فکر می کنی تو ارزش انفرادی داری؛ در دنیای نسبت ها تو به تنهایی هیچی نیستی، حتی پیام هم نیستی! حتی اسمت تاثیریه که دیگران روت گذاشتن! تو انتخاب می کنی تا زندگی خودتو تغییر بدی؛ تو یک نمونه از هزاران نمونه ای هستی که در آزمایشگاه جهان در حال بررسی هست! یک نمونه از یه جامعه ی آزمایشگاهی! وقتی یه بچه روی صدها مورچه که از مسیری رفت و آمد می کنن آب می ریزه به نظرت به تک تک اون ها فکر می کنه؟ یا اینکه این کارو می کنه چون عکس العمل اون جمعیت واسه ش جالبه؟
این کتاب واقعا عالیه. به نظر من چکیده ذهن هادی پاکزاد رو میشه تو این کتاب دید پیشنهاد میکنم قبل اینکه کتاب رو بخونید حتما آلبوم های هادی رو چند بار گوش بدید بعد این کتاب رو بخونید اینطوری تک تک ترک ها وسط کتاب تو ذهنتون براتون پلی میشه و به نظرم این شاهکار عه هادی عه!
سالها پیش وقتی سازمان فضایی روسیه اعلام کرد که به سطح کرهی ماه رفته تصویری از این فتح رو ارائه کرد که بعدها از تناقض نورها و ابعاد سایههای فضانوردان روی ماه این حقیقت فاش شد که تصاویر جعلی بودن و روسیه اولین فاتح ماه نبوده. سال گذشته وقتی پیام این حقیقت رو فهمید از خودش همون سوالی رو پرسید که بعد از یک سال توی یک بازداشتگاه تاریک امنیتی دوباره از خودش میپرسید. "اینکه آیا دروغ بزرگتر باورکردنیتره؟"
کتاب به طور کلی ملغمهای بود از داستان، فیزیک و فلسفه. در برخی نقاط جای پرداختن بیشتر به جزئیات وجود داشت که نویسنده به سادگی از آنها گذر کرده بود و باعث پیدایش خلأ در آن نقاط از داستان شده بود. با این حال، به طور کلی ایدهی داستان ایدهی جالبی بود و اگر بهتر پرداخته میشد، امتیاز بیشتری میگرفت.
من یک مقدار رودربایستیم میشه با مرحوم، خیلی ناز و رقیق و گیک بوده:( ولی خوب کتابش (که بعد فوتشم منتشر شده به هر حال) مسئلهی نگارشی و ویرایشی و باگ یکم زیاد داشت، داستانش، طبق hintهایی که داشت به نظر با محوریت shared psychotic disorder یا همون folie à deux بود؛ و It all happened in his mind و ترومایی که اتفاق افتاد فقط سایکوز و هذیون پیامو تشدید کرد.
حالا سوالی که پیش میاد، یه داستان که از نقطهنظر یه آدم سایکوتیک تو دنیای عادی داره روایت میشه و ما خوانندهها به این قضیه اذعان داریم، میشه سبکسش..رئال؟ یا کل داستان بخاطر حضور وهم شیطان و شیطان پرستی و شر ژانر فانتزی محسوب میشه؟ یا کلا چیز دیگهس و من پرتم؟
This entire review has been hidden because of spoilers.
حقیقتا کاش آقای پاکزاد عزیز عمر بیشتری میکرد. این کتاب، بهنظر من، به دلیل تازهکاری یا کمکاری مرحوم پاکزاد در امر ادبیات، خام است و محتوایش نیز زیادی تراش نخورده.
جای شک نیست که کتاب از لحاظ ادبی و سبک نگارش اصلا قوی نیست، و مشخصاً جزئیات زیادی بوده که نویسنده خیلی کم بهشون پرداخته یا حتی بهکل از اونها رد شده و عبور کرده. اما، این اصلاً از ارزش کتاب کم نمیکنه. با تموم کردن این کتاب که نهایتاً یک ساعت از وقتتون رو میگیره، شما در اصل یک کتاب نخوندید. بلکه یک آدم رو زندگی کردید. در یک فلسفه غرق شدید. فقر ادبی متن هم کاملاً با توجه به داستان قابل توجیه هست. شخصیتهای قابلباور، مضامین فلسفی که با فیزیک گره خوردن، داستان پیشبینیناپذیر و بازی با هویت افراد و پایانبندی زیبای داستان همه با هم این کتاب رو تبدیل کردن به کتابی که وظیفهاش رو انجام داده: «زندگی کردن یک فرد، درک کردن او و با او همراه شدن، و درنهایت تغییر نگاه، نه اینکه کتاب پی آموزش چیزی باشد، بلکه درمورد قدرت جای دادن فلسفه در داستان صحبت میکنم.»
• بخونیم یا نه؟ اگه ادبیات دوست دارید که نه نخونید، اونقدری ارزش ادبی نداره. اگه از شخصیت و موسیقیهای هادیپاکزاد خوشتون میآد میتونید بخونید ولی باز ممکنه بخوره توی ذوقتون. قطعاً کار هادی پاکزاد توی موزیک قویتر ادبیاته.
• میتونست داستان خوبی بشه. حتما نیازمند یک ویراستاری نگارشی و یکم ویرایش روایتی بود. یک جاهایی راوی یهو شروع میکنه اطلاعات اضافه کردن. اطلاعاتی که داستان بهش نیاز داشته ولی نتونسته نشون بده. داستان تا حدود صفحهی ۴۰ صرفاً ملغمهای از شخصیتهاست هیچ کشمکشی نداره، بعدش یکم جالب میشه. این جالب بودنه هم خیلی زود از دست میره. انگار به جای تمرکز روی یک ماجرا نویسنده سعی کرده هی ماجرا رو پیچیده و پیچیدهتر کنه.
بهواسطهی حال عجیبی که امروز داشتم، شروع به خوندن کتاب کردم. خیلی وقت بود دنبال نسخهی فیزیکیش میگشتم و امروز که از خیلی چیزهای دیگه ناامید بودم، بیخیال پیدا کردن نسخهی فیزیکی کتاب شدم و رفتم سراغ پیدیاف. درسته که از لحاظ ادبی واقعاً متن جالبی نداشت و جملات شکل درستی نداشتن، اما خوندن ِ نیمساعتهش برام عجیب بود. احساس میکردم دارم پازل افکار آقای پاکزاد رو حل میکنم بهجای خوندن کتاب. با اینکه محتوای کتاب رو زیاد دوست نداشتم؛ دنبال کردن رد پاهایی که از نویسندهش توی کتاب گذاشته شده بود رو دوست داشتم.