Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “شما که غریبه نیستید” as Want to Read:
شما که غریبه نیستید
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

شما که غریبه نیستید

4.09  ·  Rating details ·  1,552 ratings  ·  140 reviews
اتوبیوگرافی هوشنگ مرادی کرمانی
354 pages
Published 2006 by انتشارات معین (first published 2005)
More Details... Edit Details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about شما که غریبه نیستید, please sign up.
Popular Answered Questions
noushin در فیس بوک، صفحه باشگاه ادبیات این کتاب رو می تونید پیدا کنید و از خوندنش لذت ببرید

Community Reviews

Showing 1-30
Average rating 4.09  · 
Rating details
 ·  1,552 ratings  ·  140 reviews


More filters
 | 
Sort order
Start your review of شما که غریبه نیستید
Ahmad Sharabiani
Shoma ke gharibe nistid = Believe it or not = You're No Stranger Here, Houshang Moradi Kermani
You're No Stranger Here (Shoma ke gharibe nistid) translated by Caroline Croskery. Paperback: 460 pages. Publisher: CreateSpace Independent Publishing Platform (17 April 2016). Language: English. ISBN-10: 1530808243, ISBN-13: 978-1530808243.
تاریخ نخستین خوانش: روز بیست و سوم ماه سپتامبر سال 2009 میلادی
عنوان: شما که غریبه نیستید؛ نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی؛ تهران، معین، 1384؛ در 318 ص؛
...more
Fatima
Aug 12, 2016 rated it it was amazing  ·  review of another edition
همیشه از خواندن کتاب هایی که به سبک خاطره نویسی اما ادبی هستند خوشم میامده و چیزی که این کتاب را خاص میکرد قدرت قلم نویسنده و واقعی بودنش هست که باعث میشد هر لحظه از زندگی هوشنگ مرادی را در ذهنم تصور کنم و در روستا همراهش بچرخم و شیطنت کنم و اتفاقات مختلف را ببینم و لمس کنم و حتی وقت هایی که در کرمان از فقر خجالت زده میشود و یا غمگین هست به همراه او احساساتی شوم , زندگی این نویسنده ی فارسی زبان کشورمان با سختی های خاص خودش شروع شد و ادامه پیدا کرده و در شما که غریبه نیستید واقعا ما مخاطبین کتابش ...more
Mohsen Mohamadi
Mar 30, 2018 rated it it was amazing
حسّم بعد از هر بار تموم شدن این کتاب قابل توصیف نیست.
لبریز از عشق خوندنش و غمگین از تموم شدنش...
Amir K
Jul 02, 2019 rated it it was amazing
شما که غریبه نیستید، بعضی ها، ذاتاً نویسنده اند. نیازی ندارند زور بزنند و مدام از این کلاس و کارگاه نویسندگی به آن کلاس و کارگاه بروند و آویزان این فرم و آن تکنیک و آن یکی نویسنده ی معروف شوند تا به «سبک» برسند و اسم در کنند و بهشان بگویند نویسنده ی بزرگ و صاحب سبک. شما که غریبه نیستید، بعضی ها این واقعیت ساده را خیلی خوب می دانند که سبک، خود نویسنده است و نویسنده شدن یعنی برگشتن به خود. برگشتن به «کرمان»، به «سیرچ» به «شهداد» به خانه ی مادری، به مادر به نخل که همان مادرست با موهایش در باد و سبد ...more
Dream.m
Dec 30, 2018 rated it really liked it
Shelves: dig-in
همونطوری که از اسم کتاب میشه فهمید، خیلی ساده و صمیمیه:))
ارزش خوندن داره
رؤیا
Feb 27, 2016 rated it it was amazing
Shelves: رمان
اولین تجربه من با هوشنگ مرادی کرمانی و یکی از بهترین هایش. خوانشی پر از لذت و هیجان در عین حال تلخ و اندوهناک. باور اینکه میتوان این اندازه سختی کشید و در رنج زیست و هنوز ناامید نشد و به درجات عالی رسید باورنکردنی است. شاید که این خاصیت طبیعت و حیوانات و محیطی است که مرادی کرمانی در آن زیسته و شاید که سرسختی و ساده دلی آدمیان آن دوره بوده که او را مجاب به تلاش مضاعف و ناامید نشدن کرده و شاید که عشق بی نهایتش به خواندن و نوشتن. هرآنچه که در این موفقیت و ماندن نقش داشته به باور من قابل تقدیر و مور ...more
Fereshteh
Oct 30, 2016 rated it really liked it
یاد قدیم ها که میفتم ، وقتی شاگرد ابتدایی یا راهنمایی بودم با کتاب بیگانه نبودم ولی فقط دو کتاب در خاطرم مانده که میخکوبم کردند. از پایشان بلند نشدم و تا به خط آخر نرسیدم نتوانستم ببندمشان. یکی "بی خانمان " بود که تابستانی از کانون فکری امانت گرفتمش و بعد بلافاصله سوار ماشین عازم سفری شدیم. به مقصد نرسیده کتاب در همان ماشین تمام شده بود ! کتاب دوم "یاد قدیم ها که میفتم ، وقتی شاگرد ابتدایی یا راهنمایی بودم با کتاب بیگانه نبودم ولی فقط دو کتاب در خاطرم مانده که میخکوبم کردند. از پایشان بلند نشدم و تا به خط آخر نرسیدم نتوانستم ببندمشان. یکی "بی خانمان " بود که تابستانی از کانون فکری امانت گرفتمش و بعد بلافاصله سوار ماشین عازم سفری شدیم. به مقصد نرسیده کتاب در همان ماشین تمام شده بود ! کتاب دوم "داستان آن خمره" بود . کتاب که نه، انگار جادویی گشوده در برابرم بود. انگشت به دهان مانده بودم که چطور میخکوب ماجراهای خمره آبی در مدرسه روستایی دورافتاده و مکافات آقا معلم و شاگردان و اهالی ده شده ام. اصلا کتاب نبود، به چشم من چیز دیگری بود..متفاوت، هیجان انگیز، جالب، شیرین، خودمانی، بی ریا ... به جرات می گویم هنوز منتظرم احساسی چنان را دوباره تجربه کنم

داستان آن خمره را اگر کنار سریال قصه های مجید بگذارم، خب ! مرادی کرمانی شیرین ترین خاطرات کودکی و نوجوانیم را ساخته. خاطره ای بی نظیر با کتاب، خاطره ای تکرارنشدنی با تلویزیون . همین کافی بود که با شوق شما که غریبه نیستید را دست بگیرم.

شما که غریبه نیستید شرح حال روزهای کودکی و نوجوانی هوشنگ مرادی کرمانی است به قلم خودش. انصافا حتی فکرش را هم نمی کردم که چنین روزگار سختی را از سر گذرانده باشد. هوشنگ مادرش را ندید. پدرش را هم هرگز در حالت طبیعی و سلامت عقلی ندید. با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می کرد که قدیم تر ها ارباب بودند و حال با بی فکری مرد خانه در فقر به سر می بردند. نان خور اضافه حسابش می کردند. بعدتر هم دو عمویش دورادور هوایش را داشتند. داستان زندگی هوشنگ تا پایان اقامتش در روستا و قبل از مهاجرتش به کرمان شاید کمی ملال آور باشد اما بعد از کرمان رفتن، قصه اوج می گیرد. تنهایی ، بی کسی ، فقر، تلاش برای به دست آوردن استقلال و روی پای خود ایستادن و دنبال کردن آمال و آرزوهای دور و دراز ، فرار از درس و مدرسه و چسبیدن به کتاب و تئاتر و نوشتن

به خط اخر که رسیدم باورش سخت بود که هوشنگ مرادی کرمانی با این اوضاع و مشکلات ، هوشنگ مرادی کرمانی شده، همان شده که همیشه ی همیشه دلش می خواسته بشود
قشنگ بود بخوانید :)
...more
Neda
Mar 18, 2014 rated it it was amazing
خیلی نکته ها در این کتاب برام جالب بود.. اول اینکه تا جایی که مشخصه آقای کرمانی چیزی رو سانسور نکردن و همه چیز رو درباره کودکی شون و کمی هم نوجوانی برای خواننده ها شون نوشتن.. خوانند هایی که به قول خود ایشون: «غریبه نیستن» اینکه داستان خواننده رو میبره به روستایی کوچک در استان کرمان و اونهم حدود 70 80 سال پیش خیلی برام جالب بود..
توش میخونیم که وقتی تازه رادیو اومده بود به ایران چه جوری بوده..

مثلا کرمانی نوشته بود که پولدارها رادیو داشتن و وقتی که میخواستن برن مهمونی بچه خوانواده سیم
...more
Zahra Pakdel
Mar 12, 2018 rated it it was amazing
کتاب بی نهایت برام دلچسب و شیرین بود. روایت رنج ها، شیطنت ها،غم ها، تنهایی و بی کسی ها و ترس ها که مرادی کرمانی همین موضوعات تلخ رو چنان شیرین براتون روایت می کنه که دوست دارید پر بکشید داخل کتاب، وسط کوچه های سیرچ، هوشو رو بغل کنید و بگید طاقت بیار هوشو، طاقت بیار
اولین تجربه ی خوانش من از این نویسنده بود و قطعا این کتاب باعث میشه کارهای بعدی که میخوام ازشون بخونم رو بیشتر و بهتر درک کنم. همونطور که الان بعد از شناختن هوشوی سیرچ، لمس کردن تجربه زیستیش و اینکه چطور وسط قصه های آغ بابا و ننه
...more
ɐɹɐs
May 11, 2019 rated it it was amazing  ·  review of another edition
چجوری میشه در آن واحد اینقدر شیرین و دوست داشتنی و خوب بود؟ این کتاب همهی حسای ناب زندگی رو با خودش داره. صادق و راحت و واقعی.
امسال که بطور اتفاقی هوشنگ مرادی کرمانی رو تو نمایشگاه دیدم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چرا با اینکه در طی این دوسال دوبار از نزدیک باهاش رو به رو شدم ولی هنوز سراغ کاراش نرفتم؟! از اون غفلتایی که بعضی وقتا غیر قابل بخششه. همون جا این کتابو خریدم و برام امضا کرد.
هوشو کوچولو یه جوری جا تو دل من باز کرد که در طول خوندن هم خیلی جاها برمیگشتم عقب و بعضی
...more
امیر
Jan 14, 2019 rated it really liked it  ·  review of another edition
نمیدونم برای این کتاب چرا ریویو ننوشتم . چند ماه پیش خوندمش برای من که توی یه شهر کوچیک بزرگ شدم خیلی چیز هاش به شدت به دلم نشست ...
بنظرم قبل از خوندن هر کتابی از اقای هوشنگ مرادی سیرچی این کتاب را باید خوند. امیدوارم عمر نویسنده دراز باشه.
Bahar B
- اگه بمونم ، تو بانک بمونم می پوسم. وام میگیرم قالی می خرم ، یخچال می خرم. وام میگیرم زن می گیرم ، بعد بچه دار می شم. وام می گیرم موتور می خرم ، ماشین می خرم. وام می گیزم خونه می خرم. شب و روز کارم میشه وام گرفتن و قسط دادن. هر روز زن و بچه هام چیز تازه ای می خوان. فکر و ذکرم میشه حقوق آخر برج. فرصت نمی کنم چیزی بخونم ، چیزی بنویسم. بازنشسته می شم. نوه هام می ریزن دورم. می رم زیارت ، حاج آقا می شم. رئیس شعبه می شم. پولم زیاد می شه تو سیرچ تکه ای باغ می خرم ، یادم می ره برای چی به دنیا آمدم. کم ...more
Mina
Jan 28, 2013 rated it it was amazing
تو روزگاری که همه سعی میکنن خودشونو بهتر از اون چیزی که هست نشون بدن مرادی کرمانی اومد ماهارو محرم خودش گرفتُ از زندگیش بدون هیچ پرده ای صحبت کرد. همین این کارش واسه من از هرچیزی بالاتر بود
Maryam
Oct 19, 2009 rated it it was amazing  ·  review of another edition
دکترها فقط به پدرم نگاه میکنند.نه معاینه ای نه بحثی .یکی شان از پدرم پرسید :
اسمت چیست؟
کاظم پسر نصر الله خان
اسم پسرت چیه؟
هوشنگ
چندسال داری؟
بیست و پنج شش سالی میشه
پدرم نگاهی به من انداخت . لبخند زد:
سی سال داره؟ یه سر و گردن از من بزرگتره
چطور میشه؟ تو 25 سال داشته باشی و پسرت سی سال؟
نمیدونم شما دکترین بهتر میدونین
نمیخوای پسرت بره سربازی؟
هر چی شما صلاح بدونید
می خوای معاف بشه؟
مرحمت دارین
کارت چیه؟
نمیدونم به گل ها آب م
...more
امیر
خیلی از جاهای کتاب من را یاد مادربرزگم انداخت. حرف ها قصه ها،طرز فکر، حتی کارای روزمره... .
نثر کتاب روان و بیانش خودمونیه . انتظار اثر برجسته را نباید داشت ولی برای من کتاب دلچسبی بود. در مورد زندگی روستایی، بیمادری، داشتن پدری که مشکل روانی داره, فقر جامعه و... به وضوح حرف زده بود همین باعث میشد بعضی جاهای کتاب غمگین باشه. اما بیشتر کتاب باعث خنده میشد. این کتاب در اصل زندگی نامه ی نویسندس تا بیست سالگی و امیدوارم بچه به این شیطونی و چل و خلی نصیب کسی نشه :))))
Arman
راوی/نویسنده در جایی می گوید که "آغ بابا" دهان گرمی داشت و خوب می توانست با داستان هایش دیگران را سرگرم کند.
درباره ی مرادی کرمانی هم باید گفت که "دهان گرمی" دارد و به خوبی از پس بیرون کشیدن داستان هایی سرگرم کننده و شیرین از دلِ خاطرات تلخش برمی آید و خواننده را به راحتی سرگرم می کند.

اما آیا این برای ادبیات کافی ست؟
به نظر من خیر. هنوز تا ادبیات جدی، گام های بزرگ دیگری نیاز است.
Shaghayegh.l3
اگرچه آخرای کتاب داستان سرعت بیش از حدی میگیره و میخواد تندتند قائله رو بخوابونه و ما رو از کتاب بیرون بندازه اما خاطرات نویسنده آدم رو یاد خاطرات بچگی خودش که دنیاش شبیه الان نیست میندازه؛ ساده و بیغلوغش، پر از خرافات، شیطونیهای ریز به ریز و مبهوت دنیای عجیب بزرگترها بودن. دلم رو بهشدت تنگِ اون دوران کرد. ...more
Jafar Shayan
Dec 22, 2007 rated it it was amazing
سلام
این کتاب مثل چندتا کتاب دیگه هوشنگ مرادی کرمانی، داستان زندگی خودشه، داستان سختیهایی که تحمل کرده
اونقدر گاهی سخت میشه که به یادآوردنش هم براش سخت میشه و گریزی میزنه که خوانندش اذیت نشه
اسم کتاب رو گذاشته "شما که غریبه نیستید"و چه اسم زیبایی
من که نمی تونم به این راحتی و صادقانه زندگیمو بنویسم
به نظر من خوندن این کتاب واسه همه ما لازمه
مایی که تا کمی زندگی بر وفق مرادمون نمی گذره وا میریم، باید ببینیم که چطور کسی مثل هوشنگ مرادی کرمانی به اینجا رسیده و هنوز هم
...more
Ghazaleh
Nov 23, 2015 rated it liked it
با اینکه توصیفات واقعا خوب و جذاب بودند و صدالبته که آقای مرادی کرمانی بی نظیرند اما دیگه سراسر داستان فقط توصیف بود و توصیف . . . و روند ثابتی داشت . . . !
Mohammad
نمره من 4.5 ستاره.
این کتاب سرگذشت واقعا سخت هوشنگ مرادی کرمانی از بچگی تا فکر کنم خدود 20 سالگی است که به تهران میاد. کنجکاوی های و شیطنت های و علایق او بسیار در کتاب امده. جابه جا از فرهنگ و آداب و رسوم و رفتار و عقاید مردم هم سخن گفته شده. نکته اصلی کتاب نثر فوق العده صمیمی، ساده، بی تکلف و دلنشین است. و البته صادقانه که بسیار چاشنی طنز دارد. و همین سبب می شود لحظات خوبی را برای خواننده رقم یزند
خوندنش برای من لذت بخش بود ، در حالیکه اصلا فکر نمی کردم اینقدر از این کتاب خوشم بیاد..
...more
Maryam Hosseini
Jul 11, 2014 rated it it was amazing
.حالا دیگر من همه جا «پسر کاظم» هستم

حتی آغ بابا و ننه بابا هم به من میگویند «پسر کاظم» و «کاظم» معنای دیگری غیر از یک اسم دارد

...پسر کاظم» بودن سخت است»
Shadi
Dec 30, 2014 rated it it was amazing
همه به فحش های لیلا عادت کرده بودند. وقتی می رفتیم مدرسه از لیلا فحش می شنیدیم و وقتی هم بر می گشتیم ، همین جور.تفریحمان فحش شنیدن بود.

یک روز از جلویش رد شدیم فحش داد.رفتیم سر کوچه برگشتیم، باز فحش داد. برگشتیم یکی یکی از جلویش رد شدیم و فحش خوردیم. آن قدر بچه ها را بردم سر کوچه و برگرداندم و لیلا فحش داد تا دهنش کف کرد.گریه اش گرفت. باز هم ول نکردیم. هی از جلویش رد شدیم. گریه کرد و فحش داد. فحش های ناجور.

-بچه ها طاقت بیارین ، هی از جلوش رد بشین و بخندین.

لیلا
...more
Yeganeh Moeini
وای از این کتاب، چه عشقی کردم. چقدر کتاب های بیست و یک سالگیم عشق کردنی بودند. چقدر من زندگی ها رو دوست دارم. همون طور که از خوندن "عطر سنبل، عطر کاج" و روزهای زندگیِ فیروزه ذوق زده بودم با بالا و پایین زندگی هوشنگ عشق کردم، برای دومین بار. اولین بار کی بود؟ سوم راهنمایی و پشت نیمکت های کلاسی که درسنخونش بودم.
به عنوان خواننده ی کتاب، طلبکارم از آقای مرادی که خب؟ بعدش؟ وقتی رفتی تهران چی شد؟ بعد از شبی که گوشه ی حموم خوابیدی کجا رفتی؟ نوشتی "چه کشیدم در تهران؛ پدرم در آمد" خب تعریف کن. گوش میدم،
...more
Ranj
Oct 03, 2019 rated it liked it
یه اتوبیوگرافی صمیمی و صادقانه. دقیقا مثل یه دفتر خاطرات منتها به صداقت بیهقی. آینه ای از سختی ها و مشقتهای یک فرزند ایرانی از خرافات و تمام فرهنگی که داشتیم و داریم. البته من از کتاب لذت نبردم و به پایان نرسوندم.
Hossein
Oct 24, 2007 rated it liked it
کتابی که خواندن آن لطف وِیژه ای دارد به خصوص اگر هوشنگ مرادی کرمانی آن را برایت امضا کرده باشد!
Mobina Jafari
May 02, 2018 rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: iranian
چقدر این کتاب دوست داشتنی بود. زیبا،روان، بی ریا.... کلی حس های خوب رو تجربه کردم با این کتاب. خیلی لذت بردم ...more
giso0
Jun 05, 2017 rated it liked it
خاطراتی از کودکی تا پایان نوجوانی هوشو که در عین پراکندگی، سیر زمانی مشخصی رو دنبال می کنن و لا به لای اون ها می تونیم نشونه های آشنایی مثل خمره ی مدرسه، نقش خوشه انگور روی بطری، نانوایی، شعرهای کج و کوله، انشای مرده شور، مسابقه ی دو با پاهای برهنه، خوشنویسی ها و مجید رو پیدا کنیم و غریبی ها رو این بار همراه با خود نویسنده زمزمه کنیم.
..
به نظرم جاهایی که حافظه کمتر یاری می کرده به شاعرانگی رو آورده.
Azarnoosh
Oct 09, 2019 rated it it was amazing
چقد این کتاب انسانی و زیبا بود.
Shakiba
Sep 09, 2018 rated it really liked it
به قول روسها در دو کلمه میگم؛ دوست داشتنی و ساده. ...more
Saied Davoodi
آخرین مرتبهای که کتابی با این حجم را دو روزه خواندم یادم نیست. جنس شیطنتها جنس شیطنتهایی است که پدربزرگ از کودکیش تعریف میکرد. انگار پدربزرگ نشسته باشد و از خاطرههای روزهای بچگیش تعریف کند. یا مادربزرگ بشیند و از نو خاطرۀ عمو را برایمان بگوید که توی مدرسه شیطنت کرده بوده و سرش شکسته بوده و وقتی ننه سرمیرسد خون تمام لباسش را گرفته بوده و هفده تا بخیه میخورد دست آخر.
آنچه خواندن کتاب را دلچسبتر میکند، خواندن مجموعه داستانها و داستانهای بلند نویسنده پیش از رجوع به این کتاب است. درست مثل کندوکاو میم
...more
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
topics  posts  views  last activity   
شما که غریبه نیستید 1 7 Nov 17, 2016 02:56PM  
شما که غریبه نیستید 1 9 Apr 16, 2015 02:49AM  

Readers also enjoyed

  • چشمهایش
  • سمفونی مردگان
  • روی ماه خداوند را ببوس
  • یک عاشقانه‌ی آرام
  • چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم
  • بامداد خمار
  • خانوم
  • شازده احتجاب
  • کافه پیانو
  • همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها
  • Suvashun
  • مدیر مدرسه
  • جای خالی سلوچ
  • Letter to a Child Never Born
  • پاییز فصل آخر سال است
  • عادت می‌کنیم
  • سه قطره خون
  • Désirée
See similar books…
Houshang Moradi Kermani
هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد. تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانی-عصبی شده بود و قادر به مراقبت از فرزندش نبود. از همان سنین کودکی به خواندن علاقه خاص داشت و عموی جوانش که معلم روستا بود در این علاقه بیتاثیر نبود. پس از تحصی
...more