What do you think?


از گوشه و کنار ترجمه
چرا باید ترجمه کنیم؟ آیا ترجمه جای تالیف را میگیرد. ترجمهی خود اثر یا ترجمهی آثاری دربارهی اثر؟ ترجمهی دوباره و چندباره، ترجمه و تغییر ذائقهی ادبی، ترجمهی اسم خاص، ترجمهی عنوان، گرایشهای گوناگون در ترجمه، ترجمه به زبان مادری، ترجمه از زبان مادری، مسیر نادرست نقد ترجمه، نگاه متفاوت شرق و غرب به ترجمه، و بسیاری از مسائل و وقایع ترجمه در این کتاب جمع آمده است. خواندن مطالب این مجموعه برای دانشجویان رشتهی ترجمه خالی از فایده، و برای مترجمان حرفهای و علاقهکندان ومسائل ترجمه خالی از لطف نیست. زبان ساده، پرهیز از پیچیدهنمایی، و عرضهی مطالب در طرحهای گیرا و تا جای ممکن مصداقی از ویژگیهای این اثر است
- GenresNonfictionLinguistics
182 pages, Paperback
Published January 1, 2015
About the author
علی صلحجو
9 books43 followersعلی صلحجو (زادهٔ ۳ تیر ۱۳۲۳ در قزوین) زبانشناس، ویراستار، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ترجمه ایرانی است. صلحجو دارای مدرک کارشناسی در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی از مدرسهٔ عالی ادبیات و زبانهای خارجی، و کارشناسی ارشد در زبانشناسی از دانشگاه تهران، ویراستاری را در سال ۱۳۴۲ از مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین آغاز کرد و پس از انحلال این مؤسسه در ۱۳۵۴ همین حرفه را در دانشگاه آزاد ایرانِ سابق، مرکز نشر دانشگاهی، مجلهٔ پیام یونسکو، و دانشگاه پیام نور ادامه داد.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
June 26, 2019
نکاتی کاربردی برای مترجمان و علاقمندان ترجمه بهصورت خلاصه به اصل موضوع مدنظر خود میپردازد و درنتیجه موجب کسالت نمیشود. خواننده چنانچه دستی در ترجمه داشته باشد، بسیاری از مطالب را آشنا میبیند و لذتی مضاعف میبرد.
این کتاب را به مترجمان تازهکار قویاً توصیه میکنم؛ بسیاری از موضوعاتی که علی صلحجو در این کتاب کمحجم گرد آورده، معضلاتی است که بیشتر مترجمان با آنها دست به گریبانند وچه بهتر همان اول در وقت و انرژیشان صرفهجویی کنند.
این کتاب را به مترجمان تازهکار قویاً توصیه میکنم؛ بسیاری از موضوعاتی که علی صلحجو در این کتاب کمحجم گرد آورده، معضلاتی است که بیشتر مترجمان با آنها دست به گریبانند وچه بهتر همان اول در وقت و انرژیشان صرفهجویی کنند.
February 5, 2019
یک چیزی ست انگار مزه مزه کردن. گاهی خندیدن و گاهی افسوس خوردن. تعجب کردن و گاهی سر تکان دادن که من نیز می دانستم و گفته بودم این را. یک چیزی بین همه ی اینها که هست و چیزهایی که نیست. بدون سرفصل و بدونِ ژستِ دلسوزانه. نوشته های یک آدم کاربلد اما. و به گمانم میانِ اینکه گویا فقط همدلی کافی نیست که هم زبانی هم برای خودش همدلانه، دنیایی ست، لازم تر. و حتا اندیشیدن به اینکه دنیای پیشرفته(به تعبیری جهان اول) حتا زبانش را هم می زند توی سر جهان توسعه نیافته(دقیقن عقب مانده در مقایسه با آنها). حالا بماند مثلن چینی و روسی زبانش آن گونه تسلط ندارد مانند انگریزی و فقانس و اسپنیش. با این کلمه رج زدن ها؛ یعنی می شود گفت این هم گونه ای استعمار است؟ شاید استثمار؟ استبداد؟ استمداد؟ استمرار؟ شاید همه؟ شاید هم که هیچ
اگر کتاب را پیش از خریدن برگ بزنید خودتان می دانید که می خواهید بخوانیدش یا نه. حقیقتِ ماجرا اینکه من خودم خوشم آمد
@
شانزدهِ بهمنِ خونینِ جاودانِ 1397خورشیدی اما خاکستری و در حالت اضطرار
اگر کتاب را پیش از خریدن برگ بزنید خودتان می دانید که می خواهید بخوانیدش یا نه. حقیقتِ ماجرا اینکه من خودم خوشم آمد
@
شانزدهِ بهمنِ خونینِ جاودانِ 1397خورشیدی اما خاکستری و در حالت اضطرار
November 10, 2017
آثار صلحجو، چه درزمینۀ ویرایش و چه درزمینۀ ترجمه، بیشتر برای مخاطبانی کارآمد است که دستکم تااندازهای در عمل وارد این حرفهها شده باشند و با چموخمها و دشواریهای آن کمابیش دستوپنجه نرم کرده باشند. این اثر نیز همچون کتاب دیگر صلحجو، «نکتههای ویرایش»، بیشتر به کار کسانی میآید که تجربههایی درزمینۀ ترجمه اندوخته باشند و در پی نکتههای کارساز و آموزنده باشند.
کتاب تقریباً دستهبندی مشخصی ندارد. هر نکته بهطور مجزا عنوانی دارد و در حد یکیدو پاراگراف یا حداکثر دوسه صفحه دربارهاش سخن گفته شده است. در این میان، بیشوکم دربارۀ هر موضوعی که ربطی به ترجمه پیدا میکند، میتوان مطلبهایی یافت؛ از روشهای ترجمه و گفتمانشناسی در ترجمه و نمونههای ترجمۀ نادقیق و نادرست گرفته تا ماجرای نقدهای ترجمه در ایران و جدلهایی که میان صاحبنظران و صاحبقلمان این حوزه درگرفته است.
بخش بسزایی از اهمیت و فایدهمندی این کتاب برخاسته از این است که نویسندهاش طی دهههای گذشته در ایران رویدادهای بسیاری را درزمینۀ ترجمه شخصاً شاهد بوده و ازاینرو، دراینباره نکتهیابیهایی دقیق و جالبتوجه و داوریهایی بجا و منصفانه کرده است. افزونبراین، مزیت دیگر یادداشتهای صلحجو این است که تحلیلها و بررسیهایی که از دنیای ترجمه در ایرانِ چند دهۀ گذشته به دست میدهد، صرفاً به منابع علمی و رسمی معطوف نیست؛ بلکه در آنها به روزنامهها و مجلههایی که شاید نظریهپردازان و منتقدان ترجمه کمتر به آنها توجهی کنند، بسیار اعتنا شده و درواقع، نویسنده از لابهلای اینقبیل مقالهها و یادداشتها مسائلی سخت بحثانگیز و شایسته بیرون کشیده است. بد نیست در ادامه به یکیدو نمونه از مطلبهای حائزاهمیتی که در این اثر آمده، بهطور گذرا اشارهای کنم.
یکی از اموری که صلحجو بهحق و نکتهسنجانه بر آن انگشت مینهد، سوءتفاهمهایی است که دربارۀ مسئلۀ امانت در ترجمه در میان ایرانیان رواجدار است. وی در چند جای یادداشتهایش، چه ازطریق بررسیهای شخصی و چه با آوردن نقلقولهایی از دیگران، به این امر اشاره میکند که ترجمههای غربیها از آثار شاخص فارسی، مانند رباعیات خیام و شعرهای مولوی، بههیچروی ترجمههایی دقیق و درست نبوده است؛ بهحدی که گاه از رهگذر این ترجمهها اثر ادبی یکسره دگرگون شده و صورتی متفاوت پیدا کرده است. باوجوداین، ترجمههایی ازایندست در زبان مقصد آثاری موفق بوده و بعضاً با استقبالی نظرگیر مواجه شده است. اما در ایران نگاه غالب به ترجمه، بهویژه ترجمۀ ادبی، بهقدری سختگیرانه است که وقتی در ترجمهای چند خطای خُرد پیدا میشود، آن ترجمه بهکلی بیارج شمرده و نادیده گرفته میشود. بهباور صلحجو، این حساسیت و وسواسِ امانتدارانه جنبهای گفتمانی دارد و بیش از هر چیز زاییدۀ این است که ما در بسیاری زمینهها ازنظر فرهنگی و زبانی، در جایگاه فرودست قرار گرفتهایم و غربیها در جایگاه فرادست. این تمایز سبب شده غربیها در ترجمه رویکرد سهلگیرانهتری در پیش گیرند و بهطور کلی، در ترجمههایشان به حالوهوای فرهنگ مقصد بیشتر توجه کنند و مخاطبفهمی و مخاطبپسندی را در اولویت قرار دهند؛ هرچند ناگزیر شوند تا حدی از امانت در ترجمه و پایبندی به متن اصلی دور شوند. درست از همین رو است که در بین آثاری که از فارسی بهزبانهای غربی ترجمه شده، بهنسبت آثاری که از زبانهای غربی بهفارسی ترجمه شده، نمونههای پرشمارتری پیدا میشود از اینکه عنوان اثر را باتوجهبه پیشزمینههای فرهنگی و پیشنیازهای فهم معنا در زبان مقصد، آزادانه تغییر داده باشند. «اما این گرایش در ایران در مجموع ضعیف است. بهطور کلی، حس رعایت امانت در مترجمان ایرانی بسیار قوی است و اصولاً تلقی ما از ترجمۀ خوب، ترجمۀ دقیق و امانتدارانه است؛ هرچند نتوان آن را بهآسانی خواند» (۱۲۲). نمونۀ جالب دیگری که صلحجو برای نشاندادن این مسئله پیش میکشد، از یکیدو متن ترجمهشدۀ فارسیبهانگلیسی و انگلیسیبهفارسی است که در آنها موضوعِ ترجمۀ واژۀ attic و «بالاخانه» به میان آمده است. وی استدلال میکند که احساس فرودستی فرهنگی ما موجب شده در ترجمههایمان دربرابر واژۀ attic عبارت «اتاق زیرشیروانی» را به کار ببریم؛ درصورتیکه در زبان خودمان معادلِ «بالاخانه» را که ازنظر مفهومی و کاربردی بسیار به آن نزدیک است، داشتهایم. همین نگاه فرودستانه و فرادسته است که باعث شده مترجم انگلیسیزبان وقتی با واژۀ «بالاخانه» در متنی فارسی مواجه میشود، برای معادلیابی دقیق و درست، چندان کوششی نکند و همان attic متداول در زبان خود را، بهرغم وجود تفاوتهای ظریف معناییاش با «بالاخانه»، بهجایش بنشاند. بهگفتۀ صلحجو، مترجم غربی ازآنجاکه از موضع فرادست متن فارسی را میبیند، اساساً لازم نمیبیند که برای ترجمۀ دقیق و درستِ «بالاخانه» خود را به زحمت بیندازد و واژهای ناآشنا برسازد و در ترجمهاش وارد کند. این در حالی است که مترجم فارسیزبان با واژۀ attic چنین برخوردی نمیکند؛ زیرا بهواسطۀ همان احساس فرودستی که پیشتر به آن اشاره شد، خود را موظف میداند واژه را عیناً مطابق آنچه در زبان مبدأ از آن فهمیده میشود، در قالب زبان مقصد بریزد. ازاینرو، بهجای کلمۀ یادشده، «اتاق زیرشیروانی» را به کار میبرد و در پی آن، این عبارت آنقدر تکرار میشود که رفتهرفته «بالاخانه» از ذهنها پاک و به واژهای بیکاربرد بدل میگردد (۱۰۸).
در چند جای دیگرِ کتاب، صلحجو بهنوعی رویکرد غالب ایرانِ امروز به ترجمه را ریشهیابی و آسیبشناسی میکند. دراینزمینه اشارۀ بجا و درستِ او به دو عاملِ مهم و جریانساز است: یکی انتشارات فرانکلین و دیگری طاهره صفارزاده. بهاعتقاد وی، انتشارات فرانکلین با وجود نقش پرتأثیرش در حرفهایشدن ترجمه و ویرایش و بهخصوص ویرایش ترجمه، آفتی بزرگ داشته که عبارت است از غلبۀ نگاه جزءنگرانه به ترجمه و غافلماندن از ارزیابی کلی و جامع اثر ترجمهشده. ازسوی دیگر، طاهره صفارزاده با نوشتن کتاب «اصول و مبانی ترجمه» به چنین رویکردی دامن زده و بیشازپیش به آن رسمیت بخشیده است. صفارزاده نخستین کسی بوده که مشخصاً در رشتۀ مطالعات ترجمه تحصیل و این رشته را به دانشگاههای ایران وارد میکند. همچنین او در نقد جدیِ ترجمههای دیگران پیشگام بوده است. وی با نقدهای ریز و جزئینگرانهاش به آثار مترجمانی خوشنام چون نجف دریابندری و کریم امامی و پرویز داریوش، هرچند بنای کاری مهم را میگذارد، تأثیری مخرب برجا مینهد؛ چراکه بهواسطۀ نفوذ و اهمیتش، این روش سرمشق دیگران میشود و بیشازحد تداول مییابد؛ بهطوری که نقد ترجمه به همین خردهگیریهای جزئی فروکاسته میشود و بسیاری از مبحثها و موضوعهای عمده و بنیادی ترجمه در این میان مغفول میماند (۷۱تا۷۶). خردهگیریهای صفارزاده به کارِ بزرگان، گذشته از اینکه در جاهایی به اشتباه رفته و واقعاً اشکالی در کار مترجمان نبوده، زمینهسازِ جریانی غلط میشود: اینکه نقش اینگونه افراد و ترجمههایشان در شکلدهی به ادبیات معاصر ایران و گرایشهایی که پس از آنها پدید آمد، نادیده گرفته شود. بهعقیدۀ صلحجو، این مسئله چیزی است بسیار پراهمیتتر از اینکه فلان مترجم در ترجمهاش فلان واژه را دقیق ترجمه نکرده است.
کتابنامه: از گوشهوکنار ترجمه، علی صلحجو، چ۱، تهران: مرکز، ۱۳۹۴.
کتاب تقریباً دستهبندی مشخصی ندارد. هر نکته بهطور مجزا عنوانی دارد و در حد یکیدو پاراگراف یا حداکثر دوسه صفحه دربارهاش سخن گفته شده است. در این میان، بیشوکم دربارۀ هر موضوعی که ربطی به ترجمه پیدا میکند، میتوان مطلبهایی یافت؛ از روشهای ترجمه و گفتمانشناسی در ترجمه و نمونههای ترجمۀ نادقیق و نادرست گرفته تا ماجرای نقدهای ترجمه در ایران و جدلهایی که میان صاحبنظران و صاحبقلمان این حوزه درگرفته است.
بخش بسزایی از اهمیت و فایدهمندی این کتاب برخاسته از این است که نویسندهاش طی دهههای گذشته در ایران رویدادهای بسیاری را درزمینۀ ترجمه شخصاً شاهد بوده و ازاینرو، دراینباره نکتهیابیهایی دقیق و جالبتوجه و داوریهایی بجا و منصفانه کرده است. افزونبراین، مزیت دیگر یادداشتهای صلحجو این است که تحلیلها و بررسیهایی که از دنیای ترجمه در ایرانِ چند دهۀ گذشته به دست میدهد، صرفاً به منابع علمی و رسمی معطوف نیست؛ بلکه در آنها به روزنامهها و مجلههایی که شاید نظریهپردازان و منتقدان ترجمه کمتر به آنها توجهی کنند، بسیار اعتنا شده و درواقع، نویسنده از لابهلای اینقبیل مقالهها و یادداشتها مسائلی سخت بحثانگیز و شایسته بیرون کشیده است. بد نیست در ادامه به یکیدو نمونه از مطلبهای حائزاهمیتی که در این اثر آمده، بهطور گذرا اشارهای کنم.
یکی از اموری که صلحجو بهحق و نکتهسنجانه بر آن انگشت مینهد، سوءتفاهمهایی است که دربارۀ مسئلۀ امانت در ترجمه در میان ایرانیان رواجدار است. وی در چند جای یادداشتهایش، چه ازطریق بررسیهای شخصی و چه با آوردن نقلقولهایی از دیگران، به این امر اشاره میکند که ترجمههای غربیها از آثار شاخص فارسی، مانند رباعیات خیام و شعرهای مولوی، بههیچروی ترجمههایی دقیق و درست نبوده است؛ بهحدی که گاه از رهگذر این ترجمهها اثر ادبی یکسره دگرگون شده و صورتی متفاوت پیدا کرده است. باوجوداین، ترجمههایی ازایندست در زبان مقصد آثاری موفق بوده و بعضاً با استقبالی نظرگیر مواجه شده است. اما در ایران نگاه غالب به ترجمه، بهویژه ترجمۀ ادبی، بهقدری سختگیرانه است که وقتی در ترجمهای چند خطای خُرد پیدا میشود، آن ترجمه بهکلی بیارج شمرده و نادیده گرفته میشود. بهباور صلحجو، این حساسیت و وسواسِ امانتدارانه جنبهای گفتمانی دارد و بیش از هر چیز زاییدۀ این است که ما در بسیاری زمینهها ازنظر فرهنگی و زبانی، در جایگاه فرودست قرار گرفتهایم و غربیها در جایگاه فرادست. این تمایز سبب شده غربیها در ترجمه رویکرد سهلگیرانهتری در پیش گیرند و بهطور کلی، در ترجمههایشان به حالوهوای فرهنگ مقصد بیشتر توجه کنند و مخاطبفهمی و مخاطبپسندی را در اولویت قرار دهند؛ هرچند ناگزیر شوند تا حدی از امانت در ترجمه و پایبندی به متن اصلی دور شوند. درست از همین رو است که در بین آثاری که از فارسی بهزبانهای غربی ترجمه شده، بهنسبت آثاری که از زبانهای غربی بهفارسی ترجمه شده، نمونههای پرشمارتری پیدا میشود از اینکه عنوان اثر را باتوجهبه پیشزمینههای فرهنگی و پیشنیازهای فهم معنا در زبان مقصد، آزادانه تغییر داده باشند. «اما این گرایش در ایران در مجموع ضعیف است. بهطور کلی، حس رعایت امانت در مترجمان ایرانی بسیار قوی است و اصولاً تلقی ما از ترجمۀ خوب، ترجمۀ دقیق و امانتدارانه است؛ هرچند نتوان آن را بهآسانی خواند» (۱۲۲). نمونۀ جالب دیگری که صلحجو برای نشاندادن این مسئله پیش میکشد، از یکیدو متن ترجمهشدۀ فارسیبهانگلیسی و انگلیسیبهفارسی است که در آنها موضوعِ ترجمۀ واژۀ attic و «بالاخانه» به میان آمده است. وی استدلال میکند که احساس فرودستی فرهنگی ما موجب شده در ترجمههایمان دربرابر واژۀ attic عبارت «اتاق زیرشیروانی» را به کار ببریم؛ درصورتیکه در زبان خودمان معادلِ «بالاخانه» را که ازنظر مفهومی و کاربردی بسیار به آن نزدیک است، داشتهایم. همین نگاه فرودستانه و فرادسته است که باعث شده مترجم انگلیسیزبان وقتی با واژۀ «بالاخانه» در متنی فارسی مواجه میشود، برای معادلیابی دقیق و درست، چندان کوششی نکند و همان attic متداول در زبان خود را، بهرغم وجود تفاوتهای ظریف معناییاش با «بالاخانه»، بهجایش بنشاند. بهگفتۀ صلحجو، مترجم غربی ازآنجاکه از موضع فرادست متن فارسی را میبیند، اساساً لازم نمیبیند که برای ترجمۀ دقیق و درستِ «بالاخانه» خود را به زحمت بیندازد و واژهای ناآشنا برسازد و در ترجمهاش وارد کند. این در حالی است که مترجم فارسیزبان با واژۀ attic چنین برخوردی نمیکند؛ زیرا بهواسطۀ همان احساس فرودستی که پیشتر به آن اشاره شد، خود را موظف میداند واژه را عیناً مطابق آنچه در زبان مبدأ از آن فهمیده میشود، در قالب زبان مقصد بریزد. ازاینرو، بهجای کلمۀ یادشده، «اتاق زیرشیروانی» را به کار میبرد و در پی آن، این عبارت آنقدر تکرار میشود که رفتهرفته «بالاخانه» از ذهنها پاک و به واژهای بیکاربرد بدل میگردد (۱۰۸).
در چند جای دیگرِ کتاب، صلحجو بهنوعی رویکرد غالب ایرانِ امروز به ترجمه را ریشهیابی و آسیبشناسی میکند. دراینزمینه اشارۀ بجا و درستِ او به دو عاملِ مهم و جریانساز است: یکی انتشارات فرانکلین و دیگری طاهره صفارزاده. بهاعتقاد وی، انتشارات فرانکلین با وجود نقش پرتأثیرش در حرفهایشدن ترجمه و ویرایش و بهخصوص ویرایش ترجمه، آفتی بزرگ داشته که عبارت است از غلبۀ نگاه جزءنگرانه به ترجمه و غافلماندن از ارزیابی کلی و جامع اثر ترجمهشده. ازسوی دیگر، طاهره صفارزاده با نوشتن کتاب «اصول و مبانی ترجمه» به چنین رویکردی دامن زده و بیشازپیش به آن رسمیت بخشیده است. صفارزاده نخستین کسی بوده که مشخصاً در رشتۀ مطالعات ترجمه تحصیل و این رشته را به دانشگاههای ایران وارد میکند. همچنین او در نقد جدیِ ترجمههای دیگران پیشگام بوده است. وی با نقدهای ریز و جزئینگرانهاش به آثار مترجمانی خوشنام چون نجف دریابندری و کریم امامی و پرویز داریوش، هرچند بنای کاری مهم را میگذارد، تأثیری مخرب برجا مینهد؛ چراکه بهواسطۀ نفوذ و اهمیتش، این روش سرمشق دیگران میشود و بیشازحد تداول مییابد؛ بهطوری که نقد ترجمه به همین خردهگیریهای جزئی فروکاسته میشود و بسیاری از مبحثها و موضوعهای عمده و بنیادی ترجمه در این میان مغفول میماند (۷۱تا۷۶). خردهگیریهای صفارزاده به کارِ بزرگان، گذشته از اینکه در جاهایی به اشتباه رفته و واقعاً اشکالی در کار مترجمان نبوده، زمینهسازِ جریانی غلط میشود: اینکه نقش اینگونه افراد و ترجمههایشان در شکلدهی به ادبیات معاصر ایران و گرایشهایی که پس از آنها پدید آمد، نادیده گرفته شود. بهعقیدۀ صلحجو، این مسئله چیزی است بسیار پراهمیتتر از اینکه فلان مترجم در ترجمهاش فلان واژه را دقیق ترجمه نکرده است.
کتابنامه: از گوشهوکنار ترجمه، علی صلحجو، چ۱، تهران: مرکز، ۱۳۹۴.
September 17, 2016
جای این ژانر در بازار کتاب ایران به شدت خالی است. اسمش را نمی دانم. کتاب هایی که در مورد یک کار اند، یک شغل خاص. معرفی آن شغل نیستند. آموزش آن شغل نیستند. حساب و کتاب خاصی ندارند. شرح تجربه های ریز اند. شرح اشتباهات کوچک و گاه خنده دار. شرح قلق های ریز و کوچکی که انجام آن کار را قشنگ تر می کنند. شرح دقت ها. شرح تجربه ها. و روایت قصه هایی که فقط در انجام کار پیش می آیند. لازم نیست چهارچوب و دسته بندی خاصی داشته باشند. فقط همین که آدم های با تجربه ی هر کاری این کتاب ها را بنویسند کافی است. این یک جور به اشتراک گذاشتن دانش آن کار است که به شدت ارزشمند است و متاسفانه در ایران معمول نیست.
آدم های خبره دوست دارند تجربه های ریز و سخت شان پیش خودشان بماند، آدم های بزرگ دوست ندارند اعتراف کنند که کجاها اشتباه کرده اند و...
از گوشه و کنار ترجمه دقیقا از همین ژانر است. تجربه های ریز آقای علی صلحجو از کار ترجمه.
تصور کنید آدم های خبره ی رشته های مختلفی کاری در ایران همچه کتاب هایی می نوشتند. مثلا مکانیک های ماشین. اگر تجربه های ریزشان در تعمیر مثلا پراید و پژو را از طریق کتاب های این جوری روایت می کردند... چه قدر اشتباهات مرگ آسای تعمیرکاران کم می شد. چه قدر تعداد کتابخوان ها زیاد می شد... یک خاصیت دیگر هم دارند این کتاب ها... به عنوان کسی که با آن شغل آشنایی نداری می روی سراغ این کتاب ها و انتهای داستان را می بینی و بعد یکهو یا علاقه مند می شوی و می روی سراغ کتاب های آموزش کلاسیک و یا بی خیال می شوی بی این که وقت را سر خواندن کلاسیک های آن رشته تلف کرده باشی...
کتاب آقای صلح جو را دوست داشتم. روایت صمیمی و به درد بخوری از ریزه کاری های امر ترجمه به دست داده بود که آدم را مشتاق می کرد. به آدم جسارت می داد و از طرف دیگر جاهای ترسناک و پیچ های خطرناک را نشان آدم می داد...
رضایت بخش بود خواندن این کتاب.
آدم های خبره دوست دارند تجربه های ریز و سخت شان پیش خودشان بماند، آدم های بزرگ دوست ندارند اعتراف کنند که کجاها اشتباه کرده اند و...
از گوشه و کنار ترجمه دقیقا از همین ژانر است. تجربه های ریز آقای علی صلحجو از کار ترجمه.
تصور کنید آدم های خبره ی رشته های مختلفی کاری در ایران همچه کتاب هایی می نوشتند. مثلا مکانیک های ماشین. اگر تجربه های ریزشان در تعمیر مثلا پراید و پژو را از طریق کتاب های این جوری روایت می کردند... چه قدر اشتباهات مرگ آسای تعمیرکاران کم می شد. چه قدر تعداد کتابخوان ها زیاد می شد... یک خاصیت دیگر هم دارند این کتاب ها... به عنوان کسی که با آن شغل آشنایی نداری می روی سراغ این کتاب ها و انتهای داستان را می بینی و بعد یکهو یا علاقه مند می شوی و می روی سراغ کتاب های آموزش کلاسیک و یا بی خیال می شوی بی این که وقت را سر خواندن کلاسیک های آن رشته تلف کرده باشی...
کتاب آقای صلح جو را دوست داشتم. روایت صمیمی و به درد بخوری از ریزه کاری های امر ترجمه به دست داده بود که آدم را مشتاق می کرد. به آدم جسارت می داد و از طرف دیگر جاهای ترسناک و پیچ های خطرناک را نشان آدم می داد...
رضایت بخش بود خواندن این کتاب.
October 18, 2024
یادداشتهای پراکنده درباره ترجمه. گاهی تئوری، گاهی تجربه، گاهی داستان.
November 28, 2020
از گوشه و کنار ترجمه مجموعهای از یادداشتهای پراکندهی آقای «علی صلحجو» دربارهی فن ترجمه است. راستش موقع شروع این کتاب فکر نمیکردم تا این حد کاربردی و خوب و شیرین باشه. نویسنده سابقهی طولانی در ترجمه و ویراستاری داره و همین باعث شده تجربهی زیادی در این زمینه داشته باشه، در طول دورهی کاریش با نمونهها و مسائل مختلفی روبهرو شده باشه و چیزهایی رو میدونه که شاید مترجمهای تازهکار هنوز درکشون نکرده یا باهاشون مواجه نشده باشن یا اینکه مواجه شده باشن و راهحلی به ذهنشون نرسیده باشه.
همونطور که گفتم کتاب پر از یادداشتِ عمدتاً کوتاهه و از سیر تا پیاز ترجمه رو پوشش میده. یعنی توی بعضی یادداشتها دربارهی رویکردهای مختلف ترجمه بحث میشه، توی بعضی دربارهی نقد ترجمه، توی بعضی نکات ریز و بسیار مهم حین ترجمهی چیزهای دمِ دستی رو میگه و گاهی اوقات هم خاطراتی کوتاه از اشتباهات یا چالشهاییه که مترجمها باهاش روبهرو بودن. کتاب هم فهرستبندی خوبی داره و هم نمایهی عالی که میتونین با نگاه کردن به موضوعات همون مسائلی رو بخونین که علاقه دارین یا اینکه کلا از ابتدا شروع به خوندنش کنین. البته اوایل کتاب بیشتر به موضوعاتی دربارهی ماهیت و فلسفهی ترجمه پرداخته شده و هرچی به اواخر کتاب نزدیکتر میشیم، نکتههای فنی کتاب بیشتر میشه. کوتاه بودن یادداشتها هم به سادهخوان بودنش کمک زیادی کرده.
به نظرم یکی از ویژگیهای خیلی مهم کتاب مطرح کردن نظرهایی همهجانبه -نه صفر و صدی- دربارهی ترجمه است. نظرهایی که حتی ممکنه بعضیهاش با ساختار ذهنی ما متفاوت باشه و حتی در همین نظرات متفاوت هم از جانب انصاف خارج نشده و باز هم تصمیمگیری رو به خواننده واگذار کرده.
خوندش برای مترجمهای تازهکار خیلی مفیده و حتی مترجمهای باتجربه هم میتونن نکتههای خوبی رو ازش یاد بگیرن. اما در کنار این دو قشر، به نظرم خوندن این کتاب میتونه برای مخاطبهایی که روی کیفیت ترجمهها حساسن هم مفید باشه. گاهی اوقات توی فضای مجازی نظراتی رو از بعضی دوستان میبینم که کمی بیانصافانه و یکطرفه به قاضی رفتنه. این کتاب کمک میکنه با دیدگاههایی متفاوت از اون چیزی که بهش عادت کردیم روبهرو بشیم، از فضای ذهنی خودمون خارج بشیم و از دید بقیه به این حوزه نگاه کنیم و در حالی که بیرون گود نشستیم، متوجه باشیم مترجمها با چه جزئیات و چالشهای ریزی درگیرن که شاید حتی به چشم خواننده هم نیان. اینکه بدونیم توی حوزهی ترجمه گاهی اوقات «غلط» یا «درست» مطلق معنایی نداره و این گرایش مترجمه که تفاوتها رو رقم میزنه و در نهایت میتونیم گرایش اون مترجم رو بپسندیم یا نپسندیم.
بهشخصه چیزهای زیادی از کتاب یاد گرفتم و خیلی چیزها رو هم یادداشت کردم که بعداً دوباره مرور کنم و قطعا هر از چند گاهی به کتاب سر میزنم.
این هم بخشی از مقدمهی کتاب:
همونطور که گفتم کتاب پر از یادداشتِ عمدتاً کوتاهه و از سیر تا پیاز ترجمه رو پوشش میده. یعنی توی بعضی یادداشتها دربارهی رویکردهای مختلف ترجمه بحث میشه، توی بعضی دربارهی نقد ترجمه، توی بعضی نکات ریز و بسیار مهم حین ترجمهی چیزهای دمِ دستی رو میگه و گاهی اوقات هم خاطراتی کوتاه از اشتباهات یا چالشهاییه که مترجمها باهاش روبهرو بودن. کتاب هم فهرستبندی خوبی داره و هم نمایهی عالی که میتونین با نگاه کردن به موضوعات همون مسائلی رو بخونین که علاقه دارین یا اینکه کلا از ابتدا شروع به خوندنش کنین. البته اوایل کتاب بیشتر به موضوعاتی دربارهی ماهیت و فلسفهی ترجمه پرداخته شده و هرچی به اواخر کتاب نزدیکتر میشیم، نکتههای فنی کتاب بیشتر میشه. کوتاه بودن یادداشتها هم به سادهخوان بودنش کمک زیادی کرده.
به نظرم یکی از ویژگیهای خیلی مهم کتاب مطرح کردن نظرهایی همهجانبه -نه صفر و صدی- دربارهی ترجمه است. نظرهایی که حتی ممکنه بعضیهاش با ساختار ذهنی ما متفاوت باشه و حتی در همین نظرات متفاوت هم از جانب انصاف خارج نشده و باز هم تصمیمگیری رو به خواننده واگذار کرده.
خوندش برای مترجمهای تازهکار خیلی مفیده و حتی مترجمهای باتجربه هم میتونن نکتههای خوبی رو ازش یاد بگیرن. اما در کنار این دو قشر، به نظرم خوندن این کتاب میتونه برای مخاطبهایی که روی کیفیت ترجمهها حساسن هم مفید باشه. گاهی اوقات توی فضای مجازی نظراتی رو از بعضی دوستان میبینم که کمی بیانصافانه و یکطرفه به قاضی رفتنه. این کتاب کمک میکنه با دیدگاههایی متفاوت از اون چیزی که بهش عادت کردیم روبهرو بشیم، از فضای ذهنی خودمون خارج بشیم و از دید بقیه به این حوزه نگاه کنیم و در حالی که بیرون گود نشستیم، متوجه باشیم مترجمها با چه جزئیات و چالشهای ریزی درگیرن که شاید حتی به چشم خواننده هم نیان. اینکه بدونیم توی حوزهی ترجمه گاهی اوقات «غلط» یا «درست» مطلق معنایی نداره و این گرایش مترجمه که تفاوتها رو رقم میزنه و در نهایت میتونیم گرایش اون مترجم رو بپسندیم یا نپسندیم.
بهشخصه چیزهای زیادی از کتاب یاد گرفتم و خیلی چیزها رو هم یادداشت کردم که بعداً دوباره مرور کنم و قطعا هر از چند گاهی به کتاب سر میزنم.
این هم بخشی از مقدمهی کتاب:
به گمان من خواندن این یادداشتها به قویتر شدن بینش مترجمان کمک میکند، هرچند برخی از آنها ممکن است مستقیماً به ترجمه مربوط نشود. هر مترجمی، دیر یا زود، خواهناخواه، آگاه یا ناآگاه، به یکی از گرایشهای رایج در حوزهی ترجمه نزدیک میشود. صرفنظر از اینکه این گرایش چه باشد، چنانچه مترجم، پیش از دست یافتن به گرایش مطلوبش با ماهیت و مسائل ریز و درشت ترجمه آشنا شود، در گرایش موردنظر خود نیز بهتر عمل خواهد کرد.
June 15, 2019
بسیار کتاب روان و جالبی بود و نکتههای جالبی هم داشت. دوست داشتم بیشتر باشه و نکتههای بیشتری رو در بر بگیره اما خب. همینها هم خیلی خوب بود.
بعضی از بخشها حتی بامزه بودن و من به عنوان خواننده لحظهای احساس نکردم حوصلهم داره سر میره.
عنوان کتاب خیلی مناسب بود.«از گوشه و کنار ترجمه» کتاب دقیقا همین بود. یه سری موضوعات ریز و درشت از گوشه و کنار ترجمه. بدون اینکه ادعایی داشته باشه یا بزرگنماییای بکنه...از آقای صلحجوی عزیز ممنونم.
بدم نمیاد کتاب رو دوباره بخونم و اینبار یهسری نکتهها رو یادداشت کنم.
بعضی از بخشها حتی بامزه بودن و من به عنوان خواننده لحظهای احساس نکردم حوصلهم داره سر میره.
عنوان کتاب خیلی مناسب بود.«از گوشه و کنار ترجمه» کتاب دقیقا همین بود. یه سری موضوعات ریز و درشت از گوشه و کنار ترجمه. بدون اینکه ادعایی داشته باشه یا بزرگنماییای بکنه...از آقای صلحجوی عزیز ممنونم.
بدم نمیاد کتاب رو دوباره بخونم و اینبار یهسری نکتهها رو یادداشت کنم.
November 17, 2017
این کتاب هم مثل نکتههای ویرایش صلحجو مسائل خوب و مهمی را طرح میکند و در اغلب موارد آنها را بیجواب میگذارد (در واقع جوابش جواب نیست). مثلا: آیا در ترجمه ضرب المثلها معادل فارسیشان را بگذاریم یا خودشان را؟ جواب: هر وقت صلاح بود معادل فارسی را بگذارید و هر وقت صلاح بود خود ضرب المثل را ترجمه کنید.
September 27, 2016
گذشته از احاطه ی رشک برانگیز نویسنده به هر دو مقولهی ویرایش و ترجمه، رویکرد و لحن نوشتار هم بسیار جذاب بود و به خوشخوانی این متنِ تکه تکه کمک کرده بود.
February 20, 2017
خواندن این کتاب نهتنها برای مترجمین، بلکه برای خوانندگان آثار ترجمه شده هم خالی از فایده نیست. علی صلحجو، اگر بخواهیم از اصطلاح خودش استفاده کنیم، «پاکیزه» مینویسد و باعث میشود هم یاد بگیریم هم لذت ببریم.
April 22, 2016
آقای صلحجو نوشتههاش کاربردی و خوبه. البته این کتاب به شاهکاری کتاب «دربارهی ویرایش»شون نیست، ولی جالبه.
March 14, 2017
علىرغم پراكندگى مطالب و عدم وجود طبقهبندى مشخص، كتاب حاوى نكات مفيد و بسيار كاربردى است.
April 26, 2020
Great book. It helps translators to polish the coarse edges of their view points on translation and translators and in the meantime, gives them lots of self confidence when it comes to making balance between loyalty to the words used by the author and conveying their actual purpose.
June 19, 2017
چند تا ایده خوب و به درد بخور داشت، ولی بقیش جوری بود انگار داره به یه احمق توضیح میده، در ضمن زبان نویسنده رو اصلا و ابدا دوست نداشتم یه جور بی مزه و بی نمک و خودشیفته ای بود....
This book makes you go "Oh, you don't say!" and "HAHAHAHAH Oh for crying out loud *rolling eyes*" A LOT.
This book makes you go "Oh, you don't say!" and "HAHAHAHAH Oh for crying out loud *rolling eyes*" A LOT.
July 23, 2025
از گوشه و کنار ترجمه مجموعهای از یادداشتهای پراکندهی آقای «علی صلحجو» دربارهی فن ترجمه است. راستش موقع شروع این کتاب فکر نمیکردم تا این حد کاربردی و خوب و شیرین باشه. نویسنده سابقهی طولانی در ترجمه و ویراستاری داره و همین باعث شده تجربهی زیادی در این زمینه داشته باشه، در طول دورهی کاریش با نمونهها و مسائل مختلفی روبهرو شده باشه و چیزهایی رو میدونه که شاید مترجمهای تازهکار هنوز درکشون نکرده یا باهاشون مواجه نشده باشن یا اینکه مواجه شده باشن و راهحلی به ذهنشون نرسیده باشه.
همونطور که گفتم کتاب پر از یادداشتِ عمدتاً کوتاهه و از سیر تا پیاز ترجمه رو پوشش میده. یعنی توی بعضی یادداشتها دربارهی رویکردهای مختلف ترجمه بحث میشه، توی بعضی دربارهی نقد ترجمه، توی بعضی نکات ریز و بسیار مهم حین ترجمهی چیزهای دمِ دستی رو میگه و گاهی اوقات هم خاطراتی کوتاه از اشتباهات یا چالشهاییه که مترجمها باهاش روبهرو بودن. کتاب هم فهرستبندی خوبی داره و هم نمایهی عالی که میتونین با نگاه کردن به موضوعات همون مسائلی رو بخونین که علاقه دارین یا اینکه کلا از ابتدا شروع به خوندنش کنین. البته اوایل کتاب بیشتر به موضوعاتی دربارهی ماهیت و فلسفهی ترجمه پرداخته شده و هرچی به اواخر کتاب نزدیکتر میشیم، نکتههای فنی کتاب بیشتر میشه. کوتاه بودن یادداشتها هم به سادهخوان بودنش کمک زیادی کرده.
به نظرم یکی از ویژگیهای خیلی مهم کتاب مطرح کردن نظرهایی همهجانبه -نه صفر و صدی- دربارهی ترجمه است. نظرهایی که حتی ممکنه بعضیهاش با ساختار ذهنی ما متفاوت باشه و حتی در همین نظرات متفاوت هم از جانب انصاف خارج نشده و باز هم تصمیمگیری رو به خواننده واگذار کرده.
خوندش برای مترجمهای تازهکار خیلی مفیده و حتی مترجمهای باتجربه هم میتونن نکتههای خوبی رو ازش یاد بگیرن. اما در کنار این دو قشر، به نظرم خوندن این کتاب میتونه برای مخاطبهایی که روی کیفیت ترجمهها حساسن هم مفید باشه. گاهی اوقات توی فضای مجازی نظراتی رو از بعضی دوستان میبینم که کمی بیانصافانه و یکطرفه به قاضی رفتنه. این کتاب کمک میکنه با دیدگاههایی متفاوت از اون چیزی که بهش عادت کردیم روبهرو بشیم، از فضای ذهنی خودمون خارج بشیم و از دید بقیه به این حوزه نگاه کنیم و در حالی که بیرون گود نشستیم، متوجه باشیم مترجمها با چه جزئیات و چالشهای ریزی درگیرن که شاید حتی به چشم خواننده هم نیان. اینکه بدونیم توی حوزهی ترجمه گاهی اوقات «غلط» یا «درست» مطلق معنایی نداره و این گرایش مترجمه که تفاوتها رو رقم میزنه و در نهایت میتونیم گرایش اون مترجم رو بپسندیم یا نپسندیم.
بهشخصه چیزهای زیادی از کتاب یاد گرفتم و خیلی چیزها رو هم یادداشت کردم که بعداً دوباره مرور کنم و قطعا هر از چند گاهی به کتاب سر میزنم.
این هم بخشی از مقدمهی کتاب:
همونطور که گفتم کتاب پر از یادداشتِ عمدتاً کوتاهه و از سیر تا پیاز ترجمه رو پوشش میده. یعنی توی بعضی یادداشتها دربارهی رویکردهای مختلف ترجمه بحث میشه، توی بعضی دربارهی نقد ترجمه، توی بعضی نکات ریز و بسیار مهم حین ترجمهی چیزهای دمِ دستی رو میگه و گاهی اوقات هم خاطراتی کوتاه از اشتباهات یا چالشهاییه که مترجمها باهاش روبهرو بودن. کتاب هم فهرستبندی خوبی داره و هم نمایهی عالی که میتونین با نگاه کردن به موضوعات همون مسائلی رو بخونین که علاقه دارین یا اینکه کلا از ابتدا شروع به خوندنش کنین. البته اوایل کتاب بیشتر به موضوعاتی دربارهی ماهیت و فلسفهی ترجمه پرداخته شده و هرچی به اواخر کتاب نزدیکتر میشیم، نکتههای فنی کتاب بیشتر میشه. کوتاه بودن یادداشتها هم به سادهخوان بودنش کمک زیادی کرده.
به نظرم یکی از ویژگیهای خیلی مهم کتاب مطرح کردن نظرهایی همهجانبه -نه صفر و صدی- دربارهی ترجمه است. نظرهایی که حتی ممکنه بعضیهاش با ساختار ذهنی ما متفاوت باشه و حتی در همین نظرات متفاوت هم از جانب انصاف خارج نشده و باز هم تصمیمگیری رو به خواننده واگذار کرده.
خوندش برای مترجمهای تازهکار خیلی مفیده و حتی مترجمهای باتجربه هم میتونن نکتههای خوبی رو ازش یاد بگیرن. اما در کنار این دو قشر، به نظرم خوندن این کتاب میتونه برای مخاطبهایی که روی کیفیت ترجمهها حساسن هم مفید باشه. گاهی اوقات توی فضای مجازی نظراتی رو از بعضی دوستان میبینم که کمی بیانصافانه و یکطرفه به قاضی رفتنه. این کتاب کمک میکنه با دیدگاههایی متفاوت از اون چیزی که بهش عادت کردیم روبهرو بشیم، از فضای ذهنی خودمون خارج بشیم و از دید بقیه به این حوزه نگاه کنیم و در حالی که بیرون گود نشستیم، متوجه باشیم مترجمها با چه جزئیات و چالشهای ریزی درگیرن که شاید حتی به چشم خواننده هم نیان. اینکه بدونیم توی حوزهی ترجمه گاهی اوقات «غلط» یا «درست» مطلق معنایی نداره و این گرایش مترجمه که تفاوتها رو رقم میزنه و در نهایت میتونیم گرایش اون مترجم رو بپسندیم یا نپسندیم.
بهشخصه چیزهای زیادی از کتاب یاد گرفتم و خیلی چیزها رو هم یادداشت کردم که بعداً دوباره مرور کنم و قطعا هر از چند گاهی به کتاب سر میزنم.
این هم بخشی از مقدمهی کتاب:
به گمان من خواندن این یادداشتها به قویتر شدن بینش مترجمان کمک میکند، هرچند برخی از آنها ممکن است مستقیماً به ترجمه مربوط نشود. هر مترجمی، دیر یا زود، خواهناخواه، آگاه یا ناآگاه، به یکی از گرایشهای رایج در حوزهی ترجمه نزدیک میشود. صرفنظر از اینکه این گرایش چه باشد، چنانچه مترجم، پیش از دست یافتن به گرایش مطلوبش با ماهیت و مسائل ریز و درشت ترجمه آشنا شود، در گرایش موردنظر خود نیز بهتر عمل خواهد کرد.
July 17, 2020
کتابی خواندی از تجربیات استاد صلحجو. صفحه ۳۲ پاراگراف سوم خط اول آرتور گولدینگ صحیح است
February 14, 2021
کتابی خوش خوان با نکته هایی درباره ی ترجمه، پراکنده است ولی پراکندگیش اصلا بد نیست ،اگر به ترجمه علاقه دارید بر شما واجبه خوندنش!
Read
March 8, 2021موجز، مفید و مستند
Displaying 1 - 18 of 18 reviews

















