شهید محمد ابراهیم همت، از افرادی است که تأثیرگذاری قابل توجهی روی رزمندگان داشته است. و محمد عزیزی، نویسندهای است که این تأثیرگذاری را به تصویر کشیده؛ البته او از دوران قبل از تولد شهید همت تا لحظه شهادتش را در قالب «زندگینامه داستانی» ترسیم کرده است.
از وقتی که کتاب را خریدم و شروع به خواندن کردم، نگران بودم...می ترسیدم از آخر کتاب که می دانستم چه می شود. ولی هیچ وقت فکر نمی کردم در صحنه ی شهادت حاج همت به خودم بگویم بالاخره راحت شد.
"بخواب! این چشم هایت بالاخره سهمی از زندگی دارند و طلبی از تو دارند. تو باید سهم این چشم ها را از زندگی بدهی و طلب این چشم ها را از خودت!...این چشم ها را این همه به درد، به رنج، به دیدن و ندیدن وادار مکن ابراهیم!"
آخرش فهمیدم که ظلم بود اگر حاج همت می ماند...زندگی کردن عادلانه نبود برایش. تا همان جا هم کم نکشیده بود از ناخودی ها و بدتر از همه از خودی ها...بخواب ابراهیم! "مرد های مرد را آغاز و پایان روشن است..."
پی نوشت: دلیل این که به این کتاب علی رغم علاقه ی زیادم چهار امتیاز می دهم، این است که در اواخر کتاب سوم نویسنده از روایت مستقیم شاهدان استفاده کرده و کتاب از حالت داستان خارج شده بود. وگرنه برای کتاب های اول و دوم پنج امتیاز هم کم است.
قرأت النسخة المترجمة للعربية، و على الرغم من هذا، لم يفقد النص جماليته. هذا الكتاب و بغض النظر عن الضوابط الفنية، يجعلك تعيش مع، زوجة الشهيد همت، قصتها بحذافيرها، تبكي و تعاني معها. عندما أكملت قراءته راودني شعورٌ غريب، كما لو أنني مقصِرةٌ في جانبٍ ما. قصة جميلة لشخصية عظيمة، أنصح بقراءته.
کتاب همت از اولین کتابایی بود که وقتی اوایل نوجوونیم بود و تازه ژانر دفاع مقدس رو شروع کرده بودم،خوندم.و تو اون زمانی که تقریبا تو کتابخواندن بی تجربه بودم،واقعا از این کتاب لذت بردم
" الإنتظار أجمل ، لأنه حديث قلبي عندما أكون في المتراس و عند رأس السنة ، حيث تتمثّلين وحدكِ أمام ناظري "
" الخاتم هو ظل رجل أو أمرأة في حياة مشتركة ، و أحبّ أن يُرافقني ظلّك على الدوام "
- الشهيد همّت لزوجته جيلا
الشهيد تحرر من حطام الدُنيا و قضى جُل حياته يسير في سبيل الله حيثُ قال : إذا عملتم كل أعمالكم لوجه الله حتماً سترون فيها النصر و التوفيق " همّت ذو قلب من عقيق حُسيني و عينان من ياقوت فاطميّ ..
———————————————————————— الشهيد لا يموت بموته بل تبقى دماؤه نبراساً و معلماً تشير إلى رسالة معينة * لن أدع صوت الحاج همّت يخفت في وجداني أبداً، قائد خيبر ذاك فتح قلاع قلوبنا أيضاً *
این کتاب رو هنوز مطالعه نکردم قضاوتی در مورد مطالبش هم نمیکنم اما علت اینکه چرا هنوز مطالعه نکردم رضایت خانواده شهید هست حتی اگر بیست سال نویسنده برای این کتاب زمان می گذاشت تا رضایت بستگان درجه یک شهید جلب نشه قابل مطالعه نیست . خانواده شهید اگر افرادی هستن که این همه سال حرمت شهید رو حفظ کردند پس حرفشون سند هست اگر میگن راضی نیستن پس به حرمت شهید هم شده نباید کتاب رو مطالعه کرد. نویسنده قبل از اینکه دوازده سال برای این کتاب به تنهایی وقت بزارن اول باید این سوال رو از خودشون میکردن الان که شهید حضور مستقیم با ما نداره بعد از ایشون چه کسی باید با نوشته هایم ارتباط داشته باشه ؟ مسلما خانواده ..همسر شهید دوستان نزدیک شهید همرزمان شهید. اینکه شما در مورد شخصی تحقیق کنی و با خانواده اش حتی برای ادای احترام به روح اون شخص ارتباط نگیری خیلی جای سواله.