Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد” as Want to Read:
داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد

by
3.98  ·  Rating details ·  3,815 ratings  ·  310 reviews
زن: اسم یه شهر رو به من بگو که دوست داشتی توش زندگی کنی.
مرد: فراکفورت، اونجا به باغ وحش بزرگ هست.
زن: خب، پس تو زندگی بعدیت تو یه خرس پاندا خواهی شد.
مرد: و تو؟
زن: منم می آم فرانکفورت دیدنت.
88 pages
Published 2004 by ماه ريز (first published 1993)
More Details... Edit Details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about داستان خرس‌های پاندا, please sign up.
Popular Answered Questions
Kimiya too chanale telegram e @gelofen400 mitunid sotisho download konid goosh bedid

Community Reviews

Showing 1-30
Average rating 3.98  · 
Rating details
 ·  3,815 ratings  ·  310 reviews


More filters
 | 
Sort order
Start your review of داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد
Ahmad Sharabiani
The Story of the Panda Bears Told by a Saxophonist Who Has a Girlfriend in Frankfurt = L'Histoire des ours panda racontee par un saxophoniste qui a une petite amie a Francfort, Matei Vişniec
تاریخ نخستین خوانش: روز بیستم ماه اکتبر سال 2012 میلادی
عنوان: داستان خرسهای پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد؛ نویسنده نمایشنامه: ماتئی ویسنی یک؛ برگردان: تینوش نظم جو؛ مهشاد مخبری؛ تهران، ماه ریز، 1381، در 88 ص؛ شابک: 9647049730؛ چاپ دوم 1381؛ چاپ سوم 1382؛ چاپ پنجم 1384؛ چاپ ششم
...more
Hossein Sharifi
Jan 31, 2016 rated it it was amazing
Shelves: favorites
نمایشنامه ای فوق العاده

Matei Vişniec

SPOILER ALERT

برای نقد این کتاب لازم است ابتدا اشاره ای به قسمتی از روانشناسی تحلیلی یونگ داشته باشیم: اسطوره ها و روانشناسی یونگ، این عقیده رو دارند که انسان هنگامی که بوجود آمد نر ماده ، یعنی دو جنسی بود. افلاطون هم در رساله ضیافت خودش میگه: خدایان نخست انسان را به صورت کره هایی آفریدند که دو جنسیت داشت. پس آن را هنگامی که صاعقه آمد، به دو نیم کردند بطوریکه هر نیمه ی زنی از نیمه ی مردش جدا افتاد ، از این روست که هر انسانی به دنبال نیمه ی گمشده ی خود سرگردان است و چون
...more
Maria
Oct 28, 2012 rated it it was amazing  ·  review of another edition
یکی از عاشقانه ترین نمایشنامه هایی رو که در ایران چاپ شده، یه روایت پست مدرن عرفانی کاملاً سورئالیستی دربارة مرگ! و سرشار از عشق در غالب دیالوگ های پینگ پنگی تنها شخصیت های نمایش یعنی زن و مرد که ما حتی اسمشون رو هم هیچوقت نمیفهمیم.
احساس میکنم ماجرا در دنیایی متفاوت رقم میخورد. حس میکنم مردی از دنیا رفته و زنی با انجام بعضی کارها و یادآوری بعضی خاطرات او را ظرف نه روز برای دل کندن از اینجا و پیوستن به آنجا آماده میکند. یکی از دلایلم، شخصیت پردازی زن است که نشان میدهد با فضای غیرعادی موجود
...more
Miss Ravi
Jun 22, 2018 rated it really liked it  ·  review of another edition
Shelves: play-screenplay
حس عجیبی دارم بعد از خواندنش. درست مثل شش سال پیش که یک نسخهی پیدیاف ازش پیدا کرده بودم که حتی اسم نمایشنامهنویساش هم معلوم نبود. تا چند روز بعد از خواندنش یکجوری بودم. مثل کسی که توی خواب عاشق شده باشد، به وصال هم رسیده باشد و آنقدر سرمست شده باشد که باورش نشود اینها واقعیست -که البته نیست هم- و بعد که بیدار بشود همش حسرت آن خواب را داشته باشد تا ابد. ...more
Farnoosh Farahbakht
Apr 27, 2017 rated it liked it
اگر شما هم مثل من بعد از اتمام نمایشنامه شبیه به یک علامت سوال بزرگ شدید که منظور دقیق نویسنده از 9 شبی که مرد و زن قصه با هم گذراندن چیه، سری به نقدهای نوشته شده در مورد آن بزنید و حتما پی به خلاقیت نویسنده در به هم آمیختن مفاهیم تولد و مرگ خواهید برد
Soheila
Apr 23, 2017 rated it liked it
”زن: خواب میبینی؟
مرد: خواب میبینم که باهام حرف میزنی.
زن: صدامو میشنوی؟
مرد: خواب میبینم که صداتو میشنوم.
زن: میترسی؟
مرد: آره.
زن: از چی می ترسی؟
مرد: از این میترسم که کسی بیاد و بیدارمون کنه.
زن: من با توام.تو خوابت....“
Fateme
Aug 09, 2017 rated it really liked it
عالیه!!!!
نمایشش رو اگه اهل دیدن تئاترین از دست ندین
الان ناراحتم از این که چرا قبل از دیدن نمایش نخونده بودمش
فقط بگم عاشقش شدم
Amin
وقتی کتابی در ایران در مدتی کوتاه بسیار محبوب میشود، من عادت دارم تا وجهه بین االمللی اش را ببینم. و وقتی مانند این کتاب بیش از هشتاد درصد از طرفدارانش از کشور خودمان هستند، کمی بدبین میشوم چون سابقه خوبی از این کتابها در ذهن ندارم. به نظرم ابهام و زبان استعاری داستانها در مقایسه با باز شدن گره ها در انتها بیش از حد بود و نسبت پیچیدگی ها به روایت برایم قانع کننده نبود. حتی به نظرم داستان سه شب با مادوکس از داستان مشهورتر خرسهای پاندا بهتر بود و خواننده را بیشتر درگیر میکرد. حتی در بخشهایی داستان ...more
Mahshid
Aug 02, 2013 rated it it was amazing  ·  review of another edition
،هيچ چيز از آنِ انسان نيست »
هرگز
،نه قدرتش
،نه ضعفش
،و نه دلش حتي
...و آن دم كه دست
...و آن دم كه دست
...!اَه،لعنتي
،و آن دم كه دست به آغوش مي گشايد
...سايه اش ساية صليبي ست
و آن دم كه مي پندارد خوشبختي اش را
،در آغوش فشرده است
.آن را له مي كند
...زندگي او طلاقي عجيب و دردناك است
...هيچ عشقي را
«... هيچ عشقي را سرانجامِ خوش نيست

برای چندمین بار خواندم و لذت بردم،زیبا، متفاوت،دیوانه کننده
Mahdi
May 13, 2018 rated it liked it
Shelves: personal-library
داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت داردنام یکی از مطرحترین و مشهورترین نمایشنامههای ماتئی ویسنی یک روزنامه نگار و نمایشنامه نویس رومانیایی است که بارها به زبانهای مختلف ترجمه و اجراشده است.
نمایشنامه “خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد” از همان ابتدا خواننده را با فضایی جذاب و مبهم میخکوب میکند. مرد یک روز مثل روزهای دیگر از خواب بیدار میشود و متوجه حضور زنی ناشناخته در تخت خوابش میشود. زن بیدار میشود و به او میگوید که دیشب
...more
Mohy_p
چرا اینقدر عجیب غریب و دوست داشتنی بود؟!؟! ^___^
مخصوصا اون قسمتی که بهش میگفت بگو "آ"
هی با خودم میگفتم اگه نمایشش و اجرا کنن میتونن خوب اجرا کنن؟! نمیتونن؟؟
بعضی تیکه هاش و بلند بلند میخوندم و کیف میکردم
البته که بعضی تیکه هاش نمیفهمیدم نویسنده میخواد چی بگه منظورش چیه ولی دوسش داشتم : )))
مطمئنم بعدها میخونمش این کتاب عجیب غریب و از بس که بهم چسبید
اولین نمایشنامه ای بود که خوندم مطمئنم ازین ببعد نمایشنامه هم تو لیست خوندنیام میره
پیشنهاد میشه بخونین اگه نخوندین ; )
Golrokh
Oct 01, 2007 rated it really liked it
تو دلت بگو آ
...
Saleh Ka
تو باید یاد بگیری سکوت رو گوش کنی. روی تخت خواب دراز بکش... چشمات رو ببند... و فقط به سکوت گوش کن... باشه؟ تو باید تصور کنی که این سکوت صدای منه، که این سکوت خود منم. میفهمی؟ همینجوری بمون و تکون نخور، این سکوتی که نوازشت میکنه خودِ منم... آروم باش... من با توام... گوش کن...ا

از متن نمایشنامه*
...more
Marashi Narges
Nov 13, 2016 rated it really liked it  ·  review of another edition
میدونی,اولش که شروع کردم به خوندن دقیقا تا آخرش داشتم فکر میکردم که چقد مسخره س.چرا هیچی نمیفهمم.اصن چیزی داره که باید فهمیده شه!؟بعد که تموم شد مثل همیشه اولین کاری که کردم این بود کهبرم نقدشو بخونم!و بله!مغزم سوت کشید از اینهمه نبوغ!باور کن اوه صد سالم بهم وقت میدادن عمرا که این استعاره هارو نمیفهمیدم!هرچند که به نظرم یه بار خوندنش واقعا کمه:)
میعاد
Dec 25, 2015 rated it really liked it  ·  review of another edition
سكوت.......
Sara Kamjou
Jan 15, 2017 rated it did not like it
Shelves: play
هیچ ارتباطی با نمادها و فضای سوررئال داستان برقرار نکردم.
Reihane
Dec 24, 2018 rated it it was amazing
خیلی خاص و قشنگ بود خوشحالم که خوندمش...یه چیز دیگه که خیلی خوشحالم کرد این بود که بلاخره یه داستان معنا و نماد گرارو خودم تونستم بفهمم :))...فکر میکردم هرچقدم کتاب بخونم بازم نمیفهمم:/
*مرسی از دوستانی که دیروز خوندن و باعث شدن منم بخونم:)*
صان
Apr 02, 2016 rated it liked it  ·  review of another edition
دوست داشتنی هست ولی بینظیر نبود. اما وقتی بعدش نقدشو میخونی و میبینی که این روز رابطه به مثابه ماهِ جنین بودنه، مساله جذاب و قشنگ میشه و میری دنبال پیدا کردن ربط ها و استعاره ها! ...more
Mahdie Bjr
Oct 07, 2016 rated it it was amazing
خيلي خاص! خيلي متفاوت! خيلي عالي! واقعا از خوندنش لذت بردم...
Sarah
Oct 15, 2016 rated it really liked it
هممم! چندتا نكته.
اول اينكه كلا نمايشنامه حوزه ي مورد علاقمه، اصن فيتيله جمعه تعطيله هم اگه نمايشنامه بود باز من دوسش داشتم! تنها حوزه ي زنده ي ادبيات ه و سر لج و لجبازي با افلاطون.
دوم، نمايشنامه دو پرسوناژ خيلي دوست دارم، هنوز دليلشو كشف نكردم ولي شايد به همين خاطره كه كمتر از چهار بهش ندادم.
سوم، با اينكه شب خيلي زيادي و مجددا تاكيد ميكنم "خيلي-زيادي" سمبليك بود براي ماه جنيني، و كاش يكم كمتر تابلو بود (!) خصوصا به خاطر شب پنجم و صبح آخر، اما براي من باز بيشتر بازسازي آدم و حوا بود.
عادت به
...more
Faeze Taheri
Aug 30, 2015 rated it liked it  ·  review of another edition
Recommended to Faeze by: Meysam
کتاب فانتزی خوبی بود، عاشقانهی معمولی
و پایانش به نظر من نقطه اوجش بود، و قبلترش، که فرد برای تناسخ و تبدیل شدن از آدم به خرس پاندایی که تو باغ وحش فرانکفورت هست تشویق میشه
انگار دیشب یه پرسشی بوده تو فیسبوک، مبنی بر اینکه کدوم فصل رو بیشتر پسندیدید. برای من فصل ارتباط برقرار کردن با تکهجای «آ» جالب بود:)
نمایشنامه خوندن دو تایی رو تجربه کنید، لذتبخشه :)
...more
Hanie
Sep 09, 2017 rated it it was amazing
یکی از قشنگ ترین نمایشنامه هایی بود که خواندم. ماجرای عشقی که به کمال می رساند. :)
Pouria Roshani
Jan 14, 2017 rated it really liked it
داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیوفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد/ مائتی ویسنی یک/ ترجمه ی تینوش نظم جو/ نشر ماه ریز/ چاپ سوم 1382/ 88 صفحه/ تاریخ تموم کردن کتاب: شنبه 25 دی 1395
تمومش که کردم چند لحظه ای همینجور مونده بودم ! نمایشنامه مدرن خیلی کوتاه و رَوون که خوندنش نیم ساعت وقت لازم داره ولی فهمیدنش شاید خیلی بیشتر ! بعد از تموم کردنش سریع رفتم دنبال خوندن نقداش ! چون خودم چیز زیادی ازش نفهمیده بودم... خوشم اومده بود اما کامل نفهمیده بودمش و حدسم این بود که مباحثی از فلسفه و روان
...more
Haleh
Nov 07, 2018 rated it did not like it


من هیچی ازش نفهمیدم.
و اصلا متوجه نمیشم بقیه چی ازش میفهمن، و چرا پس من چیزی ازش نمیفهمم.
خیلی عجیبه
...more
Paria:D
Feb 17, 2017 rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: 21-century, french, play
يعني ميشه يكي باشه كه حتي وقتي هيچي ازش يادمون نمياد، ما رو فراموش نكرده باشه؟ آنيموس؟ آنيما؟ شايد...! ولي مطمئنا وجود خارجي نداره. فقط ميتونه خود درونمون باشه. هر وجود خارجي، با ناپايداري همراهه.
Arghavan
از آقای دستفروش کنار ولیعصر خریدمش بالاخره. دمش گرم. ...more
Sonya
Jan 24, 2015 rated it it was amazing
یک مرد وجود دارد به نام میشل و یا شاید دیگر وجود ندارد . زنی به نام "همه ی نام ها " زنی که هیچ دری برایش بسته نیست زنی که به زبان سکوت با مرد سخن می گوید و نوازشش می کند .زن نه شب را در کنار مرد می گذراند نه شبی که به اندازه ی یک زندگیست
مرد و زن در "هیچ جا" نبودند و بعد این نه شب در" همه جا" بودند .
آنها اوج گرفتند
شبیه صدای بال زدن یک پرواز
شبیه به پلکی که دنیای ظاهری را مخفی کرده
همه جا پر پرنده های نامرئی است که از معاشقه با افکار مرد به دنیا آمده اند
.
.
.
راستی درخت سیبی که در باغچه مادرش با تولد
...more
Shakiba
Aug 20, 2018 rated it it was amazing
فقط موندم چنین نمایشنامه ای رو چرا بردن رو صحنه تئاتر، اون هم تو ایران:))))
Ehsan
Oct 29, 2011 added it
Shelves: fantasy
من همش فکر میکردم به این نمایشنامه موقع اجرا!
اینکه مرد داستان برای گفتن: " آ " هر بار با لحنی متفاوت، که جمله و خواهش زن رو برسونه چقدر کارش سخت خواهد بود.
Hanieh Habibi
Dec 10, 2015 rated it really liked it
به نظرم ته آرزوی هر آدمی تو زندگی اینه که یکیو پیدا کنه که بتونه باهاش بره تو رابطه ای شبیه مرد و زن این قصه..
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
topics  posts  views  last activity   
محتاج و دربدر 4 64 May 16, 2009 12:44AM  

Readers also enjoyed

  • خرده جنایت‌های زناشوهری
  • میرا
  • مهمان ناخوانده
  • خداحافظ گاری کوپر
  • ملکوت
  • مهمانسرای دو دنیا
  • مرگ در می‌زند
  • دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد
  • یوزپلنگانی که با من دویده‌اند
  • شازده احتجاب
  • Suvashun
  • چشمهایش
  • سال بلوا
  • همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها
  • نوای اسرارآمیز
  • A Behanding in Spokane
  • بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم
  • سه روایت از زندگی
See similar books…
309 followers
From an early age, Matei Vişniec discovered literature as a space dedicated to freedom. He draws his strengths from Kafka, Dostoevsky, Poe, Lautréamont. He loves the Surrealists, the Dadaists, absurd and grotesque theatre, surrealist poetry, fantastic literature, magical realism, even the realist Anglo-Saxon theatre. He loves everything except Socialist Realism.

Vişniec studied philosophy at
...more
“هیچ چیز از آن انسان نیست
هرگز
نی قدرتش
نی ضعفش
و نی دلش حتی
و آن دم که دست ...
و آن دم که دست ...

اه لعنتی!

و آن دم که دست به آغوش می گشاید
سایه اش سایه صلیبی ست ...
و آن دم که می ‍پندارد خوشبختی را
در آغوش فشرده است
آن را له می کند.”
19 likes
More quotes…