What do you think?


وصیت و صبحانه
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 19 of 19 reviews
March 7, 2020
شعرای اول کتاب به دور از هر آرایه ادبیه، نیمه دوم قشنگ تره
September 7, 2017
چقده خوب بود. اصن نمی تونم از فکرش بیام بیرون.تو کمتر از یه ساعت کلشو خوندم بعد که تموم شد ،رفتم از اول شروعش کردم...
"سر به زیر نیاز مندی ها
مثلاً روزنامه می خواندی
خوانده بودند جمله ی کلمات
سطرهای نیازمندت را
روز و شب در پی تو می گشتند
همه سلول های غمگینم
تا نشان از تو یافتم، دیدم
که عوض کرده اند بندت را
طعنه های تو زخم زالوها
نیش زنبورهای کندوها
منِ بدبخت،مثل هالوها
نوش جان می کنم گزندت را
چه هوس ها که می زند به سرت
از دغل دوستان دور و برت
من به تلخی نگاه می کنم و
مگسان می خورند قندت را
و به تحقیق می توان فهمید
هیچ کس جز تو دلپسندت نیست
از محالات ممکن است اینکه
بپسندت کسی پسندت را
می برندم به خوابِ دیدن تو
می برندم به خاک ریختنت
روی گوری که سرنوشت من است
دوزخا!گور من بهشت من است"
"سر به زیر نیاز مندی ها
مثلاً روزنامه می خواندی
خوانده بودند جمله ی کلمات
سطرهای نیازمندت را
روز و شب در پی تو می گشتند
همه سلول های غمگینم
تا نشان از تو یافتم، دیدم
که عوض کرده اند بندت را
طعنه های تو زخم زالوها
نیش زنبورهای کندوها
منِ بدبخت،مثل هالوها
نوش جان می کنم گزندت را
چه هوس ها که می زند به سرت
از دغل دوستان دور و برت
من به تلخی نگاه می کنم و
مگسان می خورند قندت را
و به تحقیق می توان فهمید
هیچ کس جز تو دلپسندت نیست
از محالات ممکن است اینکه
بپسندت کسی پسندت را
می برندم به خوابِ دیدن تو
می برندم به خاک ریختنت
روی گوری که سرنوشت من است
دوزخا!گور من بهشت من است"
June 16, 2024
شبانه مرد گاریچی
به خانه میکشد خود را
اگر که مادیان خسته
اکر طناب هم پاره
درون مرد همواره
کشیده میشود باری
به خانه میکشد خود را
اگر که مادیان خسته
اکر طناب هم پاره
درون مرد همواره
کشیده میشود باری
January 13, 2018
حسین صفا بنظرم بهترین ترانه سرای امروزه.
قدرت و شاعرانگی ای که ترانه ها و اشعار محاوره ی صفا داره، قطعا توو غزل هاش نیست.
دو ترانه ی "وصیت" و "مرد گاریچی" به طبع بهترین های کتاب وصیت و صبحانه بود.
زياد اميد ندارم
كه از تپيدن قلبم
گلي دوباره برويد
مگر بهار كه سر شد
كنار سنگ مزارم
دلي دوباره بكاريد
كدام قلّه؟ كدام اوج؟
مني كه اين همه كوهم
از اين جهان به ستوهم
من از شكار نكردن
شما از اين كه شكارم
نبوده ايد شكاريد...
"وصیت"_حسین صفا
"اختراع توو خالی" هم از کلاسیک های خوب این کتاب بود.
وزنه ای نیستم که برداری
عددی نیستم که بشماری
به شمار کسی نمی آیم
طبل یک اختراع توو خالی ست...
روز، هرشب درون من خواب است
صبح فردا مسلما ابری ست
پشت این ماه بی چراغی هاست
گریه ته مانده های خوشحالی ست
ترانه های نسبتا ضعیفی هم خب داره، اما به اعتقاد من همون ضعیف ها که از نظر شاعرا، همون ضعف در کشف و نگاه هست هم بشدت از نظر عاطفه قوی هستن. و حداقل عاطفه اون خلا رو پر کرده.
قدرت و شاعرانگی ای که ترانه ها و اشعار محاوره ی صفا داره، قطعا توو غزل هاش نیست.
دو ترانه ی "وصیت" و "مرد گاریچی" به طبع بهترین های کتاب وصیت و صبحانه بود.
زياد اميد ندارم
كه از تپيدن قلبم
گلي دوباره برويد
مگر بهار كه سر شد
كنار سنگ مزارم
دلي دوباره بكاريد
كدام قلّه؟ كدام اوج؟
مني كه اين همه كوهم
از اين جهان به ستوهم
من از شكار نكردن
شما از اين كه شكارم
نبوده ايد شكاريد...
"وصیت"_حسین صفا
"اختراع توو خالی" هم از کلاسیک های خوب این کتاب بود.
وزنه ای نیستم که برداری
عددی نیستم که بشماری
به شمار کسی نمی آیم
طبل یک اختراع توو خالی ست...
روز، هرشب درون من خواب است
صبح فردا مسلما ابری ست
پشت این ماه بی چراغی هاست
گریه ته مانده های خوشحالی ست
ترانه های نسبتا ضعیفی هم خب داره، اما به اعتقاد من همون ضعیف ها که از نظر شاعرا، همون ضعف در کشف و نگاه هست هم بشدت از نظر عاطفه قوی هستن. و حداقل عاطفه اون خلا رو پر کرده.
August 28, 2023
سرم از آستانه ات خالیست
جای من روی شانهات خالیست
تا ابد نیستی و با این حال
تا ابد با تو رو به رو هستم
جای من روی شانهات خالیست
تا ابد نیستی و با این حال
تا ابد با تو رو به رو هستم
April 2, 2023
اینجا کسی نشسته که پیوسته
دست از خودش نخواسته بردارد
اینجا منم؛ کسی که دلش می خواست
سر روی زانوان تو بگذارد
از من نخواه از تو بپرهیزم
از من گذشته از تو بپرهیزم
از من نپرس گریه که می گیرم
این ابر از کجاست که می بارد
دست از خودش نخواسته بردارد
اینجا منم؛ کسی که دلش می خواست
سر روی زانوان تو بگذارد
از من نخواه از تو بپرهیزم
از من گذشته از تو بپرهیزم
از من نپرس گریه که می گیرم
این ابر از کجاست که می بارد
June 12, 2025
به هزار دلیل حسین صفا یعنی "تو". یکیش همون کتابش که برام از نشر چشمه خریدی.
--
این کتاب سرودههای ۸۸ تا ۹۲ صفاست که غزل(یا چیزی شبیه به اون) هستن.
همونطور که قبلا هم نوشتم، صفا یه جاهایی از دایرهی فهم و درک من خارج میشه. گاهی حتی متوجه میشم داره چیکار میکنه و سعی میکنه با چی بازی کنه، اما بازم درکش نمیکنم.
ولی به شکل کلی شاعر جسوریه. معمولا جاهایی میره که آدمهای زیادی نرفتن. با شعرش میشه فک کرد. میشه فهمیدش خیلی وقتا. میشه تعبیر کرد. اینا به نظر من ارزشمندن.
شعرهای معروفی از صفا در این کتاب هستن که برای من قشنگترین شعرها هم همونا بودن:
شعر وصیتنامه، مریضحالی،چشمهای تو قوطی رنگاند، که تکیه داده به دیواری.
درنهایت کتاب به نظرم دنیای خودشو داره و میشه باهاش چند دقیقهای زندگی کرد. باهاش تو پارک قدمزد، چای تلخ خورد و به دوست داشته نشدن فکر کرد...
--
چندتا از بخشهای کتاب:
------------
------------
تکلیف رفتن بود
تکلیف او با من
چون روز روشن بود
بار سفر را بست
رفتهست اما هست
این گوشه پنهان است
--
از بس که غمگینم
هر پوزخندی را
لبخند میبینم
خوشبخت بودن هیچ
خوشحال بودن هم
از من گریزان است
--
مهربان حرف داشتم با تو
یک جهان حرف داشتم با تو
یک جهان حرف بودم و حالا
عقدهای مانده در گلو هستم
--
سرم از آستانهات خالیست
جای من روی شانهات خالیست
تا ابد نیستی و با این حال
تا ابد با تو روبرو هستم
--
ای زندگی! از مرگ خوشحالم
ای مرگ! آغازی پُر از او باش
--
--
این کتاب سرودههای ۸۸ تا ۹۲ صفاست که غزل(یا چیزی شبیه به اون) هستن.
همونطور که قبلا هم نوشتم، صفا یه جاهایی از دایرهی فهم و درک من خارج میشه. گاهی حتی متوجه میشم داره چیکار میکنه و سعی میکنه با چی بازی کنه، اما بازم درکش نمیکنم.
ولی به شکل کلی شاعر جسوریه. معمولا جاهایی میره که آدمهای زیادی نرفتن. با شعرش میشه فک کرد. میشه فهمیدش خیلی وقتا. میشه تعبیر کرد. اینا به نظر من ارزشمندن.
شعرهای معروفی از صفا در این کتاب هستن که برای من قشنگترین شعرها هم همونا بودن:
شعر وصیتنامه، مریضحالی،چشمهای تو قوطی رنگاند، که تکیه داده به دیواری.
درنهایت کتاب به نظرم دنیای خودشو داره و میشه باهاش چند دقیقهای زندگی کرد. باهاش تو پارک قدمزد، چای تلخ خورد و به دوست داشته نشدن فکر کرد...
--
چندتا از بخشهای کتاب:
------------
------------
تکلیف رفتن بود
تکلیف او با من
چون روز روشن بود
بار سفر را بست
رفتهست اما هست
این گوشه پنهان است
--
از بس که غمگینم
هر پوزخندی را
لبخند میبینم
خوشبخت بودن هیچ
خوشحال بودن هم
از من گریزان است
--
مهربان حرف داشتم با تو
یک جهان حرف داشتم با تو
یک جهان حرف بودم و حالا
عقدهای مانده در گلو هستم
--
سرم از آستانهات خالیست
جای من روی شانهات خالیست
تا ابد نیستی و با این حال
تا ابد با تو روبرو هستم
--
ای زندگی! از مرگ خوشحالم
ای مرگ! آغازی پُر از او باش
--
July 6, 2020
کنار تخت میخوابم
مگر هوا که بند آمد
نفس کشیدنت باشم
مگر هوا که بند آمد
نفس کشیدنت باشم
February 3, 2022
آقای حسین صفا! میفهمم چی میگیا! ولی متوجه نمیشم!
البته که شعر «مریضحالی» را دیوانهوار دوست دارم. (ایضاً اکثر همکاریهای ح.ص با م.چ را)
البته که شعر «مریضحالی» را دیوانهوار دوست دارم. (ایضاً اکثر همکاریهای ح.ص با م.چ را)
August 17, 2023
ابتدای کتاب، نوشتهای یادگاری از یکی از دوستان قدیمم هست. تاریخی که در انتهای یادداشتش نوشته است، تولدم در سال ۹۸ را نشان میدهد. ۷ مهر ۹۸. زمانی که همه چیز فرق داشت و شاید بسیار بهتر بود. زمانی که این حجم از زخم در قلبم و این همه جای خالی درونم نبود. زمانی که همین کتاب را پشت نیمکتهای دبیرستان با دوستی که حالا دشمنم شده است، میخواندیم و کیف میکردیم. زمانی که هنوز با واقعیتهای تلخ زندگی مواجه نشده بودم. زمانی که هنوز تنم کنکور کثیف را لمس نکرده بود و غرق در المپیاد بود.
هر کتاب برایم خاطرهایست که در کتابخانهام میچینم. اما این کتاب، چیزی فراتر از خاطره بود. چیزی شبیه به حسرت... چیزی شبیه به بغض... .
هر کتاب برایم خاطرهایست که در کتابخانهام میچینم. اما این کتاب، چیزی فراتر از خاطره بود. چیزی شبیه به حسرت... چیزی شبیه به بغض... .
April 4, 2020
کتاب عطرِ چاووشی میده! و این چندان خوب نیست به نظرم. ردپای شدید و تکراریِ چاووشی در بیشتر اشعار این کتاب (مثل منجنیق و من کمتحملم) درسته اتفاق خیلی خوبی میتونه باشه ولی به عنوان یک کتاب مستقل از جهاتی ضعف هم محسوب میشه. و این قضیه برای کسی که پیش از این کتاب؛ بیشترِ کتابهای حسین صفا رو خونده بیشتر توی ذوق میزنه.
شباهت قالبها و مفاهیم یکی از اصلیترین عاملِ توذوقزدگیه. اما این قضیه از ارزش کتاب (در مقایسه با سایرکتابهای بازار) نکاسته. کتاب هنوز هم دوستداشتنی و لذتبخشه. به شکلِ کلی حسین صفا قشنگ و لذتبخش و دوستداشتنیه.
شباهت قالبها و مفاهیم یکی از اصلیترین عاملِ توذوقزدگیه. اما این قضیه از ارزش کتاب (در مقایسه با سایرکتابهای بازار) نکاسته. کتاب هنوز هم دوستداشتنی و لذتبخشه. به شکلِ کلی حسین صفا قشنگ و لذتبخش و دوستداشتنیه.
June 25, 2025
وقتی سراغ این کتاب رفتم نمیدونستم قراره حسین صفای منجنیق رو ببینم یا حسین صفای آه به خط بریل. شروع که کردم به وجد اومدم از اینکه این کتاب هم مثل منجنیق پر از شعرای خوب و بینظیره، حیف که نیمه دومش ضعیفتر شد.
ولی ولی ولی بخونید، حسین صفا بخونید.
چقدررر زبان این مرد قشنگههه.
۴ امتیاز چون تا اینجا فقط منجنیقش لیاقت ۵ رو داره.
چهارشنبه ۴/۴/۴
ولی ولی ولی بخونید، حسین صفا بخونید.
چقدررر زبان این مرد قشنگههه.
۴ امتیاز چون تا اینجا فقط منجنیقش لیاقت ۵ رو داره.
چهارشنبه ۴/۴/۴
July 20, 2018
با هیچ زن نجوشیدم
حتا برای یک ساعت
یک لحظه هم نکوشیدم
ای رختخواب خنزر پوش
آن زن که عاشقش هستم
نقاشی قلمدان است...
حتا برای یک ساعت
یک لحظه هم نکوشیدم
ای رختخواب خنزر پوش
آن زن که عاشقش هستم
نقاشی قلمدان است...
October 21, 2020
بهار؟! سر زد و سر شد
خیال خواب ندارید؟
خیال خواب ندارید؟
April 8, 2021
هنوز از خواندنش بهوجد میآیم
August 17, 2021
خیالبافیات بد نیست
خیال کن که خواهی رفت
همین که رفتی و مردم
تلاش کن که برگردی
و در کمال خونسردی
مرا به خاک بسپاری
چندان چنگی به دل نزد.
خیال کن که خواهی رفت
همین که رفتی و مردم
تلاش کن که برگردی
و در کمال خونسردی
مرا به خاک بسپاری
چندان چنگی به دل نزد.
November 15, 2023
زیاد امید ندارم
که از تپیدنِ قلبم
گلی دوباره بروید؛
مگر بهار که سر شد
کنارِ سنگِ مزارم
دلی دوباره بکارید
که از تپیدنِ قلبم
گلی دوباره بروید؛
مگر بهار که سر شد
کنارِ سنگِ مزارم
دلی دوباره بکارید
February 27, 2017
برخی از رودخانهها خود را
یک بغل باتلاق میبینند
در سرم دستهای متصلی
یاد هم میدهند زانو را
دودهای عمیق این سیگار
که پراکنده میکنید مرا!
عکسهایی که بردهاید از یاد
رنگهای پریدهی او را!
من فقط قهرمانِ محتوم
ماراتنهای بیسرانجامم
که فقط چال میکنم در خود
پایکوبانِ روی سکّو را...
یک بغل باتلاق میبینند
در سرم دستهای متصلی
یاد هم میدهند زانو را
دودهای عمیق این سیگار
که پراکنده میکنید مرا!
عکسهایی که بردهاید از یاد
رنگهای پریدهی او را!
من فقط قهرمانِ محتوم
ماراتنهای بیسرانجامم
که فقط چال میکنم در خود
پایکوبانِ روی سکّو را...
July 20, 2018
با هیچ زن نجوشیدم
حتا برای یک ساعت
یک لحظه هم نکوشیدم
ای رختخواب خنزر پوش
آن زن که عاشقش هستم
نقاشی قلمدان است...
حتا برای یک ساعت
یک لحظه هم نکوشیدم
ای رختخواب خنزر پوش
آن زن که عاشقش هستم
نقاشی قلمدان است...
Displaying 1 - 19 of 19 reviews

















