حسن قاضیمرادی (متولد ۱۳۳۲، تهران) پژوهشگر حوزه جامعهشناسی و مترجم ایرانی است. پژوهشهای او عمدتاً در حوزه روانشناسی اجتماعی مردم ایران و تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران است. او فارغالتحصیل رشته مکانیک است.
کتاب، موضوعِ جالب و زاویهیِ نگاه نویی دارد. از این نظر، و به خاطرِ نگاهِ بیپیرایه و صادقانهای که در آینه به خودمان میاندازد، به کتاب ۳ ستاره دادم. اما، در بسیاری از قسمتها، مشخص نیست که نتیجهگیریهایِ نویسنده، حاصل پژوهشهایِ علمیِ (یا جامعهشناسانه) است، و یا حاصلِ تحلیلِ شخصی. البته اشکالی ندارد که نویسنده تحلیلهایِ شخصیاش را با ما در میان گذاشته باشد، اما از آنجا که همهجا از آقای حسن قاضی مرادی به عنوانِ پژوهشگر جامعهشناسی نام برده میشود، برایِ من روشن نبود که چه مقدار از نتیجهگیریها در مورد ایرانیان، حاصل کارهای میدانی و مطالعاتی بود و چه مقدارش تجزیه و تحلیلهایِ نویسنده. اما از اینها گذشته، خواندنش را حتماً به علاقهمندانِ مباحثِ جامعهشناسی (با رویکری ویژه به ایران و ایرانیها) حتماً توصیه میکنم.
تحلیل های قوی این کتاب الحق که دلنشین بود اما در بعضی قسمت ها در بخش تقدیر گرایی احساس میکنم شاید جانبدارانه باشد، مثلا تصویری که از سعدی ارایه شد کامل نبود،درست که در جایی "چو نتوان بر افلاک دست آختن / ضروری است با گردشش ساختن" می گویدامانمی توان از آن اراده کرد که سعدی و امثال او هیچ ارزشی برای کار و فعالیت قائل نبودند. چنانکه در جای دیگر می گوید: "گاوان و خران رنج بردار / به زآدمیان مردم آزار" یا در جای دیگر: خر باربر ، به که شیر مردم در" که ارزش و عزت آدمی را در نقشی که در فعالیت و تولید دارد میبیند. بهرحال جسارت و ذکاوت جناب قاضی مرادی در این "نگاه به خود”انداختن،ستودنی است
کتابهای آقای قاضی مرادی متون سنگینی دارند که علتش به نظرم استفاده از کلمات تا حدودی غیر متداول و توصیفات و توضیحات زیاد موجود در یک جمله است که باعث می شود تا به انتهای جمله برسیم، ابتدای آن را فراموش کنیم.