ماجرا داره و حتی جاهایی در تایید کلیشه ها حرف میزنه. نمیدونم و نمیتونم هم متوجه بشم که قصد واقعا خندوندن مخاطب بوده یا این یک نوع طنز تلخ به حساب میاد؟ یا شاید هردو ولی نویسنده متاسفانه ناکام بوده در منتقل کردن پیام به خواننده ها. کتاب و کارهای شخصیت ها به شدت اعصاب خرد کن، بی منطق بودند، حرف های بی منطق تر میزدند و رفتارهایی که میکردند که از هر شخصی، حتی کسی که در دهه شصت زندگی میکرده بعید و دور از ذهنه. انکار نمیکنم که هستند و بودند. اما بروز و یا نوشتن کتاب در این مورد افراد باید به نوعی باشه که در تایید رفتار آنها برنیاد چه بسا خیلی از باورها و اعتقاداتشان باید رد بشه، زیر سوال بره و غیره و غیره. اینگونه نوشتن حداقل در جامعه ای که ما الان داریم داخلش زندگی میکنیم و با وجود فرهنگ و تفکر غالب، نباید رواج پیدا کنه. تا وقتی که مردم درست و غلط خودشون رو واقعا بتونند تشخیص بدن و تحت تاثیر تعصبات نباشند.
در مجموع، کل شخصیت های کتاب به علاوه ی خود نویسنده باید برن روانشناس. (به قول خود کتاب دکتر دیوونه ها!🤦🏻)
یک کتاب در ستایش،تفاوت داشتن،با خود حرفزدن و واگوییهای زیاد درونی.اگر شما هم به این احوالات دچارین،این کتاب رو بخونین لذت میبرین. آخر تمام داستانها،غم و اندوه و تنهایی است.فرار از خود و از درک نشدن،موتیف دیگر روایت های این کتاب است.در عین خنداندنتان،اشکتان را هم درمیآورد. پ.ن:نسخهی صوتی بسیار خوبی دارد.😉👌
کتاب از ۴ تا داستان کوتاه تشکیل شده که هر کدوم راجع به دختری تو سن متفاوت و بازه زمانی متفاوتی تو ایرانه که بسته به سن و شرایط زمانیشون دغدغه های مختلفی دارن و از زبان خودشون بیان میشه. با وجود این که از داستان های اول کتاب بیشتر خوشم اومد، در کل واسم خیلی مطلوب نبود.
دو داستان اولش رو دوست داشتم و باهاش خندیدم با اینکه پایانباز بود و روایت سادهای داشت ولی همین روایت سادهاش رو دوست داشتم دو داستان بعدیش، زیاد برام جالب نبود، مخصوصا سومی
کتاب قویای نیست ولی سرگرمکننده است. اگه یه شب پاییزی خواستید برای گذرانوقت کتابی ورق بزنید و کمی بخندید، پیشنهاد میکنم دو داستان اولش رو بخونید
چون از «من خنگ ترین دختر روی زمین هستم» و «خیابون درختی» واقعا خوشم اومد به کل کتاب دو ستاره میدم. مطمئنم اجرای خوب نسخهی صوتی هم در بیشتر شدن این امتیاز مؤثر بود.
داستان سوم و چهارم رو اصلا دوست نداشتم خیلی بی سر و ته بودند!
تا به حال اشکو لبخندم اینطوری باهم یکی نشده بودن! چقدر با افکار پری احساس نزدیکی کردم، چقدر جالب و خوب نوشته شده بودن کارها و افکار کارکترها. خیلی ساده و درعین حال جالب و یه جورایی هیجان انگیز! ممنون از خانم رویا هدایتی. If you don’t understand this book, I feel bad for you!
با کمال احترام به نویسنده و با اعلام اینکه اصلا ایشون رو نمیشناسم، بدترین داستانی بود که خوندم ؛ بیشتر شبیه خاطرات یه دختر بوده که در اختیار دیگران گذاشته شده ،اینکه مخاطب کتاب کی بوده هم سوال هست اگه مخاطب بزرگسال بوده که خود این افراد این دوره رو تجربه کردند و به شکلهای مختلف تو اون دوره زمانی براشون پیش اومده و اگر مخاطب کودک و نوجوان بوده که نه میتونن باهاش ارتباط برقرار کنند چون دیگه شرایط زمانی اون دوره وجود نداره و هم پر از لغات و کنایه و اشاره های هست که مناسب سن نوجوان نیست از نظر ادبی اما میشه یه کتاب خوب در حد معمولی باشه