What do you think?


سه تار
کتاب سه تار نوشتهی جلال آل احمد، مجموعهای از چند داستان است که در آنها به جهل، خرافات، عقاید افراطی و اشتباه شایع میان مردم پرداخته شده است.
چاپ اول انتشارات فردوس ۱۳۷۹
چاپ دهم ۱۳۹۱
چاپ اول انتشارات فردوس ۱۳۷۹
چاپ دهم ۱۳۹۱
308 pages, Paperback
First published April 1, 1948
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 211 reviews
April 5, 2023
از بهترین داستان کوتاه هایی بود که خوندم.
در این داستان ما به وضوح فقر فرهنگی و اقتصادی حاکم بر جامعه و پیامد های آن را احساس میکنیم
مادری که به خاطر فقر از شوهر قبلی ش طلاق میگیره و با یه مرد دیگه ازدواج میکنه و برای اینکه بی سرپناه نشه حاضره حتی بچه خودش را هم فدا بکنه و شوهری که حاضر نیست بچه همسرش رو گردن بگیره تنها به خاطر اینکه از خون خودش نیست و بچه را سر بار خود و خانه ش میدونه.
درسته که نوشته های جلال آل احمد فاقد پیچیدگی و ظرافت های زبانی هستش ولی آل احمد توانسته لحن و نثر زبانی شخصیت های داستانش رو به درستی در متن پیاده بکنه و احساسات شخصیت ها کاملا زنده و ملموس هستند و غم مادر در طول داستان بر متن تسلط دارد.
حیف که خیلی داستان کوتاهی بود البته همین فشرده بودن داستان به نظرم باعث خاص شدنش شده به طوریکه تمام ابعاد اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه و بعد شخصیتی مادر و شوهر در همین چند صفحه خلاصه میشه.
در این داستان ما به وضوح فقر فرهنگی و اقتصادی حاکم بر جامعه و پیامد های آن را احساس میکنیم
مادری که به خاطر فقر از شوهر قبلی ش طلاق میگیره و با یه مرد دیگه ازدواج میکنه و برای اینکه بی سرپناه نشه حاضره حتی بچه خودش را هم فدا بکنه و شوهری که حاضر نیست بچه همسرش رو گردن بگیره تنها به خاطر اینکه از خون خودش نیست و بچه را سر بار خود و خانه ش میدونه.
درسته که نوشته های جلال آل احمد فاقد پیچیدگی و ظرافت های زبانی هستش ولی آل احمد توانسته لحن و نثر زبانی شخصیت های داستانش رو به درستی در متن پیاده بکنه و احساسات شخصیت ها کاملا زنده و ملموس هستند و غم مادر در طول داستان بر متن تسلط دارد.
حیف که خیلی داستان کوتاهی بود البته همین فشرده بودن داستان به نظرم باعث خاص شدنش شده به طوریکه تمام ابعاد اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه و بعد شخصیتی مادر و شوهر در همین چند صفحه خلاصه میشه.
November 29, 2016
دوستانِ گرانقدر، داستانِ «سه تار» داستانِ جوانی است که در مجالسِ عروسی و جشن هایِ گوناگون، ساز میزند و خرج زندگی اش را از این راه در می آورد. جوانک هیچگاه برایِ خودش تار نداشته است و همیشه با سازِ دیگران نواخته است و به صاحبانِ سازها، بابتِ تارشان، مبلغی پرداخت کرده است. او تمامِ پولش را جمع کرده و سرانجام با هزار بدبختی برایِ خویش سه تار میخرد و بسیار شاد است و آرزوهایِ زیادی در سر میپروراند
زمانی که در رویاهایِ خویش سیر میکند، از دمِ دربِ مسجدِ شاه عبور میکند که به یکباره فروشنده ای بیشرف و مذهبی که تسبیح به دست دارد و عطرفروش است و با تسبیح ذکرهایِ نابخردانهٔ خویش را به زبان می آورد، با او به جنگ و دعوا میپردازد که چرا با این آلتِ کفر و حرام، وارد خانهٔ خدا و مسجد شده ای.... خلاصه در همان گیر و دار، سه تار از دست جوان بیچاره به زمین میخورد و تکه پاره میشود و آن مذهبی و عرب پرستِ کثافت، خیالش راحت میشود، چراکه به وظیفهٔ دینی اش، به خوبی عمل کرده است
بله عزیزانم، این داستان به نوعی بازگو کنندهٔ چگونگیِ نابود شدنِ آمال و آرزوهایِ جوانانِ بیچاره و بی آزارِ این سرزمین به واسطهٔ دین و مذهبِ کثیف و پیروانِ دوآتیشهٔ حرامی و بی اصل و ریشهٔ "عرب پرست" است
جوانِ بیچاره با هزار امید و آرزو، شب و روز کار کرد و یک سه تار خرید، ولی اکنون به واسطهٔ دین و مذهب، پیالهٔ امیدش همچون کاسهٔ سه تاری که خریده بود، تکه و پاره شده بود و پاره هایِ سه تار، گویی قلبِ او را چاک میداد
---------------------------------------------
دوستانِ خردگرا و ایرانیانِ بزرگوار، امیدوارم روزی برسد که با از میان رفتنِ عرب پرستی در سرزمینمان و همچنین نابودیِ تعصباتِ دینی و مذهبی، دیگر آرزوهایِ هیچ جوان و نوجوانِ ایرانی، به نابودی کشیده نشود
«پیروز باشید و ایرانی»
زمانی که در رویاهایِ خویش سیر میکند، از دمِ دربِ مسجدِ شاه عبور میکند که به یکباره فروشنده ای بیشرف و مذهبی که تسبیح به دست دارد و عطرفروش است و با تسبیح ذکرهایِ نابخردانهٔ خویش را به زبان می آورد، با او به جنگ و دعوا میپردازد که چرا با این آلتِ کفر و حرام، وارد خانهٔ خدا و مسجد شده ای.... خلاصه در همان گیر و دار، سه تار از دست جوان بیچاره به زمین میخورد و تکه پاره میشود و آن مذهبی و عرب پرستِ کثافت، خیالش راحت میشود، چراکه به وظیفهٔ دینی اش، به خوبی عمل کرده است
بله عزیزانم، این داستان به نوعی بازگو کنندهٔ چگونگیِ نابود شدنِ آمال و آرزوهایِ جوانانِ بیچاره و بی آزارِ این سرزمین به واسطهٔ دین و مذهبِ کثیف و پیروانِ دوآتیشهٔ حرامی و بی اصل و ریشهٔ "عرب پرست" است
جوانِ بیچاره با هزار امید و آرزو، شب و روز کار کرد و یک سه تار خرید، ولی اکنون به واسطهٔ دین و مذهب، پیالهٔ امیدش همچون کاسهٔ سه تاری که خریده بود، تکه و پاره شده بود و پاره هایِ سه تار، گویی قلبِ او را چاک میداد
---------------------------------------------
دوستانِ خردگرا و ایرانیانِ بزرگوار، امیدوارم روزی برسد که با از میان رفتنِ عرب پرستی در سرزمینمان و همچنین نابودیِ تعصباتِ دینی و مذهبی، دیگر آرزوهایِ هیچ جوان و نوجوانِ ایرانی، به نابودی کشیده نشود
«پیروز باشید و ایرانی»
October 15, 2020
جناب آل احمد تبحر خاصی توی به چالش کشیدن و درگیر کردن احساسات من داره.
این کتاب خیلی واسم غم داشت.
این کتاب خیلی واسم غم داشت.
April 12, 2020
یک. این روزها، روزهای جلالخوانی است. دومین کتابی که امسال از جلال خواندم و در برنامهی پیش رو مقادیر زیادی از "جلال" به چشم میخورد! :)
دو. این کتاب شامل 13 داستان کوتاه است که عنوان کتاب، یعنی سهتار، نام اولین این داستانهاست. کتاب نوشتهی سال 1327 است و مربوط به دوران پرکوشوقوس جلال آل احمد در ارتباط با حزب توده است؛ پس طبیعی است که در داستانها، مدام با مواردی برمیخوریم که جلال در آنها، به نقد شدید مذهبیها و ظواهر مذهبی میپردازد.
سه. خواندن این کتاب، تجربهی غریبی بود. داستانهایی که در نگاه اول بسیار ساده بودند و اصلاً تصورش را نمیکردم با سوژههایی در این حد دمدستی بتوان داستان گفت، تعلیق را حفظ کرد و خواننده را پای کتاب نشاند. اما این کار از جلال برمیآید... البته که یک لایه پایینتر از ظاهر سادهی داستانها میشد تعداد زیادی نماد و نشانه و جزئیات یافت و از این حیث هم کتاب برایم جذاب بود و سعی میکردم در مورد هر داستان فکر کنم و با آن درگیرتر شوم.
چهار. کتاب به خوبی نشاندهندهی بسیاری از مناسبات زندگی ایران و ایرانی در آن سالهاست. کتاب از جزئیات جالبی سخن میگوید، به تابوهای جدیای اشاره میکند، به نقد عقاید پرطرفدار اما پوچ جامعه میپردازد و بر همهی داستانها فضایی غمبار و مردمی تحت ظلم و بسیار پردرد نقشآفرینی میکنند.
پنج. این عکس متفاوت از جلال را هم اینجا به یادگار اضافه میکنم؛ عکسی که خیلی دوستش دارم! :)

دو. این کتاب شامل 13 داستان کوتاه است که عنوان کتاب، یعنی سهتار، نام اولین این داستانهاست. کتاب نوشتهی سال 1327 است و مربوط به دوران پرکوشوقوس جلال آل احمد در ارتباط با حزب توده است؛ پس طبیعی است که در داستانها، مدام با مواردی برمیخوریم که جلال در آنها، به نقد شدید مذهبیها و ظواهر مذهبی میپردازد.
سه. خواندن این کتاب، تجربهی غریبی بود. داستانهایی که در نگاه اول بسیار ساده بودند و اصلاً تصورش را نمیکردم با سوژههایی در این حد دمدستی بتوان داستان گفت، تعلیق را حفظ کرد و خواننده را پای کتاب نشاند. اما این کار از جلال برمیآید... البته که یک لایه پایینتر از ظاهر سادهی داستانها میشد تعداد زیادی نماد و نشانه و جزئیات یافت و از این حیث هم کتاب برایم جذاب بود و سعی میکردم در مورد هر داستان فکر کنم و با آن درگیرتر شوم.
چهار. کتاب به خوبی نشاندهندهی بسیاری از مناسبات زندگی ایران و ایرانی در آن سالهاست. کتاب از جزئیات جالبی سخن میگوید، به تابوهای جدیای اشاره میکند، به نقد عقاید پرطرفدار اما پوچ جامعه میپردازد و بر همهی داستانها فضایی غمبار و مردمی تحت ظلم و بسیار پردرد نقشآفرینی میکنند.
پنج. این عکس متفاوت از جلال را هم اینجا به یادگار اضافه میکنم؛ عکسی که خیلی دوستش دارم! :)

March 2, 2015
داستان کوتاهی از جلال
جامعه ی اون زمان به زیبایی تصویر شده
و مشکلات پایین بودن سطح فرهنگ جامعه ،تم اصلی داستانه
قبل ها خوندمش ولی یادمه خیلی دوستش داشتم
متن نوشته شده برای معرفی تو صفحه ی همین کتاب هم جالبه.بخونید
:)
جامعه ی اون زمان به زیبایی تصویر شده
و مشکلات پایین بودن سطح فرهنگ جامعه ،تم اصلی داستانه
قبل ها خوندمش ولی یادمه خیلی دوستش داشتم
متن نوشته شده برای معرفی تو صفحه ی همین کتاب هم جالبه.بخونید
:)
March 19, 2021
چقدر ناراحت کننده بود! خیلی خوب وضعیت تاسفبار مردم و تعصبات بیجای مذهبی و اجتماعی و طرز تفکرهای اشتباه و تاثیر سوء اونها روی عوام رو به تصویر کشیده بود. به پیشنهاد طاقچه نسخه ی صوتیش رو گوش دادم که خیلی خوب بود و از همه ی داستان ها، نحوه ی ادای داستان گوینده ها و موسیقی های کوتاهی که بین هر داستان پخش میشد واقعا لذت بردم و گوش دادن بهش رو توصیه میکنم.
August 18, 2018
داستان های این کتاب رو به دو، سه دسته میشه تقسیم کرد: اونهایی که مسئلۀ مذهب و مسائل دینی دارن، و اونهایی که مسئله شون کودک و دنیای کودک است. و یه دستۀ سوم که انگار دغدغۀ سیاست و قدرت و چپ و راست رو داره..
داستان "سه تار" نمونه ای از داستان هاییه که مسئله شون مذهب و دینه. و همونطور که مثلن از داستان "گناه" هم میشه دید، و همچنین از داستان "آفتاب لب بام"، به نظر میرسه که آل احمد در این کتاب خیلی نظر مساعدی نسبت به دین و سنت نداره، و حتا در برخی موارد توصیف های منفی و بدی از اعراب و زبان عربی داره که آدم رو یاد صادق هدایت میندازه.
در مورد داستانهایی که دغدغۀ کودک و جهان کودک رو دارن، به نظرم بهترینش همون "بچۀ مردم" معروفه که به شدت تکان دهنده س برای من هر بار که میخونم، و داستان باز هم تکان دهندۀ "اختلاف حساب" و باز هم تکان دهندۀ "الگمارک و المکوس".
در مورد دستۀ سوم، بهترین داستان مجموعه به نظرم "زندگی که گریخت" است که بسیار زیبا و تأثیر گذار نوشته شده.
در کل مجموعۀ بسیار خوبیه از نظر من.
مدتی بود که نظر چندان مثبتی نسبت به آل احمد نداشتم (شاید به دلیل رمان ها و داستان های بلندش، و شاید به دلیل مقالات و عقاید سیاسیش) ولی خب با خوندن این مجموعه به این نتیجه رسیدم که آل احمد دست کم داستان کوتاه رو خوب می نوشت.
بسیار خوب.
داستان "سه تار" نمونه ای از داستان هاییه که مسئله شون مذهب و دینه. و همونطور که مثلن از داستان "گناه" هم میشه دید، و همچنین از داستان "آفتاب لب بام"، به نظر میرسه که آل احمد در این کتاب خیلی نظر مساعدی نسبت به دین و سنت نداره، و حتا در برخی موارد توصیف های منفی و بدی از اعراب و زبان عربی داره که آدم رو یاد صادق هدایت میندازه.
در مورد داستانهایی که دغدغۀ کودک و جهان کودک رو دارن، به نظرم بهترینش همون "بچۀ مردم" معروفه که به شدت تکان دهنده س برای من هر بار که میخونم، و داستان باز هم تکان دهندۀ "اختلاف حساب" و باز هم تکان دهندۀ "الگمارک و المکوس".
در مورد دستۀ سوم، بهترین داستان مجموعه به نظرم "زندگی که گریخت" است که بسیار زیبا و تأثیر گذار نوشته شده.
در کل مجموعۀ بسیار خوبیه از نظر من.
مدتی بود که نظر چندان مثبتی نسبت به آل احمد نداشتم (شاید به دلیل رمان ها و داستان های بلندش، و شاید به دلیل مقالات و عقاید سیاسیش) ولی خب با خوندن این مجموعه به این نتیجه رسیدم که آل احمد دست کم داستان کوتاه رو خوب می نوشت.
بسیار خوب.
July 27, 2023
شامل سیزده داستان کوتاه بود که رفتن جزء بهترین داستان های کوتاه ایرانی که تا بحال خوندم 👌همه داستانهاش زخمیت میکنن وبعد همین طور زخمی رهات میکنن🙃
August 10, 2017
مجموعه سیزده داستان کوتاه در مورد مصیبت های فرهنگی و اجتماعی مردم ایران در سالهای ۱۳۳۰
فضاسازی های جلال در این کتاب فوق العاده است انگار دستت رو میگیره و با خودش به یک گوشه از تاریخ میبره.
برام جالب بود که هنوز هم خیلی از داستان ها و مسائلی که مطرح شده بود تازگی داشت. مطمئن باشید حداقل سه چهار تا از این سیزده داستان رو خیلی دوست خواهید داشت. پس اگه هنوز این کتابو نخوندید توصیه میکنم حتما تو برنامه مطالعتون قرارش بدید.
فضاسازی های جلال در این کتاب فوق العاده است انگار دستت رو میگیره و با خودش به یک گوشه از تاریخ میبره.
برام جالب بود که هنوز هم خیلی از داستان ها و مسائلی که مطرح شده بود تازگی داشت. مطمئن باشید حداقل سه چهار تا از این سیزده داستان رو خیلی دوست خواهید داشت. پس اگه هنوز این کتابو نخوندید توصیه میکنم حتما تو برنامه مطالعتون قرارش بدید.
December 30, 2019
کتاب مجموعه سه تار جلال آل احمد هم تموم شد و من بیش از قبل متحیرم که چطور توانسته از این موضوعات پیش پا افتاده، داستان بنویسه! آن هم داستانهایی که واقعا کشش دارند و آدم رغبت داره تا انتها بخونه.
البته واقعا هدفش رو از تعریف بعضی داستانها نفهمیدم، در واقعا نفهمیدم می خواد چی بگه، ولی داستانها هنرمندانه نوشته شده بودن. خیلی بهم کمک کرد که بتونم اتفاقات پیش پا افتاده رو ببینم و قابلیت داستانیشون رو بررسی کنم.
البته واقعا هدفش رو از تعریف بعضی داستانها نفهمیدم، در واقعا نفهمیدم می خواد چی بگه، ولی داستانها هنرمندانه نوشته شده بودن. خیلی بهم کمک کرد که بتونم اتفاقات پیش پا افتاده رو ببینم و قابلیت داستانیشون رو بررسی کنم.
January 18, 2024
این چی بود من خوندم افسردگی گرفتم🫠
October 27, 2018
در ادامه ایرونی خوانی هایم رسیدم به جلال آل احمد.
جلالی که طبق چیزهایی که جسته گریخته ازش خوانده بودم و شنیده بودم فکر نمی کردم ازش خوشم بیاید
و مثل خیل عظیمی از هنرمندانی که فقط یک تغییری ایجاد کردند و بعدها کسانی در آن راه، از آنها پیشی گرفته اند چیز زیادی برای ارائه ندارد.
اما طی این چند روز که مدام سر و کارم با جلال و نوشته هايش بود بعضی وقتها به خود ميامدم و خودم را ميديم که مسخ شده، لابلاي کلمات جلال آل احمد دارم راه میروم.
با آن بچهک معصومِ داستان گناه، روی ملافه خنک و سفیدِ یخی پدر دراز کشیدم و...... یهو به خواب رفتم
با زن آلوده به درد و وجدانِ بچه مردم آن طرف خیابان ایستاده ام و دارم برای آخرین بار کودک سه ساله ام را نظاره می کنم.
+ امروز حال ام خوب است و توی تراس خانه مان نشسته ام و فنجان قهوه ام را با آن بوی تلخ و تيزش روی میز می گذارم و با صدای باران به کشف زیبایی های صاف و ساده جلال ادامه میدهم.
تا باشد که بیشتر شود این حال دلنشین ام!
جلالی که طبق چیزهایی که جسته گریخته ازش خوانده بودم و شنیده بودم فکر نمی کردم ازش خوشم بیاید
و مثل خیل عظیمی از هنرمندانی که فقط یک تغییری ایجاد کردند و بعدها کسانی در آن راه، از آنها پیشی گرفته اند چیز زیادی برای ارائه ندارد.
اما طی این چند روز که مدام سر و کارم با جلال و نوشته هايش بود بعضی وقتها به خود ميامدم و خودم را ميديم که مسخ شده، لابلاي کلمات جلال آل احمد دارم راه میروم.
با آن بچهک معصومِ داستان گناه، روی ملافه خنک و سفیدِ یخی پدر دراز کشیدم و...... یهو به خواب رفتم
با زن آلوده به درد و وجدانِ بچه مردم آن طرف خیابان ایستاده ام و دارم برای آخرین بار کودک سه ساله ام را نظاره می کنم.
+ امروز حال ام خوب است و توی تراس خانه مان نشسته ام و فنجان قهوه ام را با آن بوی تلخ و تيزش روی میز می گذارم و با صدای باران به کشف زیبایی های صاف و ساده جلال ادامه میدهم.
تا باشد که بیشتر شود این حال دلنشین ام!
February 7, 2021
بچهی مردم یک داستان کوتاه نوشتهی جلال آلاحمد در مورد زنیه که از شوهری که یک پسر ۳ ساله داره طلاق گرفته و با مرد دیگری ازدواج کرده که به هیچوجه اجازه نمیده بچهی زنش تو خونهش زندگی کنه و از زنش میخواد از شر این بچه رها بشه تا بتونه تو این خونه بمونه، تا اینکه زن تصمیم میگیره...
پ.ن: من شخصیت زن رو قضاوت نمیکنم چون بخواهیم یا نخواهیم متاسفانه معضلات و مشکلات زنان در ایران یکی دو تا نیست، بخش بزرگیش برمیگرده به حکومتها و دولی که در ایران سر کار بودند: قانونگذاریها و فرهنگسازیهاشون، برخی نیز برمیگرده به غرایض و عواطفِ شخصی آدمها. داستان تلخی بود، اما همونطور که در بالا اشاره کردم اشارهای بود به یک حقیقتِ اجتماعیِ غیر قابل انکار که هنوز هم در جامعهی امروزیِ کشورمون حتی جلوی چشممون در حال رخ دادنه!
پ.ن: من شخصیت زن رو قضاوت نمیکنم چون بخواهیم یا نخواهیم متاسفانه معضلات و مشکلات زنان در ایران یکی دو تا نیست، بخش بزرگیش برمیگرده به حکومتها و دولی که در ایران سر کار بودند: قانونگذاریها و فرهنگسازیهاشون، برخی نیز برمیگرده به غرایض و عواطفِ شخصی آدمها. داستان تلخی بود، اما همونطور که در بالا اشاره کردم اشارهای بود به یک حقیقتِ اجتماعیِ غیر قابل انکار که هنوز هم در جامعهی امروزیِ کشورمون حتی جلوی چشممون در حال رخ دادنه!
November 11, 2023
اگر زندگی جلال به لحاظ نویسندگی رو به دو نیمه تقسیم کنیم سه تار نیمه ی اول می افته و امثال پنج داستان و مدیر مدرسه تو نیمه ی دوم......من برای جلال خوندن پیشنهاد میکنم از کتاب های نیمه دوم شروع بشه چون هم فکر و هم قلم قوی تره....
July 22, 2017
،داستانهایی تلخ، برگرفته از جامعهی ۷۰ سال پیش، اما حقیقی و قابل درک و فهم؛ شاید چون هنوز که هنوزه بعد این همه سال، کم و بیش چنین افکار و افرادی در جامعه حضور دارن و اگر نبینیم، میشنویم.
كتاب بسيار روان پيش مىرفت و از دیدن شماره صفحهای که در حال خوندنش بودم، تعجب میکردم!
جزئیات به خوبی وصف شده بودن و به راحتی تونستم خودم رو در فضای هر داستان تصور کنم، حتی با وجود اینکه قادر به درک درست افکار بیش از حد سنتی و متعصبانهی بعضی از شخصیتهای داستانهای اول کتاب، نبودم.
كتاب بسيار روان پيش مىرفت و از دیدن شماره صفحهای که در حال خوندنش بودم، تعجب میکردم!
جزئیات به خوبی وصف شده بودن و به راحتی تونستم خودم رو در فضای هر داستان تصور کنم، حتی با وجود اینکه قادر به درک درست افکار بیش از حد سنتی و متعصبانهی بعضی از شخصیتهای داستانهای اول کتاب، نبودم.
July 31, 2019
داستان با اینکه کوتاه بود اما به قطع، به خوبی یک مشکل فرهنگی بزرگ رو بیان کرده بود؛ نگاهی که زن به همسر سابق، همسر کنونی و فرزندش داشت تماما غریزی بود و هیچ آموخته ای از اخلاق و فرهنگ رو نمیشد در اون دید. حتی لحظاتی هم که حس موقت مادری در او به جوشش در می آمد ناشی از غریزه ی او بود و هیچ تعقل و اخلاقیاتی در آن آمیخته نبود. همین داستان به این کوتاهی به خوبی نشون میداد، خیلی از امیال غریزی آدم اگر تنها و مفرد و بدون تعقل، تفکر و فرهنگ باشند چقدر میتونن عجیب و خطرناک بشن. اینکه در این مجال کوتاه نویسنده، نوع برداشت کاراکتر از همسر سابق و کنونی و فرزندش رو در جملاتی کوتاه به خواننده تفهیم کرده بود بسیار جالب توجه بود. زن به اندازه ای به فکر رهایی از شر فرزند و رسیدن به زندگی تازه تشکیل داده ش بود که نویسنده نتیجه ی آسودگی خاطر او پس از تقلایی که برای رساندن بچه اش به آن سوی خیابان و دور کردن وی از خود کرده بود را در قالب دیدن فرزند خود در جایگاه بچه مردم توصیف کرده. و واقعا این توصیف برای چنین فردی قابل تامل بود.
نهایتا تمام تالمات روحی پس از آن رهایی و درگیری زن با همسر جدیدش که فرزندش را نپذیرفته بود در این خلاصه شده بود که نتوانسته بود پول تاکسی را از او بگیرد.
شخصیتپردازی زن در این داستان عالی بود و با توجه به کوتاهی داستان برای من لذت بخش بود.
نهایتا تمام تالمات روحی پس از آن رهایی و درگیری زن با همسر جدیدش که فرزندش را نپذیرفته بود در این خلاصه شده بود که نتوانسته بود پول تاکسی را از او بگیرد.
شخصیتپردازی زن در این داستان عالی بود و با توجه به کوتاهی داستان برای من لذت بخش بود.
September 29, 2016
خيلى ساده و روان ، جامعه رو به تصوير كشيده
باورش سخته كتابى كه ٧٠ سال پيش نوشته شده انقد بتونه براى خواننده امروزى و نسل جوون قابل فهم و لذت بخش باشه .
اوايل كتاب با داستان هايى مواجه ميشيم كه به نظر مياد نويسنده قصد داره خرافات و فرهنگ اشتباهى كه از طريق دين وارد جامعه شده رو گوشزد كنه اما در ادامه با همچين چيزى مواجه نميشيم و به طور كلى ميشه گفت " جامعه " رو به چالش ميكشه
تصوير سازى فوق العاده اى داره و نويسنده تونسته با استفاده از جملات كم ، به راحتى خواننده رو با فضاى داستان و شخصيتش اشنا كنه
خواننده به راحتى ميتونه با همه ى شخصيت هاى گوناگونى كه تو كتاب هست ارتباط برقراره كنه و خودش رو هم جزوى از داستان و فضاش بدونه
البته كه بعضى از داستان هاش اصلا قوى نبود ، ولى به نظر من سه داستان آخر كتاب جزو بهترين هاى اين مجموعه س
باورش سخته كتابى كه ٧٠ سال پيش نوشته شده انقد بتونه براى خواننده امروزى و نسل جوون قابل فهم و لذت بخش باشه .
اوايل كتاب با داستان هايى مواجه ميشيم كه به نظر مياد نويسنده قصد داره خرافات و فرهنگ اشتباهى كه از طريق دين وارد جامعه شده رو گوشزد كنه اما در ادامه با همچين چيزى مواجه نميشيم و به طور كلى ميشه گفت " جامعه " رو به چالش ميكشه
تصوير سازى فوق العاده اى داره و نويسنده تونسته با استفاده از جملات كم ، به راحتى خواننده رو با فضاى داستان و شخصيتش اشنا كنه
خواننده به راحتى ميتونه با همه ى شخصيت هاى گوناگونى كه تو كتاب هست ارتباط برقراره كنه و خودش رو هم جزوى از داستان و فضاش بدونه
البته كه بعضى از داستان هاش اصلا قوى نبود ، ولى به نظر من سه داستان آخر كتاب جزو بهترين هاى اين مجموعه س
October 7, 2021
۱۶ صفحه؟
خدایی ۱۶ صفحه؟
شوخی نکن عمو جلال
خیلی کوتاه بود انصافا. جلال مینیمالیستی مینوشته وقتی مینیمال نویسی مد نبود.
یه روز یک خانم منتقد ادبی سراسیمه وارد جلسه ای شد و سراغ یک نفر رو گرفت. همه اونی که میخواستو نشونش دادن و ازش پرسیدن که چیکار داشته؟
اونم گفت:
-هیچی. فقط میخواستم مطمئن شم اونی که تو رمانش، زایمان یک زن رو اینقدر دقیق توصیف کرده واقعا یک مرده.
.
.
.
یکی از مولفه های نویسنده توانمند اینه که از زاویه کسی حرف بزنه که نه بوده و نه میتونسته باشه.
عمو جلال هم در این کتابک خیلی قشنگ، خودشو جای زنی گذاشته که داره بچه شیرین سه سالشو رها میکنه.
خوب خودشو جای اون مادر گذاشته و حالات و عواطفشو عالی ترسیم کرده.
من که شدیدا باهاش ارتباط گرفتم به خصوص اینکه کتاب صوتیشو از طاقچه با گویندگی معصومه عزیز محمدی گوش دادم و ایشون هم گوینده واقعا توانمندی هستن.
خدایی ۱۶ صفحه؟
شوخی نکن عمو جلال
خیلی کوتاه بود انصافا. جلال مینیمالیستی مینوشته وقتی مینیمال نویسی مد نبود.
یه روز یک خانم منتقد ادبی سراسیمه وارد جلسه ای شد و سراغ یک نفر رو گرفت. همه اونی که میخواستو نشونش دادن و ازش پرسیدن که چیکار داشته؟
اونم گفت:
-هیچی. فقط میخواستم مطمئن شم اونی که تو رمانش، زایمان یک زن رو اینقدر دقیق توصیف کرده واقعا یک مرده.
.
.
.
یکی از مولفه های نویسنده توانمند اینه که از زاویه کسی حرف بزنه که نه بوده و نه میتونسته باشه.
عمو جلال هم در این کتابک خیلی قشنگ، خودشو جای زنی گذاشته که داره بچه شیرین سه سالشو رها میکنه.
خوب خودشو جای اون مادر گذاشته و حالات و عواطفشو عالی ترسیم کرده.
من که شدیدا باهاش ارتباط گرفتم به خصوص اینکه کتاب صوتیشو از طاقچه با گویندگی معصومه عزیز محمدی گوش دادم و ایشون هم گوینده واقعا توانمندی هستن.
March 2, 2019
یه جاهایی بعضی داستان ها اینقد تلخ بود که دلم نمیخواس ادامه ش بدم
July 27, 2023
جلال در این داستان کوتاه تکان دهنده به خوبی نشون میده که چقدر ناآگاهی و عدم توجه به رشد شخصی و عدم استقلال یک زن، میتونه زندگی نکبت بار و برده واری براش رقم بزنه
January 10, 2020
نصف کتاب را قبلا خوانده بودم و اینک نیمه دیگر انرا کامل کردم.
با اینکه بین این دو نیمه شاهکارهای بزرگ و متفاوتی را خوانده بودم ولی بازهم جلال ال احمد با همین داستانهای کوتاه و قدیمی انچنان ضربانم را پایین و بالا برد و نفسم را حبس کرد که دلم برای همه کتابهایش تنگ شد..
با اینکه بین این دو نیمه شاهکارهای بزرگ و متفاوتی را خوانده بودم ولی بازهم جلال ال احمد با همین داستانهای کوتاه و قدیمی انچنان ضربانم را پایین و بالا برد و نفسم را حبس کرد که دلم برای همه کتابهایش تنگ شد..
October 14, 2022
مجموعه 13 داستان کوتاه با محوریت معضلات خانوادگی و اجتماعی
مثل باقی کارهای جلال روان و همراه با جامعه شناسی دقیقی است
مثل باقی کارهای جلال روان و همراه با جامعه شناسی دقیقی است
November 22, 2015
من هم اون زمان سه تاری میزدم. سیلی ای که تار نواز خورد به کنار،وقتی سه تار شکست ،من را هم شکست. همچین حسی رو دوباره وقتی پیدا کردم که در فیلم پیانیست، نوازنده رو برای پنهان شدن به خانه ای بردن که توش پیانو هم بود. ولی چون نباید کمترین سر و صدایی میکرد ، پشت ساز نشست ، انگشت هاش کلاویه ها را حتی لمس نکرد، ولی بهترین آهنگ را نواخت
February 28, 2015
جزئیات تلخ رها شدن فرزندی توسط مادر چون شوهر جدیدش نمس خواست یه بچه ی کس دیگری نان دهد!!!!!وکودک سه
ساله ای در بازاری شلوغ رها می شد.....
مادر عزیز اگر سال ها هم گریه کنی گناهت نه قابل جبران و نه قابل بخشش است
ساله ای در بازاری شلوغ رها می شد.....
مادر عزیز اگر سال ها هم گریه کنی گناهت نه قابل جبران و نه قابل بخشش است
September 6, 2019
داستان جالبی بود
قطعا ارزش یبار خوندن رو داشت و گذشت زمان قدیمیش نکرده بود
با این حال بنظرم داستان زنی که مردش را گم کرد صادق هدایت با توجه به این که هردو در مبحث جامعه ضد زن و زنان منفعل ان بهتر عمل کرده و اون رو بیشتر دوست داشتم
قطعا ارزش یبار خوندن رو داشت و گذشت زمان قدیمیش نکرده بود
با این حال بنظرم داستان زنی که مردش را گم کرد صادق هدایت با توجه به این که هردو در مبحث جامعه ضد زن و زنان منفعل ان بهتر عمل کرده و اون رو بیشتر دوست داشتم
June 27, 2023
بسی تلخ💔
June 28, 2012
من کاری به ایدوئولوژیای جلال آل احمد، یا اینکه چه جوری فکر می کرد ندارم، من فقط می دونم عاشق قلمشم، عاشق شخصیت سازیاشم، عاشق دقت کردنش به همه ی جزئیات، اینکه اینقد خوب بلده یه فضای واقعی واسه داستاناش بسازه، و چقد حس همدردی و یا همذات پنداری خوانندرو درگیر می کنه، من واقعن از خوندن کتاباش لذت می برم
November 28, 2014
نثر جلال آل احمد ساده و روان، بدون درازه گویی و پیچدگی است. فضاسازی های عالی و تاثیرگذار.
سه تار شامل سیزده داستان کوتاه است در نکوهش خرافه، جهل و اعتقادات پوچ.
قصه هایی مملو از نادانی، پوچی، شکست و ناکامی.
سه تار کمی خسته کننده بود. در مقایسه با زن زیادی و مدیر مدرسه جلال (بهترین کتاب هایی که از آل احمد خواندم) خیلی ضعیف تر بود.
سه تار شامل سیزده داستان کوتاه است در نکوهش خرافه، جهل و اعتقادات پوچ.
قصه هایی مملو از نادانی، پوچی، شکست و ناکامی.
سه تار کمی خسته کننده بود. در مقایسه با زن زیادی و مدیر مدرسه جلال (بهترین کتاب هایی که از آل احمد خواندم) خیلی ضعیف تر بود.
Read
July 11, 2013بارزترین جاذبه داستانهای این اثر بیان تلخ خرافه هایی ست که هنوز هم کم وبیش گرفتار آنیم.
طرح های داستانها فوق العاده اند اما بجز لاک صورتی و بچه مردم ، باقی در همان مرحله طرح مانده اند.
شاید اگر نام جلال آل احمد عزیز همراه این اثر نبود، بسیار زود دست از مطالعه میکشیدم.
طرح های داستانها فوق العاده اند اما بجز لاک صورتی و بچه مردم ، باقی در همان مرحله طرح مانده اند.
شاید اگر نام جلال آل احمد عزیز همراه این اثر نبود، بسیار زود دست از مطالعه میکشیدم.
December 9, 2015
سه تار، لاک صورتی، گناه و آرزوی قدرت، بیشتر به دلم نشستند. هر کدوم از این نوشته ها دید انتقادی داشت نسبت به جهل و فقر و حماقت و اعتقادات پوچ.
Displaying 1 - 30 of 211 reviews






























