از پشت جلد: فکر کردم سارا اعتماد به نفس همه پولدارها را داشته دیگر. همان ها که بلند از کدام مزون لباس بخرند که مثل ما نباشند و لباسشان تک باشد. کدام آرایشگاه بروند که مواد خوبی بکار ببرد که مبادا پوست و مویشان خراب شود نه مثل ما که فقط دنبال ارزانترین جاها می گشتیم. لابد برای عطر و زر و زیور هم سلیقه خاص خودش را داشته، نه مثل امثال ما که هرچه بهمان بدهند با خوشحالی استفاده می کنیم و چون پولش را نداده ایم، احساس پیروزی هم داشته باشیم از این که پول نداده صاحب جنسی خوب و درجه یک شده ایم.
تکین حمزه لو در 22 فروردین سال 1356 در تهران متولد شد.تحصیلاتش را در رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد به اتمام رساند.ایلیا پسرش حاصل دوران دانشجویی اوست.وی چندی به ویرایش و خلاصه کردن متون در نشر شادان پرداخت.در این زمان به نظرش متون متون سنگینی نیامدند و وی خود شروع به نوشتن کرد."افسون سبز" بدون هیچ گونه بازنویسی و ویرایشی به چاپ هشتم رسید و تمی عشقی و پر کشش داشت که شخصیتها از روس یکی از آشنایان این نوینده که درگیر طلاق بود تاثیر گرفته بودند."مهر و مهتاب" را در حالی نوشت که حدود 4 ماه به آسایشگاه معلولین سر زده و در مورد جانبازان شیمیایی تحقیق کرده بود. وی معتقد است که پیش از نوشتن باید تحقیق کرد تا به شعور مردم توهین نشود. از کتابهای او می توان "در پایان شب" "از آنسوی آیینه" ، "بعد از او" ،"دختری در مه" ،"عاشقانه برای پسرم"و جدیدترین اثر این نویسنده "از این همه جا"را نام برد.
از تکین حمزلو وقتی نوجوان بودم کتاب های زیادی خونده بودم .و یادمه عاشق مهر و مهتاب بود . این کتاب منو به خاطرات سالهای دورم برد . کتاب دوقسمت میشه نیمه ی اول خوب بود و دوست داشتم اما نیمه دون رو تقریبا دوست نداشتم . کلا با نخوندنش چیزی رو از دست نمیدین .
فیروزه دختر شهرستانی پرستاری هست که تهران درس خونده و همین حا مشغول کار شده . در ببمارستان با پسری آشتا میشه که ادعا داره دانشجپی سلل چهارم داروسازیه . و خیلی زود ازدواج می کنن در حالیکه همه ی حرفای همسرش دروغ بوده و واقعیت نداشته . حالا فیروزه می خواد طلاق بگیره اما همسرش براش مشکل درست می کنه و ... فیروزه به عنوان پرستار خصوصی استخدام میشه و دختر کاملا فلجی رو ملاقات می کنه که تصادف کرده و همسرش مقصر یوده و ...
امتیازم :۲/۵ پ.ن: یه داستان کلیشه ای که آخرش معلوم و مشخص بود.صوتی کتاب رو می تونید گوش کنید
مثل بقیه کتابهای تکین حمزه لو، داستان روان و ساده ای داشت، شخصیتها و رفتارشان قابل درک بودند و در ساخت و پرداخت آنها اغراق نشده بود داستان خوب میتونه خواننده رو در بی کسی ها و تنهایی های فیروزه همراه خودش کنه، نوعی هم ذات پنداری که عموما در خواندن داستانها اتفاق میفته در کل دوستش داشتم، قصه ش قشنگ و تا حدودی رئال بود
تاسف برانگیز، تنها این کلمه را میتوان برای همچین نوشته ای به کار برد، ضمن احترام به نویسنده اثر که قطعا محترم و توانا هستند ، این رمان برای من پر از حس بد بود... شخصیت هایی پر از عقده و بی تکلیفی، آدم هایی که جایگاهشان و مهم تر از همه تکلیفشان با خودشان معلوم نبود. پر از کینه از قشر بورژوای جامعه و یکسان پنداشتن تمام پولدار ها!!!! اصرار شخصیت اول به علی بی غم بودن تمام ثروتمندان و عقده و کینه های او بار منفی زیادی داشت. بدتر از تمام این ها آبکی بودن احساسات آدم ها بود. در این رمان ارزش معنوی و عاطفی دوست داشتن لگدمال شده بود.و فقط به بعد جسمانی و نیاز های جنسی انسان در رابطه توجه شده بود. در کل از معدود دفعات انگشت شماری بود که از خواندن کتابی به شدت احساس پشیمانی و ناراحتی کردم.
This entire review has been hidden because of spoilers.
من کتاب های خانم حمزهلو رو دوست دارم چون به مسائل و مشکلات امروزی نگاه واقع بینانه ای دارند اما پایان کتابهاشون به شدت خلاصه و بدون هیچ نتیجه گیری جامعی هست
من رمان های تکین حمزه لو رو دوست دارم چون قلم خوبی داره، داستانش جذاب بود. با علاقه دنبال میکردم تا ببینم انتهاش چی میشه. تصویرپردازیش خیلی خوب بود، ینی کاملا هم باهاش غمگین شدم، هم گریه کردم و هم لبخند زدم. رمانش رو از دست ندید. پایان خوشی هم داره.
This entire review has been hidden because of spoilers.
كتاب مثل همه ي كتاب هاي خانم حمزه لو نثر رواني داره و البته مثل همه ي كتاب ها نقاط قوت و ضعفي داره. داستان کتاب گیرا هست اما بخش هایی از اون برام قابل باور نیست. داستان حول محور زندگی یه پرستار هست که از یه زن جوان آسیب نخاعی به اسم سارا مراقبت می کنه و در نهایت زندگی خودش هم تحت تاثیر قرار می گیره. سارا يه فرد افسرده است كه با وجود اين كه مدتي نسبتا طولاني از آسيب ديدنش مي گذره با شرایط جدیدش کنار نیومده و در نهایت از ادامه درمان و غذا خورد سر باز می زنه و عملا به زندگی خودش خاتمه می ده. ترجيح مي دادم با توجه به اينكه سارا قبل از تصادف به هنر علاقه داشته شروع كنه به ادامه هنر؛ اما تمام مدت روی از کار افتاده بودن سارا تمرکز میشه و قابل باور نبودن تعهد همسر سارا بهش. عملکرد پرستار سارا غیر حرفه ای هست( پرستار با همسر بیمار تحت مراقبتش وارد رابطه میشه و ازدواج می کنه) و برداشت من از داستان این بود که نویسنده خواسته ازدواج دوم رو موجه جلوه بده. ترجيح مي دادم آخرش متفاوت باشه. عماد ( همسر سارا)كه اون قدر از عشق سارا مي گفت بهتر بود صبر كنه نه اینکه با پرستار همسرش وارد رابطه بشه. دليل غرور فيروزه (پرستار سارا) و زنگ نزدنش به ساناز( دوست صميميش) خيلي قابل درك نبود برام. دوستي چندين و چند ساله رو خيلي راحت داشت خراب مي كرد. در كل اما نقطه ي قوت داستان، نثر روان و خوب خانم حمزه لو هست. اما روند داستان و مخصوصا پايانش رو دوست نداشتم. به نظرم با كتاب " زندگي شيرين" ايشون قابل مقايسه نيست.
This entire review has been hidden because of spoilers.