Jump to ratings and reviews
Rate this book

پوکه‌باز

Rate this book
مجموعه داستان

135 pages, Paperback

First published January 1, 1999

7 people are currently reading
103 people want to read

About the author

کورش اسدی

10 books30 followers
از صفحه ویکی پدیای اسدی: کوروش اسدی در ۱۸ مرداد ۱۳۴۳ در آبادان زاده شد. شروع داستان‌نویسی وی از دوران نوجوانی‌اش بود. اسدی از اواخر دورهٔ دبیرستان احساس کرد می‌تواند داستان بنویسد و به همین دلیل از همین دوران شروع کرد به نوشتن اما چون کسی را نمی‌شناخت این نوشتن به شکلی شخصی باقی ماند تا آن‌که در سال ۱۳۵۹ به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند. در دورهٔ دبیرستان علاوه‌بر نوشتن، به‌طور جدی شروع به خواندن ادبیات کرد و در دورهٔ سربازی بنا به گفته خودش، آثار تمام داستان‌نویسان مطرح ایران و داستان‌های جدی خارجی را خواند. پس از سربازی با هوشنگ گلشیری آشنا شد و با او تماس گرفت و اولین نوشته‌هایش را به او داد و دوستی‌اش با او شکل گرفت و نگاه وی نسبت به داستان آرام‌آرام شکل گرفت.

در آن مقطع چیزی که بر وی تأثیر گذاشت دیگر اعضای جلسات پنجشنبه‌ها در تهران بودند که اکثرشان اهالی خوزستان بودند؛ قاضی ربیهاوی و یارعلی پورمقدم از مسجدسلیمان، همین‌طور کامران بزرگ‌نیا و دیگران. وی از خلال این جلسات با آن‌ها دوست شد و آن‌ها روی وی تأثیر زیادی گذاشتند و بعدها با هم جلسات جداگانهٔ داستان خوانی گذاشتند. سال ۱۳۶۶ یا ۱۳۶۷ بود که اسدی اولین داستان‌های جدی‌اش را نوشت که بعدها مجموعه داستان شد.

چیزی که بیشتر در داستان برای وی مطرح بود جستجو به دنبال چیزی گمشده و کشف یک راز (که معمولاً در زندگی شخصیت داستان است) بود.

کورش اسدی، شب شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ در ۵۲ سالگی در خانه خود در تهران درگذشت.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
15 (14%)
4 stars
27 (26%)
3 stars
30 (29%)
2 stars
25 (24%)
1 star
4 (3%)
Displaying 1 - 15 of 15 reviews
Profile Image for Omid Kamyarnejad.
73 reviews34 followers
July 26, 2016
داستان ها همگی عالی بودند. به شخصه داستان برزخ ، پس از انفجار و خواب های جنوبی وگردنبند رو خیلی دوست داشتم
داستان گورستان با زاویه دید دوم شخص هم بسیار زیبا و ماهرانه نوشته شده بود. و باید دست مریزاد به استاد کورش اسدی گفت.
لذت بردم
Profile Image for Farnaz.
360 reviews124 followers
April 8, 2021
داستان‌های این مجموعه بیشتر حول محور دوران جنگه. به لحاظ پختگی زبانی به پای باغ ملی نمی‌رسه ولی مجموعه‌ی بدی هم نیست. من خصوصا داستان خنجرش رو خیلی دوست داشتم.
_____________________________________________________________
هوا که بارونیه یه جورِ خوبی همه‌جا و همه‌چیز محوه. از آفتاب خوشم نمیاد. زیر آفتاب همه‌چیز یه جوری لخت به نظر می‌آید. همه‌چیز و همه‌جا یه‌جورِ ترسناکی پیداست
_____________________________________________________________
چگونه می‌شود خیال کسی را راحت کرد تا دیگر چشم‌به‌راه نباشد؟ چطور می‌شود به او گفت که حالا دیگر تنها خودش مانده است و این کوچه‌ی تاریک و بی‌نام و خالی که علف‌های هرزش حیاط خانه‌ها را پوشانده‌اند و تا زیر هر پنجره رفته‌اند؟
_____________________________________________________________
در این سوز و این خیابان برهنه چه می‌شود کرد؟ تا کجا، تا کی می‌شود سر به هوا رفت و فکر کرد به صدایی که: خداحافظ، برای همیشه؟
_____________________________________________________________
حرفی به حرفی می‌چسبد، کلمه‌ای شکل می‌گیرد، جمله‌ای ساخته می‌شود و تو پای گور می‌نشینی. همین‌طور است که آرام آرام پیش می‌رود، داستانی که به لطف کلمات، به قواره‌ی نیازهای جنون‌زده‌ای، جنایت‌کاری یا آدمی در پی انتقام دوخته می‌شود. بند اول که تمام شود، دیگر نه حروف، نه کلمات و نه جمله‌ها، هیچکدام دیده نمی‌شوند. با شروع بند بعد، دیگر بندها هم به چشم نمی‌آیند و فقط داستان است که دیده می‌شود. داستانی که کلمات را پس می‌زند تا شخصیتی آرام آرام شکل بگیرد، از دل جمله‌ها، بندها بیرون بیاید و نشسته پای گوری تازه، گلی را پرپر کند. آرام آرام شکل می‌گیری بی‌آنکه بدانی فریب خورده‌ای. سرنوشت شوم کلمات گریبانت را رها نمی‌کند. کلماتی که از دل هم بیرون می‌آمدند و به دور هم می‌گشتند، بی‌آنکه جلو بروند. کلماتی که روزی بازیچه‌ات بودند اینک تو را به بازی می‌گیرند و به درون خود می‌کشند. گلی را برگ برگ بر خاک گور پرپر می‌کنی بی‌آنکه بدانی بازیچه‌ای هستی در دست کسی دیگر. کسی که در اتاقی نشسته است و می‌نویسد، سیگار می‌کشد و می‌نویسد. فکر می‌کردی با نقطه‌ی پایان جهانت به کمال رسیده است و نمی‌دانستی که این تازه آغاز کار است. که کمالی در کار نیست. شکلی را که برای جهانت برگزیده بودی حالا تو را به درون خود کشیده است و تو در این شکل دورانیِ بی‌انتهای مدام تکرارشونده‌ای که گریزی از آن نیست اسیر می‌شوی. جزیی از جهانی می‌شوی که خود خلق کرده‌ای و کلمات در اتاقی دوردست پس و پیش می‌شوند و تو، بی‌آنکه این همه را بدانی، از پای گور بلند می‌شوی
Profile Image for Mohammad Mirzaali.
505 reviews115 followers
August 24, 2019
داستان‌های کوتاه کورش اسدی نه تنها میان آثار نویسندگان ایرانی بی‌مانند است، بل‌که برخی‌شان تنه به تنه‌ی آثار بهترین داستان‌کوتاه‌نویسان دنیا می‌زند
Profile Image for Fereshteh.
260 reviews23 followers
February 4, 2021
وقتی جناب گلشیری دستور چاپ این مجموعه ناب رو داده من چرا 5 ستاره ندم به این داستان های بکر ؟
Profile Image for Amene.
816 reviews84 followers
October 1, 2022
من در مجموع داستان ها رو دوست نداشتم.
از بخش‌هایی از بعضی داستان‌ها لذت بردم اما به نظرم قدرت روایی تمام مجموعه،صعیف و ناتمام بود،به نظرم پرداخت شخصیت یه شدت ضعیف و حتی میشه گفت اصلا نداشت.
پایان بندی ها هم تماما ناقص و ناگهانی بود.
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
April 25, 2008
آقاي كورش اسدي از شاگردان مرحوم گلشيري بوده‌اند. تا اين لحظه گمان مي‌كنم دو مجموعه داستان منتشر كرده‌اند. اين مجموعه داستان را كه خود گلشيري انتخاب كرد و به چاپ داد و بعدي "باغ ملي" نام دارد. دنياي داستاني كورش اسدي را نمي‌پسندم. اما جزو نويسندگاني هستند كه داستان برايش مهم است و جدي نه امري تفنني
Profile Image for Anahita.
32 reviews55 followers
December 30, 2017
داستان خنجر رو از همه بیشتر دوست داشتم.
یه موضوع جالب توی داستان نویسی کورش اسدی در این کتاب، بعضی از توصیفاتشه که بکر و تا حدی شاعرانه س.
Profile Image for آرش میراحمدیان.
Author 1 book22 followers
November 7, 2021
احساس می‌کنم چندتا از بهترین داستان‌های زندگیم رو پشت هم خوندم (و خوشحالم که دوتا مجموعه داستان و یه رمان دیگه از کوروش اسدی هنوز هستن که نخوندمشون)
داستان «خواب‌های جنوبی» فوق‌العاده بود.
نویسنده اینقدر خوب درباره موضوع‌های مهم صحبت کرده که نه شعاری شدن و نه اهمیتشون رو از دست دادن. دقیقاً عادی‌ترین حالتی که شاید هرروز باهاشون سر و کار داریم و وقتی این‌طوری خوندمشون خیلی لذت بردم.
Profile Image for Ali Mousighidan.
83 reviews10 followers
June 2, 2020
دختر پارسالی شلوارک سرخ پوشیده بود و پیراهن حلقه ای زرد و آن قدر سفید بود که آدم از آفتاب بدش می آمد.
Profile Image for Nazanin.
283 reviews23 followers
September 26, 2021
کتاب شامل ده داستان کوتاهه:
منزل خاک
داستان راجع به سربازی بازگشته از جنگه که در آسایشگاه زندگی می‌کنه📖
داستان موضوع خاصی نداشت و به نظرم می‌تونست چند صفحه از یه رمان باشه

برزخ
زمان جنگه و زن و شوهری با بچه‌شان در خونه هستن و بمب‌ها در حال افتادنه📖
توی این داستان نویسنده استیصال مرد رو به خوبی نشون داده بود و از تاثیر غیر‌مستقیم جنگ بر زندگی مردم‌ عادی گفته بود

پس از انفجار
چند نفر تصمیم گرفتن که راه‌آهن رو منفجر کنن📖
نویسنده در این داستان از پارادوکس استفاده کرده اسم داستان رو پس از انفجار گذاشته در صورتی که روایت ماجرا برای قبل از انفجاره به نظرت انتخاب هوشمندانه‌ای بود

خواب‌های جنوبی
چند تا پسر بچه با هم دوستن و ما یه روز از زندگی‌شون رو می‌خونیم📖
خرده داستانی که نویسنده در داستان اصلی آورده بود به قدری دردناک و قشنگ بود که ذهنم رو تا چند ساعت درگیر کرده بود

خنجر
پسر و داماد ننه یاسین به جنگ رفتن و اون به همراه دخترش مریم چشم به راه بازگشت اونهاست📖
داستان‌های کتاب بر اساس واقعیت نیستن ولی ماجرای این کتاب می‌تونه تو واقعیت هم اتفاق افتاده و باشه و این بی‌نهایت غم‌انگیزه

گردن‌بند
دختر و پسری نامزد کرده بودن و پسر به جبهه رفته📖
چه سرگذشت تلخی داشتن بعضی از دختران عاشق دهه‌ی ۶۰

باز غروب شد
دوست‌دختر راوی باهاش بهم زده و راوی همین طور که داره تو خیابون راه می‌ره به پیرمردی برمی‌خوره که همسرش رو از دست داده📖
داستان راجع به تنهایی آدم‌ها بود

گورستان
داستان راجع به نویسنده‌ایه که در حال نوشتن داستانی هست📖
لحن داستان شاعرانه بود و فضاش انتزاعی و ساختار‌شکنه

خیشخانه
مردی اتاقی رو اجاره کرده و چون شب‌ها دچار بی‌خوابی می‌شه به پارک می‌ره📖
با خوندن این داستان فهمیدم که اثرات شرکت در جنگ چه قدر می‌تونه مخرب باشه و آدم‌ها رو راحت نذاره

پوکه‌ باز
مردی تنها با درست کردن زیر سیگاری با پوکه روزگار می‌گذرونه و وقتی می‌ره پارک سربازی رو می‌بینه که با خانواده‌ش تو پارکه📖
داستان راجع به زندگی‌ سربازیه که بعد از جنگ تنهاست و سربازی که بعد از جنگ با خانواده‌شه و چه قدر تنهایی بعد از برگشت از جنگ با خاطرات موندگار و زخم‌های جسمیش دردناکه

من با خوندن رمان #کوچه_ابر_های_��مشده به پیشنهاد آیلای عزیز با #کورش_اسدی آشنا شدم و اون رمان تبدیل شد به یکی از کتاب‌های دوست داشتنی زندگیم📖

تو داستان‌های این کتاب من تونستم همون تنهایی و سردرگمی و فضای تاریک و غم‌انگیز کوچه ابر‌های گمشده رو پیدا کنم با این تفاوت که به نظر من «پوکه باز» به شدت کتاب سخت‌خوانیه و به کسانی که تازه کتاب‌خوندن رو شروع کردن پیشنهادش نمی‌کنم ولی اگه کتاب‌خون حرفه‌ای هستین و دوست دارین بعد از تموم شدن داستان از خودتون بپرسین چی شد ؟ و یه بار دیگه داستان رو مرور کنید و تا چند ساعت بهش فکر کنید حتماً این کتاب رو پیشنهاد می‌کنم📖

من قلم نویسنده و فضا‌هایی که برای داستان‌هاش رو خلق می‌کرد دوست داشتم و از خوندنشون لذت بردم و غمگین شدم📖

این کتاب در حوزه‌ی مقاومته و ضد‌جنگه📖






14 reviews
March 29, 2024
اولین بار بود از کورش اسدی می خواندم و پس از غروب را تا اخر عمر از یاد نمی برم. خواب های جنوبی و خنجر هم شاهکار بودند ولی با چند تا از داستان ها نتونستم ارتباط بگیرم. خدا بیامرزد اقای اسدی را و روحش در ارامش باشد که حیف شد و اگر می ماند حتما اثار درخشان تری می نوشت
Profile Image for Arad Jamshidi.
60 reviews3 followers
April 29, 2021
داستان خواب‌های جنوبی خیلی به دلم نشست.
Displaying 1 - 15 of 15 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.