Jump to ratings and reviews
Rate this book

داستان جاوید

Rate this book
داستان جاوید روایت واقعی زندگی پسری زرتشتی است که به قصد گرفتن خبری از خانواده‌اش، با عموی پیر و کم توانش از یزد، راهی تهران می‌شود و همین سفر او را چندین و چند سال اسیر تهران و دربار قاجار می‌کند.
چاپ سی‌ام ۱۴۰۳

405 pages, Paperback

First published April 1, 1979

13 people are currently reading
310 people want to read

About the author

اسماعیل فصیح

43 books174 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
184 (29%)
4 stars
174 (28%)
3 stars
160 (25%)
2 stars
68 (10%)
1 star
35 (5%)
Displaying 1 - 30 of 83 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews153 followers
June 4, 2021
بعد از خوندن سه تا کتاب از اسماعیل فصیح می‌تونم بگم که نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی من نیست. ولی چون خیلی دور از ادبیات ایران هستم و مطالعه
ی خیلی کمی ازش دارم، می‌تونم بگم خوندن کتاب‌های ایشون می‌تونه یکی از گزینه‌های خوب باشه برای آشنایی با ادبیات ایران و فرم و شیوه‌ی نگارش.
در مورد داستان هم باید بگم ژانر رئال داشت ولی به نظرم برخی اتفاقاتش واقعا دور از واقعیت بود و چند جا اصلا اتفاقات با هم جور در نمی‌امدند. پایان خوبی هم داشت دور از انتظار نبود.
Profile Image for Ali Karimnejad.
348 reviews228 followers
September 12, 2021
3.5

برای معرفی داستان جاوید، شاید بهتر باشه از کتاب "سال بلوا" اثر عباس معروفی استفاده کنیم که بیشتر شناخته شده و خونده شده:
"اولین بار با مادرم و نوکرمان جاوید که سی ساله بود با درشکه به دیدن باغات درگزین می رفتیم تا غصه مرگ پدر را از یاد ببریم و همان روز بود که حسینا را بالای پله های شهرداری دیدم و عاشقش شدم.... جاوید همیشه مونس پدر بود. در پانزده سالگی برای یافتن پدرش به همراه عمویش به تهران آمده، عاشق یکی از دختران شازده قاجار شده بود. شازده قاجار دستور داده بود آلت جاوید را ببرند. در بیست و سه سالگی به سنگسر آمده بود و همان جا مانده بود. جاوید زرتشتی بود. پدر او را دوست داشت و کاری به مرامش نداشت. جاوید چون نمی توانست آتش به پا کند و بگوید که زرتشتی است، اجاقی فراهم کرده بود و در آن پوست پرتقال و انار می انداخت تا خود را گرم کند. همیشه سراپا سفید می پوشید... ا"
خوب، این کتاب داستان جاویده! فکر کنم دیگه بیش از این نیاز به معرفی نداشته باشه.

قدرت اسماعیل فصیح در قصه‌پردازی واقعا جالب توجه بود و خوشم اومد. خصوصا که به کمک این داستان سعی داشت گذار ایران از یک مرحله به یک مرحله جدید رو نشون بده و حالا فارغ از گرایش سیاسی و اعتقادی که داشت، بنظرم نسبتا موفق بود. داستان جاوید، داستان ساده و موندگاریه. شاید چون خیلی غمگینه. شاید چون خیلی راحت می‌شه اون رو استعاره گرفت از نابود شدن و عقیم شدن همه خوبی‌ها و نیک‌سرشتی‌ها در این سرزمین. بنظرم کتاب می‌تونست واقعا جاویدان باشه اگر یکم تر و تمیزتر، و یکم جمع‌وجورتر نوشته می‌شد


پ.ن: صوتیش رو گوش کردم با صدای پیمان قریب‌پناه. صدای خوبی داره ایشون. دمش گرم.
Profile Image for Sawsan.
1,000 reviews
July 26, 2020
قصة جاويد ... واحدة من قصص الظلم والقهر في العالم
مأساة يعيشها الفتى الزرادتشي جاويد لأكثر من 8 سنوات
أثناء رحلته من يزد إلى طهران للبحث عن عائلته
قصة حقيقية حدثت في آخر عهد الدولة القاجارية في إيران
ذكر الكاتب اسماعيل فصيح في المقدمة انه تعرف على بطل روايته خارج البلاد
Profile Image for سـارا.
294 reviews229 followers
February 22, 2021
عالی عالی عالی، تمام مدت داشتم به این فکر میکردم چطور اسماعیل فصیح رو صرفا عام نویس دونستن و اینقدر ناشناخته مونده! همه چیز داستان به اندازه و کافیه، فضاسازی و شخصیت پردازی محشر، تعلیق و روایت خیلی خوب، و تاثیرگذاری بی‌نظیر که بارها و بارها قلب و روحت رو درگیر میکنه.
داستان از تقابل خیر و شر میگه؛ موضوعی که شاید تکراریه اما ملموسه، کلیشه‌ای نیست، مسیر قصه درست جلو میره و در جای ممکن ضربه‌اش رو وارد میکنه.
داستان درباره‌ی پسری زرتشتی که سال ۱۳۰۱ از یزد به تهران میاد و تو سال‌های پایانی حکومت قاجار زندانی شهری میشه که فساد، دروغ و ریا به همه جاش رسوخ کرده. فصیح تو پیشگفتار کتاب مطرح کرده که این داستان واقعیه، و دقیقا همین نکته است که این قصه با پرداخت فوق‌العاده‌اش رو با داستان‌های شبیهش متمایز میکنه.
تو بعضی از بخش‌ها این احساس رو داشتم که نویسنده سعی داره اغراقانه آیین باستانی ایرانی رو به تعالیم اسلامی برتر بدونه، اما اگر بدون غرض به روایت نگاه کنیم با وجود شخصیتی مثل ثریا و البته اشاره‌های زیادی که تو بخش‌های مختلف داستان به اجرای درست دین شده، میشه از این نکته چشم پوشید، و حتی با وجود سیاه و‌ سفید بودن مطلق آدم‌های این قصه (که شاید داستان رو از رئالیسم دور کنه)، خوندنش بی‌نهایت لذت بخش بود.
Profile Image for Dream.M.
1,040 reviews652 followers
October 16, 2021
صوتی این کتاب رو از کانال تلگرامی کرگدن شنیدم. بار اول وقتی نوجوان بودم خوندمش و یادم میاد خیلی تحت تاثیر مظلومیت جاوید قرار گرفته بودم. اینبار ولی، احتمالا بخاطر مطالعه بیشترم، هیچ حسی به جاوید و سرنوشتش نداشتم. آنقدر که مثل جاوید و بدتر حتی زیاد بودن .
داستان کتاب سرراست و خطی بود. شخصیت ها هم سیاه و سفید . هیچ بعدی نداشتن . همه یا خوب یا بد. تنها قوت کتاب میتونه نقد جامعه شناختی به دوره آخر قاجار باشه که من بهترش رو توی کتاب "تهران مخوف" خوندم . حقیقتا در حد توقعم نبود . هرچند ناامید هم نشدم .
نمره واقعی ۲/۲۵ ولی چون معلم دست و دلبازی ام، ۳ دادم
Profile Image for Farzaneh.
163 reviews11 followers
February 8, 2017
داستان جاوید داستان تقابل مطلق خیر و شر است .
جاوید پسری زرتشتی ست ک برای پیدا کردن پدر و مادر و خواهر کوچکش ک برای تجارت ب تهران آمده اند از یزد عازم می شود و اتفاقاتی شوم طی هفت سال از او فردی دیگر می سازد اما هویت وی را نمی تواند تغییر دهد . او با ایمان و عزم راسخ و پاکی بی اندازه اش در برابر قومی ظالم مقاومت میکند .
ابتدای کتاب ب هیچوجه راضی کننده نیست چون حس میکنید با نویسنده ای طرفید ک عقده ی دیرینه برتری ایران باستان بر آموزه های اسلامی و عربی دارد ولی گرچه این قضیه تا انتهای داستان وجود دارد اما اتفاقات مهم تر گزندگی آنرا ب کل از بین می برد .
البته ب نقل از اسماعیل فصیح این داستان واقعی ست اما شما در روند کتاب چنان ظلمی ب جاوید را می بینید ک آرزو میکنید ای کاش همه اش داستان بود.
Profile Image for Mohamad goudarzi.
24 reviews14 followers
October 18, 2022
به نظرم داستان نویسی و تکنیک های اون مثل همه ی زمینه ها ،امروز خیلی پیشرفت داشته و جذاب تر ، غیرخطی تر و حرفه ای تر شده.
داستان جاوید به هر حال سال ۱۳۵۹ نوشته شده و خب طبیعتا نباید انتظار داشت تکنیکهای نوگرایانه و مطابق با سلایق امروزی درش به کارگیری شده باشه.
در هرحال از اونجا که ظاهرا سیر داستان در بستر واقعیت شکل گرفته وفصیح بعد از مصاحبه با شخصیت جاوید دست به نگارش زده و برای آشنایی خواننده با تاریخ سراسر ظلم و جور این سرزمین ، میتونه ارزش خوندن داشته باشه
Profile Image for Arian.
8 reviews12 followers
August 3, 2025
پاکی و انسانیت
در هر کالبدی
با هر سن و سالی پیروز خواهد بود
چرا که ظلم میراترین خصلت
این جهان است
.
سرگذشت واقعی
"جاوید"
این قصه ی عجیب و جذاب
با
قلم شیوا و دوست داشتنی
"اسماعیل فصیح"
جاودانه در ذهن و روحم
!خواهد ماند

.داستان جاوید داستان تقابل مطلق خیر و شره .دارک و تلخه و تکان دهنده، ممکنه برای عده ای خوشایند نباشه
کشش داستان بر مبنای بدبختی هایی مکرریه که بر سر پسرک زرتشتی اتفاق میفته و روال داستان خطی و ممکنه خسته کننده بشه اما تصوير جالبي از
تهران، باور و اخلاقیات مردم و شازده‌هاي قاجار مي‌ده
!نیک سرشتی و صبوری جاوید برای من قابل تامل و ستودنی بود
.اولین کتابی بود که از اسماعیل فسیح خوندم و به نظرم برای شروع خوب بود
Profile Image for Sedaghat.
32 reviews16 followers
Read
April 18, 2020
جاوید را وقتی دبیرستانی بودم خوندم. کتابی پرکشش و جذاب از سرنوشت پسری زرتشتی که از قضا گرفتار شازده‌های قجری می‌شود و دلباخته دختری نابکار! وهمین باعث می‌شود تمام سرنوشت جاوید عوض شود. سال‌ها بود گمش کرده بودم!
حین خواندن سال بلوا، جاوید گمشده بی‌نام و نشان را لابلای خطوط و در خانه نوشا پیدایش کردم و سرنخش رسید به معمای کتاب سال‌های پیش: داستان جاوید// اسماعیل فصیح!
111 reviews100 followers
November 14, 2007
به نظرم هیچ کدوم از کتابای فصیح به کتاب دل کور نمیرسه. اما خب داستان جاوید هم فوق العاده بود،تصویر سازی های فوق العاده که آدمو میبره به تهران قدیم
Profile Image for M&A Ed.
408 reviews62 followers
October 31, 2025
رمان. تبعیض. هویت. تنهایی
رمان جاوید اثری است میان واقعیت تاریخی و درامی انسانی؛ داستان پسری زرتشتی که درگیر نابرابری‌های اجتماعی و تبعیض مذهبی در ایران پیش از انقلاب می‌شود. فصیح با نثری روان و در عین حال آمیخته به اصطلاحات فرهنگی و گفتار روزمره، جهان شخصیتی را می‌سازد که از حاشیه جامعه می‌آید اما در متن آن می‌سوزد.
از نظر ساختار، روایت خطی است، اما با لایه‌هایی از تردید و تضاد اخلاقی غنی می‌شود. «جاوید» نه فقط قهرمان داستان بلکه نماد انسانِ طردشده‌ای است که در جست‌وجوی هویت و عدالت می‌کوشد. تقابل او با جامعه، خانواده و قدرت، در حقیقت بازتاب تضاد میان فرد و نظام‌های بسته‌ی اجتماعی است.
زبان رمان، ساده اما دقیق است. فصیح با استفاده از جزئیات مکانی (مثل تهران دهه ۴۰) و بافت فرهنگی، فضای رئالیستی خلق می‌کند. در عین حال، نوعی حس تراژدی مدرن در سراسر اثر جاری است؛ تراژدی انسانی که قربانی شرایط تاریخی می‌شود.
"داستان جاوید"
اسماعیل فصیح
انتشارات زوار
Profile Image for pegah.
117 reviews19 followers
September 15, 2016
همزمانی رویدادها در زندگی پیش میان و ما رو به هیجان میارن (مثلا شما به یه چیزی فکر میکنید و فرداش یه ایمیل دریافت میکنین که حاوی مطالبیه که در ذهن شما سوال بوده). راجع به این کتاب همزمانی که برای من اتفاق افتاد (اگه بشه اسمشو همزمانی گذاشت) این بود که اینو همزمان با کتاب "یکسال در میان ایرانیان" نوشته ادوارد براون خوندم. توی اون کتاب نویسنده از آزار و اذیتی که از طرف مسلمانها در حق زرتشتیان میشده در اون سالها که همزمان با دوره ناصر الدین شاه هست (از قتل و تجاوز بگیر تا ضبط اموال و نجس خواندن اونها) صحبت میکنه و مترجم محترم بارها در پاورقی تاکید کرده که نویسنده با غرض سعی در زیر سوال بردن مسلمانها داره و بر همه واضح و مبرهن است که ایرانیها همیشه با همه اقوام و دینها و مذاهب دیگه در صلح و صفا زندگی کردن و مثالشم از یهودیها و مسیحیهایی که به راحتی کنار مسلمانها زندگی میکردن و خیلی هم راضی بودن میاره که تا حدی هم درسته از نظر من. داستان جاوید شرح ظلم یک شاهزاده قاجار در حق یک نوجوان زرتشتی هست که تا حدی هم مبالغه آمیزه اما به هر حال تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. به هر حال من فکر میکنم که ما ایرانیها عادت داریم به خوب جلوه دادن خودمون. این در اخلاق شخصی ما هم دیده میشه که همیشه میخوام بگیم ما خیلی مهربون، چیزفهم و خلاصه خیلی گلیم واسه همین به مذاقمون خوش نمیاد که یکی بیاد بگه ما هم ظلم و قتل و غارت کردیم، ما هم متعصب و خودبرتر بینیم حالا فرقی نمیکنه که این آدم یه خارجی باشه یا یه هموطن خودمون، داستانسرا باشه یا شرح حال نویس. خلاصه که تو ذهن من سوالات بیشتری شکل گرفته که ما تا کجا پیش رفتیم و چقدر حق داشتیم. و در زندگی شخصی هم بتونم بی انصافیها ، تعصبها و خودبرتر بینیهای خودم رو بهترببینم و شاید اصلاح کنم
Profile Image for Zahra Pedram Jafari.
Author 1 book6 followers
April 16, 2023
با اسماعیل فصیح در نوجوانی آشنا شدم و کتاب‌های درد سیاووش، ثریا در اغما و داستان جاوید ایشون رو سی سال قبل خوندم و البته زمستان ۶۲ رو شاید بیست سال پیش. به تازگی مجدد به کتاب درد سیاووش و داستان جاوید با صدای زیبای آقای زراعتی و خانم سودابه کامران در یوتوب گوش دادم و باز هم لذت بردم. اسماعیل فصیح نویسنده بسیار توانا و قصه گویی با توانایی خدادای است که با زبانی روان و قابل فهم سعی در بازگو کردن داستان وار وقایعی دارد که قسمتي از تاریخ ایران و مردمانش را بیان می‌کند و هدفی والاتر از صرفاروایت داستانی دارد. داستان جاوید داستان واقعی پسر زرتشتی و ظلم‌هایی است که در دوران محنوس قاجار بر اورفته است. از آنجائیکه من اهل تهران هستم و با این مردمان سالها زندگی کردم شخصیت‌های آفریده شده اگرچه به سال‌های دور بر می‌گردند اما طرز بیان و بسیاری از حرفهای آنها برایم آشنا بود. روح نویسنده شاد
Profile Image for Hamed Sgp.
81 reviews3 followers
February 11, 2015
شخصا در طول خواندن اين كتاب سعي كردم كه بدون توجه به واقعيت داشتن يا نداشتن جزئيات، با داستان همراه بشم ؛ داستان تلخ، قلم گزنده و اغلب يكجانبه نگر نويسنده و بدبختي هاي مكرري كه بسر قهرمان داستان - كه واقعا هم در نقش يك قهرمان بود- مي آد گاهي بنظر بيش از حد مي رسيد ولي در عين حال همين موضوع باعث جذاب شدن داستان هم شده بود طوريكه دوست داشتم سريعا به پايان قضيه برسم بلكه بنحوي فلاكت قهرمان داستان به سرانجام برسه!

با اين همه، من از خوندن اين كتاب در مجموع لذت بردم و فكر مي كنم مسلماني رو بايد از وجدان بيدار اين پسرك زرتشتي بياموزيم...
Profile Image for مِستر کثافت درونگرا .
250 reviews49 followers
December 18, 2022
بعد از دل کور سریع پاشدم رفتم انقلاب و داستان جاوید رو گرفتم
آشتی دادن من با ادبیات معاصر ایران بعد از عباس معروفی عزیزم توسط اقای فصیح باعث شد دوباره سراسر لذت بشم
دوباره بشینم و چندین ساعت غرق داستانی قوی بشم
بخونید و لذت ببرید
Profile Image for Negin.
54 reviews
December 20, 2023
داستان جاوید، روایت هشت سال زندگی پسری زرتشتی به نام جاوید است که برای پیدا کردن پدر و مادر و خواهر خود به تهران دوران قاجار سفر می کند اما با چیزهایی روبه رو می شود که برای یک پسر نوجوان تازه بالغ شده که در جامعه ای کوچک بزرگ شده باورنکردنی و عجیب است.
ماجرای کتاب در سال های آخر دوران قاجار رخ می دهد و با اینکه کتاب فراتر از خانه و محیط های اجتماعی نمی رود اما تغییر حکومت به خوبی دیده می شود و نویسنده توانسته گذر ایران را از مرحله ای به مرحله دیگری به خوبی نشان دهد.
کتاب از ستمی که ارباب ها و شاهزادگان قاجار می گوید که این ظلم را کاملا روا می دانستند و متاسفانه هنوز هم تفکراتی متعصب درباره زرتشتی ها وجود دارد، شاید کمتر شده باشد اما هنوز هم وجود دارند.
در ابتدای داستان شاید نویسنده سادگی و خوبی جاوید را اغراق کرده و این باعث نشان دادن حماقت او شده ولی این مسئله آزار دهنده نبود و هرچقدر که پیش می رفت او پخته تر می شد و یا شاید مقابله با این مردم ظالم را یاد گرفته بود.
داستان تقابل بین خیر و شر بود که فکر می کنم به خوبی هم به آن پرداخته شده بود.
مسئله دیگری که وجود داشت اسپویل خود نویسنده از پایان کتاب بود، اگر نویسنده اجازه می داد که خود خواننده به آن برسد جذاب تر بود. مثلا همان اوایل کتاب، نویسنده گفت که جاوید هشت سال از زندگی خودش را در تهران می ماند...
نثر کتاب ساده و روان و پرکشش است و نقطه های اوج و فرود و گره های کتاب جوری بود که خواننده را تا انتها همراه کند و یکی از دلایلی که برای من پرکشش بود، شناختن جاوید از سال بلوا بود اما مطمئنم که حتی اگر نمی شناختم هم کتاب جذابیت های خودش را داشت.
Profile Image for Zahra Labbafan.
667 reviews28 followers
dropped
June 26, 2023
باید یک سفر می‌رفتم تنها
گفتم حین رانندگی تو جاده کتاب گوش بدم
تا فصل ۱۷ هم گوش دادم ولی دیگه نتونستم طاقت بیارم
شنیدن این همه ظلم و غم برای دیگران برام طاقت فرسا شده
واقعا این چند وقت با شنیدن غم دیگران تو غم‌های خودم بیشتر فرو میرم
یکی از دلایل کتاب خوندن برام این هست که از غم‌هام فرار کنم و حس خوب داشته باشم ولی وقتی کتابی این چنین پر از غم، غم های سنگین و بی منطق، واقعا نمی‌تونم تحمل کنم.
تازه با توجه به خلاصه فیدیبو و نظرات بقیه من هنوز به سختی‌ها و بدبختی‌های اصلیش رو نرسیدم.
و اینکه داستان واقعی هست که درد و غم کتاب رو ۱۰ برابر می‌کنه :(

نکته بعدی اینه که با توجه به خلاصه این کتاب و کتاب شوهر آهو خانم در فیدیبو که قشنگ صفر تا صد داستان رو می‌نویسه اگر اسپویل شدن براتون خیلی مهمه سراغ خلاصه کتاب‌های فیدیبو به ویژه صوتی‌هاش نرید
یک جوری خلاصه کرده انگار گفتند همه داستان رو اگر تو ۵ خط بگی جایزه داری :)))
Profile Image for Gazelle.
83 reviews6 followers
December 15, 2020
خوندن کارهای فصیح منحصر می‌شه به دوران نوجوانی من، و به نظرم علاقه نشون دادن به این سبک از کارها واقعا به خاطره حال و هوای همون دورانه، زمانی‌ که نوعی تلخی به طور ناخوداگاه در درونت به وجود میاد و شروع می‌کنی‌ به سیاه و سفید دیدن همه چیز و همه کس،درست مثل سبکی که فصیح در رمان هاش به کار میبره،شخصیت افراد یا به شدت معصوم، مظلوم و بردبار هستن یا کلا بسیار مزخرف، پست و نفرت انگیز. به تدریج که تجربیات بیشتر می‌شه و ذهن رشد می‌کنه دیگه این گونه آثار جذاب به نظر نمیرسه که هیچ بلکه اشکالاتش خیلی‌ تو ذوق می‌زنه.
سه ستاره‌ای که در سالهای دور برای این چند کار دادم کاملا احساسیه و صرفاً به این دلیل که أون موقع دوران خوبی‌رو باهاشون گذروندم.
Profile Image for Mashi.
195 reviews78 followers
August 26, 2009
دوران نوجوونی من رو خیلی متح.ل کرد این کتاب...استقامت و پایداری جاوید ستودنی ست
Profile Image for Suzan.
55 reviews8 followers
September 11, 2014
بسیار بسیار داستان زیبایی بود. من این کتاب رو کنار نمیتونستم بذارم، تو سه روز خوندم و واقعا لذت بردم. داستانی پر از درد و غم که بارها منو به گریه انداخت. جدا پیشنهاد میکنم بخونید.
1 review1 follower
November 9, 2013
این اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم و صادقانه بگم که نه به دلم نشست و نه به کسی توصیه میکنم که وقت بگذاره و اون رو بخونه.از اونجایی که من نسخه اول این کتاب رو خوندم که در پیشگفتار تاکید شده بود این داستان واقعیت داره!! من رو بیشتر در نظر منفی که به داستان پیدا کردم محق کرده چون در این روایت در جاهای بسیاری تناقض در پیشامدها دیده میشه بعنوان مثال زمانی که خانه دختر ملک آرا (ثریا) در یک شب آتش میگیره زمانیکه او بهمراه ندیمه و دخترش هما در اونجا خوابیده بودند با تعجب میبینیم که بعد از آتش سوزی دخترملک آرا به تنهایی در بقایای سالم و آتش نگرفته خونه شب رو به صبح میرسونه ولی ندیمه اش که همیشه با اون زندگی میکرده به خانه پدر و مادر ثریا که همجوار خانه ثریا بوده میره و دکتر نزهت از فرصت سوء استفاده کرده با کمک مرفینی که به ثریا میده و اون در حالت بیدفاعی هست به اون تجاوز میکنه.اگر تصور کنیم که این یک داستان واقعی است (بنا به ادعای نویسنده در نسخه اول کتاب) تنها گذاشتن ثریا و بچه کوچکش در یک خانه نیمه سوخته کاملن مغایر فرهنگ و طرزفکر خانواده های سنتی در سال 1307 (حدودا) و عقل سلیم هست در حالیکه پدرو مادرش در خانه روبروی زندگی میکنن چطور امکان داره یک خانواده سنتی و بسیار متشخص دخترشون و نوه کوچیکشون رو شب در یک خانه نیمه سوخته تنها رها کنن اما ندیمه ای که همیشه با اون زندگی میکرده به یکباره شب رو در خانه مادر و پدر ثریا ملک آرا صبح کنه ولی دخترش نه! و حتی کسی در کنار ثریایی که خانه اش آتش گرفته نمونه!! و از این اتفاق آقای فصیح استفاده میکنه که شش ماه بعد با اتهام واهی که پدر ثریا متوجه جاوید میکنه ظلم و ستم هتک حرمت توسط نوکران ملک آرا و اخته شدن جاوید رو روایت کنه! خوب در اینجا شلختگی یک نویسنده رو میبینیم که نه تنها با این دروغ که داستان واقعی هست به شعور خواننده توهین کرده ،دروغی که خودش در کل داستان میکوشه مردم رو از انجامش برحذر کنه ولی خودش بارها از دروغ استفاده میکنه تا داستان رو پیش ببره بلکه حتی جریان این اتفاق کاملن با طرز برخورد یک خانواده کاملن متشخص با واقعیه آتش سوزی در تضاد فاحش هست.آقای فصیح با تاکید بیمارگونه ای مبنی بر اینکه جاوید یک پسر راستگو و راست کردار هست خواننده رو کلافه میکنه در حالیکه بارها جاوید دروغ مصلحتی گفته که کمتر از دروغ نیست.مثلن در قسمتی که لیلا شب مچش رو میگیره و از جاوید میپرسه که چرا در حیاط هستی جاوید در جواب میگه:سروصدایی شنیدم.درحایلکه برای سرکشی به ملک آرا به سرداب رفته بود
و یا جاوید رو یک پسر فوق بشری نشان میده و فرانسه یادگرفتن اون از هما نوه ملک آرا واقعن مضحک هست در حالیکه فقط 3 یا 4 ماه اون رو به مدرسه میبرده و می آورده بعلاوه چون در حیاطهای مجزا زندگی میکردند امکان این برای جاوید وجود نداشته که در طول روز هما رو ببینه و از اون فراتسه یاد بگیره.در جای دیگری از داستان جاوید که در صدد پول جمع کرن برای ابوتراب هست که به او داده تا ابوتراب محل زندگی خواهرش را به او بگوید ، جاوید به ابوتراب تاکید میکند که این یک راز بین خودمان باشد ولی در صفحات بعد به یکباره با تحقیرهای لیلا زن جاوید روبرو میشویم که اون رو احمق و خر میداند چون میگوید ابوتراب همه پولهایت را بالا میکشد ولی جای خواهرت را به تو نمیگوید.در جایی دیگر از داستان میبینیم که جاوید به یکباره برای یافتن خواهرش به باغ کن ملک آرا میرود! اما نویسنده این را فراموش کرده که جاوید هنوز از محل باغ کن خبر ندارد.از این دست تناقضات در داستان زیاد است.انگار که نویسنده در زمان نوشتن داستان خصومت شخصی با تهرانیها پیدا کرده که در کل داستان همه ساکنین داستان نوعی اهریمن به تصویر میکشد.خنده دارتر از همه چگونگی به پایان رساندن این رمان است!
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
August 28, 2021
داستان جاوید نخستین کتابی بود که از این نویسنده خواندم اما قطعا آخرین نخواهد بود.
نثر نویسنده ساده و روانه. پیشبرد داستان هم بسیار خوبه. بزنگاه ها، نقاط اوج و فرود و گره ها هم به خوبی در داستان جای گرفتن و خواننده رو تا پایان با خودشون همراه می کنند.
من، جاوید رو از سال بلوای عباس معروفی می شناختم و این باعث شد روند داستان و پایانش برام جذاب و پرکشش باشه اما مطمئنم که اگر نمی شناختمش هم، این کتاب جذابیت های خودش رو داشت.

داستان جاوید، روایت هشت سال از زندگی پسر زرتشتی پانزده ساله ایه که همراه عموی پیرش برای پیدا کردن پدر و مادر تاجرش که از آخرین سفر تجاریشون برنگشتند به تهران میاد و با چیزهایی رو به رو میشه که برای یک پسر نوجوان رشد کرده در جامعه ی کوچک و احتمالا روستایی بسیار باور نکردنی و شگفت انگیزه.
ماجرا در واپسین سال های حکومت قاجار و اوایل پهلوی رخ میده و با این که محیطش چندان فراتر از یک خانه نمیره و به رخدادهای اجتماعی نمی پردازه اما روند رخدادها به شکلیه که این تغییر حکومت کشور و دگرگونی ها به وضوح دیده میشه.

اسماعیل فصیح میگه این داستان، واقعیه. از ستمی که ارباب ها و شاهزادگان قاجار به رعایا و به ویژه ناهمکیشانشون روا می داشتند و کارهایی که می کردند و به خاطرش مجازات نمی شدند تعجب نمی کنم. من ارتباط تنگاتنگی با زرتشتیان دارم و میدونم که هنوز هم خیلی از مسلمانان متعصب، تفکری بهتر از مسلمان این کتاب درباره ی زرتشتی ها ندارند و اگر قانون و هنجارهای اجتماعی قرن بیست و یکم جلوی اون ها رو نمی گرفت شاید رفتارهای مشابهی هم داشتند. هر چند که حس می کنم نویسنده گاهی، به ویژه در اوایل کتاب، درباره ی سادگی و خوبی های جاوید اغراق کرده و باعث شده خوبی ها شکل حماقت به خودشون بگیرند اما این بزرگنمایی چندان آزاردهنده نبود چون هرچه سن جاوید بالاتر می رفت سادگیش هم کمتر میشد و کارهایی می کرد که امکان نداشت پسر پانزده ساله ی صفحات اول از پس اون ها بربیاد.

در پایان؛ تنها دلیلی که باعث شد یک ستاره کم کنم این بود که نویسنده بعضی جاها داستان رو اسپویل می کرد. :/
به نظرم اگر رخ دادن بعضی چیزها رو از پیش به خواننده نمی گفت و اجازه میداد خودش بهشون برسه خیلی بهتر و جذاب تر بود. مثلا من واقعا دوست داشتم احتمال های گوناگونی رو برای رها شدن یا نشدن جاوید از خانه ی ملک آرا در نظر بگیرم ولی نویسنده در همون فصل های ابتدایی میگه که مقدر بود جاوید هشت از عمرش رو در این خانه بمونه. :/
Profile Image for Shokufeh شکوفه  Kavani کاوانی.
351 reviews172 followers
April 28, 2010
من قلم اسماعیل فصیح را دوست دارم چون که دراین وانفسائ فمینیستی - که البته خیلی هم خوب بوده - به شدت مردانه مینویسد و این برائ ما زنها خوب است که بدانیم واقعا در مغز مردها چه میگذرد..البته تا حدی !!!
Profile Image for Sadaf parvin.
11 reviews2 followers
June 30, 2018
داستان بسيار هيجان انگيز و گيرايي كه كافي است چند صفحه ابتداي آن را بخوانيد تا ديگر نتوانيد آن را تا اخر زمين بگذاريد بدون شك يكي از بهترين كارهاي آقاي اسماعيل فصيح👌🏼
Profile Image for N000shiiin.
7 reviews
October 30, 2020
مدتها بود داستانی اینطور منو غرق خودش نکرده بود. خیلی دوستش داشتم
Profile Image for Maryam Marzban.
6 reviews
July 9, 2021
زندگی جمع فکرهای روزانه است.
بعد از شراب خام، داستان جاوید دومین کتابی است که از اسماعیل فصیح خواندم و از شخصیت پردازی و نگاه جزئی نگرش لذت بردم.
Displaying 1 - 30 of 83 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.