Jump to ratings and reviews
Rate this book

غرش دریا

Rate this book
آنها توی آب پرتلاطم مرداب پیش می رفتند. دکتر به کومه های ابر سیاه نگاه می کرد که آرام آرام با چرخش باد، فرو می افتادند روی خوشه های سبز نیزار.
خوشه ها موج موج می خوابیدند و بر می خواستند و آب را به آسمان می پاشیدند.
آب دیوار دیوار از پهنه ی مرداب کنده شد . به هوا پرکشید و فرو افتاد. قایق ها سوار شیب دیوار های آب، بال بال می زدند. صد ها پهنه ی پارو به سر دیوار های آب کوبیده می شدند. دکتر نعره کشید:((بکوبید! بکوبید.))
تندباد، آب مرداب را به سیلاب چسبانده بود. قایق ها سوار موج ها جست و خیز کنان می لغزیدند درون نیزار در هم شکسته و واژگون می شدند. یک کوهه ی آب بالا آمد و قایق دکتر را واژگون کرد.دکتر عربده بی کلام کشید که در باد پیچید و به گوش همه رسید.
-تکه ای از فصل بیستم

335 pages, Paperback

First published January 1, 2003

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (100%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
No one has reviewed this book yet.

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.