این کتاب مجموعه ۱۰ داستان با نامهای تصویرهای شکسته، نرگسها، هفت بند، بیست و چهار ساعت، از ستاره تا ستارگان، نگهداری لاله در باد سخت است، طلوع، باغ اما ویران، مرغ دریایی و ماه است. راضیه تجار نویسنده زن برگزیده ادبیات دفاع مقدس از طرف حوزه هنری است. او در آثارش به بخشهای کمتر توجه شده جنگ میپردازد و روایتهای جذابی را بازگو میکند.
داستانهای کتاب نرگسها داستانهایی جذابی هستند که حس و حالی عالی و بینظیر به شما منتقل میکنند و میتوانند تصویر متفاوتی از اتفاقات در ذهن شما بسازند و تجربههای تازهای بازآفرینی کنند.
" نازنین! دختر «نارنج و ترنج» بودی. گفتی «آب»، به تو نان داد. گفتی «نان»، به تو آب داد. گفتی میمیرم، که باغ قصهها میسوزد... گفتی و نشنید. *** باران میآید. دیواری میریزد. به درگاه شب نشستهای. دستها او را به شب و سیاهی بردند. فریاد میزنی؛ با گلویی همه پاره، همه مجروح. سر برمیگرداند. میشنود. عاقبت میشنود. میآید. قبا گشوده، موپریشان، پیراهنی رها بر تن. میآید و میرود. تنها یک دم فرصت است. - کجا؟! - آنجا که فلق به رنگ خون باشد. آنجا که شهاب خوش فروافتد. بر بلندای تپهای ایستاده ای. سوار بر اسب میتازد؛ آن قدر که ستارهای شود و به طاق آسمان کوبیده. *** باران بند آمده. به باجهی تلفن میروی و شماره میگیری. جوابی نیست. نازنین! به هنگام بازگشت، سحر را از ساقه بچین و در گلدان خانهات به آب بگذار؛ شاید که صبح صادق گلی دهد؛ به بزرگی همهی کبودیهای دنیا. "