نامه را در آورد تا با شعلهٔ چراغ لامپا بسوزد و از بیناش ببرد. میترسید که خود اولین قربانی این نفرین نامه شود. احساس گناه میکردکه تمام مدت نامزدیاش با محمود به فکر جمال بوده، درحالی که جمال از او و خانوادهاش متنفر بوده است. صدای پایی که از توی حیاط رد میشد حواسش را پرت کرد. چراغ لامپا از دستش افتاد و همین طور که پایین میافتاد تا به زمین برسد و حباب شیشه ایاش هزار تکه شود، نفت آن از بالا تنه یقه باز و کوتاه پیراهن چیت گل دارش درست از روی گردنبند آویز طلایش، از روی خط دکمهها به سمت شکم و بعد پایین دامن میدی او سر خورد و رد خیس و خنکی از خود به جا گذاشت…
ضحی کاظمی متولد 1361 در تهران است. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهی مهندسی و سپس کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی ادامه داده و از سال 1391 تا کنون، 16 اثر داستانی از ایشان در ایران منتشر شده است. چهارمین اثر او با عنوان «سال درخت» که در سال 1393 منتشر شد، مورد استقبال منتقدین و مخاطبان ادبیات داستانی قرار گرفت. این رمان که در سبک رئالیسم جادویی نوشته شده، با ترجمه¬ی خانم کارولین کراسکری در همان سال به انگلیسی برگردانده و در لندن منتشر شد. کاظمی از اولین نویسندگان ایران است که به صورت حرفه ای در ژانر علمی تخیلی و فانتزی دست به قلم برده و آثار متعدد و متنوعی در این ژانرها خلق کرده است. تا کنون 7 اثر بزرگسال گمانه زن و مجموعه رمان سه جلدی «دنیای آدم نباتی ها» برای گروه سنی نوجوان، از ایشان منتشر شده و دو اثر دیگر در ژانرهای فانتزی و علمی تخیلی در دست چاپ دارد. رمان پساآخرالزمانی «باران زاد» او که سال 98 منتشر شد، همزمان به انگلیسی در لندن به انتشار رسید. این رمان به عنوان برنده جایزه «نوفه» برای بهترین رمان گمانه زن سال انتخاب شد. همچنین، کاظمی برای رمان «رنسانس مرگ» در سال 99 برای بار دوم، برنده جایزه «نوفه» شد و رمان «کاجزدگی» او در اولین دوره برگزاری «نوفه» در سال 97، مورد تقدیر قرار گرفت. «سندروم ژولیت» پرفروش ترین اثر بزرگسال کاظمی، در زیرژانر دیستوپیا با ساختار روایی کارآگاهی نوشته شده و مورد استقبال خوب مخاطب ادبیات گمانه زن قرار گرفته. آخرین اثر منتشر شده کاظمی، رمان «پاکسازی تز قاتل» است که در سال 1402 در ژانر علمی تخیلی-جنایی منتشر شده است. پیش از این در سال 1400 مجموعه داستان «زمان سوار» شامل 9 داستان کوتاه گمانه زن به بازار آمد. ضحی کاظمی در حال حاضر مدیر کتابفروشی راماست، اولین کتابفروشی تخصصی ادبیات گمانه زن در ایران.
Zoha Kazemi is an Iranian speculative fiction writer. She was born in 1982, in Tehran and is currently living there. She has an engineering BS and an MA in English literature. She started writing and publishing stories around twelve years ago and writes both in Farsi and English. So far, she has published 14 novels, a short story collection, and a flash fiction collection in Iran. Her novels “Rain Born” (Austin McCauley Pub.) and “Year of the Tree” (translated by Caroline Croskery, Candle and Fog Publications) are available in English. She has won the Noofe award for the best speculative novel of the year in Iran, two times in a row for her dystopian novel “Death Industry” and her post-apocalyptic novel “Rain Born”. Her first sci-fi novel “Pine Dead” was acknowledged in the first Noofe award. She has also written other dystopian novels like “Humanoid” and “The Juliet Syndrome” which is a best seller in Iran. Kazemi has published a three-volume novel for young adults called “The World of Lollipop People” and a fantasy novel titled “The Covering Dust”. Her short story collection “Time Rider” consisting of nine speculative stories was published in 2021. Her latest dystopian-crime novel “Purging of Murder Chipsets” was published in 2023. She has a thriller-fantasy novel for YA named “The Mehrzan Gate” under publicasion. Kazemi owns a bookshop in Tehran named “Rama Bookstore” which is specialized in speculative fiction.
حقیقتش در نمایشگاه کتاب امسال(سال 94) با همسرم در غرفه نشر نگاه بودیم و داشتیم به کتاب ها نگاهی گذرا مینداختیم که همسرم گفت نویسنده این رمان خودش حضور داره ، بریم و باهاش در مورد کتابش صحبت کنیم ، من با بی میلی تمام و نا امیدی از رمان های ایرانی که تک ستاره هایی در نسل جدید بینشون دیده می شد قبول کردم و به سمت خانم کاظمی که برای ما ناشناس بود رفتیم. بعد از چند دقیقه صحبت با ایشون خانومم کتابشون رو برداشت و داد تا نویسنده براش امضا کنه و من هم اصلا به حرف هاشون گوش نکردم ولی مثل اینکه همسرم بعد از صحبت با ایشون به داستان علاقه مند شده بود. به هر حال کتاب رو خریدیم و بین کتاب هامون قرارش دادیم ولی طی این چند ماه برای من همیشه جز اولویت های خوندن نبودو پیش خودم میگفتم این که احتمالا خیلی جذاب نیست ولی بعد از نزدیک 9 ماه قرعه به نام این کتاب افتاد و خوندنش رو شروع کردم . باور کنید هیچوقت از خوندن کتاب یک نویسنده ایرانی که نمیشناختمش اینقدر سورپرایز نشده بودم. چند صفحه اول کتاب اصلا گیرا نیست و فکر کنم تنها نقد خاصی که بتونم بکنم همین هست که در ابتدا خواننده رو جذب نمیکنه ولی اتفاقی که بعد خوندن 20 صفحه از کتاب برای من افتاد رو خودمم باور نمیکردم. فقط میخواستم به صفحات آخر برسم تا ببینم آخر رمان چه اتفاقی میفته. به نطرم ترکیب اتفاقات و حوادث روز، استفاده شخصیت های داستان از مواردی که هر کدوم از ما ممکنه در جامعه و دنیای امروز از اون ها استفاده کنیم و اتفاقات و وقایع سنتی و قدیمی ایرانی خیلی جالب بود. نکته ای که برای خوندن این رمان مهم هست شجره نامه صفحه اول کتاب هست که باید خیلی خوب روی اون مسلط باشید تا در خلال داستان مجبور نشید هی برگردید به اولین صفحه کتاب . تعریف کل داستان از زبان کسی که خودش در این رمان فوت کرده و انتقال از زمان حال به قدبم و بالعکس و همینطور بازی با حافظه خواننده با دادن یک کلید در جایی از داستان و توضیح اون کلید در قسمتی دیگه از داستان نقطه قوت رمان هست و جذبه خوبی برای خواننده ایجاد می کنه. در کل پیشنهاد می کنم این داستان رو بخونید و لذت ببرید. به خانم کاظمی تبریک میگم به خاطر این کتاب ناب و استعداد خوبشون در نویسندگی و امیدوارم نوشته های زیبایی مثل این اثر رو باز هم از ایشون بخونیم.در ضمن اگه سال بعد ایشون رو از نزدیک ببینم حتما بی توجهی امسال رو جبران میکنم :)
این کتاب فوق العاده بود، وقتی خریدمش اصلا انتظار چنین رمان بی نقصی نداشتم. باید بگم که خانم کاظمی ثابت کردن ژانر نویس درجه یکی هستند؛ بعد از کتاب خاک آدم پوش که در ژانر فانتزی (که توی ایران کمتر کسی سراغش رفته) موفق بود این کتاب در ژانر رئالیسم جادویی اثر جذابتر و کاملتری به نظر میاد. (البته فکر کنم این کتاب قبل از خاک آدم پوش نوشته شده و با اینکه موضوع و سبک کتابها خیلی متفاوته صرفا از جهت خاص بودن ژانرهاشون در ایران مقایسه شون کردم) کتاب "سال" درخت بی شباهت به صد "سال" تنهایی مارکز نیست که به ظرافت و با چیره دستی در ساختارها و چارچوب های ایرانی (مدرن و سنتی توام) قرار گرفته. سبک روایت نوآورانه ، فلش بک های به جا و ماجرای جذاب زندگی آدم هایی که به نوعی منحصر به فردند، داستان را به اوج پختگی و جاافتادگی رسانده.
من 4 ستاره دادم. ولی شما بخونید سه و نیم ستاره. کتاب خاصی بود. عجیب بدون اینکه شباهتی داشته باشه، حال و هوای گور به گور رو برام تداعی میکرد. سبک روایت داستان خیلی خاص و متفاوت بود. دوم شخص بود!! خود داستان یه درونمایه اجتماعی داشت و چند نسل از جامعه ایران رو به صورت درهم معرفی میکرد. یک کم به نظرم مایههای خرافاتش زیاد بود، حداقل برای نسل آخری داستان یعنی پیمان و پریسا. پایانبندی داستان رو خیلی دوست نداشتم. تعلیق داشت، ولی تعلیقش کمی زیاد بود. به نظرم این هم مثل کاجزدگی جا داشت که ادامه پیدا کنه. میتونست یک کم دیگه داستان رو ببره جلو، ولی یهو تموم شد. نه که تتعلیق مشکل داشته باشم، ولی داستان پتانسیلش رو داشت که یک کم دیگه ادامه داشته باشه.
پی نوشت: این سومین کار از خانم کاظمی بود که میخوندم و باز هم میگم کاش ایشون بیشتر روی کارهای اجتماعی متمرکز بشه.
زیبا، سرگرم کننده و کنجکاوی برانگیز. روایت میتونست پختهتر باشه، شخصیتهای عمیقتری داشته باشه و پایان کمتر حسرتبرانگیزی ولی اونطوری دیگه یه کتاب دیگه میشد. پ.ن. چرا تمام مدت فکر میکردم پیمان خودشو کشته؟ ಠ_ʖಠ پ.ن.۲ راوی کتاب صوتی هم کارشو خوب انجام داده بود.
داستان خوبی بود و خوب تونسته بود جادوی داستان رو با باورهای محلی ترکیب کنه. صحنههای شکفتی هم توش وجود داشتن که با خوندنشون، حس لذت رو توی خودت احساس کنی. نثر کتاب هم سرراست و سادهخون بود.
چیزی که خیلی توجهم رو جلب کرد، این بود که نویسنده به جای زاویه دید اول شخص یا سوم شخص برای روایت، دوم شخص رو انتخاب کرده بود. البته اینطوری نبود که همه جاهای داستان دوم شخص باشه. ولی خب بخش اعظمی ازش دوم شخص بود و به نظرم جسورانه اومد. در واقع، خیلی جسورانه بود. راوی داستان، برادر مردهی شخصیت اصلی(اگه بشه اسمش رو شخصیت گذاشت) بود و خیلی من من نمیکرد. بیشتر مثل یه راوی باشخصیت، فقط روایت میکنه که آره پریسا تو الان داری چه کار میکنی و به چی فکر میکنی. عه این یارو چیزه! میدونی جریان این چی بود؟ آره فلان شد و فلان کس مرد و فلانی آتیش گرفت و اینطوری شد و اون طور. دستش درد نکنه. حالا خود ماجرای داستان، واقعا جالب بود. یعنی الله اکبر از این روایت و این جوری که همینطوری همهی آدما رو به هم ربط داده بود. ولی خب با همهی اینها من نمیتونم به این کتاب بگم رمان. البته پیچیدگیهاش قطعا در حدی هست که بتونه در حد یه رمان باشه. ولی خدایی شما روت میشه به داستانی که شخصیت نداره بگی رمان؟ خب این داستان هم شخصیت نداشت. یارو پشت جلد کتاب معلوم نیست با چه عقلی نوشته سی و چند شخصیت که اول کتاب شجرهنامهشون اومده. بمیر بابا. شخصیت؟ حتی تیپ هم نبودن. کوفتم نبودن اینا. حالا نهایتا بنده میتونم با مقدار زیادی تسامح، برا پریسا که این راوی داره بیشتر مواقع خطابش میکنه، شخصیت قائل شم. هر چند به خدا اینم شخصیت مناسب یه رمان نبود. یعنی به نظرم این کتاب بیشتر یه قصهی بلند بود تا داستان یا رمان یا هر چه. حالا این شخصیتپردازی نداشتن، باعث میشه که دیگه نتونم بهش بگم داستان حتی. سال درخت یه قصه بود که خیلی ماهرانه تعریف شده بود. خیلی قشنگ. خیلی خیلی نازار. یعنی اینکه من الان اومدم بهش سه ستاره دادم، دوتاش به خاطر اینه که خیلی قصهی قوی داشت و حالا اگه قوی هم نبود، من دوست داشتم بهرحال و یکی هم به خاطر اینکه به نظرم خیلی خوب روایت شده بود. نکته دیگه اینکه من دیدم نویسنده یه جا از واژه گجسته استفاده کرده که باعث شد خوشحال شم و متاسفانه یادم رفت که بلند شم به افتخار نویسنده که این جور کلمات فردوسی گونهای بلده دست بزنم. الان میرم میزنم میام.
آشنایی من با خانم ضحی_کاظمی اتفاقی رقم خورد اما کم کم به یکی از طرفداران آثارش تبدیل شدم. سال درخت، جدیدترین کتابی است که از او خواندهام. برخلاف بقیه آثارش، علمی تخیلی و آخرالزمانی نیست ولی به نظرم ذهن خلاق و رویاپرداز او نمیتواند، هنگام روایت داستانی خانوادگی نیز از رمز و راز و جادو بگذرد. کتابی خواندنی بود اما من ترجیح میدهد از خانم کاظمی آثار آخرالزمانی بخوانم.
از بین کتابهایی که از خانم کاظمی خوندم، این کتاب جالبترین بود. کتاب مرموز بود و تا آخرم مرموز باقی موند. مخاطب برای اینکه به جواب سوالهاش برسه باید بین چند نسل بگرده و داستانهاشونو گوش بده. آدمهایی از خانوادههای مختلف در جاهای متفاوت که تنها نقطه اشتراک اونها آیندهی نسلشون هست.
قلم و ایده های ضحی کاظمی در چند کتاب های اخیرش که به سمت ادبیات ژانری رفته خیلی قوی و خوبه به خصوص رنسانس مرگ. ولی کتاب های قدیمی تر مثل همین سال درخت رو چندان باهاش ارتباط نگرفتم.
داستانی زیبا و کاملا شخصی از تاریخچ�� یک خانواده؛ نوستالژیک به مانند تاریخچه هایی که در خانواده های خودمان تجربه کردیم و شجاع در به تصویر کشیدن سیاهی های زندگی و از همه جالب تر، داستان کاملا از دید دوم شخص تعریف میشود. پسری مُرده که با خانوادهی خود صحبت میکند. . کتاب را توصیه میکنم.