During the first two years of Carter's presidency, Iran entered a spiral of violence and unrest that ended with the exile of the Shah and the establishment of an Islamic Republic. The Iranian revolution was first neglected by American diplomats and intelligence officials. When Carter finally became aware of the extent of the disturbances in Iran, he refused to explicitly back the iron fist policy sought by the Shah. The Iranian monarch was unwilling to decisively tackle the protests without Carter's blessing and thus he proceeded with a failed policy that mixed concessions with repression, which only served to postpone the inevitable. This book looks at recent declassified documents from several archival resources that provide an unprecedented picture of the Carter administration's uneasiness regarding the Shah's Iran. Gil Guerrero analyzes the disputes between Washington and Tehran concerning human rights and arms exports, the divisions inside the White House, and the Shah's uncertainty regarding Carter's support. The sources gathered all point to a late process of political liberalization encouraged by American officials that only served to weaken the Shah's authority while emboldening the opposition, in the words of Ayatollah Khomeini, to 'seize the moment." They offer an unprecedented picture of the forces that enabled Khomeini's triumph, altered America's perception of Islam, and fundamentally changed the United States' relationship with Iran.
1-طراحی جلد و گرافیک کار دوست داشتنی 2-عنوان جذاب و عکس داعی به مطلب 3- کلیت نوشته با عنوان دلفریبش تفاوتها بسیار دارد ، دلیل که رابطه بین سیاست سازی کارتر و کارتریان و سقوط دودمان پهلوی مطلقا در کتاب به بحث گذاشته نشده و فقط انباری است نقل قول و استناد ها به تلگراف های سفیر و وزیر خارجه و برژینسکی بهم و روح نتیجه گیری کاملا ناپیدا و گم است 4-ترجمه دل ناچسب و بعضا جملات نامفهموم، مخصوصا اگر دو فعل منفی در یک جله همدیگر رو تعقیب میکنند تا مفهوم برسه که در متون انگلیسی رایجه
چون چندوقته دارم بهصورت متمرکز در مورد این موضوع و بازهی خاص میخونم، این کتاب کاملاً با مطالعات پیشینیم همپوشانی داشت و چیز جدیدی یاد نگرفتم. اما کتاب بدی نیست. خصوصاً دودستگی مقامات آمریکایی نسبت به شاه در آستانهی انقلاب رو خوب تشریح میکنه.
پس نتیجه میگیریم که کارتر نقشی نداشته بلکه سفیر آمریکا در تهران ،ویلیام سولیوان خائن که اطلاعات ضد و نقیضی به کاخ سپید میفرستاد خیلی ایفای نقش داشته در سیاست ایران. کتاب خوبی بود ولی ترجمه دل نچسب بود این کتاب یک اشتباه تاریخی داشت و آن اشتباه این بود که دکتر مصدق چپ بود . دکتر مصدق در حقیقت اصلا گرایش چپ نداشت و اینکه میگن چپ بوده در حد پروپاگاندا دروغین شخص محمدرضا پهلوی بوده است کتابی که توقیف شد و شاید میدونم دلیلش برای چی بود
This entire review has been hidden because of spoilers.
مطالعهی چنین عنوانی اصلا در اولویتهام نبود؛ ولی نتونستم نخونمش! کتاب مجموعهای از گذارههای جمع آوری شده از صغیر و کبیر آمریکاییها طی سالهای منتهی به انتقال قدرت در ایرانه که با استدلالهای نویسنده به هم مرتبط میشن. این کتاب چهرهی متفاوت دیگری از آن دوران انتقال قدرت را ذکر میکنه. به نظرم آن دوران، به صورت خاص کمی پیش از بحران نفت ۱۹۷۳ تا چند سال بعد از انتقال قدرت در ایران و جنگ ایران و عراق و حتی بعد از آن، ناگفتههای خیلی زیادی داره، که هنوز طرفین ماجرا تمایلی به بازگویی شفافی ازش ندارند.
نمیدونم بعضی گزارهها مبهم بودن، یا من بی حوصله بودم. در کل بد نبود.