Jump to ratings and reviews
Rate this book

فرنگیس، خاطرات فرنگیس حیدرپور

Rate this book

740 pages, Paperback

First published January 1, 2015

2 people are currently reading
68 people want to read

About the author

مهناز فتاحی

9 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
51 (41%)
4 stars
42 (33%)
3 stars
23 (18%)
2 stars
5 (4%)
1 star
3 (2%)
Displaying 1 - 30 of 33 reviews
Profile Image for Kosar Taheri .
49 reviews16 followers
May 18, 2018
تا صفحه‌ی ۱۵۰ داستان جدیدی بود از دلاوری‌ یک زن در جنگ!
اما از آنجا به بعد داستان، داستان دلاوری‌ و استقامت مرزنشینان کُرد بود، خاصه روستای گورسفید از توابع گیلان غرب!
قصه‌ی جنگ و زجرهای آوارگی در مناطق مرزنشین همیشه متفاوت است.
زیباترین صحنه و اوج داستان همان قهرمانی فرنگیس است که با تبر بر سر یکی از سربازان عراقی که وارد روستا شده بود، زد و او را کشت و یک سرباز دیگر را به اسارت گرفت!
بازگویی دلاوری‌ها خوب است اما نمی‌تواند تلخی‌ها را از بین ببرد! بیشترین قربانی تلخی‌های جنگ کودکان هستند.
در این داستان هم کودکان زیادی در روستا بر روی مین رفتند، مردند و یا قطع عضو شدند.
اما اوج تلخی آنجا بود که خواهری انگشتان قطع شده برادرش را دفن کرد!
Profile Image for Mohy_p.
274 reviews120 followers
July 30, 2020
با شیئی به نام «مین» بیش از پیش توی این کتاب آشنا شدم که چه بدبختیایی با خودش برای مردم

کتاب واقعا تاثیرگذاره و باعث میشه بیش از پیش همدردی کنیم با مردم زمان جنگ


اما فرنگیس الگو نیس (به گمان من)
[ولی مثلا کتاب سلام بر ابراهیم و ک میخونی با خودت میگی داریم مگه ادم به این خوبی ؟]
فرنگیس شجاعه و با دل و جریت ، قبول
اما لجاجتی که داشت واقعا به نظرم بی منطق بود
جون بچه همراه ادم مهمتره یا گاو تو خونه ؟
Profile Image for saeed Tehrani pooya.
160 reviews14 followers
November 30, 2020
اگر تا به حال به کرمانشاه سفرکرده باشید، حتما کنار پارک شیرین مجسمه یک زن تبر به دست را دیده‌اید. زنی که آقا در سخنرانی در دیدار با مردم گیلان غرب از آنها خواست که او و هویتش را برای خودشان حفظ کنند! آری فرنگیس حیدرپور همان بانوی غیور روستایی‌است که یک سرباز عراقی را کشت و یکی دیگر را اسیر کرده و با دست بسته تقدیم رزمندگان اسلام کرده است.
اگر به دنبال روایتی متفاوت از بانوان دفاع مقدس هستید فرنگیس کتاب خوبیست. فرنگیس روایت مردان و زنانی روستایی ایست که یکی درمیان جانبازند و هنوز با مین‌ها دست و پنجه نرم میکنند. مردمی که جنگ برایشان در آن هشت سال تمام نشد و همچنان پشت سرهم، شهید و جانباز تقدیم انقلاب می‌کنند.
به قول آقا بانو رنگیس را باید بزرگ داشت...
Profile Image for Emerson‌●ω●.
162 reviews
January 21, 2026
با ذکر لعنت به این حکومت و بعد دو هفته قطع ارتباط کامل با همه عزیزانمون به صورت قطره چکونی بر میگردیم.
خطاب به ج ا
ما زنده ایم حرو...:)
Profile Image for Mahdis.
216 reviews38 followers
March 11, 2022
به نظرم هر کتاب خاطرات جنگی، به نوعی یه کتاب ضدجنگه.
این اولین کتابی بود که من در مورد جنگ ایران و عراق خوندم. خاطرات زنی کرد به اسم فرنگیس که تو روستایی نزدیک مرز زندگی می‌کرد، و وقتی جنگ شروع شد ۱۹ سالش بود. خیلی واقعی، ملموس، ترسناک و غم انگیز بود. تصاویری که توصیف می‌کنه، فکر اینکه واقعی بوده باشن آدم رو عمیقا می‌لرزونه. آدمهای بی‌گناهی که چندین سال آواره شدن، از این شهر به اون شهر رفتن و آتیش بمباران همیشه فقط یه قدم ازشون عقب‌تر بود. توصیف صحنه‌ های خیلی خشن و اذیت‌کننده و اتفاقات تراژیک تو این کتاب زیاده. با احتیاط بخونید.

اما چرا بهش ۳ امتیاز دادم؟ (سلیقه‌ای)

۱. شخصیت اصلی: حقیقتش وقتی کتاب نان‌فیکشنه و شخصیت‌ها واقعی هستن، یکمی اکوارده بخوایم راجع بهشون نظر بدیم، ولی فرنگیس خیلی شخصیت آزاردهنده‌ای داره : )) خیلی کله‌شقه، در حدی که تنه به تنه حماقت می‌زنه، و این همیشه موجب اذیت و آزار خانواده و اطرافیانشه. هر کاری که خودش دلش بخواد می‌کنه و انتقادی نمی‌پذیره. کل دنیا بهش میگن این راه خطرناکه، این جاده بده، نرو، عراقیا ریختن تو روستاتون، ولی خانم حرف تو کله‌ش نمیره و باید حتما بره. برای چی؟ برای اینکه خونه‌ش رو ببینه!!!! هیچ وقت به حرفای منطقی شوهر بیچاره‌ش گوش نداد. یه جا بعد از قطعنامه صلح دوباره عراق به کرمانشاه حمله می‌کنه و اینا مجبور میشن روستا رو ترک کنن. خانواده پدری فرنگیس میرن یه روستایی، خودشون میرن یه جای دیگه. بعد فرنگیس خانم وسط جنگ به اون وحشتناکی پاش رو می‌کنه تو یه کفش که بله، من باید برم خونه‌م رو ببینم به پدر مادرمم سر بزنم. کاشکی فقط این بود، علیرغم نگرانی و مخالفت شوهرش دست دختر ۴ - ۵ ساله‌ش رو هم میگیره و می‌بره با خودش : )) بچه ۵ ساله رو می‌بره جایی که پر از جسد و جنازه و نیروی دشمنه و از هر طرف روشون آتیش می‌باره. یا مثلا یه جایی به زور میگه برم از خونه وسایل بیارم، عراقیا هم پشت دروازه روستا! شوهر بیچاره ش هم می‌بینه این از خر شیطون نمیاد پایین مجبور میشه باهاش بره. بزرگوار کاملا رو شانس زنده است.

۲. دیدگاه روایت: متاسفانه کتاب دقیقا همون دیدگاهی رو داره که اکثر آثار دفاع مقدس دارن. تلاش نمی‌کنه به طور کلی ضدجنگ باشه، بلکه تلاش می‌کنه نفرت‌پراکنی کنه علیه عراقیا. تیپیک ج.ا. فرنگیس یه عراقی رو کشته، ولی هیچ وقت دلش نسوخت، هیچ وقت به اون آدم از منظر انسان بودن نگاه نکرد و بهش افتخار کرد و از عراقی‌ها متنفر بود. کل کتاب هم دقیقا همین اپروچ رو داره.

۳. این دیدگاه "بهتره تو خونه‌مون و روستامون بمیریم. ما نباید از این منطقه خارج بشیم، اصلا راه نداره ما بریم یه جای دیگه" که تو کل کتاب موج می‌زنه. عزیزان زندگی خودتون و بچه‌هاتون رو بردارید برید یه جای امن. با اونجا بودنتون که چیزی رو عوض نکردید. دقیقا چرا نمی‌رفتید؟
Profile Image for Setareh Sadeqi.
5 reviews4 followers
January 3, 2019
داستان نثرى ساده و روان و گيرا دارد. وقتى شروع كردم به خواندن، دلم نمى خواست كتاب را بر زمين بگذارم. داستان گاهى صحنه هاي بسيار دلخراشى را به تصوير ميكشد و خواندنش دل مى خواهد! اما مى دانى اين كه همه ى اينها واقعيت است و فقط گوشه اى از همه ى زشتى هاى جنگ است . دست مريزاد...
Profile Image for Zahra Kaardaan.
28 reviews12 followers
September 28, 2019
به جرات می تونم بگم تنها نکته منفی کتاب طرح جلد افتضاحشه. حتی مقدمه‌ش برای من درس داشت!
Profile Image for Mobina.
31 reviews1 follower
November 26, 2023
_کتاب درباره خاطرات خانمی به اسم فرنگیسه که وقتی جنگ شروع شد ۱۹ سالش بوده و تو یکی از روستاهای مرزی زندگی میکرده

_همیشه وقتی اسم نقش خانم تو جنگ میاد همه تو ذهنشون پرستار و آشپز و خیاط تصور میکنند ولی شجاعت این زن کورد برای هر خانمی باعث افتخاره

_لحن کتاب روان و گیراست و مخاطب و جذب میکنه و دوست نداری بزاریش زمین بنظرم این زندگی‌نامه با تصویرسازی‌ها و توصیف‌هایی که داشت خیلی ملموس ،ترسناک و غم انگیز بود.توصیه میکنم به خوندنش یکی به این خاطر که قهرمان داستان یه خانمه یکی از جهت درک فضا و شرایط و مقاومت مردم زمان جنگ علی‌الخصوص مردم مرز نشین .

_ولی اگه بخوام انتقاد کنم باید بگم
لجبازی‌ها و کله‌شقی‌های فرنگیس یه جاهایی عصبیم میکرد که اقا همه میگفتن فلان جاده خطرناکه این خانم لج میکرد که بره مثلا لباس بیاره یا از خونه سر بزنه و به حرف هیچکس هم گوش نمیکرد😐 و یه جاهایی سرِ نترسی که داشت باعث انجام کارهای احمقانه میشد.

بعد من مردم روستارو درک نمیکنم که چرا با وجود خطر زیادی که تهدیدشون میکرد بازم اصرار به موندن داشتن اخه موندن یه چه قیمتی؟!
Profile Image for Zeinab.
141 reviews7 followers
November 20, 2022
یکی از بهترین کتاب‌هایی بود که در زمینه دفاع مقدس خوندم. داستان مردمی که خودشون در میدان جنگ نیستند اما تحت‌تأثیر جنگ‌اند. داستان مرزنشینان کرد. داستان فرنگیس، زن شجاع، قوی، پرانرژی و پرامید کرد. گاهی درکش نمی‌کردم و گاهی لجبازی‌هاش اعصابم رو خورد می‌کرد، اما شخصیتی که در کل از فرنگیس تو ذهنم شکل گرفت زنی پرابهت و شجاع بود، کسی که هیچ‌وقت تسلیم نشد.... با وجود همه سختی‌ها زندگی کرد و زندگی بخشید.
73 reviews52 followers
March 3, 2016
عجالتا حرفی ندارم
...
بخونیدش ولی
اینا چیزهایی بود که همیشه دلم می خواست از جنگ بدونم
و نبود
اون صداهایی که لا به لای کلیشه های تلویزیونی
حتی صدای آوینی
که صدا و سیمای نه چندان عزیز به طرز تهوع آوری کلیشه اش کرد
Profile Image for Zed_bml.
13 reviews
September 20, 2020
برشی از کتاب:
مین پشت مین. هر روز یکی روی مین می‌رفت. رحیم و ابراهیم و بیشتر نیروها، کارشان شده بود مین در آوردن. خون به جگر شده بودیم. مین داشت نابودمان می‌کرد... مین بی��صدا بود و مخفی. نیروها مرتب بچه‌های مردم را آموزش می‌دادند، اما هر روز بچه‌ای قربانی می‌شد.
یک روز دیگر پیغام آوردند که فرنگیس، زودی بیا آوه‌زین. به سینه کوبیدم. باز چه شده بود؟ چه اتفاقی افتاده بود؟ این بار پسردایی‌ام روی مین رفت. توی مراسم فاتحه‌اش، زن‌ها گریه می‌کردند و مردها حرص می‌خوردند. زن‌دایی‌ام تا مرا دید، گفت: «فرنگیس، بیا که دیدنت دلم را آرام می‌کند. حداقل تو یکی از آن‌ها را کشتی. این‌ها پسر من را کشتند. خدانشناس‌ها، توی همین روستا...»
.
این کتاب شامل خاطرات فرنگیس حیدرپور -یکی از دلیر زنان کرد- از جنگ تحمیلی است.
در آغاز جنگ ، بسیاری از مردهای اهالی روستای «آوه‌زین»(از توابع شهرستان گیلانغرب در غرب کرمانشاه، محل زندگی فرنگیس که در آن زمان ۱۸ سال داشته) برای متوقف کردن نیرو های صدام راهی خط مقدم شدند و زنان، کودکان و پیران روستا هم از روستا خارج شده و به کوه ها و دره ها پناه بردند.
نقطه ی اوج رشادت های او آنجاست که در یکی از روزها، برای تهیه غذا به روستا باز می‌گردد اما در مسیر بازگشت با ۲ سرباز عراقی مسلح مواجه می شود. او با تبر پدرش با آنان درگیر می شود و یکی را به هلاکت می رساند و دیگری را اسیر می‌کند و با تجهیزاتش به مقر ارتش تحویل می‌دهد.
والبته این بخش کوچکی از شجاعت های اوست...
.
تجربه ی شخصی:
فرنگیس از اون کتاباس که با خوندن/شنیدنش سرشار از غرور و لذت میشی... از اینکه تو خاکی به دنیا اومدی و بزرگ شدی که پر از زنان و دخترانی مثل فرنگیسه...
کاش این شخصیت هم جایی در کتاب های درسی داشت و کاش در زمینه ی معرفی الگو به فرزندان این سرزمین بهتر عمل می کردیم تا...
علاوه بر ماجرایی که در معرفی کتاب بهش اشاره شد و از نظر همه پررنگ ترین اتفاقه ، من از اون قسمتی که فرنگیس خودش به تنهایی و با وجود بچه ای در شکمش در کوه خونه می سازه خیلی خیلی لذت بردم... و استقلال و اراده اش رو عمیقا تحسین کردم.
و در پایان دو تا نکته:
۱ در بعضی جاها نوشته شده که در ماجرای بازگشت به روستا برای تهیه ی غذا، پدر و بردار فرنگیس کشته میشن! اما من در کتاب اینو ندیدم😶 حتی دو بار هم گوش دادم اون قسمت رو😐
۲ موکدا توصیه می کنم نسخه ی صوتی رو تهیه کنید. چون کتاب پر از گفت و گوهایی به زبان محلی هست و خوندن نسخه ی چاپی ش هم کمی سخت خواهد بود و هم خودتون رو از لذت شنیدن خوانش ماهرانه خانم محمدی و گویش شیرین کُردی محروم می کنید!
.
Profile Image for Seyyedeh Zeinab Mousavi.
265 reviews16 followers
March 20, 2023
لطفا یه لحظه چشماتون رو ببندید...
تصور کنید دشمن تا یه قدمی روستاتون رسیده و حالا مجبورید خونه‌تون و همه چیزایی که با زحمت به دست آوردید رها کنید و برید...
تصور کنید دارید زندگیتونو می‌کنید که یهو صدای وحشتناک هواپیماهای جنگی دیوار صوتی رو می‌شکنه و یه دفعه همه جا جهنم میشه...
تصور کنید بمب مثل بارون از آسمون می‌باره و عزیزترین کسایی که تو این دنیا دارید مثل برگ خزوون جلوی چشماتون به زمین می‌افتن...
تصور کنید که تا سال‌ها بعد از جنگ هنوز مین‌ها از خانواده‌تون دست و پا می‌گیرن...

من تمام این حس‌ها رو با کتاب فرنگیس تجربه کردم، هر چند از پشت برگه‌های کتاب و با صدای گویندهٔ سطرها...

اولین بار بود که به جنگ از دید یه آدم عادی نگاه می‌کردم، یه زن روستایی مرزنشین، یه دختر پرشروشور ۱۸ ساله که وقتی با دو تا سرباز عراقی مواجه میشه به جای اینکه تن به اسارت بده، با تنها سلاحی که داره، یعنی یه تبر، یکیشون رو می‌کشه و اون یکی رو اسیر می‌کنه...
اولین بار بود که انگار تونستم سنگینی جنگ و دردش رو روی دلم احساس کنم، تونستم خودمو به جای مردمی بذارم که یه دفعه زندگیشون با یه تجاوز ظالمانه از این رو به اون رو شد و دیگه هیچ‌وقت به حالت عادی برنگشت...

https://taaghche.com/audiobook/16570
Profile Image for Mojtaba Gharehbaghi.
15 reviews3 followers
September 16, 2022
یک کتاب نفسگیر از خاطرات خانم فرنگیس حیدر پور. زندگی سراسر چالش و جنگ از کودکی تا کنون.
یکی از ویژگی های کتاب اینه نحوه ی اغاز کناب هم خاصه. برای نشون دادن غیرتمندی ایرانی ها و بخصوص کردها داستان رو از زمان دغدغه کودک همسری شروع میکنه.
پیشنهاد میکنم خوندن کتاب رو از دست ندید.
......................................................
کتاب خاطرات فرنگیس حیدر پور را طی دو سه روز خواندم. عجب نفس گیر بود خاطرات این شیرزن. نویسنده به خوبی خاطرات را روایت کرده بود. شروع بسیار خوب داستان با کودکی و ازدواج در سنین پایین و غیرتمندی مردان ایرانی تا رسیدن به جنگ و ذکر خاطرت نفسگیر فرنگیس در مقابل ناملایمات که چه عرض کنم در مقابل همه ی دنیایی که داشت جهانش را خراب می کرد. مگر می شود یک زن اینقدر سختی در زندگی بکشد؟

البته تمام زنها و مردهایی که در این داستان کنار فرنگیس نامشان دیده می شود همتراز و همپای او سختی کشیده اند با این تفاوت که او کتابش نوشته شد و البته به زعم خود کارهایی محیرالعقول نیز انجام داده بود.

دعوتتان می کنم به خواندن کتاب فرنگیس به قلم مهناز فتاحی.
Profile Image for Reza Monfared.
78 reviews2 followers
December 18, 2020
شروع: 01/08/97 روزی که برای اربعین رفتم( دراتوبوس) پایان: 13/08/97
داستان زنی به نام فرنگیس است که در آواه زین نزدیک مرز و گیلان غرب زندگی میکند. به عبارتی داستان جنگ 8 ساله از دیدگاه یک زن در پشت جبهه روایت شده است.
مین ها مهمترین دشمن مردم در غرب پس از پاک سازی و برگشت به خانه هایشان بوده. اینکه فرنگیس در بدترین شرایط که بمباران هوایی بوده حامله بوده یا بچه اش به دنیا آمده و مادری که بچه اش که بی سر لحظاتی میدویده ررا فرنگیس دیده و تعریف میکند. چندین نفر از اقوام دور و نزدیک فرنگیس در زمان جنگ کشته یا به شدت مجروح شده اند.
فرنگیس با تبر یک عراقی رو کشت و یمی رو هم اسیر گرفت.

تندیس فرنگیس حیدرپور در پارک شیرین کرمانشاه هست

دو ماه از سال در بهار و در سیاه چادر نزدیک خانه شان زندگی میکردند
Profile Image for Mahdiyar.
6 reviews2 followers
March 7, 2019
روایت یک زن روستایی که در ابتدای کتاب توانست فضای زیبایی محلی کردی را به تصویر بکشد و در ادامه به زیبایی مصائب جنگ را تعریف می کند به شکلی که هم جنایات حزب بعث عراق نمایان شد و هم نحوه مقاومت فرنگیس و خانواده اش در مقابل تمام مشکلات حاصل از جنگ، که مقاومت اینچنینی مردم کرد به خصوص قوم کلهر ستودنی است.
قومی که در مقابل صدام با تمام جوانان و دارایی های خود ایستادند تا ذره ای از خاک ایران به دست آن خوناشام نیفتد.
24 reviews
October 30, 2021
تلخ ترین واقیعات های جنگ تحمیلی. پیشنهاد میکنم حتما بخونید تا به رنج مردم کرد در زمان جنگ پی ببرید

برخلاف تصورات عامه فرنگیس حیدر پور فقط یک زنی که سرباز عراقی را کشته نیست بلکه زنی سخت کوش و متکی بخود است
426 reviews6 followers
March 18, 2023
شیرزنی بود حقیقتا.
بانویی که با تبر چندعراقی رو به هلاکت رسوند و اسیر کرد.
شجاعتش عجیب بود
و در کل بخشهای مربوط به بعد از جنگش خیلی غمناک بود.
بچه هایی که موقع بازی روی مین میرفتن و ...

«فرنگیس» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/audiobook/16570
Profile Image for Batool.C.
19 reviews
February 29, 2024
کتاب فرنگیس یکی دیگه از شخصیت های شیر زن ایران رو به ما نشون میده که به نظرم همه باید این کتاب رو بخونیم تا معنیه اراده و همت رو یاد بگیریم و با تمام کم و کاستی و مشکلاتی که الان داریم، قدر و معنی امنیت و آرامش رو بدونیم
Profile Image for majede.
97 reviews30 followers
June 20, 2019
مرد های فامیل ما می گفتند این فرنگیس عجب نترسی بوده. عجب شجاعی بوده
از صد تا مرد مرد تر بوده.
برای آدم ترسویی مثل من، فرنگیس یک بابای مهربان بود. خوش به حال دل بی باکش!
Profile Image for farazian.
13 reviews
September 18, 2019
کتاب «فرنگیس» روایت دلیری‌های خانم فرنگیس حیدرپور، شیرزن خطه‌ی گیلان‌غرب، به قلم خانم مهناز فتاحی از روایت‌های خواندنی مقاومت زنان ایرانی در برابر مهاجمان بعثی، در دوران دفاع مقدس است.
Profile Image for Monafard.
24 reviews1 follower
November 23, 2019
تنها جایی که دوست نداشتم داستان ملاقات رهبری به بعد بود، بقیه اش به شدت زیبا و هیجان انگیز بود،
وقتی می خوندم شوق داشتم بدونم بازم چه اتفاقی افتاد.
Profile Image for Mohaddese.
12 reviews3 followers
January 12, 2020
کتابی فوق العاده از دلاوری زنی کُرد و استقامتهای مردمان گیلان غرب
چه خوب که این کتاب نوشته شد!
3 reviews
January 27, 2021
یکی‌شان با تمسخر گفت: «یعنی می‌خواهی بگویی تو نمی‌ترسی؟»
مستقیم نگاهش کردم؛ چشم دوختم توی تخم چشم‌هایش و گفتم: «نه، نمی‌ترسم. آن‌جا را که می‌بینی، خانۀ من است.»
Profile Image for Arnika.
33 reviews
October 12, 2021
عالی بود و واقعی ، نمی‌تونستم کتاب رو زمین بذارم. فقط آخرش تاسف خوردم که چرا فقط یه تندیس و چند تا تقدیر نامه واقعا به چه دردش میخوره؟ وقتی حمایت مالی نشه و اینکه چقدر ضعف در سیستم مدیریتی ...
Profile Image for Farideh.
523 reviews11 followers
November 5, 2021
کاش همه ‌‌‌ی زنان ایران این کتابو بخونن...
6 reviews
October 9, 2022
خاطرات جنگ رو برای منی که اونموقع نبودم کامل احساس کردم. کتاب قشنگیه دوس داشتم
Profile Image for Fatemehshahvari.
185 reviews15 followers
November 18, 2022
این بدبخت رو من ۵سالی هست میخوام بخونم
یکی بیاد با هم بخونیم لااقل...
+به خاطر اینکه اینو بنویسم تو read گذاشتم...
62 reviews
March 18, 2023
فرنگیس نمونه زنان غیور و دلاور دوران دفاع مقدس که شجاعتش الگوی دیگران است. داستان زندگی فرنگیس خیلی خواندنی بود

«فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/3857
12 reviews1 follower
April 2, 2023
روایت زنی شیردل و دلاور در درون ملتی دلاور که حماسه های خود را با امثال این کتاب فریاد می زند و در زندگی عادی این زن دلاوری مشهود است چه برسد در جنگ.
Profile Image for Aryana.
109 reviews1 follower
July 5, 2024
سیزدهمین کتاب سال ۱۴۰۳، بهترین و خاص ترین کتابی که از جنگ خوندم
Displaying 1 - 30 of 33 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.