Jump to ratings and reviews
Rate this book

باغ‌ها‌ی شنی

Rate this book

126 pages, Paperback

First published January 1, 2005

1 person is currently reading
67 people want to read

About the author

حمیدرضا نجفی

4 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
19 (24%)
4 stars
27 (35%)
3 stars
21 (27%)
2 stars
7 (9%)
1 star
3 (3%)
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
Profile Image for Behzad.
668 reviews129 followers
June 17, 2019
قبل از هر چیز بگم که این کتاب "مجموعه داستان" هست، نه رمان؛ و نمیدونم چرا روی جلدش زده "برندۀ جایزۀ بهترین رمان اول...". برجسته ترین نکتۀ داستان ها ارائۀ یه تجربۀ بِکر و دسته اول از فضای زندان و زندگی بزهکاران و خلافکارانه؛ داستان و رمان زیاد در اومده تو این سالها که سعی کرده زبان و حال و هوای زندگی لات و لوت ها رو در بیاره. موفق هایی که تا الان یادم میاد زیاد نیستن؛ شاید یکی "همسایه ها" و دومی همین "باغهای شنی".
کتاب پنج تا داستان کم و بیش بلند داره که غیر از اولی، چهار تای دیگه در فضا و حال و هوای زندان می گذرن؛ به نظرم چهار داستان بعدی بهتر بودن از داستان اول.
داستان ها قبل از هر چیز زبان متفاوت و خارِق عادتی دارن که اجازۀ تندخوانی به خواننده نمیده، ولی کم کم که بهش عادت کنی لذتبخش میشه رو در رویی با یه چنین زبانی؛ ولی خب، زبان همه چیز این داستانها نیست. شخصیت ها چند بُعدی هستن و به یاد ماندنی، و تا جایی که ذهن من یاری میکنه از کلیشه به دور هستن و شبیه شون رو کمتر دیدم یا ندیدم. پیرنگ و خط سیر روایت داستانها هم اگه بی سابقه نیست، دست کم فکر شده و حساب شده س؛ اطلاعات رو خُرده خُرده به خواننده میده و لذت کشف و تعلیق رو از خواننده نمیگیره.

من همیشه بعد از خوندن یه کتاب از خودم میپرسم اگه این کتاب نوشته نمیشد چی میشد؟ آیا چیزی از تجربۀ ما آدمها کم می اومد؟ مثلن اگه فلان مجموعه داستان نوشته نمیشد، چه اتفاقی می افتاد؟ در خیلی از موارد هیچ اتفاقی نمی افته، چون چندین و چند مجموعه داستان دیگه شبیه اون و شاید بهتر از اون داریم. در مورد این مجموعه داستان هم از خودم پرسیدم: اگه نوشته و چاپ نمیشد چی میشد؟
اگه این مجموعه داستان نبود، ما تجربۀ خاصی رو که این کتاب از داستان کوتاه فراهم کرده، احتمالاً نداشتیم تو داستان کوتاه فارسی.
Profile Image for hamid.
526 reviews
October 13, 2025
خاطر پریش کرده بود مرا هر کدام، خط به خط، از همان داستانِ اول که وادارم کرد بگذارمش زمین و بروم کتاب قاپ بازیِ حسین جهانشاه را بخوانم که بفهمم خیلی وقت است بزآورده ایم و جماعت مفت بَر آب و خاک و شرف و انسانیت و هرچه داشته و نداشته ایم را برده اند بی شرفها. سپس برگشتم به داستان و آدم ها، آدم و داستان ها، آدمهایی که تو را زده نمی کنند و راوی آن چنان پنهانی پیش می برد کار را که تو خودت هم در آن میانه ای، همانجور حیران و همانجور بی خیال و همانجور دلتنگ و همانجور. نه مثل خیلی از قلم به مزدهای این روزگار که طبقه ی پایین را بسته اند به فحش و فضیحت و سبب اساسی بدبختی می دانندش، پُر داریم از آن مزخرف نویسی ها که جنوب شهر و بچه پایین برای شان شده است دست مایه ی بی مایگی نوشتن شان و قربانِ ننوشتن ها. پس اینجور است که باغهای شنی سوای نثرِ رنگارنگ و موزون و دلچسب اش که بدجوری تنیده است در شکل روایت و شخصیت ها، و خوش هم نشسته و بافته شده، بسیار شرافت دارد و خیلی هم درست است خیلی هم کارآمد. چه بسا آدمیزاد پنج تا داستان اینجوری بنویسد و نخ بپیچد دورش و خلاص. نوشتن را اصلن حتا اگر تا آخر بگذارد کنار با همین پنج تا شده رستگار و رها

صبحگاهی بود که رفتیم از ناکجاآبادی ستاندیم کتاب را که هیچ گمان نمی بردم که انجا باشد. در شهرکی با دژبانی و بگیر و ببند و فروشگاهی کلافه ای که از خواب بیدار نشده بود. لا به لای قفسه ها را گشتم تا پیداش کردم و انگار خواندن این داستان ها خودش داستانی داشت
شیوه ی یافتن برخی کتابها خودش چه بسا گیراتر از خواندن هم بشود گاهی

شامگاهِ بیست و یکم تیرداد چهارده- هیچ یکِ خورشیدی
Profile Image for Maryam.
182 reviews50 followers
February 27, 2015
این کتاب برنده جایزه بهترین رمان اول سال 1384 بنیاد گشیری شده است جایزه ای که شایسته اش می باشد.علت انتخاب هم چنین آمده است
پرداخت موفق شخصیت‌های حاشیه‌ای و فراموش‌شدۀ اجتماع كه پیش از این اغلب به صورت تیپ در فضای داستان ایرانی حضور یافته ‌بودند
استفادۀ هوشمندانه از زبانی غنی و رنگین از اصطلاحات جهان زیرزمینی برای خلق فضاهای كمتر یادشده در ادبیات ایران؛ بی‌آنكه نویسنده مقهور این توانایی خود شود
خلق لحن روایی درخشان و بكر
پایان‌بندی‌ موفق كه در هر داستان لایۀ دیگری به آن می‌افزاید
یكدستی مجموعه در عین تكراری نبودن داستان‌ها
Profile Image for Saman.
356 reviews191 followers
January 28, 2026
باغهای شنی اولین مجموعه داستانی است که حمیدرضا نجفی به رشته تحریر در آورده. از پنج داستان این کتاب، چهارتاش داخل زندان روایت میشه. اصطلاحات مربوط به طبقه خلافکار زیاد استفاده شده و همین مساله باعث شد بعضی جاها ارتباطم با داستان‌ها درست و حسابی متصل نشه. اصطلاحاتی که همشو بلد نبودم. نویسنده تعمدا نثر و زبان زندانی و خلافکار جماعت رو تو داستان‌هاش آورده. می‌تونم بگم زبان برای نجفی در این مجموعه داستان اهمیت زیادی داشته. زندانی‌های این مجموعه به خاطر عقاید سیاسی یا مسائل این چنینی زندان نیستند. زندانیانی که به خاطر دزدی و سایر خلافهای این دسته به زندان افتادند.درگیر اعتیاد هستند و کلا خلافکار محسوب میشند. خلافکارهایی که هر کدومشون یه رنجی هم از گذشته روی دوششون باقی مونده و سنگینی می‌کنه. نویسنده نخواسته یا اینطور بگم بهتره: من همچین چیزی برداشت نکردم که قصد این رو داشته باشه ما دلمون به حال شخصیت‌هاش بسوزه و اساسا نخواسته از این شخصیت‌ها قهرمان بسازه. نجفی در فضاسازی زندان به نظرم بسیار خوب کار کرده و با خوندن داستان‌ها حال و هوای زندان دستت میاد اما همانطوری که گفتم لحن و زبان بعضا سخت و ناآشنا باعث پس زدگی میشد. داستان اول این مجموعه برای من واقعا سخت خوان بود و علتش هم لحن و زبان قصه بود.اما حدس می‌زنم اگر با ادبیات و لحن این قشر آشنا باشید، از کتاب لذت بیشتری می‌برید..

هیچ‌کدام از داستان‌های کتاب اسم باغهای شنی رو نداره. اومدم در مورد باغهای شنی سرچ کنم که ببینم چی هست، اشاره شده بود به باغهای شنی در مکتب ذن در ژاپن که چندتا از سایتها به دلیل قطعی اینترنت بالا نیومد و نتونستم کامل بخونم . به هر حال اینم وضعیت زندگی ماست و به قول صادق هدایت : «به هرحال این اوضاعی است که می بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می سوزیم و می سازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز».. احتمالا باید منظور نویسنده از باغ شنی و انتخاب چنین نامی برای این مجموعه داستان تلخ، اشاره به چیزی سراب گونه باشه.زندانیانی که در سراب آزادی در زندان می‌پوسند.

نقطه قوت داستان‌ها پایانشون بود. داستان‌هایی با پایان مشخص، بعضا شوکه کننده و مثل گمشده در آفریقا داستانی با پایان غم انگیز.حرفی نیست، زیاد هم حرف زدم.
Profile Image for Mana Ravanbod.
384 reviews261 followers
July 28, 2021
داستان فارسیِ این ده بیست سال زیاد نخوانده‌ام و اعتراف می‌کنم در حجم بهمن‌وارِ کتاب داستان و رمان ترجیح می‌دهم چیزی بخوانم که بدانم ضرر نکرده‌ام. پس اگر مجموعه‌داستانی از اول دهه‌ی هشتاد معرفی می‌کنم خُرده نگیرید: باغ‌های شنی، پنج داستان کوتاه، که داستان اولش بیشتر پای بساط قماربازیِ عجیب غریب شبانه‌ای در توقف‌گاهی کنارجاده‌ای می‌گذرد و بقیه در زندان، با زبان و لحن مخصوص موقعیت‌ها؛ و راوی بی‌رحم است و هوای‌مان را ندارد، در نگاه اول انگار کسی درست حرف نمی‌زند بفهمیم قضیه از چه قرار است، چشمِ نگرنده‌ی راوی هم که رنگ‌ها را قاطی‌پاطی می‌بیند اولش، مزه‌پرانی و دست انداختن هم که مرام همه‌شان است؛ ولی اگر سر بیفتی که دیالوگ‌ها چه راهی می‌روند، از داستان و ردوبدل‌شدن مزه‌ها لذت می‌بری انگار مشت‌های بی‌امان بوکسورهای پَروزن و جاخالی‌دادن‌هایشان را تماشا می‌کنی که هم خوردنش کیف دارد هم جاخالیش. جلد بدی ندارد. کاغذ ارزان. حروف‌چینی و صفحه‌آرایی خوبی دارد. امیدوارم تجدیدِ قیمت نشده باشد.

سعی می‌کنم برای حمکی که می‌کنم دلیل بیاورم. کلی‌گویی به درد کسی نمی‌خورد.‏
این کتاب یکی از بهترین کتاب‌های داستان دهه هشتاد است و کتاب بعدی حمیدرضا نجفی یکی از بدترین آنها.‏ چرا؟‏
در این کتاب نجفی از حاشیه‌ها شروع می‌کند، حاشیه‌هایی که شاید برای کسی مهم نیست، در جامعه هم مهم نیست، نه آدم‌هاش، نه زبانی که استفاده می‌شود و همه از محذوفین جهانند. زندانی، خلاف‌کار، قمارباز، معتاد... و زبان و جهان اینها را خلق می‌کند، آنقدر که یادم هست، آن سال، مجبور شدم بروم اندکی قمار یاد بگیرم که بتوانم اصطلاحات را جلو بروم. خیلی سخت بود. ولی بعد که عادت می‌کنی می‌بینی چطور نجفی پرده را کنار می‌زند، نمایشی از آدم‌های به ظاهر به‌درد‌نخور راه می‌اندازد و آخرش یک معرکه حسابی درست می‌کند از ظنز و تراژدی و اندوه.‏
جهانی که می‌سازد صرفاً توصیف نیست، یعنی با توصیف این جهان را نساخته نجفی. اشتباه بعضی دوستان این است که داستان‌های پر از روستا و آدم‌های دولت آبادی را "بازنمایی" جهان زیستی-معنایی روستا و ایران می‌دانند در حالی که اصلاً اینطور نیست. توصیف در نهایت بتواند "کالبد" اشیاه و عناصر و موجودات را نشان بدهد، ولی خلق و بازنمایی "روابط" یا "ساختار معنادهی" این جهان است که اساس کار است و اینکه چطور این جهان "کار" می‌کند، چیزی که در دولت‌آبادی غایب است و جایش را کلمات توصیفی و ایستا گرفته است.
نجفی جهان این آدم‌ها و روابطشان را خلق کرده است، پرتحرک، با ریتم واقعاً خوب، نترس، موثر و آنقدر زنده که انگار فیلم این کتاب را من دیده‌ام. این قضیه از آن روست که کتاب در روایتش، و نه در توصیفات خسته‌کننده، موفق عمل کرده است.
امیدوارم کتاب بعدی نجفی به همین خوبی باشد.
Profile Image for بهاره ارشدریاحی.
Author 5 books127 followers
August 19, 2017
حميدرضا نجفى در باغهاى شنى زبانى خلق كرده كه به داستان تحميل نشده. در تار و پود داستان رفته. داستان هاي زيادي با اين حال و هوا و زبان و گويش خوانده ام ولي بيشترشان نمايشي براي استفاده از اصطلاحات رايج طبقه خاص اجتماعي بودند. باغهاي شني اما پر از تصوير است، لحن دارد، حس دارد و مهم تر از همه شخصيت هايش بعد دارند و عمق.
Profile Image for ارغوان رازقی.
3 reviews4 followers
August 9, 2020
کتاب زبان بسیار گیرا و جذابی داره و به نظر من نویسنده تونسته به خوبی فضای داستان‌هاشو‌ به خواننده القا کنه.
Profile Image for آتوسا افشین نوید.
Author 4 books122 followers
August 1, 2021
ستاره دادن به مجموعه کارهای نجفی کار ساده‌ای نبود. داستان مخلص آخرین داستان مجموعه کار زیبایی بود. پنج ستاره تمام. داستان یکی مانده به آخر، "دم آخر" می‌توانست چهار ستاره بگیرد به واسطه روایت تر و تمیزی که روی یک پلات ساده سوار شده بود. باقی داستان‌ها چنگی به دل نمی‌زد. نمی‌شد انکار کرد که شنیدن از فضای زندان آن هم بندهایی که کسانی جز زندانیان سیاسی در آن نشسته‌اند برای خیلی از خوانندگان ادبیات جذاب است و تازگی دارد. ادبیاتشان، شیوه حرف زدنشان، مناسباتشان متفاوت از دنیای معمول آدم‌هاست و همین چیزها که دستمایه داستان‌های مجموعه باغ‌های شنی‌ست به همه داستان‌های مجموعه جذابیت می‌داد. الحق هم نویسنده زبان زندان مثل موم در دستش نرم است. دیالوگ‌های خوبی ساخته و کل مجموعه تصویری از زندان می‌دهد که لااقل من در جای دیگری نخواندم . با این حال به جز داستان آخر بقیه داستان‌ها از توصیفی جذاب از زندان فراتر نمی رود. شخصیت‌پردازی‌ها چندان قوی نیست و مهم‌تر از همه "آن داستانی" ندارد. لحظه‌ای که داستان سویه‌هایی از پیچیدگی‌های روح و روان انسانی را عیان کند. به گمانم داستان -لااقل در شکل کوتاهش- کارش همین‌ست. آن‌هایی را به نمایش بگذارد که خواننده بعد از خواندن داستان تصویری جدید، یا لااقل کمی متفاوت از ابعاد وجودی انسان، دردهایش، آرزوهایش، ناتوانی‌ها و ناکامی‌هایش پیدا کند. اما هر چه داستان‌های مجموعه از نبود چنین عمقی رنج می‌برند داستان آخر عمیق و پرمایه بود. "مخلص" روایتی بود از اضطراب لحظه رهایی از زندان - از آزاد شدنش گرفته تا اعدام شدنش یا خودکشی کردنش- هر سه این لحظات پایان در داستان به زیبایی روایت شده. تسلط به زبان و آشنایی با شگردهای نوشتن هم به نویسنده کمک کرده تا داستان آخر را به داستانی طلایی تبدیل کند. خواندن این مجموعه برای رسیدن به همان داستان آخرش می‌ارزد. مخلص به گمانم در مجموعه بهترین‌های داستان‌ کوتاه فارسی بعد از انقلاب قرار می‌گیرد.
Profile Image for لیزا فاخر.
7 reviews1 follower
August 21, 2017
مهم‌ترین خصیصه‌ی این کتاب زبانش است که بدون شکسته‌نفسی و خضوع خواننده را از اولین جملات در تلاقی با آن قرار می‌دهد. فضاسازی قوی است و داستان‌ها بیش از آن‌که ماجرا محور باشند بر شخصیت‌ها تکیه دارند. در جمعی که با هم کتاب را خوانده بودیم، همه متفق‌القول بسیار تحت تاثیر قدرت داستان‌پردازی و نویسندگی و نثر و خیال نویسنده قرار گرفته بودند. من هم تمام این‌ها را درک کردم، درک‌شان سخت نبود از فرط مشهود بودن، اما به نظرم رسید کتاب یک قسمت از سلیقه‌ی من را نمی‌تواند پاسخ‌گو باشد: این‌که وقتی کتاب را می‌بندی کتاب در تو بسته نشود، ادامه داشته باشد.
Profile Image for Hosein Naseri.
100 reviews5 followers
September 25, 2021
خواندن مجموعه داستان «باغ‌های شنی» که اولین مجموعه داستان نجفی‌ست، فارغ از جایزه‌ای که به حق برنده شده، ما را با یک پرسش بنیادی در مورد ادبیات روبه‌رو می‌کند؛ کارکرد ادبیات چیست؟ چرا باید این قصه‌ها نوشته می‌شدند؟
زبان ۵ داستان‌ و شخصیت‌ها که به جز اولی همه در بستر زندان می‌گذرند (که البته اولی هم زندان دیگری را به تصویر می‌کشد)، در صدد ثبت و ضبط زبانی دورافتاده و در اقلیت ولی همچنان غنی از آرایه و استعاره است. زبانی که می‌کوشد تا با خلق بستر متناسب با شخصیت‌ها جهان انسان‌هایی دورافتاده و رنج کشیده را از زاویه دید خودشان برای ما روایت کند. این دقیقا همان کاری‌ست که هدایت و چوبک و نسل آن‌ها شروع کردند و در واقع کار ادبیات!
Profile Image for قاسم طوبایی.
35 reviews5 followers
Read
September 17, 2017
کتابی است که در آغاز سخت خوان نشان میدهد. اما چند صفحه اول را که بگذرانی عادت میکنی به این حجم از کج و کوله حرف زدن آدمها... عادت میکنی به رسم و رسومات آدمهایی از جنس خودمان درست آنور دیوار و آنوقت تو هم دلت نمیخواهد سر سوز زمستانی از زندان مرخص شوی... دلت میگیرد برای جومه نارنجی ای که دلواپس است که استرس دارد و صبحی که نمی آید انگار
به نظرم حمید رضا نجفی نویسنده قابلی است هرچند این اولین کتابی بود که از ایشان خواندم
Displaying 1 - 12 of 12 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.