فقها دربارهی جهاد در اسلام آراء متفاوتی دارند که در کتابهای فقهی آمده است. برخی جهاد را مشروط به اذن یا امر امام معصوم دانستهاند، بهنظر این گروه جهاد در عصر غیبت تعطیل است. گروهی حملهی نظامی به غیرمسلمانان را برای تحمیل دین به آنان جایز دانستهاند. برخی جهاد ابتدایی را حداقل سالی یکبار واجب شمردهاند و گروهی گفتهاند اگر تعداد دشمنان دوبرابر نیروهای اسلام باشد جنگ با آنان واجب است و اگر شمارشان بیشتر باشد جنگ با آنان واجب نیست. نظر برخی از فقها بر این است که اسیرانی که قبل از پایان جنگ دستگیر میشوند باید کشته شوند.
در کتاب حاضر مؤلف با استناد به قرآن و سیره پیامبر (ص) در مقام اثبات این نظر است که در اسلام حملهی نظامی ابتدایی به غیرمسلمانان بیآزار مجاز نیست، بلکه خوشرفتاری با آنان تشویق شده است و جهاد برای دفع شرّ دشمن مهاجم تشریع شده است، نه برای تحمیل دین بر کفّار. همچنین نویسنده بر این نظر است که جهاد مشروط به اذن یا امر امام معصوم نیست، و وجوب جهاد ادواری نیست بلکه هر وقت دشمن حمله کند جهاد واجب است و وجوب جهاد نسبتی با تعداد نیروهای دشمن ندارد و جهاد در عصر غیبت تعطیل نیست و نیز قتلعام اسیرانی که قبل از پایان جنگ دستگیر میشوند جایز نیست.
این کتاب را نخوانده ام .بسیارنوجوان بودم که چاپ این کتاب ممنوعه وانتشارش در دهه پنجاه داستانها آفرید. حکومت پهلوی ترور روحانی به نام شمس آبادی را به طرفداران نجف ابادی منسوب کرد و داستان این قتل وآن کتاب که اکنون میدانیم وجهی پیشرو وانقلابی ازقیام امام حسین را ارائه میکند مدتها درصفحه اول روزنامه کیهان که درخانه ماخریداری میشد بود وباعث بحث های زیادی بین پدرم و خواهردانشجویم میشد . من هم با گوش وهوشی کنجکاو شنونده این بحث ها بودم . یادش بخیر. جنجالها ی این کتاب پس ازانقلاب هم ادامه داشت آنقدردرباره اش شنیده و خوانده ام که گویی حس نمیکنم باید اصل کتاب رابخوانم :) ..
کتاب در واقع بررسی علل وقوع حادثه ی کربلا با زبان و روشی منظم است که بیشتر معطوف به دیدگاه کلامی علمای متقدم از جمله شیخ مفید می باشد و نگاهی منتقدانه اش به دیدگاه شهادت طلبانه رایج بین علماست که برگرفته از آرا سید طاووس است. کتاب به لحاظ روشمندی خصوصا در مقابله ی محتوایی و سندی روایات دینی و تاریخی ارزشمند است هرچند نظر مولف درباره تفاوت هدف و نتیجه و تبیین و اثبات نظر خودش ظاهرا نتیجه بخش است اما در انتها احساس شخصی من این بود که زمینه ی بحث یعنی دو راهی شهادت طلبی یا تشکیل حکومت از اصل، منظری نادرست به این ماجراست و در نظر گرفتن اصل احیای دین و اصلاح امت برای تببین اتفاق صحیح تر به نظر می رسد.
شهید جاوید حسین ع است.البته با دیدگاهی که در زمان نوشتن کتاب که حدود سال 50 ه.ش بوده است آنهم از سوی عضوی از جامعه روحانیت که و نیز از سویی در جامعه ای که اکنون در سال 89 ه.ش هنوز بیش از حد روضه و پامنبری از ائمه نمیدانند کاری بزرگ،وتحلیلی علمی از حرکت سیاسی امام حسین ع به حساب میتوان آورد.اگرچه کتاب چیزی بیش از تاریخ ابن اثیر ندارد اما با توجه به انشا ساده و روان امروزی وتحلیلی تخصصی و عنوان بندی شده کاری ارزشمند میباشد.حرکت حسین ع در این کتاب نه حرکتی عامدانه وتنها به قصد شهادت آنچنانکه در فرهنگ ما معرفی شده بلکه از سویی با یک استراتژِ ی و از سوی دیگر تحت جبر برخی شرایط سیاسی معاصر با ایشان صورت میگیرد.والبته از زیبایی وبزرگی شخصیت منحصر بفرد حضرت نه تنها کاسته نشده بلکه چنانکه میدانیم انسانهای بزرگ با روایت علمی و معقولانه بسیار بزرگ تر و مقبولتر نمایانده میشوند.
هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة «محال است تَن به ذلّت دهیم» کتابی بسیار خوب در مورد علل قیام، ماهیت قیام، مراحل قیام، هدف قیام و نتایج و آثار قیام امام حسین (ع) است. از نظر اینجانب در مقایسه با کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری کتاب بهتر و جامع تری بود. از خواندن کتاب متوجه شدم که چرا گاندی با تمام صراحت اظهار می کند که ما راه حسین را پیش گرفته ایم و همچنین چرا امام حسین(ع) الگوی اصلی دکتر شهید چمران می باشد. پیشنهاد میکنم روحانی و مداح ها از این کتاب هایی که بدون تعصب و داستان سرایی دروغگوین نوشته شده استفاده کنند. هیچ مداحی تو مراسم عزاداری امام حسین نتونسته بود مرا به گریه بیاندازد ولی در حین خواندن کتاب گریستم، چون در این کتاب با ماهیت اصلی قیام و علل قیام صحبت شد و در مورد تشنگی امام حسین و یارانش بسیار بسیار کم صحبت شده است. نتیجه ایی هم که میشه گرفت این است که در راه حق و حقیت باید تا پای از دست دادن جان رفت و ذلت را نپذیرفت؛ نه اینکه بخاطر کوچکترین منافع شخصی خود همه چیز رو زیر پا گذاشت و از حقیقت و حق دور شد. اتفاقی که متاسفانه در جامعه ما زیاد هست و نشان دهنده این است که ما از قیام امام حسین و یارانش هیچ چیزی نفهمیدیم و این بسیار دردناک می باشد.
کتاب با ویراستاری نه چندان حرفه ای اما حاصل کار روحانی شجاعی است که با منطق و دلیل به مبارزه با خرافات و کج روی های اعتقادات شیعیان در بحث قیام حسین (ع) رفته است. شاید کمتر جایی بتوان یافت که از درخواست صلح حسین بعد از محاصره نیروهای حر اسمی ببرند و یا از علت های قیام حرفی بزنند با ذهن خودم قیام حسین را با سال 88 مقایسه کردم موسوی به خیابان آمد به گمان اینکه نیروهای کافی برای پیروزی در انتخابات دارد به گمان اینکه تمام کسانی که بهش رای دادند ازش حمایت می کنند همانطور که مسلم و حسین (ع) دچار این اشتباه شد و فکر میکردند دو هزار نفر نیروی آماده در کوفه منتظر شروع قیام هستند و این اشتباه و کشته شدن امام ضربه بزرگی به اسلام زد. بعضی اعتقاد دارند امام علم به کشته شدن خودش دارد چرا خودش را به کشتن می دهد و همین جاست که این کتاب می گوید این که امام علم به کشته شدن خودش در روز عاشورا داشته از کتاب لهوف سرچشمه میگیرد و قبل از آن مردم چنین اعتقادی نداشتند کتاب باب نوعی در پژوهش دینی رو در زمان خودش باز کرد ولی عده ای ظاهر اندیش و سبک مغز حکم ارتداد برای نویسنده کتاب قایل شدند و ایشان مجبور شد چندین سال در کنار ایت الله منتظری زندگی کند در سکوت
کتاب «شهید جاوید»، اثر شیخ نعمتالله صالحی نجفآبادی پژوهشی جنجالی است که با نگاهی مخالف نظریۀ مشهور دربارۀ وقایع عاشورا نگاشته شد و در سال ۱۳۴۹ شمسی به چاپ رسید. کتاب شهید جاوید که بر اساس کتابهایی ازجمله ارشادِ شیخ مفید، تنزیهالانبیاءِ سید مرتضی، تلخیصالشافیِ شیخ طوسی و خصوصاً تاریخ طبری - به نقل از مقتل دو تن از شاگردان امام صادق یعنی ابیمخنف و هشام بن محمد کلبی - نوشته شده است (صالحی نجفآبادی، ۱۳۸۷: پنج-نه)، با مخالفتهای متعدّدی روبهرو گردید تا آنجا که گویی بیش از چهل کتاب در رد و نقد آن انتشار یافت.
کتاب شهید آگاه، اثر لطفالله صافی گلپایگانی، یکی از معروفترین نقدهایی است که بر شهید جاوید نوشته شد. هرچند در طرف مقابل نیز افرادی چون علی مشکینی، حسینعلی منتظری و محمدتقی جعفری به تمجید از صالحی نجفآبادی و کتاب شهید جاویدِ او پرداختند و علامه جعفری در اینباره اذعان داشت:
کتاب شهید جاوید، که به قلم متین و واقعجوی دانشمند ارجمند آقای صالحی نجفآبادی نوشته شده، آثار تتبع لازم و دقت نظر در آن کاملاً روشن است (همان: ب-ط-۵۲۸).
اکثر عالمان شیعه از زمان سید بن طاووس تا مراجع امروز بر آن باورند که امام حسین بنابر علم تفصیلی از چگونگی و از زمان و مکان شهادت خود باخبر بود و برای شهید شدن و البته امر به معروف و نهی از منکر رهسپار کربلا شد. اما در نقطۀ مقابل، افرادی ازجمله شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی معتقد بودند که امام حسین بنابر علم اجمالی از شهادت خود باخبر بود، ولی از جزئیات آن اطلاع نداشت و برای تشکیل حکومت اسلامی بهسوی کوفه هجرت نمود (همان: هشت الی ده). نعمتالله صالحی نجفآبادی معتقد است که امام حسین از مدینه بهسوی مکه و از آنجا بهسمت کوفه حرکت کرد، نه برای شهید شدن و آگاهی از شهادت خود در کربلا، و نه برای زنده نگه داشتن اسلام بنابر آنچه کودکانه و بدون دلیل و منطق از برخی شنیده میشود، که برای تشکیل حکومت اسلامی هجرت نمود (همان: ۳۳۳ الی۳۳۶).
شیخ طوسی در اینکه آیا جایز است امام دانسته خود را به کشتن بدهد یا نه، تردید کرده، اما هیچگونه تردیدی نداشت و حتی بهطور قطع نظر داده که امام حسین تصوّر نمیکرده است که مردم کوفه بیوفایی کنند و امیدوار بود با کمک آن مردم در این مبارزه پیروز گردد (همان: ۴۵۱-۴۵۲). شیخ مفید هم اجماع علمای شیعه نسبت به علم تفصیلی امام حسین از شهادتش را نفی کرده و متذکر شده است اینکه گفتهاند امام حسین علیهالسلام میدانست اهل کوفه یاریش نمیکنند و در این سفر کشته میشود، ما این مطلب را تصدیق نمیکنیم زیرا هیچ دلیل عقلی و نقلی بر آن نداریم (همان: ۴۵۴-۴۵۵). چنانکه سید مرتضی نیز صریحاً میفرماید:
به حکم عقل و نقل حرام است که امام دانسته برای کشته شدن حرکت کند (همان: ۳۲۵). پس اگر امام دانسته برای کشته شدن رفته باشد، بنابر قول شیخ طوسی کاری شبههناک انجام داده و بنابر قول سید مرتضی کار حرامی کرده است. و در این صورت نه تنها از مقام عصمت تنزّل میکند، بلکه از عدالت هم ساقط میشود (همان: ۴۵۶).
صالحی نجفآبادی برخلاف آنچه سالهاست در هر کوی و برزنی تبلیغ کردهاند که سیدالشهدا قیام کرد تا به شهادت برسد و با خون خود سبب زنده نگهداشتن دین اسلام گردد، معتقد است که امام حسین بنابر دلایل زیر هجرت کرد تا حکومت اسلامی تشکیل دهد:
۱-امام حسین در ایامی که در مکه توقّف داشت و روابطی با عراق برقرار کرده بود برای رؤسای بصره نامهای نوشت و آنان را به برگرداندن خلافت اسلامی به خاندان پیامبر دعوت کرد. و از این دعوت صریح به خوبی روشن میشود که امکان داشته است امام در این مبارزه پیروز گردد و حکومتی اسلامی تشکیل بدهد (همان: ۴۴-۴۵).
۲-هنگامی که امام حسین به سوی عراق میرفت، در حرم مکه در جواب فرزدق که گفت: دلهای مردم کوفه متوجه شما و شمشیرهای آنان بر ضدّ شماست، فرمود: اگر قضای خدا به دلخواه ما جاری شد، خدا را ستایش میکنیم و اگر قضای او برخلاف امید ما جاری شد، باز ما از مرز حقیقت منحرف نشدهایم. و از قسمت اول سخن امام به خوبی روشن میشود که آنچه در درجۀ اول مطلوب آنحضرت بوده تشکیل حکومت اسلامی بوده و این امکان وجود داشته است (همان: ۴۶-۴۷).
۳-امام حسین نامهای به مردم کوفه مینویسد و در آن از اینکه رؤسای بزرگ کوفه زیر نظر مسلم بن عقیل متّفق شدهاند که حکومت دلخواه آن حضرت را تشکیل بدهند ابراز خرسندی میکند و در حق آنان دعای خیر میفرماید. و از این نامه هم به خوبی روشن میشود که آنحضرت پیش از پیش مردم کوفه را آماده میکند تا با اتّحاد کامل به یاری وی بشتابند و برای تشکیل حکومت به مبارزه و پیکار برخیزند (همان: ۴۷-۴۸).
۴-امام حسین در روز عاشورا مردم کوفه را بدین علّت مورد توبیخ شدید قرار میدهد که امام را به فریادرسی خود و تشکیل حکومت حسینی خواندند، اما به پیمانشان وفادار نماندند. و این سخن دلیل روشنی است که امام میخواست حکومت اسلامی تأسیس کند (همان: ۴۹-۵۰).