خیلی خیلی دوستش دارم و گوش دادن بهش با صدای آقای برزگر هم تجربه خیلی خوبی بود. درسته کل صبحت حول محور حضور در لحظه میچرخه ولی نمیتونم بگم که الکی کشش داده و یه چیزو همش تکرار کرده، برعکس مطرح شدن مفاهیم در قالب سوال و جواب رو خیلی هم دوست داشتم و دلم میخواست که تموم نشه. شاید عادت کردیم که همه چیزو پیچیده و سخت کنیم در صورتی اصلا نیازی به این کار نیست.
راستش به نظرم موعظه اومد. از نوع هندی. ورژن مشابهش رو ما در حوزه علمیه داریم. تمام کتاب درباره اینه که در زمان حال زندگی کنین و افسوس گذشته ای که رفته و فردایی که معلوم نیست بیاد رونخورین. به نظرم کمی موضع انفعالی نسبت به رندگی داشت. جان کلامی که با این زحمت می خواست شرح بده، توی کتاب هفت عادت مردمان موثر در بخش حلقه نفوذ بسیار بهتر وکاربردی تر نوشته.
راستش کتاب خوشخوان و روونه ولی یه مطلبو خیلی تکرار کرده و زیادی کشش داده. جدا از این مسئله به نظرم اونقدری که این کتاب وایرال شده بود برای همه اثرگذار نیست. چون چیزهایی مثل حضور، پذیرش لحظه حال و تسلیم بودن در ظاهر خیلی فریبندهست ولی خیلیا با انکار اشتباهش میگیرن. شاید این کتاب برای کسی که تراپی میره و به سطح قابل قبولی از خودشناسی رسیده و رنجهاش رو میشناسه بتونه چند تا جمله قشنگ و تاثیرگذار داشته باشه. در غیر این صورت فقط با خوندن این کتاب به اون آرامش درونی نمیشه رسید.
این کتاب رو دوست خوبم در تولد 23 سالگیم بهم هدیه داد. اولش چند صفحه ای از وسطش رو باز کردم و خوندم نسبتا جذاب بود. بعدا زمانی که شروع کردم از اول خوندم فهمیدم که کتاب در مورد چگونه فکر کردن و چگونه احساس آرامش داشتن و ... هست. درواقع تو دسته کتابایی نظیر چهار اثر اسکاول شین میشه جاش داد . اما خب فرقی که با اون کتاب داره اینه که بشتر سعی کرده منطق پشت اینجور حرفارو توضیح بده یجورایی دوست داشته فلسفی بهش نگاه کنه البته به نظرم موفق نبوده ولی در کل برای من کتاب جذابی بود چون تو اینجور مسائل دوست ندارم که همش با گفتن مثال ها و داستان ها بخواد نویسنده حرفش رو اثبات کنه چون اصلا به نظرم منطقی نیست. اما این کتاب سعی میکنه بیشتر توضیح بده و توی کتاب یه جاهایی از احادیث انگار استفاده شده و همچنین ابیاتی از شاعر های بزرگ ایرانی آورده شده که منطقا برداشت هایی است که آقای برزگر از این کتاب داشته و این باعث شد که خیلی برای من جذاب باشه این قضیه . یجورایی این کتاب تفسیری از این احادیث و ابیات میتونه باشه ( البته تعدادشون کم بود ) ولی مشخصه که آقای برزگر اشراف خوبی بر روی این مسائل داشتن. کتاب بصورت پرسش و پاسخ در مورد موضوع ارتباط با هستی هست که خود نویسنده غالب سوالات رو مطرح کرده و خودش جواب داده . منظور از ارتباط با هستی رو من اینجور درگ کردم که چگونه به آرامش می توان رسید . به نظرم کلیت بحث تا 76 مطرح شده و بعد از اون صرفا تفسیر و توضیح بیشتر است. موضوع از این قراره که مشکل اصلی عدم آرامش انسان هارا "ذهن" میدونه . ذهن در واقع نوعی ابزار معرفی میشه مثلا چاقو که انسان میتونه بوسیله اون یکسری کار انجام بده حالا آیا ما همیشه در دستمون یک چاقوهست؟ خب نه پس ذهن مستثنی نیست چیزی که در اختیار داره گذشته و اینده هست و باعث میشه که انسان دائما به این دوتا فکر کنه و ذهن خوارکی درست میکنه برای احساسات ما و درنتیجه احساس آرامش از دست می رود . لذا بحثی رو پیش میکشه تحت عنوان در لحظه حال زیستن به این معنا که نباید همش به گذشته یا به آینده فکر کنیم یعنی کار ذهن . برای توضیح این موضوع بیان میکنه که اینگونه انسان ها خودشون رو با ذهنشون که گفتیم صرفا یک ابزاره یکی میدونن و این باعث اینجور احوالات می شود و نمی توانند در لحظه حال زندگی کنند.د ر نتیجه نمی توانند با هستی ارتباط برقرار کنند و نمیتوانند کالبد خودشون رو ببینند و ... . حالا چه راه حلی برای این موضوع وجود داره؟ راه حل بیان شده "تسلیم شدن" ، "تماشاگر بودن" و ... مطرح می شود به این معنا که انسان باید در زندگی تسلیم حوادث و اتفاقات باشه ( توضح میده که منظور منفعل بودن نیست) ، بطور مثال اگر انسان خودش رو در آینه ببینه و مشاهده کنه که زشته و تسلیم نازیبایی خودش نباشه نتیجتا حمله می کنه به آینه و آینه نیز به اون حمله میکنه . این موضوع در ادامه کتاب توضیح داده میشه و تماشاگر بودن نیز معنای تقریبا یکسانی داره ولی کاربردی تر به این شکل که گفته شد که انسان نباید با ذهن خودش یکی باشه چرا که ذهن انسان مشکل سازه پس باید سعی کنه که صرفا تماشاگر ذهن باشد در این حالت است که انگار تسلیم هم هست و رنجشی از ذهن نمیبینه ، مثل این که از بیرون به ذهن نگاه کنیم در نتیجه ذهن کار خودش را میکند ولی تاثیری بر انسان نمی گذارد. نکته دیگر این است که در این زمان انسان درواقع در لحظه حال زندگی می کند یعنی بدون وابستگی به گذشته و آینده و این چیزی است که کل کتاب به دنبالش میگرده.این لحظه برای خیلی از انسان ها معدود لحظات در زندگی شان تجربه کرده اند و آن لحظات همان لحظات ناگوار زندگی است که مجبور به تصمیم گیری هم هست بعضا، در این لحظات معمولا انسان نمی تواند به گذشته و آینده خودش فکر کند در نتیجه در لحظه حال است و مجبور است که در لحظه حال باشد و می توان گفت که همان ارتباط با هستی را برقرار کرده است . . اما یک مثال از این لحظه می توان زد و آن هم لحظه "مرگ" است. این لحظه انسان می فهمد که باید همه تعلقات خود را رها کند درواقع همان گذشته خود را، مفهمد که هیچکدام از شهرت و پول و .. به دردش نمی خورد و لحظه جدایی همه آنچیزهایی هست که نیستیم ولی خود را با آنها یکی میدانیم کند . این لحظه یکی از همان لحظات است . حال انسان هایی ه همیشه در حال زندگی می کنند مثل این می ماند که همیشه در لحظه مرگ هستند ، حالا می تونیم حدیثی که می فرماید "موتو قبل ان تموتو " رو معنا کرد که بمیرید قبل از آنکه میرانده شوید. با این توضیح می توانیم بگیم ه کسی که اینگونه فکر می کند دیگر برایش مرگی وجود ندارد.. که می توان گفت این همان راز زندگی است.
یک کتاب بسیار سودمند برای منی که بلد نبودم در زمان حال زندگی کنم. قدر ارزشمندترین موهبت الهی رو ندونستم و چه لحظه هایی رو از دست دادم. دیگه هرجا که هستم با تمام وجود خودم آن جا خواهم بود و با تمام وجودم به دیگران گوش خواهم داد و زیبایی ها رو خواهم دید. اگر حالا نه، پس کی؟
برگرفته از متن کتاب: "زمان بار سنگینی ست که در ظرف ذهن جمع شده است. بسیاری از آدم ها زیر این بار سنگین رنج می برند. آن ها لحظه ی پربهای حال را نادیده می گیرند و آن را به وسیله ای تبدیل می کنند برای رسیدن به هدفی در آینده؛ هدفی که فقط در ذهن وجود دارد نه در واقعیت!"
خدا پدر ذبیحالله منصوری رو بیامرزه، مسیحا برزگر روی ایشون رو با این ترجمه سخیف سفید کرده. خود نویسنده نمی دونسته چی می خواد بگه برای همین بعدش کتابی به نام تمرین نیروی حال رو نوشته که بگه منظورش از توهمات این کتاب چی بوده. این کتاب رو به کسانی که مواد روانگردان استفاده می کنن توصیه می کنم تا بفهمن استفاده از این مواد چه بر سر ذهن نویسنده آورده
از دید من کتاب عرفانیه و یه جاهاییش حتی دینی! هم مسیحیت هم اسلام ، که به عنوان یک خدا ناباور این موعظه ها اصلا جذابیتی برام نداره، این دو ستاره رو هم برای معدود قسمت هایی که جملات بُعد روانشناسانه ی جالبی داشت میدم وگرنه حرف اصلی کتاب رو بارها و بارها شنیدیم همه مون!
اگر یه کتاب خوب برای تغییر نگرش، رشد و خودشناسی می خواین، "نیروی حال" همون کتابه. این کتاب ارزشمند، مهمترین و معروف ترین اثر اکهارت تول محسوب میشه. این کتاب گنج درون ما را بهمون نشون میده و خوشبختی را در گرو غنیمت شمردن لحظه ی کنونی میدونه...همین لحظه اس که میتونه دردها و رنج ها را پایان ببخشه... اکهارت تول، بهمون می آموزه که در دام افکاری که میخوان ما در لحظه زندگی نکنیم، نیفتیم...رازِ لذتِ از زندگی، نهایتِ استفاده از همین ثانیه ای است که سریع میگذره... نویسنده کتاب از تجربه عینی خودش میگه که افسرده بوده تا با یک دگرگونی روحی تصمیم گرفت معلم تعالیم معنوی و کاربردی برای انسان ها بشه...این کتاب ما را به آگاهی هدایت می کنه و از نقشه های ذهن برای فرار از لحظه ی حال میگه و در نهایت نشانیِ فراسوی غم و شادی را در دست ما میگذاره... با خواندن این کتاب خوب، نیروی حال را در خودمون کشف کنیم و بهره ببریم.. لینک کتاب از طاقچه عزیز
از بهترین هایی که تا حالا خوندم. این کتاب رو من ۸ بار با تمام توجه و به گوش جان مطالعه کردم. و هر بار نکات جدیدی متوجه شدم. با خوندنش تجربیاتی کردم بسیار زیبا و عمیق که قادر به انتقالشون با زبان گفتار نیستم. نیروی مثبتی که در کتاب و در نوشته آقای توله در جریان هست مثل یک جریان در روح و جانم می پیچه و منو به پرواز در میاره. وقتی اون قسمتی که درباره شادی و تفاوتش با چرخه های لذت و درد رو توضیح می ده، خوندم دقیقا اونچه وصف کرده رو درک کردم. و می تونم بگم اونجایی که درباره تسلیم بودن صحبت می کنه هم برای لحظاتی تونستم اون حالت را درک کنم. و همین منو وسوسه می کنه هربار که دوباره این کتاب رو بدست بگیرم تا اون حس ها رو تجربه کنم. امیدوارم که همه خواننده ها این درک ها رو داشته باشن و صرفا یک متن آموزشی نباشه براشون،چون این کتاب و تجربه های توصیف شده خیلی فراتر از این حرفاست. و به جرات می تونم بگم والاتر و عزیز تر از این درک ها تو زندگیم نداشتم.....
از خوندن این کتاب لذت بردم چون معنای در لحظه حال زندگی کردن و توهم زمان رو به خوبی بیان میکنه و با تاکید مکررِ اون باعث میشه ملکه ذهنت بشه و بتونی توی رفتار روزانه ازش استفاده کنی.ترجمه بسیار خوب و گیرایی داشتن آقای برزگر اما نقطه ضعف این کتاب به نظر من اونجایی هست که بحث رو بیش از حد ماورائی و الهی میکنه و این نظریه رو مرتبط میکنه با نور خدا و از این دست مسائل و مثل نصیحت و اندرز مبلغان دینی میشه که اگر شخص زیاد معتقد نباشه کل مباحث واسش بی معنا میشه و من حس کردم نویسنده میتونست یک سوم پایانی کتاب رو بهتر از این تموم کنه و بدون مطرح کردن این مسائل مطالب رو جمع بندی کنه. در کل خوندن این کتاب تجربه خوبی بود.
کتاب نیروی حال نوشتهی اکهارت تله یکی از پرفروشترین آثار نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۲ انتخاب شده است. نویسنده در این کتاب سعی دارد تا با شرح زندگی پرفراز و نشیب خود، ما را به داشتن یک زندگی معنوی دعوت کند. کتاب پرفروش نیروی حال به ما نشان میدهد که چگونه با کنار زدن گذشته، میتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم.
هیچ اتفاقی نیست که در لحظات حال خودش نیفته ، ما بخاطر پرسه های ذهنی از لحظه حال قافل میشیم و این کتاب به ما میگه که هیچ اتفاق بدی وجود نداره اگه در لحظه حال باشی ، این کتاب به ما میگه که نفس چیه و چه بلایی سر ما میاره ،این کتاب خیلی میتونه برای کسانی که از کارهای گذشته خودشون دارن سرزنش میشن توسط خودشون عاااالیه
کتاب بسیار خوبیه به نظر من کتابیه که هم معنویت و هم خودشناسی رو در بر میگیره و کمک میکنه بتونی در مسیر روشن زندگی کنی ابعاد مختلفی رو بررسی می کنه و در کل دوستش دارم هرچند خواندنش برای من ماه ها طول کشید دلیلش هم این بود که مطالب رو دوست داشتم بهتر درک کنم پیشنهاد میکنم صدای آقای دکتر ایرج شهبازی رو هم که کتاب رو بررسی کرده و تلخیصش رو به شیرینی بیان کرده گوش کنید