يكى ديگه از داستان هاى تلخ فرجام جلال آقاى آريان تازه از فرنگ برگشته سرد و گرم چشيده كه مجنونى داره و ليلى اى... شايد خيلى از افرادى كه اين كتاب رو خوندن، بگن هيچ نكته اموزنده اى نداشت و خوندنش ارزش خاصى نداشت و غيره اما من به داستانهاى فصيح به شكل يه كلاس درس نگاه ميكنم؛شايد چون اولين بار در شرايطى خوندمشون كه به اون خوشباشى و شور زندگى خيام گونه اى كه به رگ و پى ام تزريق كرد شديدا نياز داشتم،و حالا ديگه بهشون شرطى شدم!
اسماعیل فصیح در این کتاب نثر بدی داره که خواننده رو اذیت میکنه! ... پیش از این از اسماعیل فصیح «داستان جاوید» رو خونده بودم که خیلی دوست داشتم و به همین دلیل خودم رو مجبور کردم تا این کتاب رو تا انتها بخونم، اما در کل خوندنش رو پیشنهاد نمیکنم
بعد از ثریا در اغما و زمستان ۶۲ آقای اسماعیل فصیح و داستان های جلال آریان، بازگشت به درخونگاه هم جالب بود از لحاظ اینکه انگار یه آشنای قدیمی داره دوباره یه داستانی رو تعریف میکنه...،ولی داستان برام انگار یه حالی بود،یه "خب که چی"ِ خاصی داشتم آخرش...
فقر و تنگدستی، شک و تردید، عشق و واقعگرایی... درخونگاه زندان مکان و زمان انسان هایی است که در آن به دام افتاده اند و تنها راه رهایی از آن پرواز تا بر آوردم سر از دیوانگی - ساختم صد لشکر از دیوانگی بر صف دنیا و عقبی تاختم - قهر کردم یکسر از دیوانگی نسخه دل را که بحر حکمت ست - کرده ام من ابتراز دیوانگی معرفت دریای بی پایان ماست - لیک دارد گوهر از دیوانگی
مطالعهی کتابهای اسماعیل فصیح به تنهایی حس خواندن رمان را القا نمیکند بلکه به مثابه همراه شدن با خاطرات و سرگذشت نویسنده است. با این حال بازگشت به درخونگاه نثر خوبی ندارد و پختگی لازم داستان را با خود به همراه ندارد. شخصیتها دارای عمق و نفوذ در داستان نیستند و بدون توضیح مکفی درون داستان رها شدهاند. با این حال فصیح گریزی در این اثر گریزی به تقابل گذشته و آینده دارد و همچین از تغییر آدمها سخن به میان میآورد ولی در این مورد هم موفقیت چندانی کسب نکردهاست. پایان بندی داستان هم به خوبی اجرا نشده است. در پایان این اثر از فصیح رمانی نبود که مخاطب را به خوبی جذب کند.