What do you think?


The Cripple of Inishmaan
In 1934, the people of Inishmaan learn that the Hollywood director Robert Flaherty is coming to the neighbouring island to film his documentary Man of Aran. No one is more excited than Billy, an unloved and crippled boy whose chief occupation has been gazing at cows and yearning for a girl who wants no part of him.
For Billy is determined to cross the sea and audition for the Yank. As news of his audacity ripples through his rumour-starved community, The Cripple of Inishmaan becomes a merciless portrayal of a world so comically cramped and mean-spirited that hope is an affront to its order.
With this bleak yet uproariously funny play, Martin McDonagh fulfilled the promise of his award-winning The Beauty Queen of Leenane while confirming his place in a tradition that extends from Synge to O'Casey and Brendan Behan.
This Student Edition, complete with plot summary and scholarly notes, is edited by Dr. P.J. Mathews of University College Dublin.
For Billy is determined to cross the sea and audition for the Yank. As news of his audacity ripples through his rumour-starved community, The Cripple of Inishmaan becomes a merciless portrayal of a world so comically cramped and mean-spirited that hope is an affront to its order.
With this bleak yet uproariously funny play, Martin McDonagh fulfilled the promise of his award-winning The Beauty Queen of Leenane while confirming his place in a tradition that extends from Synge to O'Casey and Brendan Behan.
This Student Edition, complete with plot summary and scholarly notes, is edited by Dr. P.J. Mathews of University College Dublin.
128 pages, Paperback
First published January 1, 1997
About the author
Martin McDonagh
39 books906 followersWhile still in his twenties, the Anglo-Irish playwright Martin McDonagh filled houses in New York and London, was showered with the theatre world's most prestigious accolades, and electrified audiences with his cunningly crafted and outrageous tragicomedies.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 264 reviews
August 15, 2023
تو زندگی هر آدم موقعی میرسه که اون آدم مجبوره قلبشو بذاره کف دستش و واسه به دست آوردن یه چیزی زورشو بزنه، حتی اگه بدونه بخت به دست آوردن اون چیز واسش یک در میلیونه، بازم باید بختشو آزمایش کنه، وگرنه اصلاً واسه چی زندهس؟ صفحه ۶۸ کتاب
June 9, 2021
ویژگی های برجسته نمایشنامه های مک دونا اینهاست:
شخصیت پردازی های قوی ، بددهنی و رک گویی، کمدی سیاه ، توطئه و دسیسه چینی . اما این نمایشنامه از ویژگی دیگری برخوردار است که به نظر من در سایر آثار وی وجود ندارد: یک نوع ملاحت، همدلی و مهربانی واقعی در شخصیتها، به ویژه در شخصیت بیلی( پسرک چلاق) که به آنها جنبه ملایم تر و انسانی تری نسبت به شخصیتهای دیگر آثارش میدهد .
نمایشنامه چلاق اینیشمان، داستانی روستایی ، طنز و درعین حال غم انگیز دارد که در آن میتوان حتی با شارلاتانترین شخصیت ها نیز همدلی و قلبا همذات پنداری کرد.
مارتین مک دونا توانایی خلق شخصیت های جذابی را دارد که در طول نمایشنامه، هرچه پیش میروی، فارغ از احساساتی که نسبت به آنها تجربه میکنی ، عمق پنهانشان آشکار و در نتیجه جذابیت آنها بیشتر می شود.
مک دونا در این نمایشنامه روستایی ایرلندی را به تصویر میکشد که در آن زندگی برای همه اهالی بسیار یکنواخت و برای جوانان کسل کننده است . همه چیز درگیر و دار روزمرگی دچار بی معنایی شده، مردم از همدیگر سواستفاده میکنند، پسران ساده لوح در آنجا وقت خود را با زل زدن به گاوها هدر میدهند و دختران با خشونت از خود محافظت میکنند. زندگی در آنجا به قدری ملال آور و یکنواخت است که مردم برای شنیدن هر خبر راست یا دروغی حاضرند باج بدهند و جوانان دنبال هر راهی برای دور شدن از روستا هستند.
ایرلندی که مک دونا نشانمان میدهد، تا اینجا جای جالبی برای زندگی نیست.
اما در یکی از همین روزهای کسل کننده، خبر جالبی به اهالی میرسد که زندگی شان را دچار هیجان و تغییر میکند، این خبر بخصوص برای پسرک چلاق روستا مهم تر است چون راهی برای رسیدن به رویاهایش پیدا میکند.
.....
مهم ترین و انسانی ترین شخصیت این نمایشنامه برای من، بیلی پسرک چلاق اینیشمان است. او دوست داشتنی و زیبا نیست، تا جایی که حتی یکی از عمه هایش خطاب به ديگری با نگرانی درباره آينده میگوید: "بیلی بیچاره هرگز بوسیده نخواهد شد، مگر اینکه آن دختر نابینا باشد."
در این نمایشنامه مک دونا با مهارت پسر جوانی را توصیف می کند که به دلیل بیماری مادرزاد دچار ناتوانی های جسمی و تحرک محدود است. اما علاوه بر این ، او یک بیلی هم به ما نشان می دهد که از هر نظر ، یک جوان معمولی است که آرزوها و نیازهایی مانند دیگر هم سن و سال های خود را دارد. با همان رویا ها و بلندپروازی ها و گرایشهای جنسی .
.....
از نظر من این نمایشنامه عالی نوشته شده، من طرفدار مک دونا ام و همه کارهاش رو خیلی دوست دارم؛ اماااااا همچنان (ملکه زیبایی لینین) در قله کارهای مک دونا میدرخشه و نمایشنامه ای به پاش نمیرسه . والسلام
..................
درباره ایراد کتاب هم که گفته بودم( کتاب من از انتشارات نیلا بود و دوستم امید اون رو برام هدیه فرستاده بود) چندین صفحه از کتاب دیگه ای به اشتباه به جای متن نمایشنامه جاگذاری شده بود ؛ با انتشارات تماس گرفتم و قرار شد هروقت گذرم به لاله زار افتاد برم کتاب رو بدم و نسخه بدون ایراد رو پس بگیرم. البته مسول انتشارات ایراد رو پذیرفت ولی خب گفت باید اصل کتاب رو هم ببینه چون ممکنه کتاب رو به اسم نشر اونها چاپ کرده باشن و مال اونها نباشه واقعا :)
شخصیت پردازی های قوی ، بددهنی و رک گویی، کمدی سیاه ، توطئه و دسیسه چینی . اما این نمایشنامه از ویژگی دیگری برخوردار است که به نظر من در سایر آثار وی وجود ندارد: یک نوع ملاحت، همدلی و مهربانی واقعی در شخصیتها، به ویژه در شخصیت بیلی( پسرک چلاق) که به آنها جنبه ملایم تر و انسانی تری نسبت به شخصیتهای دیگر آثارش میدهد .
نمایشنامه چلاق اینیشمان، داستانی روستایی ، طنز و درعین حال غم انگیز دارد که در آن میتوان حتی با شارلاتانترین شخصیت ها نیز همدلی و قلبا همذات پنداری کرد.
مارتین مک دونا توانایی خلق شخصیت های جذابی را دارد که در طول نمایشنامه، هرچه پیش میروی، فارغ از احساساتی که نسبت به آنها تجربه میکنی ، عمق پنهانشان آشکار و در نتیجه جذابیت آنها بیشتر می شود.
مک دونا در این نمایشنامه روستایی ایرلندی را به تصویر میکشد که در آن زندگی برای همه اهالی بسیار یکنواخت و برای جوانان کسل کننده است . همه چیز درگیر و دار روزمرگی دچار بی معنایی شده، مردم از همدیگر سواستفاده میکنند، پسران ساده لوح در آنجا وقت خود را با زل زدن به گاوها هدر میدهند و دختران با خشونت از خود محافظت میکنند. زندگی در آنجا به قدری ملال آور و یکنواخت است که مردم برای شنیدن هر خبر راست یا دروغی حاضرند باج بدهند و جوانان دنبال هر راهی برای دور شدن از روستا هستند.
ایرلندی که مک دونا نشانمان میدهد، تا اینجا جای جالبی برای زندگی نیست.
اما در یکی از همین روزهای کسل کننده، خبر جالبی به اهالی میرسد که زندگی شان را دچار هیجان و تغییر میکند، این خبر بخصوص برای پسرک چلاق روستا مهم تر است چون راهی برای رسیدن به رویاهایش پیدا میکند.
.....
مهم ترین و انسانی ترین شخصیت این نمایشنامه برای من، بیلی پسرک چلاق اینیشمان است. او دوست داشتنی و زیبا نیست، تا جایی که حتی یکی از عمه هایش خطاب به ديگری با نگرانی درباره آينده میگوید: "بیلی بیچاره هرگز بوسیده نخواهد شد، مگر اینکه آن دختر نابینا باشد."
در این نمایشنامه مک دونا با مهارت پسر جوانی را توصیف می کند که به دلیل بیماری مادرزاد دچار ناتوانی های جسمی و تحرک محدود است. اما علاوه بر این ، او یک بیلی هم به ما نشان می دهد که از هر نظر ، یک جوان معمولی است که آرزوها و نیازهایی مانند دیگر هم سن و سال های خود را دارد. با همان رویا ها و بلندپروازی ها و گرایشهای جنسی .
.....
از نظر من این نمایشنامه عالی نوشته شده، من طرفدار مک دونا ام و همه کارهاش رو خیلی دوست دارم؛ اماااااا همچنان (ملکه زیبایی لینین) در قله کارهای مک دونا میدرخشه و نمایشنامه ای به پاش نمیرسه . والسلام
..................
درباره ایراد کتاب هم که گفته بودم( کتاب من از انتشارات نیلا بود و دوستم امید اون رو برام هدیه فرستاده بود) چندین صفحه از کتاب دیگه ای به اشتباه به جای متن نمایشنامه جاگذاری شده بود ؛ با انتشارات تماس گرفتم و قرار شد هروقت گذرم به لاله زار افتاد برم کتاب رو بدم و نسخه بدون ایراد رو پس بگیرم. البته مسول انتشارات ایراد رو پذیرفت ولی خب گفت باید اصل کتاب رو هم ببینه چون ممکنه کتاب رو به اسم نشر اونها چاپ کرده باشن و مال اونها نباشه واقعا :)
December 6, 2024
This story will make you laugh, it will make you cry; you will be amazed and you will be grieved.
He is the village orphan. The village cripple, and nothing more. Well, there are plenty round here just as crippled as me, only it isn't on the outside it shows.
His name is Billy Claven but due to some deformities everyone calls him Cripple Billy.
All his life he has been scorned, pitied or dismissed. But now he has a chance to leave the boring and cramped island he lives in for greener pastures.
The word is that Robert Flaherty, the famous filmmaker has arrived from America to the nearby island to make a documentary and is considering hiring actors from among the locals.
Billy is determined to go, by any means necessary. He will get out, even if he has to lie his way to do it.
He is the village orphan. The village cripple, and nothing more. Well, there are plenty round here just as crippled as me, only it isn't on the outside it shows.
His name is Billy Claven but due to some deformities everyone calls him Cripple Billy.
All his life he has been scorned, pitied or dismissed. But now he has a chance to leave the boring and cramped island he lives in for greener pastures.
The word is that Robert Flaherty, the famous filmmaker has arrived from America to the nearby island to make a documentary and is considering hiring actors from among the locals.
Billy is determined to go, by any means necessary. He will get out, even if he has to lie his way to do it.
March 20, 2024
فکر میکنم اولین کتابیه که از مکدونا میخونم و از فرم و محتوا هر دو راضی بودم. جدا از غافلگیریهای سر هر پیچ، زاویهی دید نویسنده برای من جذاب بود.
July 11, 2024
در جزیرهای در ایرلند که زندگی به شدت در سکون سپری میشه و این سکون حتی به اهالی اونجا هم سرایت کرده، اتفاقی میافته، اون اتفاق خبر ساخته شدن فیلمی هالیوودی و انتخاب بازیگران از همین حوالیست تا جایی که حتی پسر چلاق مادرزادی که حتی قیافهی خوبی هم نداره به فکر بازیگر شدن میافته. تلخی و سیاهی سرتاسر نمایشنامه جاریست اما فراز و فرود خاصی هم نداره با اینکه گاهی غافلگیری داره. خوب بود اما نه به اندازهی ملکهی زیبایی لینین به هر حال ایرلند هم اونقدرا بد نیست که ما داریم نمایشنامههاشو میخونیم.ه
November 20, 2024
مخلوط کثیفی از کمدی به تیرگی قیر، تراژدی، مسخرگی، خشونت، حس همدلی و دلسوزی، اتفاقات شوکه کننده و صد البته نبوغ سرشار مک دونا.
داستان یه جزیره کسل و خسته تو ایرلند که یه پسر فلج به هوای فیلمبرداری تو جزیره کناریشون دنبال ذره ای هیجان و فرار از یکنواختی زندگیشه.
شخصیت پردازی بی نظیر و داستان لایه به لایه که دیگه از ویژگی های همیشگی نوشته های مک دونا هست. اولین نویسنده ای هست که بعد تموم شدن هر چیزی که ازش میخونم و دیدم (نویسنده فیلم هم هستن) میفتم دنبال باقی کاراش. بعدی زیبایی ملکه لینان.
راستی اگر زبانتون خوبه انگلیسیشو بخونین که کیفش به لهجه ایرلندی و فـِک گفتنشونه. :))
۰۳/۸/۳۰
داستان یه جزیره کسل و خسته تو ایرلند که یه پسر فلج به هوای فیلمبرداری تو جزیره کناریشون دنبال ذره ای هیجان و فرار از یکنواختی زندگیشه.
شخصیت پردازی بی نظیر و داستان لایه به لایه که دیگه از ویژگی های همیشگی نوشته های مک دونا هست. اولین نویسنده ای هست که بعد تموم شدن هر چیزی که ازش میخونم و دیدم (نویسنده فیلم هم هستن) میفتم دنبال باقی کاراش. بعدی زیبایی ملکه لینان.
راستی اگر زبانتون خوبه انگلیسیشو بخونین که کیفش به لهجه ایرلندی و فـِک گفتنشونه. :))
۰۳/۸/۳۰
April 5, 2023
وقتی داریم راجع به مارتین مکدونا صحبت میکنیم همیشه باید یادآور چندین مسئله بشیم، طنز، تیرگی، خشونت بیاندازه و مقادیر بسیار زیادی خون. مارتین مکدونا عاشق شکستن تابوها و سنتهای تایید شده و مقبول جوامع انسانی هست، به عبارتی مکدونا نه میخواد طبق نرم و سنتهای عادی داستان بگه و نه نمیتواند اینگونه داستان بگوید.
چلاق آینیشمان در نگاه اول کودکانهست، سادهست، بیایم صادق باشیم حتی مسخرهست، ولی نکاتی در میان اون سطرهای مقطعی و سادهلوحانه وجود داره که مارتین مکدونا را در کلامی تعریف میکنه. تراژدیکمدی در یک کلام، تراژدیای که در عمق با لایهای از کمدی روایت میشود، کمدیای از جنس تلخ
چلاق آینیشمان در نگاه اول کودکانهست، سادهست، بیایم صادق باشیم حتی مسخرهست، ولی نکاتی در میان اون سطرهای مقطعی و سادهلوحانه وجود داره که مارتین مکدونا را در کلامی تعریف میکنه. تراژدیکمدی در یک کلام، تراژدیای که در عمق با لایهای از کمدی روایت میشود، کمدیای از جنس تلخ
July 6, 2013
I don't usually read plays, but I decided to read this because I was going to watch it in Noel Coward Theatre in London with Daniel Radcliffe. I thought it would be interesting to read the play before actually watching it and in the end, I am glad I read it because I really enjoyed it!
Reviewing a theatre script is very difficult to do since you cannot really get a full impression of it, unless you do actually watch it in the theatre being dramatized. So, I am going to rely my review both on the version of the play that I watched in London and the actual text.
The story is quite dark, imbued with Irish culture and English humour. It can be very fun at moments but also very sad at others.
Despite the fact that I rarely read play scripts, I go to the theatre quite often and therefore I can say that this is actually one of the most interesting plays I've ever seen. This is probably because it is so different from what I am used to.
The version which I saw in London was dramatized in an excellent way. Daniel Radcliffe in the title role was absolutely breathtaking. He is one of my favorite actors, so I am a bit biased, but I really believe that he did an amazing work at the part. His energy and the love that he has for acting really translates in this play.
The rest of the cast was amazing, as well. Conor MacNeill and Sarah Greene were my two favourites after Daniel. But all the cast and the production in general was absolutely amazing. I am very happy to be one of the few people who saw that play in London.
However, I am also very happy that I had the chance to read the actual text of the play too. If you ever get the chance, read it! I wam definitely looking forward to read more English plays in the future.
Here are some photos from Daniel's performance in London:



And here is my theatre-program of the play signed by Daniel! :) (The picture is taken in my hotel room in London the night I met him & he signed it for me, so I am going to use it although it is blurry).


PS. In case you want to know more about how I met him and see a few photos and even a video check here, here, here, here and here.
Reviewing a theatre script is very difficult to do since you cannot really get a full impression of it, unless you do actually watch it in the theatre being dramatized. So, I am going to rely my review both on the version of the play that I watched in London and the actual text.
The story is quite dark, imbued with Irish culture and English humour. It can be very fun at moments but also very sad at others.
Despite the fact that I rarely read play scripts, I go to the theatre quite often and therefore I can say that this is actually one of the most interesting plays I've ever seen. This is probably because it is so different from what I am used to.
The version which I saw in London was dramatized in an excellent way. Daniel Radcliffe in the title role was absolutely breathtaking. He is one of my favorite actors, so I am a bit biased, but I really believe that he did an amazing work at the part. His energy and the love that he has for acting really translates in this play.
The rest of the cast was amazing, as well. Conor MacNeill and Sarah Greene were my two favourites after Daniel. But all the cast and the production in general was absolutely amazing. I am very happy to be one of the few people who saw that play in London.
However, I am also very happy that I had the chance to read the actual text of the play too. If you ever get the chance, read it! I wam definitely looking forward to read more English plays in the future.
Here are some photos from Daniel's performance in London:



And here is my theatre-program of the play signed by Daniel! :) (The picture is taken in my hotel room in London the night I met him & he signed it for me, so I am going to use it although it is blurry).


PS. In case you want to know more about how I met him and see a few photos and even a video check here, here, here, here and here.
October 11, 2020
Brilliant! Dark humour at its riveting best!
Might be too much for some though. And if you're one who gets easily offended, then don't expect to read McDonagh and get off lightly. If you've seen In Bruges, then you get the picture.
The Pillowman might have a much higher score on here: I did like it, yes, but I thought The Cripple of Inishmaan and The Beauty Queen of Leenane were on another level. Two of the best plays I've read in ages.
Might be too much for some though. And if you're one who gets easily offended, then don't expect to read McDonagh and get off lightly. If you've seen In Bruges, then you get the picture.
The Pillowman might have a much higher score on here: I did like it, yes, but I thought The Cripple of Inishmaan and The Beauty Queen of Leenane were on another level. Two of the best plays I've read in ages.
January 19, 2019
I love the characters, yet I hate them at the same time! They can be innocent as a kid and within a blink of an eye turn into a monster. They can make you laugh, yet burst you into tears! They resemble the people and the real life around us, they are us!
December 28, 2024
من کار بد از مک دونا نخوندم
فقط بین کارای مک دونا بعضیاشون قوی تر و بهترن، همین. :))))
سبک نمایشنامههای مک دونا یه جورایی خیلی شبیه هم میشه ولی حس تکراری و بد نداره. هر کدوم داستان خودشو داره و حرف خاص خودشو میزنه.
مک دونا بخونید و لذت ببرید.
ایرلند سیاه، مردم سخت زبان و بد دهن و شخصیت پردازی های قوی واقعا ترکیب جذابی شده :))))
فقط بین کارای مک دونا بعضیاشون قوی تر و بهترن، همین. :))))
سبک نمایشنامههای مک دونا یه جورایی خیلی شبیه هم میشه ولی حس تکراری و بد نداره. هر کدوم داستان خودشو داره و حرف خاص خودشو میزنه.
مک دونا بخونید و لذت ببرید.
ایرلند سیاه، مردم سخت زبان و بد دهن و شخصیت پردازی های قوی واقعا ترکیب جذابی شده :))))
September 19, 2023
ایرلند جایی که همه میخواهند از آن فرار کنند. ایرلند جایی که نکبت کسالت آور زندگی را تنها با خیره شدن به گاوها میتوان تحمل کرد.
۳.۵
۳.۵
December 12, 2024
مارتین مکدونا همیشه شگفتزدهم میکنه. عاشق اینم که به سیاهی یا سفیدی مطلق آدما باور نداره. تو همه نمایشنامههاش یهجای امید برای سیاهترین شخصیت داستان باقی میذاره.
May 31, 2020
یقین ندارم چیزی که میخوام بگم فایدهای داره برای کسی یا نه ولی میگم به امید اینکه فایدهای داشته باشه.
«چلاق آینیشمان» آخرین نمایشنامهی ترجمهشدهی مارتین مکدونا بود که باید میخوندم، (بنا بر لیست مطالعاتیم. متأسفانه نتونستم کورنولوژیک بیش ببرم خوندن نمایشنامههاشو) اینجا میخوام کمی راجعبه ترجمههای مختلف نمایشنامههای مختلف مکدونا بگم. جدای از اهمیت کلی ترجمه، مشخصاً ترجمهی آثار مکدونا اهمیت ویژهی دیگری داره. با توجه به ادبیات خاص مکدونا و اساساً محدودیتهای زبانی (در کل) و سانسورهای وزارت ارشاد (در جزء)، ترجمهی آثار مکدونا و انتشار قانونیشون کار آسونی نیست. بهنظرم در این میان، بهترین ترجمه برای امیر امجد (مرد بالشی) بود و انصافاً علیرغم موانع موفق عمل کرد. اما بدترینهاش ترجمههای بهرنگ رجبی بودند. اونقدری که آدم واقعاً کلافه میشه و از ادامهدادن دلسرد میشه بعضاً. ترجمهی بقیه (اسمشون پایین اومده) در مجموع قابلقبول بودند.
این لیست اسم نمایشنامهها و مترجمهاست:
۱. مرد بالشی - ترجمهی حمید امجد
۲. ملکهی زیبایی لینین - حمید احیاء
۳. ستوان آینیشمور - زهرا جواهری
۴. چلاق آینیشمان - شادی فرزین
۵. غرب غمزده - بهرنگ رجبی
۶. یک ماجرای خیلی خیلی سیاه - بهرنگ رجبی
۷. جمجمهای در کانهمارا - بهرنگ رجبی
۸. مراسم قطع دست در اسپوکن - بهرنگ رجبی
۹. مأمورهای اعدام - بهرنگ رجبی
از بعضی از نمایشنامهها چندتا ترجمه موجوده. اینا رو گفتم که شاید کمکی باشه برای پیداکردن ترجمهی خوب و نرفتن به سمت ترجمهی بد و وقتهدرندادن.
«چلاق آینیشمان» آخرین نمایشنامهی ترجمهشدهی مارتین مکدونا بود که باید میخوندم، (بنا بر لیست مطالعاتیم. متأسفانه نتونستم کورنولوژیک بیش ببرم خوندن نمایشنامههاشو) اینجا میخوام کمی راجعبه ترجمههای مختلف نمایشنامههای مختلف مکدونا بگم. جدای از اهمیت کلی ترجمه، مشخصاً ترجمهی آثار مکدونا اهمیت ویژهی دیگری داره. با توجه به ادبیات خاص مکدونا و اساساً محدودیتهای زبانی (در کل) و سانسورهای وزارت ارشاد (در جزء)، ترجمهی آثار مکدونا و انتشار قانونیشون کار آسونی نیست. بهنظرم در این میان، بهترین ترجمه برای امیر امجد (مرد بالشی) بود و انصافاً علیرغم موانع موفق عمل کرد. اما بدترینهاش ترجمههای بهرنگ رجبی بودند. اونقدری که آدم واقعاً کلافه میشه و از ادامهدادن دلسرد میشه بعضاً. ترجمهی بقیه (اسمشون پایین اومده) در مجموع قابلقبول بودند.
این لیست اسم نمایشنامهها و مترجمهاست:
۱. مرد بالشی - ترجمهی حمید امجد
۲. ملکهی زیبایی لینین - حمید احیاء
۳. ستوان آینیشمور - زهرا جواهری
۴. چلاق آینیشمان - شادی فرزین
۵. غرب غمزده - بهرنگ رجبی
۶. یک ماجرای خیلی خیلی سیاه - بهرنگ رجبی
۷. جمجمهای در کانهمارا - بهرنگ رجبی
۸. مراسم قطع دست در اسپوکن - بهرنگ رجبی
۹. مأمورهای اعدام - بهرنگ رجبی
از بعضی از نمایشنامهها چندتا ترجمه موجوده. اینا رو گفتم که شاید کمکی باشه برای پیداکردن ترجمهی خوب و نرفتن به سمت ترجمهی بد و وقتهدرندادن.
May 17, 2024
نسبت به دو نمایشنامهی دیگر که از مکدونا خواندم، کمتر شگفتزده ام کرد. (مراسم قطع دست در اسپوکن، ملکه زیبایی لینین)
اما باز هم مکدونا خلاقیت و تبحرش رو توی موقعیتهای خاص و غیرقابل پیشبینی بودن داستان نشون میده. اگر توی محیطهای کوچیک و روستایی رفت و آمد داشتید نسبت به دیالوگها و شوخیها خیلی همذاتپنداری میکنید. مثلاً اسمهایی که تبدیل به نماد هرزگی و یا بیبند و باری میشن و لیبل میخورن مثل دختر جیم فینگان، یا شخصیتهایی که دائم سرشون توی زندگی بقیه است و چهطور اخبار رو توی اون بخش کوچک منتقل میکنند.
احساس میکنم اگر توی مود بهتری بودم هنگام خواندن شاید لذت بیشتری از داستان میبردم.
اما باز هم مکدونا خلاقیت و تبحرش رو توی موقعیتهای خاص و غیرقابل پیشبینی بودن داستان نشون میده. اگر توی محیطهای کوچیک و روستایی رفت و آمد داشتید نسبت به دیالوگها و شوخیها خیلی همذاتپنداری میکنید. مثلاً اسمهایی که تبدیل به نماد هرزگی و یا بیبند و باری میشن و لیبل میخورن مثل دختر جیم فینگان، یا شخصیتهایی که دائم سرشون توی زندگی بقیه است و چهطور اخبار رو توی اون بخش کوچک منتقل میکنند.
احساس میکنم اگر توی مود بهتری بودم هنگام خواندن شاید لذت بیشتری از داستان میبردم.
October 11, 2019
مادامی که شخصیت ها رو دوست دارم ازشون بیزارم! عین بچه بی گناه هستن و در یک آن میتونن به هیولا تبدیل بشن. هم میتونن بخندوننم هم اشکم رو دربیارن. با این حال تداعی کننده ی آدم ها تو زندگی واقعی هستن اینها خود ما هستن. ماچ به کله ات مک دونا
May 31, 2024
با نمایشنامههای دیگهای که از مکدونا خونده بودم تفاوت داشت. شاید بشه گفت لطیفتر بود! با اینکه شاخصهی متنهای مکدونا توی این کارش کمرنگ بود اما در کل داستان، شخصیتپردازی و فضاسازیشو دوست داشتم.
January 3, 2025
مامان بهشت چه شکلیه؟ شنیدهم جای قشنگیه، حتّا قشنگتر از ایرلند. حتّا اگر از ایرلند هم قشنگتر باشه، شک ندارم به قشنگی تو نیست. راسراسی دارم با خودم فکر میکنم اصلاً پسرای چلاقو بهشت راه میدن؟ جوابش معلومه؛ ما فقط اونجا رو زشت میکنیم.
میگن یکی از وظایف نویسنده روایت کردن زاویهی دید اشخاصیه که در حین رویدادهای بزرگ بهشون توجهی نشده. رابرت فلاهرتی، کارگردان آمریکایی، سال 1934 به آنیشمور ایرلند میره تا فیلم «مردی از آران» رو بسازه. مکدونا دست گذاشته روی این رویداد و قصهی بیلی رو روایت میکنه. پسر چلاقی که در آینیشمان کار خاصی برای انجام دادن نداره و دلش رو میزنه به دریا تا بتونه با جلب توجهی فلاهرتی به هالیوود بره و بازیگر بشه. چون همونطور که بارتلی توی داستان اشاره میکنه، «تو هالیوود دختر خوشگل زیاده. اونجا برای پسرهای چلاق جون میدن.» و این جمله غلط نیست.
من چهار فیلم مکدونا رو دیدم، فیلمنامهی بروژ رو که دوستم ترجمه کرده خوندم و این هم بعد از مرد بالشی دومین نمایشنامهایه که از مکدونا تجربه کردم. بین این شش هفت مورد هیچکدوم مثل چلاق آینیشمان نتونستن باعث بشن که من این مردک رذل ایرلندی رو فحش بدم. نه یکبار، نه دوبار، نه حتی سهبار، بلکه چهار فاکینگ بار طی این نمایشنامه گول خوردم. این فسقلی کلاً هفتاد صفحه است. کاری که جناب مکدونا در کمتر از صد صفحه کرده رو یهسری نویسندهی فانتزی حماسی و اپرای فضایی در 700 صفحه هم انجام نمیدن.
تو زندگی هر آدمی موقعی میرسه که اون آدم مجبوره قلبشو بذاره کف دستش و واسه به دست اوردن چیزی زورشو بزنه، حتّا اگه بدونه بخت به دست اوردن اون چیز براش یک در میلیونه. بازم باید بختشو آزمایش کنه، وگرنه واسه چی زندهس؟
بخونید این زیبا رو. این تراژدی ایرلندی رو که به طرز عجیبی با کمدی روایت میشه. لایهلایه طنزش کنار میره تاریک میشه؛ هرچند خب، آخرش هنوز فانوس روشنه.
May The Winds Rise
March 1, 2018
Δεύτερο θεατρικό έργο του Μάρτιν ΜακΝτόνα που διαβάζω, μετά το εξαιρετικό και ιδιαίτερο "Ο Μαξιλαρένιος" που διάβασα τον Ιανουάριο. Το "Ο σακάτης του νησιού" είναι αρκετά διαφορετικό ως προς την υπόθεση, αλλά σίγουρα όχι και τόσο ως προς το συγγραφικό ύφος και στιλ. Ο κυνισμός κάνει και πάλι έντονη την παρουσία του, το βρισίδι είναι κάμποσο, το όποιο χιούμορ κατάμαυρο και "άγριο", ενώ η όλη ατμόσφαιρα σαφώς μουντή. Σίγουρα ο ΜακΝτόνα έχει ένα θεματάκι με το βρισίδι, τους μαύρους χαρακτήρες και τις διάφορες υπερβολές του, αλλά αυτή είναι η μαγεία του. Καταφέρνει να θίγει διάφορα θέματα της ανθρώπινης κοινωνίας, με διαφορετικό και ίσως κάπως ακραίο τρόπο. Και το κάνει πολύ καλά. Προσωπικά μου αρέσει ο τρόπος γραφής και σκέψης του. Το μόνο σίγουρο είναι ότι θα διαβάσω όλα του τα θεατρικά έργα. Και μακάρι να είχα τη δυνατότητα να παρακολουθήσω κάποιες θεατρικές παραστάσεις βασισμένες σ'αυτά (ειδικά σε κάποιο μεγάλο θέατρο στην Αγγλία ή τις ΗΠΑ).
March 4, 2020
I actually saw this play live some years ago. I remembered as soon as I read the first page. And I remembered enough of it so that the play my mind usually puts on while reading one was augmented and supplemented by added recollections. Conveniently enough I manage to forget a couple of salient plot aspects that made the reading of this all the more enjoyable with surprises. I do like McDonagh’s style, there is a music to his dialogue, no other way to describe it. And it’s funny, for all its darkness. In fact, the author manages the balance just right, so that one doesn’t overwhelm the other. But at its bones it’s terribly sad. What is it with the Irish literature? What a sad lot. All these small, quiet, emotionally devastating stories. The people themselves seem to have good cheer, but fictionally, tonally…it’s depressing, like global warming and elections. Of course, the eponymous protagonist’s lot is very sad, trapped on a small island, burdened with an active intellect and appetite for life that Inishmaan of 1934 just isn’t equipped to meet, Billy finally gets a chance for an adventure after a movie production comes calling. But if that sounds exciting, just remember…this isn’t that sort of play. No happy endings here. No especially happy moments preceding the ending either. More like a peculiar blend of cruelty and kindness, generously seasoned by humorous asides and singsong wordplay that seems to be the basis of all the local interactions. Sad, sure, and emotionally engaging too, so it really delivers on that, but a pleasure to read, the language alone is worth it, but also there’s a haunting quality to the story that just really works. Definitely worth checking out for anyone looking to expand their reading diets. Shows what a good play can do, what can be accomplished by dialogue alone and at least one very clever narrative trick. Recommended.
June 17, 2019
I saw the play in London in 2013 and I absolutely loved it. The production was fantastic and the whole cast were amazing.
The story itself is sweet and funny and sad at the same time. Every character is unique and well-developed, even the minor ones are memorable. Needless to say, Billy has a special place in my heart.
I'm glad I finally got around to reading it because I really enjoyed it.
The story itself is sweet and funny and sad at the same time. Every character is unique and well-developed, even the minor ones are memorable. Needless to say, Billy has a special place in my heart.
I'm glad I finally got around to reading it because I really enjoyed it.
March 5, 2018
Mekdana i kad je sentimentalan, mora da ga zabiberi - ali bez obzira na to što nije moralo da bude toliko takoreći edži na kraju, ovo je i dalje lepo, i kratko, i dobar suplement za popodnevnu kafu.
4
4
February 2, 2024
نمایشنامه" چلاق آینیشمان" فوق العاده بود. پیشنهاد میکنم بخونید.
سبک نوشتاری مارتین مکدونا در تمامی آثارش حفظ شده. و فقط شدت سیاهی و خشونت نمایشنامه ها باهم متفاوته.
مکدونا سعی میکنه سیاهی شخصیت افراد رو نشون بده و بعد در یک لحظه شما رو با قسمت سفید شخصیت مواجه میکنه. حس میکنم مکدونا از تک بعدی نگاه کردن به شخصیت آدم ها متنفره و سعی میکنه نشون بده چجوری سیاهی، سفیدی، سادهلوحی، زیرکی، مهربونی و خشونت در زندگی روزمره و در ذات انسانها جای گرفتن. به زندگی روزمره جان میده، معنا میده و غافلگیرت میکنه.
۵ صفحه اخر نمایشنامه های مکدونا قلب منو به درد میاره.
عاشق مکدونا و نمایشنامه هاش هستم. بخونید و لذت ببرید.
سبک نوشتاری مارتین مکدونا در تمامی آثارش حفظ شده. و فقط شدت سیاهی و خشونت نمایشنامه ها باهم متفاوته.
مکدونا سعی میکنه سیاهی شخصیت افراد رو نشون بده و بعد در یک لحظه شما رو با قسمت سفید شخصیت مواجه میکنه. حس میکنم مکدونا از تک بعدی نگاه کردن به شخصیت آدم ها متنفره و سعی میکنه نشون بده چجوری سیاهی، سفیدی، سادهلوحی، زیرکی، مهربونی و خشونت در زندگی روزمره و در ذات انسانها جای گرفتن. به زندگی روزمره جان میده، معنا میده و غافلگیرت میکنه.
۵ صفحه اخر نمایشنامه های مکدونا قلب منو به درد میاره.
عاشق مکدونا و نمایشنامه هاش هستم. بخونید و لذت ببرید.
February 16, 2023
چلاق آینیشمان به نسبت دو نمایشنامه دیگهی اولین سهگانه مکدونا، قوی نبود.
اولین چیز جالب برای من وقتی نمایشنامههای مکدونا رو میخونم اینه که این نویسنده چندین تا از این نمایشنامه هارو تو یه بازه زمانی نسبتا کوتاه و 6 7 ساله نوشته، اما چطور تونسته از این نمایشنامه ها به شاهکار "مرد بالشی" برسه؟ واقعا که عجیبه.
چلاق آینیشمان (حالا شاید تا حدی به دلیل ترجمه سانسور شده تر) فضا و لحن خیلی تمیز تری نسبت به دو نمایشنامه "ملکه زیبایی لینین" و "جمجمهای در کنهمارا" داشت. روایت کتاب بد نبود اما به نظرم نقاط غافل گیر کننده، جذاب و... نداشت و از ویژگیهای منحصر به فرد ادبی مکدونای "مرد بالشی" عاری بود.
اولین چیز جالب برای من وقتی نمایشنامههای مکدونا رو میخونم اینه که این نویسنده چندین تا از این نمایشنامه هارو تو یه بازه زمانی نسبتا کوتاه و 6 7 ساله نوشته، اما چطور تونسته از این نمایشنامه ها به شاهکار "مرد بالشی" برسه؟ واقعا که عجیبه.
چلاق آینیشمان (حالا شاید تا حدی به دلیل ترجمه سانسور شده تر) فضا و لحن خیلی تمیز تری نسبت به دو نمایشنامه "ملکه زیبایی لینین" و "جمجمهای در کنهمارا" داشت. روایت کتاب بد نبود اما به نظرم نقاط غافل گیر کننده، جذاب و... نداشت و از ویژگیهای منحصر به فرد ادبی مکدونای "مرد بالشی" عاری بود.
December 8, 2010
I love anything by Martin McDonagh. This is a hilarious rendering of despair. It's chock full of color, of life, of longing, as it parses the living dead, as these Irish folk seem to be. Yet they laugh. They joke. They taunt one another mercilessly - as though it were the primary Irish pastime. The verbal slings and slurs are so unexpected, it's like hearing unadulterated id.
February 3, 2017
عالی عالی عالی.
نمیدونم چرا ولی آخرای کتاب یاد اون قسمت مرد بالشی میافتادم که میگفت «فقط یه پیچش داستانی ساده است»
نوشتار روون، شخصیت پردازی خوب
این قضیه که آدما همه خاکسترین رو هم داشت گمونم، بالا و پایین رفتنای زندگی
پ.ن: نمیدونم قدرت نوشتنم رو از دست دادم یا واقعن جای حرفی نداشت به جز ان که بگم عالی بود؟
نمیدونم چرا ولی آخرای کتاب یاد اون قسمت مرد بالشی میافتادم که میگفت «فقط یه پیچش داستانی ساده است»
نوشتار روون، شخصیت پردازی خوب
این قضیه که آدما همه خاکسترین رو هم داشت گمونم، بالا و پایین رفتنای زندگی
پ.ن: نمیدونم قدرت نوشتنم رو از دست دادم یا واقعن جای حرفی نداشت به جز ان که بگم عالی بود؟
March 9, 2021
مارتین مکدانا در آثارش به مضامین اجتماعی زیادی میپردازه و شخصیتهایی نه چندان دوستداشتنی حتی گناهکار خلق میکنه و در لحظه مناسب درست خلافشو ثابت میکنه و یه داستان کاملا انسانی بوجود میاره نمونه کاملش این اثر که شاید از کارهای دیگرش سَر تر نباشه ولی در پایان به اوج خودش میرسه و شوکه میکنه فرد رو
April 13, 2026
I bought this at my local theater that was selling old scripts. I'm going there tonight to see Rent and I'm hoping to pick up more! The Cripple of Inishmaan is a bleak Irish play about a young man with an unfortunate lot in life and the small village he comes from. The nosy villagers, gossiping biddies, the town beauty, and more culminate into this funny yet sad script. I loved the dialect and I know it would be splendid to see it performed live. I know Daniel Radcliffe slam dunked this and I can see him as the title role. He's so talented. I definitely want to read more from this playwright and I'm looking forward to buying more scripts tonight!


March 16, 2016
کاملن برخلاف کلیشه های رایج بود به زعم من و دوستش داشتم
July 19, 2024
نمایشنامه دارک و قشنگی از زندگیکوفتی بود که تو نقطه پایان زندگیش
با الهام از این حرف
“تو زندگی هر آدم موقعی می رسه که اون ادم مجبوره قلبشو بذاره کف دستش و واسه به دست آوردن یه چیزی زورشو بزنه
حتی اگه بدونه بختش یک در میلیونه
باید امتحان کنه
وگرنه….
اصلا واسه چی زندس؟”
دوباره برمیگرده به زندگیش.
یاد این جمله میوفتم که آدمیزاد به امید زنده ست.
با الهام از این حرف
“تو زندگی هر آدم موقعی می رسه که اون ادم مجبوره قلبشو بذاره کف دستش و واسه به دست آوردن یه چیزی زورشو بزنه
حتی اگه بدونه بختش یک در میلیونه
باید امتحان کنه
وگرنه….
اصلا واسه چی زندس؟”
دوباره برمیگرده به زندگیش.
یاد این جمله میوفتم که آدمیزاد به امید زنده ست.
Displaying 1 - 30 of 264 reviews






























