Jump to ratings and reviews
Rate this book

جوجه طلایی

Rate this book
یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود جوجه طلایی زبر و زرنگ، رود و قشنگ، سرش را از تخم بیرون آورد و صدا زد: جیک جیک جیکو...
هیچکس در دور و بر او نبود جوجه طلایی از توی تخم بیرون پرید و راه افتاد و رفت به طرف حیاط بزرگی که توی آن یک تخته سنگ بزرگ بود. کنار سنگ، یک دیوار بود روی دیوار پرچین بود. جوجه طلایی پرید روی تخته سنگ، از روی تخته سنگ پرید روی پرچن و شروع کرد به آواز خواندن:
جوجه طلایی ام من
جیک می کنم جیک جیکو
رفته کجا مادرم
من می روم پیش او

24 pages, Paperback

1 person want to read

About the author

اسدالله شعبانی

19 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (33%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (33%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (33%)
No one has reviewed this book yet.

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.