What do you think?


آن مادیانِ سرخیال
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 39 reviews
December 24, 2020
سال سخت و عجیب 2020 رو با یه کتاب خوب شروع کردم و با یه کتاب خوب هم به پایان می رسونم
January 23, 2019
نثر دولت آبادي هميشه براي من شيرين بوده (به غير از سلوك كه شيرينيش كم بود) چون نثرش براي من مثل فيلم مي مونه و آنچه كه مي خونم، تصويرش در ذهنم شكل مي گيره. اين كتاب كه به قول دولت آبادي همزاد سلوكه، به سخت خواني سلوك نيست ولي رگه هايي از پرش هاي داستاني سلوك رو داره. داستان آن ماديان سرخ يال، نيمه تاريخيه و كمي شاعرانگي سلوك گونه داره. متعجبم چرا اسم كتاب شده ماديان سرخ يال امرو القيس (شخصيت اصلي داستان) چرا كه خيلي نقش پر رنگي در روايت نداشت. داستان در خصوص امروالقيس كوچكترين فرزند يك حاكم محلي در عراقه كه به دليل طبع شاعرانگي از طرف پدر سخت طبعش طرد شده و در بيايان داره به عشق و شاعرانگي مي پردازه تا اينكه پيك خبر مياره كه پدرش در يك توطئه داخلي كشته شده و آخرين وصيتش گرفتن انتقامش توسط كوچكترين پسرشه و ...
March 12, 2021
دو تنیم و یک تن!
تمام.
تمام.
Read
September 21, 2009آخرین کتاب از آخرین نسل پر شکوه باقی ماندهی غولهای زیبای داستاننویسی ایران، یعنی آقای (دولتآبادی). داستانی بلند و زیبا و در عین حال بسیار پخته و در اوج قدرت نویسندگی این آخرین غول زیبای داستان این سرزمین
Read
March 19, 2022اگر بگم متن این کتاب از سلوک سخت تره بیراه نگفتم.جدا از قلم همیشگی دولت آبادی اضافه شدن کلمات عربی هم به سختی اون اضافه کرده و من خیلی از جملات رو نفهمیده گذر کردم و خب خیلی ناراحتم ازین موضوع چون بنظرم از نیمه کتاب به بعد ناقص خونده شد.و باید حتما دوباره برگردم و بخونمش و بخاطر همین امتیازی نمیدم.
.
.
اما موضوع داستان روایت درگیری های ذهنی مردی شاعره که بر خلاف میل باطنی بنا به وصیت پدرش مجبور به انتقام گیری از دشمنان پدرش میشود و در این راه نه جسم خودش که روح درونی خود را میکشد و آزار میبیند.
.
.
به یادگار از روزهای قرنطینه در روزهای پایانی سال ۱۴۰۰
.
.
اما موضوع داستان روایت درگیری های ذهنی مردی شاعره که بر خلاف میل باطنی بنا به وصیت پدرش مجبور به انتقام گیری از دشمنان پدرش میشود و در این راه نه جسم خودش که روح درونی خود را میکشد و آزار میبیند.
.
.
به یادگار از روزهای قرنطینه در روزهای پایانی سال ۱۴۰۰
July 14, 2015
"آن مادیان سرخ یال" داستان شاعریست که در نوجوانی از قبیله طرد شده و با آگاهی از قتل پدر و وصیت او که خونخواهی اش را بر عهده او گذاشته دنیای شعر و عشق را رها می کند و روحش پر میشود از کینه. او که اینک جنگجویی تمام عیار شده قدم در راهی میگذارد که سرانجامش از دست دادن تمام دلبستگی ها و به خصوص معشوقه اش و مرگی فاجعه آمیز است.
" قیدار، قیدار؛ میدانم و میفهمم؛ اگر انسان نتواند دوست بدارد، می میرد. می میرد."
" قیدار، قیدار؛ میدانم و میفهمم؛ اگر انسان نتواند دوست بدارد، می میرد. می میرد."
June 20, 2019
داستان زندگی شاعری که به شاعرانه ترین شکل ممکن نوشته شده
Read
May 6, 2014كتاب #آن_ماديان_سرخ_يال
نويسنده #محمود_دولت_آبادی
كتابي با١٦٦صفحه.
رماني تاریخی و کوتاه ، بُرشی از زندگی امرؤالقیس شاعر نامدار یمانی، عرب و سراینده یکی از هفت قصیده « معلقات سبعه» که برترین شاهکارهای شعر دوران جاهلیت عرب شمرده می شده و متن این اشعار را به خاطر فصاحت و بلاغت بی نظیرشان از دیوار خانه کعبه آویخته بودند.
و شرح ماجرای یک خونخواهی قبیله ای عاطفی است. از امیرزاده ای به نام "قیس" با طبعی لطیف و شاعر مسلک و وظیفه ای که پدر بر دوش او میگذارد که با خلق ِوي، بسیار متفاوت است وحكايتِ دل دادگی اش به "زرقاء" و ...
نویسنده در قالب این رمان، یک شِبه افسانة تاریخی را با دنیای امروز پیوند داده است.
وجه تمايز اين رمان از ساير آثار دولت آبادي، زبان روايت است كه از نثر كلاسيك بهره برده است. زبان نوشتار آن هماهنگ با همان دوره از تاريخ است.
گذری ست از تاریخ و بسیار نگارشی شعر گونه دارد با ادبیاتی غنی.
درواقع اثری است نیم تاریخی- نیم اسطوره.
#آرام_بیانی
#معرفي_كتاب_آرام_بياني📚✒️
.......................................................
باری... مردی که با گرگ سخن گفته باشد، آیا دریغ می دارد سخن گفتن با بیگانه ای به صحرا در مانده را ؟
...
پس او را گفت وای بر تو نضیره! پدرت خِیزن غذایِ تو را از چه مائده ای می ساخت؟
((شیر-عسل کوهی- زردۀ تخم مرغ و شرابِ خرما!))
خیزن که نه من به قدر او تو را میشناسم، نه چندان که او با تو نزدیک،من هستم،و نه ممکن است به قدر او که چنان نیکو تو را پرورانید،نزد تو ارزش و حرمت بیابم...پس حرام باد بر تو شیروشراب،نگون سار باد بخت ِ تو ای زیباترین زنِ قصه های شیرینِ شبانه
تو با چنان پدری چنین کردی،با من چه خواهی کرد؟!...
...
خاکستر!
ترسیمِ واژه یِ خاکستر چرا نمی تواند نشان از پایانِ جهان آن مرد، آن انسانی باشد که به هیئتِ سایه ای از لابه لایِ اوراقِ قرون به رویایِ من درآمد، برابرِ نگاهِ من- امانتی از یاد- یادها را رها کرد و در باد و خود در عمقِ غبارِ بادیه گم شد.سایه وار، بی سخن و گنگ؛ هم بی آن که رخ بنماید.
خاکستر!
چرا نه ممکن تواند بود که یک دم از دلِ خاکسترِ خود برآمده باشد آن مرد؟! وهم، آری و هم دلپذیر است و هم اگر عزیزترین مایه یِ حیاتِ تورا دمی برابرِ چشمانت ظاهر کند. مادرم در قیاسِ طعنه زنِ خود،همیشه مرا به خاکستر شباهت می داد و اصطلاح می کرد که از آتشِ خاکستر به عمل می آید و بدین مثل بی برشی ِ مرا آماجِ کنایه یِ خود می گرفت. پس به کودکی دریافته بودم من از فرزندیِ مردی برخوردار هستم که به آتش تعبیر می شود
...
نويسنده #محمود_دولت_آبادی
كتابي با١٦٦صفحه.
رماني تاریخی و کوتاه ، بُرشی از زندگی امرؤالقیس شاعر نامدار یمانی، عرب و سراینده یکی از هفت قصیده « معلقات سبعه» که برترین شاهکارهای شعر دوران جاهلیت عرب شمرده می شده و متن این اشعار را به خاطر فصاحت و بلاغت بی نظیرشان از دیوار خانه کعبه آویخته بودند.
و شرح ماجرای یک خونخواهی قبیله ای عاطفی است. از امیرزاده ای به نام "قیس" با طبعی لطیف و شاعر مسلک و وظیفه ای که پدر بر دوش او میگذارد که با خلق ِوي، بسیار متفاوت است وحكايتِ دل دادگی اش به "زرقاء" و ...
نویسنده در قالب این رمان، یک شِبه افسانة تاریخی را با دنیای امروز پیوند داده است.
وجه تمايز اين رمان از ساير آثار دولت آبادي، زبان روايت است كه از نثر كلاسيك بهره برده است. زبان نوشتار آن هماهنگ با همان دوره از تاريخ است.
گذری ست از تاریخ و بسیار نگارشی شعر گونه دارد با ادبیاتی غنی.
درواقع اثری است نیم تاریخی- نیم اسطوره.
#آرام_بیانی
#معرفي_كتاب_آرام_بياني📚✒️
.......................................................
باری... مردی که با گرگ سخن گفته باشد، آیا دریغ می دارد سخن گفتن با بیگانه ای به صحرا در مانده را ؟
...
پس او را گفت وای بر تو نضیره! پدرت خِیزن غذایِ تو را از چه مائده ای می ساخت؟
((شیر-عسل کوهی- زردۀ تخم مرغ و شرابِ خرما!))
خیزن که نه من به قدر او تو را میشناسم، نه چندان که او با تو نزدیک،من هستم،و نه ممکن است به قدر او که چنان نیکو تو را پرورانید،نزد تو ارزش و حرمت بیابم...پس حرام باد بر تو شیروشراب،نگون سار باد بخت ِ تو ای زیباترین زنِ قصه های شیرینِ شبانه
تو با چنان پدری چنین کردی،با من چه خواهی کرد؟!...
...
خاکستر!
ترسیمِ واژه یِ خاکستر چرا نمی تواند نشان از پایانِ جهان آن مرد، آن انسانی باشد که به هیئتِ سایه ای از لابه لایِ اوراقِ قرون به رویایِ من درآمد، برابرِ نگاهِ من- امانتی از یاد- یادها را رها کرد و در باد و خود در عمقِ غبارِ بادیه گم شد.سایه وار، بی سخن و گنگ؛ هم بی آن که رخ بنماید.
خاکستر!
چرا نه ممکن تواند بود که یک دم از دلِ خاکسترِ خود برآمده باشد آن مرد؟! وهم، آری و هم دلپذیر است و هم اگر عزیزترین مایه یِ حیاتِ تورا دمی برابرِ چشمانت ظاهر کند. مادرم در قیاسِ طعنه زنِ خود،همیشه مرا به خاکستر شباهت می داد و اصطلاح می کرد که از آتشِ خاکستر به عمل می آید و بدین مثل بی برشی ِ مرا آماجِ کنایه یِ خود می گرفت. پس به کودکی دریافته بودم من از فرزندیِ مردی برخوردار هستم که به آتش تعبیر می شود
...
October 19, 2021
«و ضمیر آدمی برخی نقش ها را از یاد نمی تواند برد...»
Read
January 5, 2014انسان در کلمات نیست که بیان منحصر می یابد ؛ بلکه انسان در ناگفته هایش نهفته است که محرم ترین شخص ، شاید از ناگفته هایش او را بشناسد. عاطفه ی آدمی را می توان در مویرگ ِ چشمان ِ او هم بازیافت.
Read
October 31, 2024خوشم نیومد انگار فقط خواسته بود صفحه سیاه کنه با پرحرفی وقتی هم زاویه ی دید می رفت دوم شخص بدم میومد
Read
December 24, 2020کتاب های استاد دولت آبادی یکباره خوانده نمیشوند!
فکر میکنم تنها کتابی که فقط یکبار خواندم و کمی فهمیدم "جای خالی سلوچ بود" اما دربارهی "سلوک" و "آن مادیان سرخ یال" نظرم یکیست.
میخوانم و احساس میکنم طیف اصلی متن را فهمیدهام اما بار ها و بارهای دیگر باید بخوانم تا کلام را بفهمم. شاید هنوز ذهنم برای درک آن کوچک باشد و شاید هم این فقط جادوی کلام نویسنده باشد. اما این کتاب را برای خودم تمام نشده میدانم که هنوز راه ادامه دارد...
فکر میکنم تنها کتابی که فقط یکبار خواندم و کمی فهمیدم "جای خالی سلوچ بود" اما دربارهی "سلوک" و "آن مادیان سرخ یال" نظرم یکیست.
میخوانم و احساس میکنم طیف اصلی متن را فهمیدهام اما بار ها و بارهای دیگر باید بخوانم تا کلام را بفهمم. شاید هنوز ذهنم برای درک آن کوچک باشد و شاید هم این فقط جادوی کلام نویسنده باشد. اما این کتاب را برای خودم تمام نشده میدانم که هنوز راه ادامه دارد...
July 29, 2014
زبان فاخر و غنى
نسل هاى بعدى به سختى بخوانند و بفهمند
كيف كردم
نسل هاى بعدى به سختى بخوانند و بفهمند
كيف كردم
February 21, 2021
زبان شیرینی داشت داستان که البته سخت خوان بود برای همین سرعت مطالعه رو کم می کرد
September 30, 2021
اصلا دوستش نداشتم متاسفانه غیر از کلام شیوای دولت آبادی چنگی به دل نمیزد
November 26, 2022
"این خوی آدمیست و چنین باید؛ که انسان نمیتواند کسی را به دل دوست بدارد که به خانه و سرزمین خود پشت کرده و چاره از دشمن میجوید. مردی که سرزمین خود را بدنام کند به زنی ماند که شوی خود را بدنام کند؛ و آن زن به مادیانی ماند که راکب دیگر بجوید."
از کتاب- ص۱۵۵
آن مادیان سرخ یال، یکی از آثار متأخر دولتآبادی است که در دهه هشتاد منتشر شد. کتاب، داستان مردیاست شاعرپیشه بهنام امرؤالقیس کندی، که در بیست سالگی به دلیل سرودن شعر، توسط پدرش-حجر بنی آکلالمرار- از خانواده رانده شد. حالا، یازده سال بعد از رانده شدنش، در شبی که مشغول بزم است، پیک نامهای برایش میآورد که در آن اینطور نوشته شده: «بر فرزندیست خون من که از شنیدن خبر قتل من برنتابد، مویه نکند، نگرید و خاک بر سر نریزد.»
قیس پس از گذراندن کامل آن شب به بزم، شادی، نوشخواری و دعوت همگان به این کار، از فردایش بیابانگردی میشود در پی گرفتن انتقام خون پدر.
نقش اول داستان عرب یمانی است و همهی داستان در جهان جاهلی عرب میگذرد. نزدیک کردن زبان به زمان داستان فقط از عهدهی محمود دولت آبادیای برمیآید که که دربارهی داشتن سبک زبانی خاص خودش و دوری از ساده نوشتن میگوید: «این زبان معمولی و هرچند غنی، بار مضمون مرا به دوش نمیتواند بکشد».
دولتآبادی در این اثر ویژهاش که باید مخاطب را به جهان عرب دورهی جاهلیت نزدیک کند، به زبان باستانی روی آورده و برای انجام بهتر این کار از امکاناتی نظیر «واژگان عربی، جابهجایی ارکان جمله، تلفظ کهن کلمهها، ایجاد ساختهای واژهای و ترکیبی جدید، کاربرد کهن افعالی مثل شدن، داشتن، کردن، تتابع کسرهی اضافه و واو، تکرار و...» استفاده کرده است.
البته بسنده کردن نویسنده به خواندن معلقات سبع و «احتمالا» استفاده نکردن از کارشناسهای ادبیات عرب او را درگیر ترجمهای از معلقات سبع کرده است-ترجمه عبدالمحمد آیتی- که طبق اطلاعات من خیلی هم کامل نیست و نویسنده گاها عین آن را برای بعضی ابیات شاعر آورده است. اینکه این کار درست یا غلط است را نمیدانم.
نویسنده، داستان عاشقانهی امرؤالقیس و زرقاء را نیز در حاشیهی داستان اصلی کتاب دنبال میکند. در بخش گفتوگوهایی که امرؤالقیس با آن مرد پارسی، ندیم، عادیا، زرقاء و حتی اشیاء و حیوانات دارد به خوبی میتوان نتیجهی برخورد نویسنده با تئاتر در گذشته را دید.
آن مادیان سرخ یال سختخوان است، مثل سایر کتابهای نویسنده نیاز به حضور دائمی لغتنامه دارد و برخلاف حجم کمش، زمان زیادی میطلبد. البته اگر متون کهنی مثل تاریخ بیهقی را مرور کرده باشید به زمان کمتری نیاز دارید و مثل من بخشی از اطلاعات تاریخی کتاب را از دست نمیدهید.
آذر۱۴۰۱
از کتاب- ص۱۵۵
آن مادیان سرخ یال، یکی از آثار متأخر دولتآبادی است که در دهه هشتاد منتشر شد. کتاب، داستان مردیاست شاعرپیشه بهنام امرؤالقیس کندی، که در بیست سالگی به دلیل سرودن شعر، توسط پدرش-حجر بنی آکلالمرار- از خانواده رانده شد. حالا، یازده سال بعد از رانده شدنش، در شبی که مشغول بزم است، پیک نامهای برایش میآورد که در آن اینطور نوشته شده: «بر فرزندیست خون من که از شنیدن خبر قتل من برنتابد، مویه نکند، نگرید و خاک بر سر نریزد.»
قیس پس از گذراندن کامل آن شب به بزم، شادی، نوشخواری و دعوت همگان به این کار، از فردایش بیابانگردی میشود در پی گرفتن انتقام خون پدر.
نقش اول داستان عرب یمانی است و همهی داستان در جهان جاهلی عرب میگذرد. نزدیک کردن زبان به زمان داستان فقط از عهدهی محمود دولت آبادیای برمیآید که که دربارهی داشتن سبک زبانی خاص خودش و دوری از ساده نوشتن میگوید: «این زبان معمولی و هرچند غنی، بار مضمون مرا به دوش نمیتواند بکشد».
دولتآبادی در این اثر ویژهاش که باید مخاطب را به جهان عرب دورهی جاهلیت نزدیک کند، به زبان باستانی روی آورده و برای انجام بهتر این کار از امکاناتی نظیر «واژگان عربی، جابهجایی ارکان جمله، تلفظ کهن کلمهها، ایجاد ساختهای واژهای و ترکیبی جدید، کاربرد کهن افعالی مثل شدن، داشتن، کردن، تتابع کسرهی اضافه و واو، تکرار و...» استفاده کرده است.
البته بسنده کردن نویسنده به خواندن معلقات سبع و «احتمالا» استفاده نکردن از کارشناسهای ادبیات عرب او را درگیر ترجمهای از معلقات سبع کرده است-ترجمه عبدالمحمد آیتی- که طبق اطلاعات من خیلی هم کامل نیست و نویسنده گاها عین آن را برای بعضی ابیات شاعر آورده است. اینکه این کار درست یا غلط است را نمیدانم.
نویسنده، داستان عاشقانهی امرؤالقیس و زرقاء را نیز در حاشیهی داستان اصلی کتاب دنبال میکند. در بخش گفتوگوهایی که امرؤالقیس با آن مرد پارسی، ندیم، عادیا، زرقاء و حتی اشیاء و حیوانات دارد به خوبی میتوان نتیجهی برخورد نویسنده با تئاتر در گذشته را دید.
آن مادیان سرخ یال سختخوان است، مثل سایر کتابهای نویسنده نیاز به حضور دائمی لغتنامه دارد و برخلاف حجم کمش، زمان زیادی میطلبد. البته اگر متون کهنی مثل تاریخ بیهقی را مرور کرده باشید به زمان کمتری نیاز دارید و مثل من بخشی از اطلاعات تاریخی کتاب را از دست نمیدهید.
آذر۱۴۰۱
February 7, 2015
اگر انسان نتواند دوست بدارد، می میرد. می میرد.
-------------------------------------
آیا پنداشته ای عشقِ تو هلاکِ من است؛ و آیا گمان برده ای قلبِ من کبوترِ دست آموزی ست اسیرِ سرپنجه های تو؟ قلبم را از قلبت بیرون کن اگر خصالِ مرا برنمی تابی!
-------------------------------------
انسان در کلمات نیست که بیانِ منحصر می یابد؛ بلکه انسان در ناگفته هایش نهفته است که محرم ترین شخص، شاید از ناگفته هایش او را بشناسد. عاطفه ی آدمی را می توان در مویرگِ چشمانِ او هم یافت...
-------------------------------------
در آبادانیِ آن چه هست باید کوشید و نه در ویرانیِ آن چه به دست شاید آوردن...
-------------------------------------
آیا پنداشته ای عشقِ تو هلاکِ من است؛ و آیا گمان برده ای قلبِ من کبوترِ دست آموزی ست اسیرِ سرپنجه های تو؟ قلبم را از قلبت بیرون کن اگر خصالِ مرا برنمی تابی!
-------------------------------------
انسان در کلمات نیست که بیانِ منحصر می یابد؛ بلکه انسان در ناگفته هایش نهفته است که محرم ترین شخص، شاید از ناگفته هایش او را بشناسد. عاطفه ی آدمی را می توان در مویرگِ چشمانِ او هم یافت...
-------------------------------------
در آبادانیِ آن چه هست باید کوشید و نه در ویرانیِ آن چه به دست شاید آوردن...
November 5, 2009
غریبان، یگانه همدیگرند
July 8, 2026
📝دولت آبادی در «آن مادیان سرخ یال» به سراغ امروالقیس، شاعر پرآوازه عرب پیش اسلام رفته و داستان زندگی قیس رو که مخلوطی از افسانه و واقعیت تاریخیست، با زبان و بیان خودش روایت می کنه. قیس فرزند حجر ملقب به آکل المرار امیر کنده، بنا به روایت دولت آبادی و همینطور داستان هایی که در خصوص وی به جای مانده، به واسطه روی آوردن به شعر و شاعری- که انگیزه این عمل توسط مهلهل دایی وی در او ایجاد شد- از سوی پدر طرد می شه اما پدر به هنگام مرگ، با فرستادن قاصدی به نزد فرزند، او را ترغیب به خونخواهی خود می کنه و قیس به قصد انتقام از قاتلان پدر، به جنگ منذریان و قاتلان او میره و حتی بعد از کشتن اونها، تیغ رو بر زمین نمیزاره و به اصل خودش که همان شاعرپیشگی است، برنمیگرده و داستان با روایت فتنه ای که منجر به مرگ قیس میشه، به پایان می رسه.
📌 مسأله اصلی دولت آبادی در این داستان، جدال میان عشق و جنگ در اندیشه قیس است که نویسنده سعی کرده در جای جای داستان به اون بپردازه و این دوگانه رو به چالش بکشه. جدال عشق(شعر و معشوق) و جنگ(کشته شدن پدر و کشتن قاتلان او). بنابراین با توجه به نوع شخصیت قهرمان داستان و همچنین ویژگی نویسندگی خود دولت آبادی، کتاب نثری شاعرانه، فاخر، ادبی و اسطوره ای داره و نویسنده از بسیاری از واژگان ادبی و پارسی کهن که در نثر متکلفانه و منشیانه قرن ششم و هفتم است، بهره برده، بنابراین این نوع نوشتار، در زمانه حاضر کمی دیر هضم و دیر فهمه و در برخی موارد منجر به چندباره خوانی بعضی جملات میشه.
در برخی از قسمت های کتاب، داستان از زبان راوی (امروالقیس) و گاه از زبان سوم شخص روایت می شه. مهمترین واژگانی که نویسنده در این داستان بر آن تاکید داره، برخی همان کلماتی است که در داستان های دیگر دولت آبادی هم دیده می شه و این نشاندهنده علاقه قلبی او به ادبیات خطه شرق و کویر است. کلماتی مثل(صحرا، بادیه، اسب(مادیان)، آب، زن، شب، ماه، جنگ، عشق، خشم، طغیان، انتقام، خون،
خاکستر(اشاره به مرگ)، شعر...) و نیز کلمات جدیدی برگرفته از اساطیر و تاریخ ایران زمین مانند(انوشه روان، موبدان، ستوران، شهبانو، تیسفون، ساتراپ و...)است. در این میان، دوگانه ها و سه گانه هایی هم در این متن وجود داره که خواننده رو به تأمل وا می داره. دوگانه هایی مثل:
جنگ و عشق
خشونت و شمشیر و شعر و...
✅علاوه بر این، به نظرم تأثیر برخی مسائل در این داستان دولت آبادی دیده می شه که به چند مورد از اونها اشاره میکنم:
🔸استفاده از شخصی پارسی به عنوان فردی از طبقه دبیران ساسانی با نام «سروش» و به عنوان «هاتف»: سروش از مهمترین ایزدان دین زردشتی است. سروش در متون اوستایی و پهلوی ایزد اطاعت، فرمانبرداری و انضباط در دین مزدایی است؛ او پیام الهی را میشنود و از آن اطاعت میکند؛ او همواره بیدار است و مردمان را از آسیب های اهریمن و دیوان محافظت میکند. (این نقشی است که دولت آبادی به نوعی برای این فرد پارسی در این داستان قائل شده است)
🔸استفاده از ادبیات بیهقی چه در کلمات و چه در جملات:
بیهقی: سلطان محمود نسبت به پافشاری خلیفه بر اعدام حسنک وزیر به خشم آمد و گفت: «به این خلقه خرف شده بباید نبشت که من از بهر عباسیان انگشت در کردهام در همه جهان و قرمطی می جویم
دولت آبادی: ...ارائه کرد نشان حمایل بر سینه انوشه روان به دست های خود در بارگاه خاصه شارسان تیسفون با فن- بازی آن افسار آویخته بر بیرون بارو تا خران تن بمالند بر آن که هیچ فرونگذارده بودند اجیران وی که او انگشت گرد جهان کرده بود و مزدکی می جست...
🔸اشاره به سنت های اعراب در پناه دادن فرد یا یک قبیله به هم تیره و هم نژاد در برابر دشمنان( پناه دادن عویر به قیس و خانواده اش) و همچنین خونخواهی از قبیله دشمن در پی کشته شدن فردی از یک قبیله
🔸توجه به تعبیر خواب و پیشگویی( تعریف خواب از سوی قیس در مورد ویرانی تیسفون و پیشگویی در مورد سرانجام کار او)
🔸توجه به ادبیات عامیانه مانند: شومی جغد
✅برخی نکات مثبت کتاب:
🔸تصویرسازیهای چشمگیر؛ طبیعت در این اثر زنده و پویا است
🔸وفاداری دولت آبادی به زبان مادری، فرهنگ بومی و ایران باستان
🔸استفاده از ادبیات فاخر ایران
❌برخی نکات منفی کتاب: (البته از نظر من منفی نیست)
🔸 زبان برای برخی خوانندگان ممکن است بیش از حد شاعرانه و دشوار باشد
🔸پایان اثر، اگرچه زیباست، اما به شیوهای کاملاً باز و شاعرانه رها میشود و ممکن است حس ناتمام بودن به خواننده دهد.
📌 مسأله اصلی دولت آبادی در این داستان، جدال میان عشق و جنگ در اندیشه قیس است که نویسنده سعی کرده در جای جای داستان به اون بپردازه و این دوگانه رو به چالش بکشه. جدال عشق(شعر و معشوق) و جنگ(کشته شدن پدر و کشتن قاتلان او). بنابراین با توجه به نوع شخصیت قهرمان داستان و همچنین ویژگی نویسندگی خود دولت آبادی، کتاب نثری شاعرانه، فاخر، ادبی و اسطوره ای داره و نویسنده از بسیاری از واژگان ادبی و پارسی کهن که در نثر متکلفانه و منشیانه قرن ششم و هفتم است، بهره برده، بنابراین این نوع نوشتار، در زمانه حاضر کمی دیر هضم و دیر فهمه و در برخی موارد منجر به چندباره خوانی بعضی جملات میشه.
در برخی از قسمت های کتاب، داستان از زبان راوی (امروالقیس) و گاه از زبان سوم شخص روایت می شه. مهمترین واژگانی که نویسنده در این داستان بر آن تاکید داره، برخی همان کلماتی است که در داستان های دیگر دولت آبادی هم دیده می شه و این نشاندهنده علاقه قلبی او به ادبیات خطه شرق و کویر است. کلماتی مثل(صحرا، بادیه، اسب(مادیان)، آب، زن، شب، ماه، جنگ، عشق، خشم، طغیان، انتقام، خون،
خاکستر(اشاره به مرگ)، شعر...) و نیز کلمات جدیدی برگرفته از اساطیر و تاریخ ایران زمین مانند(انوشه روان، موبدان، ستوران، شهبانو، تیسفون، ساتراپ و...)است. در این میان، دوگانه ها و سه گانه هایی هم در این متن وجود داره که خواننده رو به تأمل وا می داره. دوگانه هایی مثل:
جنگ و عشق
خشونت و شمشیر و شعر و...
✅علاوه بر این، به نظرم تأثیر برخی مسائل در این داستان دولت آبادی دیده می شه که به چند مورد از اونها اشاره میکنم:
🔸استفاده از شخصی پارسی به عنوان فردی از طبقه دبیران ساسانی با نام «سروش» و به عنوان «هاتف»: سروش از مهمترین ایزدان دین زردشتی است. سروش در متون اوستایی و پهلوی ایزد اطاعت، فرمانبرداری و انضباط در دین مزدایی است؛ او پیام الهی را میشنود و از آن اطاعت میکند؛ او همواره بیدار است و مردمان را از آسیب های اهریمن و دیوان محافظت میکند. (این نقشی است که دولت آبادی به نوعی برای این فرد پارسی در این داستان قائل شده است)
🔸استفاده از ادبیات بیهقی چه در کلمات و چه در جملات:
بیهقی: سلطان محمود نسبت به پافشاری خلیفه بر اعدام حسنک وزیر به خشم آمد و گفت: «به این خلقه خرف شده بباید نبشت که من از بهر عباسیان انگشت در کردهام در همه جهان و قرمطی می جویم
دولت آبادی: ...ارائه کرد نشان حمایل بر سینه انوشه روان به دست های خود در بارگاه خاصه شارسان تیسفون با فن- بازی آن افسار آویخته بر بیرون بارو تا خران تن بمالند بر آن که هیچ فرونگذارده بودند اجیران وی که او انگشت گرد جهان کرده بود و مزدکی می جست...
🔸اشاره به سنت های اعراب در پناه دادن فرد یا یک قبیله به هم تیره و هم نژاد در برابر دشمنان( پناه دادن عویر به قیس و خانواده اش) و همچنین خونخواهی از قبیله دشمن در پی کشته شدن فردی از یک قبیله
🔸توجه به تعبیر خواب و پیشگویی( تعریف خواب از سوی قیس در مورد ویرانی تیسفون و پیشگویی در مورد سرانجام کار او)
🔸توجه به ادبیات عامیانه مانند: شومی جغد
✅برخی نکات مثبت کتاب:
🔸تصویرسازیهای چشمگیر؛ طبیعت در این اثر زنده و پویا است
🔸وفاداری دولت آبادی به زبان مادری، فرهنگ بومی و ایران باستان
🔸استفاده از ادبیات فاخر ایران
❌برخی نکات منفی کتاب: (البته از نظر من منفی نیست)
🔸 زبان برای برخی خوانندگان ممکن است بیش از حد شاعرانه و دشوار باشد
🔸پایان اثر، اگرچه زیباست، اما به شیوهای کاملاً باز و شاعرانه رها میشود و ممکن است حس ناتمام بودن به خواننده دهد.
April 1, 2020
چندین بار تاحالا این کتاب رو شروع کرده بودم و گذاشته بودم کنار
ولی شاید زمان مناسبش نرسیده بود.اینبار میخواستم اگه نفهمیدم برای همیشه ازش دل ببُرم.و چقدر اتفاق متفاوتی افتاد
چقد با کتاب حال کردم
اممم یکم اسامی کتاب برام سخت بود.اسم قبایل و ادم ها.و بخاطر شیوه ی روایت و این ضعفی که داشتم،یه جاهایی قاطی میکردم و همه چی سخت میشد
اما چه نثری داره این کتاب
با هر خطش لذت بردم.انگار که تو هر صفحه داری شعر میخونی
ابعاد تاریخی کتاب رو رها کرده بودم و داشتم شعر میخوندم...
واقعا یه جاهایی یاد کتاب "موسیقی شعر" کدکنی میفتادم بسکه نثر کتاب پر از موسیقی بود
به هیچی زیاد نپرداخته بود.نه عشق خیلی عجیب بود نه جنگ نه سرنوشت...همه چیز یک روایت بهمقدار بود و خوش آهنگ
ولی شاید زمان مناسبش نرسیده بود.اینبار میخواستم اگه نفهمیدم برای همیشه ازش دل ببُرم.و چقدر اتفاق متفاوتی افتاد
چقد با کتاب حال کردم
اممم یکم اسامی کتاب برام سخت بود.اسم قبایل و ادم ها.و بخاطر شیوه ی روایت و این ضعفی که داشتم،یه جاهایی قاطی میکردم و همه چی سخت میشد
اما چه نثری داره این کتاب
با هر خطش لذت بردم.انگار که تو هر صفحه داری شعر میخونی
ابعاد تاریخی کتاب رو رها کرده بودم و داشتم شعر میخوندم...
واقعا یه جاهایی یاد کتاب "موسیقی شعر" کدکنی میفتادم بسکه نثر کتاب پر از موسیقی بود
به هیچی زیاد نپرداخته بود.نه عشق خیلی عجیب بود نه جنگ نه سرنوشت...همه چیز یک روایت بهمقدار بود و خوش آهنگ
April 17, 2021
قلم دولت ابادی بسیار زیباست ولی در این کتاب،در سخت نویسی افراط شده بود،داستان از اواسط کتاب کسل کننده شد و بیشتر شبیه یک زورازمایی ادبی بود تا یک رمان،نقص هایی هم داشت،اصلا داستانی در کتاب شکل نگرفته بود و برخی قسمت ها به نظر من از حد لازم بیشتر نوشته شده بود و این نوشتن بیش ازدحد کمکی به داستان نکرده بود،نثر کاملا به نثر کهن تبدیل شده بود ولی اگز این نثر رو با نثر کهن مقایسه کنیم سربلند نیست،در برخی قسمت ها شعر و نثر درهم امیخته میشد که من دوست داشتم.
ایده داستان هم خلاقیت و نواوری خاصی نداشت،صرفا نگاهی به انتقام از دید و با قلم دولت ابادی بود.
ایده داستان هم خلاقیت و نواوری خاصی نداشت،صرفا نگاهی به انتقام از دید و با قلم دولت ابادی بود.
December 31, 2019
نوشته های استاد دولت آبادی
همونطور که خود ایشون در کتاب «تا سر زلف عروسان سخن»
هم بهشون اشاره کردن، به گونهای وامدار و پاسدار
نوشتارهای پارسی قدیم هستن
و روح بزرگان شعر وادب پارسی در قلم استاد و در نثرهای ایشون جریان داره.
و از خط به خط این کتاب -آن مادیان سرخیال-
لذت بردم
انقدر که عشق و نفرت و کینه و درماندگی و تلاش های قیس رو با تمام وجود درک کردم
در روایت تاریخی به شعرمانندی که استاد به زیبایی تمام اون رو نوشتن به عنوان همزاد سلوک
ازش یاد کردن.
همونطور که خود ایشون در کتاب «تا سر زلف عروسان سخن»
هم بهشون اشاره کردن، به گونهای وامدار و پاسدار
نوشتارهای پارسی قدیم هستن
و روح بزرگان شعر وادب پارسی در قلم استاد و در نثرهای ایشون جریان داره.
و از خط به خط این کتاب -آن مادیان سرخیال-
لذت بردم
انقدر که عشق و نفرت و کینه و درماندگی و تلاش های قیس رو با تمام وجود درک کردم
در روایت تاریخی به شعرمانندی که استاد به زیبایی تمام اون رو نوشتن به عنوان همزاد سلوک
ازش یاد کردن.
February 26, 2024
متن سختی داره اما اذیت کننده نیست. وقتی مقدمه و پایان مقایسه کردم از انسجام قلم نویسنده چه قد لذت بردم ؛یه جاهایی جزییات داستانی کم بود ؛ با پیش زمینه از وقایع تاریخی خیلی بهتر میشد از کتاب لذت برد.بعضی قسمت ها انقد قشنگ بود که من چند بار خوندم و باز هم حتمن برمیگردم کتاب رو یه بار دیگه میخونم.
ارزش این کتاب به نظرم به نوع قلم و نوشتار نویسنده است تا داستان و در یه کلام یه کتاب خیلی خاص، نیمه تاریخی چون قیس به نظرم بهتر از کسی که بوده توصیف شده و شاعرانه ست.
ارزش این کتاب به نظرم به نوع قلم و نوشتار نویسنده است تا داستان و در یه کلام یه کتاب خیلی خاص، نیمه تاریخی چون قیس به نظرم بهتر از کسی که بوده توصیف شده و شاعرانه ست.
October 19, 2024
تو قطعا میتوانی با چشم باطن خود ببینی که امواج نفرت و خشم چگونه سر می کوبند بر قلب قیس تا دیواره های عشق و مهر ورزیدن را ویران کنند. تو قطعا میبینی و میدانی که قیس دو پار میشود امشب، پاره ای از قیس در پی پشت اون دفن می شود که آن حسن بود و دل بود و عشق بود و کامروایی بود نه بس برای خود که برای همگان؛ و نیمه دیگر که از امشب اغاز شده است همه بوی نفرت و مرگ می دهد؛ همه بوی چرک و عفونت، چندان که این دو نیمه یک دیگر را نخواهند شناخت به زودی!
July 22, 2020
زبان گیرا، متن خوش آوا و شاعرانه، بیان عالی
اما متاسفانه داستانی شکل نگرفته.
اگر به عنوان متنی ادبی و با هدف افزایش دایرهی واژگان خوانده بشه، بسیار خوب و سودمنده.
به عنوان تمرین در راستای بهتر و ادبیتر نوشتن برای کسانی که میخوان نویسندگی رو آغاز کنن پیشنهادش میکنم.
اما در جایگاه یک رمان چندان دلچسب نیست چون داستان پیوستهای نداره.
اما متاسفانه داستانی شکل نگرفته.
اگر به عنوان متنی ادبی و با هدف افزایش دایرهی واژگان خوانده بشه، بسیار خوب و سودمنده.
به عنوان تمرین در راستای بهتر و ادبیتر نوشتن برای کسانی که میخوان نویسندگی رو آغاز کنن پیشنهادش میکنم.
اما در جایگاه یک رمان چندان دلچسب نیست چون داستان پیوستهای نداره.
September 28, 2017
برای من معلوم نیست که چرا دولتآبادی این کتاب رو نوشته. اگر هدف، داستان بوده که داستانی خلق نشده و اگر هدف قدرتنمایی در نگارش و نوع نثر قدیم بوده که ای وااااااای.
کلا این کتاب از نظر من "دیسلایکی" بیش نیست.
کلا این کتاب از نظر من "دیسلایکی" بیش نیست.
July 27, 2018
تعجب میکنم که دولتآبادی همچین کتابی نوشته. خیلی بد بود و نتونستم تمومش کنم و نیمه رهاش کردم. ضعیف ترین کتاب دولت آبادی بود
June 28, 2020
شاعران شیدای طبیعتاند و نشانی نهفته از پیامبران دارند.
October 3, 2020
سوژه جالب بود، آنقدر که رفتم دربارهی شخصیتهای کتاب خواندم. اما داستان جذبام نکرد، برخلاف بقیهی کتابهای دولتآبادی. نصفه رهایش کردم.
January 22, 2021
قشنگ مینویسه دیگه استاد دولت آبادی
یکی از تخصص هاشون همینه ، داستان عاشقانه ای که از دل تاریخ بیرون میاد .
ولی زبان این داستان برای من اندکی ثقیل بود
یکی از تخصص هاشون همینه ، داستان عاشقانه ای که از دل تاریخ بیرون میاد .
ولی زبان این داستان برای من اندکی ثقیل بود
Displaying 1 - 30 of 39 reviews






























