Jump to ratings and reviews
Rate this book

خاطرات عبدالمجید مجیدی

Rate this book
ـ (پشت جلد کتاب) عبدالمجید مجیدی یکی از وزیران برجسته دهه آخر سلطنت محمدرضا شاه است که بیش از بیست سال مداوم عهده‌دار مقام‌های بالای برنامه‌ریزی و اجرایی کشور بوده‌است. مجیدی در پنج سال آخر سلطنت محمدرضا شاه، در مقام رئیس سازمان برنامه و بودجه، نه تنها با نخست‌وزیر و کلیه وزیران تماس روزمره و مستمر داشت، بلکه به طور منظم برای دادن گزارش و دریافت دستور با شاه دیدار می‌کرد. او در بیشتر جلسات مهم تصمیم‌گیری حضور داشت و یا از طریق روابط نزدیکش با امیرعباس هویدا از نتایج آن‌ها آگاه می‌شد.
از آن‌جا که مجیدی تا آخرین لحظه‌های پیش از غرق کشتی مملکت در عرشه آن حضور داشته، شاهد وقایعی بوده‌است که به سرنگونی سلطنت خاندان پهلوی منجر گردیده.
مجیدی که از شاه به تحسین سخن می‌گوید، در دوران حکومت بختیار بازداشت شد و در نخستین روزهای انقلاب از زندان گریخت و پس از سه ماه و نیم زندگی در خفا، به فرانسه رفت

216 pages, Paperback

First published May 24, 1985

7 people are currently reading
70 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (20%)
4 stars
16 (45%)
3 stars
11 (31%)
2 stars
1 (2%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Amin.
418 reviews438 followers
November 15, 2023
به نظرم بعد از چند مجموعه مصاحبه نه‌چندان موفق، باز به فردی بازمی‌گردیم که لااقل در نیمه اول مصاحبه‌ها از خودش حرفی و نظریاتی قابل‌تامل دارد.
مجیدی می‌گوید از دلایل سقوط شاه یکی شکافی است که بین مصدق و شاه افتاد که هر دو بهترین فرصت تاریخی رو داشتند تا جامعه را به پیش ببرند. و دوم اینکه نیازهای مردم جامعه در تضاد با اهداف کلان و توسعه اقتصادی بود - در اینجا مثالی طعنه‌دار می‌زند که دولت دنبال توسعه منطقه‌ای بوده ولی مردم درخواست چادر سیاه و قبرستان داشتند - و اگر دولت می‌خواست به نیازهای اساسی برسد - که رسید - در تضاد با خواست مردم قرار می‌گرفت - که همین‌طور شد - و باعث عدم حمایت مردم از دولت‌ها شد.

سپس در نقد حزب رستاخیز می‌گوید که به این معنا بوده که سیستمی به وجود آید که از داخل انتقاد شود و در این شرایط یک حزب کافی است چون همه موافق کلیت سیستم هستند و اختلافی ندارند! بنابراین منطق نیاز به احزاب را شاه مرتفع می‌‌دانسته! درحالیکه مشکل فساد حتی مهمتر از سیستم تک حزبی برای حل اختلافات بوده اما این حرف موافقت شاه را به همراه نداشته. در کل به نظر مجیدی پول نفت مشکل اصلی مملکت بود و البته نهادهایی که درست کار نمیکردند.

در انتهای صحبت‌ها به مشکلات بین‌المللی هم می‌رسیم. مثلا وقتی در زمان سخنرانی شاه در سازمان ملل در اوایل دهه ۵۰ عراق در جلسه شرکت نکرد و سوریه در میانه جلسه رفت و کارمندی الجزایری به شاه توهین کرد و او را قاتل خواند.
Profile Image for Saeed.
142 reviews41 followers
October 18, 2018
عبدالمجید مجیدی مرد برنامه ریزی های دولتی است. اول بار به عنوان کارمند سازمان برنامه و بودجه وارد مشاغل دولتی شده و در نیمه اول دهه چهل رفته رفته به معاونت این سازمان رسید. پس از یک دوره وزارت به عنوان وزیر کار، در سال 52 و دقیقا پیش از افزایش ناگهانی قیمت نفت، رییس سازمان برنامه و بودجه شد و تا مدتی پیش از انقلاب این سمت را داشت. مجیدی به دلیل حضور در سازمان برنامه و بودجه هم با نخست وزیران آن دوران و هم شخص محمدرضاشاه ارتباط داشته، لذا خاطراتش دربردارنده اطلاعات ذیقیمت و مهمی از شکل کلی اداره مملکت و تقسیم درآمدهای بسیار زیاد نفت بین ارگانهای مختلف است.

شاید مهمترین نکته این خاطرات و در واقع مهمترین نتیجه ای که بشود از حرفهای ایشان گرفت این است که هر چقدر ما بخواهیم انقلاب 57 را معلول علتهای خارجی بدانیم یا ساده انگارانه آن را به سخنرانیهای شریعتی و مبارزات دیگر افراد شاخص جریانهای مذهبی و چپ تقلیل بدهیم، راه را به اشتباه رفته ایم. علت العلل انقلاب 57 را باید در خود حکومت پهلوی و نوع اداره آن جستجو کرد. جایی که "اعلیحضرت همایونی" تمام برنامه ریزی های اقتصادی و بودجه ای را نادیده می گیرد و یک شبه مثلا طرح انقلاب شاه و ملت را به نهادهای دولتی ابلاغ می کند و بار مالی آن را بر بودجه تحمیل میکند. یا بدون اطلاع قبلی و بدون کارشناسی و برنامه ریزی، به مجیدی اعلام میکند که دو طرح جدید را در بودجه وارد کند و مثالهای فراوان دیگر.

درواقع هرچه ابتهاج و خداداد فرمانفرماییان و مجیدی به عنوان روسای سازمان برنامه و بودجه در این سالها، به دنبال برنامه ریزی دقیق مالی برای کشور بودند، محمدرضا شاه با علاقه شدید از یکسو به ارتش شاهنشاهی و از سوی دیگر به مدرن سازی کشور، بخش اعظم بودجه را به این دو بخش اختصاص می داده و هیچگونه برنامه ریزی دقیق مالی و تقسیم بودجه بین همه بخشهای زیربنایی کشور را برنمی تابیده.

مهمترین پیام خاطرات عبدالمجید مجیدی این است که تا وقتی خودکامگی در راس حکومت باشد، امکان ندارد اتفاق مثبت موثری در این کشور بیفتد.
Profile Image for Fateme.
64 reviews17 followers
June 4, 2022
توجه می‌کنید؟
جالب‌ترین قسمت خاطرات مجیدی برای من این بود که دید خیلی روشنی از نفرین منابع، افزایش مخارج دولت و افزایش تقاضا در پی افزایش قیمت نفت داشته و حتی هشدارهایی در این مورد میداده؛ ولی خب حیف.
8 reviews2 followers
August 21, 2012
عالیه واقعا.سازمان برنامه را همیشه دوست داشتم و خوندنش آدم را به فضای برنامه نویسی پیش از انقلاب می بره.کسانی که به تاریخ شفاهی حوزه اقتصاد علاقه دارند،حتما بخوانند
20 reviews
February 22, 2014
مجيدي 40 سال پيش و اواسط دهه 50 به محمد رضا گفت كه ما از وقتي بدبخت شديم كه نفتمون گرون شد ، مثل باروني كه اول نعمت بود و بعد سيل شد و همه رو غرق كرد
Profile Image for Sina Tahmasbi.
190 reviews9 followers
August 6, 2023
۱۵/۵/۱۴۰۲
۱۳:۴۵

روایت عبدالمجید مجیدی از میزان اطلاعات درباره درآمدهای نفتی هنگام تدوین برنامه سوم:

ما به‌خصوص در موقع تهیه برنامه سوم تقريباً می‌شود گفت که هیچ اطلاعی از شرکت نفت نداشتیم. مختصر اطلاعی که داشتیم از صادرات نفت پس از اینکه صادرات انجام می‌شد و رقم و این‌ها، تماسی بود که به دستور ابتهاج من با کنسرسیوم برقرار کردم و منظماً کنسرسیوم در اختیار ما می‌گذاشت. شرکت نفت [اطلاعی در اختیار ما] نمی‌گذاشت. در تهیه برنامه سوم ما اطلاعاتمان از طریق کنسرسیوم گرفته می‌شد. یعنی می‌خواهم بگویم حتی به نسبت درآمد نفت هم ما اطلاعات زیادی نداشتیم.

س - من اینجایش را متوجه نیستم که چه جوری نمی‌گذاشت. يعنی اگر اطلاعاتی بود که...
ج – نمی‌دادند به ما.
س - به جای دیگر می‌داد به شما نمی داد؟

ج - نه به جای دیگر نمی‌دادند و خودشان داشتند و چیز می‌کردند، دیگر شرکت نفت رفته‌رفته، به‌حساب، باز شد و تماسش با دستگاه دیگر چیزتر شد. من دارم صحبت از سال مثلاً شصت [میلادی] می‌کنم. آره شصت، شصت‌ویک. شصت‌ویک بیشتر که شرکت نفت هنوز خودش را در قالب یک شرکتی که بایستی کاملاً بسته باشد درش و management اش به شکل management یک شرکت نفتی بزرگ دنیایی باشد، آن طوری عمل می‌کرد، خودش مستقل از دولت.

و ابتهاج برای اینکه بتواند یک مقدار اطلاعاتی راجع به صنعت نفت داشته باشد و شرکت نفت به او نمی‌داد عملاً، تماس گرفت خودش با کنسرسیوم و مرا معرفی کرد. من می‌رفتم به کنسرسیوم و آنجا یک آقایی بود که الآن مثل‌ اینکه یا بازنشسته است یا هنوز توی شرکت BP است، او به من چیز می‌داد که مثلاً ماه گذشته چقدر ما صادر کردیم. چه صادر کردیم. و روی لیستی به من می‌داد که آن باز محاسبه ما می‌شد و پیش‌بینی ما. و اینجا می‌خواهم بگویم که حتی در یک محدوده مشخص هم ما مشکل داشتیم که بتوانیم

س - پس آقای ابتهاج با آن قدرتش نمی‌توانست از طریق نخست‌وزیر یا خود اعلی‌حضرت بخواهد که این را به او بدهند مثلاً، این اطلاعات را...

ج - آخر آن آتمسفر آن موقع را مجسم کردن برای شما شاید مشکل باشد...، ولی سازمان برنامه یک دستگاهی بود، کاملاً مستقل و زیر بار دولت نمی‌رفت. بعد بحث سر اين بود که دولت در دولت هست، همان آن موقعی هم که آن لایحه را دکتر اقبال برد به مجلس، گفت: «ما می‌خواهیم به این حالت دولت در دولت خاتمه بدهیم.»

پس سازمان برنامه خودش قوانین خودش را داشت. مقررات خودش را مستقل عمل می‌کرد. شرکت نفت همین‌طور، جانشین شرکت نفت ایران و انگلیس شده بود و هنوز تو مایه فکری شرکت نفت ایران و انگلیس فکر می‌کرد. درنتیجه خودش را یک جزیره‌ای می‌دانست در وسط چیزهای دیگر، دولت هم که خب، کار خودش را می‌کرد، این حرف‌ها. به این جهت این سه تا یک اشکال زیادی داشتند از نظر گفت‌وشنود و ارتباط با هم. و در نتیجه از طرفی درآمد نفت می‌بایست قسمتی‌اش می‌آمد به سازمان برنامه برای برنامه‌های عمرانی، ما هم می‌بایستی بدانیم که چه می‌آید دست ما. هیچ‌کس هم به ما رقم [درآمدها را] نمی‌داد.

درنتیجه شروع کردیم این رابطه را با کنسرسیوم برقرار کردن. کنسرسیوم بعد از اینکه صادرات می‌کرد یک صورتی برای ما می‌فرستاد که ما این ماه این‌قدر صادر کردیم. این‌قدر درآمدش شد. این‌قدر stated payment بود. این‌قدرش income tax بود. و درنتیجه چون آن موقع درآمد نفت به‌صورت ماليات بر درآمد داده می‌شد و به‌ عنوان پرداخت مشخص stated payment می‌آمد، این دو تا رقم جمع می‌شد و درآمد نفت می‌شد که از آن می‌بايست ما یک سهمی داشته باشیم که طبق برنامه دوم قرار بود از پنجاه ... مثل‌اینکه سالی پنج درصد اضافه بشود. سال اول پنجاه درصد، سال دوم پنجاه‌وپنج درصد، شصت ، شصت‌وپنج هفتاد تا هشتاد. بعضی از اوقات پنجاه‌وپنج درصد مثل‌اینکه از پنجاه درصد شروع می‌شد تا هشتاد درصد. به هر صورت یک همچین [شکلی].

س - بله آن‌وقت آیا این تمام درآمدی که کسب می‌شد عملاً به وزارت دارائی و دولت و به سازمان برنامه داده می‌شد؟ یا این امکان بود که شرکت نفت مثلاً یک مقداری‌اش را برای، چه می‌دانم، خرج‌های خودش یا فلان نگه بدارد؟ این فقط از نظر پیش‌بینی بود یا عملاً می‌شد بازهم شما اطلاع نداشتید؟

ج - نه ما در آن موقع خیلی اطلاعاتمان کم بود.
ما باید تا آخر برنامه حتی می‌خواهم بگویم برنامه چهارم هم بود، به‌هرحال بگیریم مثلاً تا آخر برنامه سوم، اطلاعات ما راجع به درآمد نفت صادرات نفت خیلی کم بود. یعنی همان قدری بود که ما می‌توانستیم به‌زحمت از کنسرسیوم بگیریم و اواخرش یواش‌یواش شرکت نفتی‌ها چون آنجا هم بالاخره یک تحولی به وجود آمده بود و آدم‌های جدیدی آمده بودند سرکار، به‌خصوص جوان‌ها و اشخاصی که خوب دید صحیح و منطقی و ایرانی بیشتری داشتند، آن‌ها همکاری‌شان با ما بیشتر بود، دوستان خودمان هم بودند دیگر.

مصاحبه عبدالمجید مجیدی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار چهارم
‌‌
Profile Image for Ali.
118 reviews
March 23, 2019
از بابت پی بردن به چند و چون سیاست گذاری های اقتصادی سال های آخر پهلوی دوم و نوع مناسبات بین شاه و برنامه ریزان اقتصادی کشور اعم از سازمان برنامه و وزارت دارایی، منبع مختصر و مفیدی است.
Profile Image for Shervinrmz.
111 reviews7 followers
December 22, 2023
مجموعه تاریخ شفاهی نیازی به تعریف نداره، خوندن تک‌تک مصاحبه ها کلی نکته جالب داره و به شناخت هرچه بهتر و درک فضای دهه ۴۰ و ۵۰ کمک می‌کنه.
به جز خاطرات خوندنی مجیدی، رییس وقت سازمان برنامه و بودجه، وزیر اسبق کار و ...، نکته خیلی جالبی که وجود داره، شباهت نگاه سیاسیون ۲ حکومت اخیر ایران به سازمان برنامه ست.
موسی غنی‌نژاد و دکتر طبیبیان هم در گفت‌وگو با آگاهی نو به این مساله اشاره می کنن که بعد از دولت خاتمی، نگاه به سازمان برنامه به این شکله که سیاسیون به سازمان می‌گن نقطه هدف کجاست و باید مسیری تبیین کنین که به اون نقطه برسیم، موضوعی که مرحوم مجیدی هم در خاطراتش به اون اشاره می‌کنه...

مجیدی در خصوص دلایل اصلی سقوط پهلوی گفت:
تشکیل کمیسیون شاهنشاهی، ایجاد حزب واحد رستاخیز و حضور آموزگار در جایگاه نخست وزیر پس از هویدا
۳ دلیل مهم از مجموعه دلایلی بود که انقلاب رو رقم زد.
Profile Image for حمید رضا.
24 reviews5 followers
December 27, 2012
جالب بود. بويژه نكته اي كه شاه به مجيدي گفته بود كه شما كمونيستها را در سازمان برنامه جمع كرده ايد.
Profile Image for Hamideh.
107 reviews9 followers
April 14, 2020
چقدر غم انگيزه...كاش اول انقلاب با رافت بيشترى برخورد ميشد از زير نويسش كه اسم كلي ادم كه اعدام شدن قلبم به درد اومد😔😔😔
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.