Jump to ratings and reviews
Rate this book

صیادان

Rate this book
چاپ ۱۳۸۵

122 pages, Paperback

First published April 1, 1969

1 person is currently reading
19 people want to read

About the author

اکبر رادی

39 books60 followers
اکبر رادی (۱۰ مهر ۱۳۱۸ - ۵ دی ۱۳۸۶) نمایش‌نامه‌نویس معاصر ایرانی بود.

اکبر رادی در شهر رشت زاده شد. او در ده سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. رادی که دانش آموخته رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود، تحصیل در دوره کارشناسی ارشد این رشته را نیمه کاره گذاشت و پس از طی دوره تربیت معلم، به شغل معلمی روی آورد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (15%)
4 stars
7 (18%)
3 stars
15 (39%)
2 stars
7 (18%)
1 star
3 (7%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Kimiya.
56 reviews221 followers
January 5, 2026
«یعقوب: گوش کنین، ما الان تو وضعی هستیم که بود و نبودش واسه‌مون یکیه. درست عین سکه‌ای که بیخ دیوار لوک مونده باشه. ما این سکه رو می‌ندازیم هوا، شیر یا خط، بهتره وضع‌مونو یه ‌سره کنیم. ما می‌خوایم به نظام فیتیله برسونیم که دیگه حالمون از اون اشپل و روده‌ی آخر هفته به‌هم می‌خوره، می‌خوایم بگیم بغل اون گوداله مام هستیم، و تا ما هستیم، به گودال نمی‌رسه. همین!»
Profile Image for Mahdi.
223 reviews48 followers
January 15, 2019
پایانش خیلی منو یاد مزرعه‌ی حیوانات انداخت. تا الآن بهترین کاری بود که از رادی خوندم . 👌
Profile Image for Nikta Yekrang Safakar.
75 reviews8 followers
June 26, 2020
گول پشت جلدش رو نخورید. به نظرم تنها ارزشش به تیکه‌های کوچه‌بازاری‌ایه که شخصیت‌ها به هم می‌ندازن :) جز این، ارزش خوندن نداره.
Profile Image for Hasan Abbasi.
181 reviews10 followers
March 12, 2018
یکی از نمایشهای دهه چهل رادی که خارج از محیط خانواده و با دغدغه های اجتماعی شکل میگیرد . قصه ی صیادانی شمالی است که در چنگال قدرت اربابی موسسه صیادی رام اسیر هستند . طرح حول اشکار نمودن رفتار و وضعیت شخصیت های هر کدام از این صیاد ها میگذرد . مهمترین اشخاص ایوب و یعقوب هستند که یکی نماینده قشر کارگر اعتدال گرا ، متفکر و البته انسان دوستی ست که بهبود وضعیت اسف بار همکاران خود را مد نظر دارد و دیگری یعقوب است که نماینده کارگر هوشمند ، شکاک ، انارشیست و مکار است . جدال بین این دو دسته شاید ماهیت بسیاری از انقلاب های کارگری را برملا میکند . در صیادان تلاش گروه های مختلف کارگری را میبینیم که هر کدام به فراخور خئد در تلاش برای رهایی از منجلاب بردگی مدرن سرمایه داری هستند .
Profile Image for Peyman Talebi.
152 reviews36 followers
June 20, 2019
نمایشنامه صیادان اکبر رادی، روایت کننده جدال دو تفکر اصولگرایی و آنارشیسم است که تفکر اول در شخصیت ایوب و دومی در یعقوب پدیدار می شود. داستان در باب دغدغه های صیادانی ست که در موسسه رام و برای شخصی به نام رامیار کار می کنند. رادی در این اثر درنهایت پیروزی را با یعقوب یعنی نماد تفکر آنارشیسم می داند.

درباب پایان بندی داستان اختلاف نظرها کم نیست. رادی در جایی می گوید: پایان یک داستان عرصه هنرنمایی نویسنده است. اما قاسم هاشمی نژاد در کتاب بوته بر بوته در نقد صیادان اکبر رادی می نویسد: برخلاف گفته رادی درمورد پایان بندی یک داستان، پایان بندی صیادان به نحو رقت انگیزی به یک سلسله حیله ها صحنه سازی های بی دلیل انجامیده که ساختمان اثر را متزلزل کرده است.

شخصیت پردازی رادی در این نمایشنامه بسیار گیراست چنان که کاراکترهای فرعی مثل سیدهمایون و دیگران هم برای مخاطب جذاب و دلنشین هستند.
1 review1 follower
June 3, 2022
نکته ای که در نظر من برای نویسنده حائز اهمیته، تقابل دو کارکتر با دو طرز تفکر نیست. بلکه چیزی فرای اونه، و اون مصون ماندن آن بالادستیست‌. به قدرت مطلق رامیار که در راس هرم قرار دارد خدشه ای وارد نمیشود.
حال پایین دستی ها در نبردی دائم با خود درگیرند. یعقوب نکته‌ی دقیقی را خاطر نشان کرد، امکاناتی که شرکت به کارمندانش میدهد برای رفاه آن ها نیست، بلکه برای بالا بردن راندمان شرکت است. ولی خود دچار خطا میشود و به جای هدف قرار دادن رامیار، ایوب را هدف میگیرد.
یعقوبی که با سازشکاری ایوب مشکل داشت، وقتی در انتهای نمایش به جایگاه مشابهی میرسید خود دست به سازش میزند.
از طرفی یعقوب کارکتر کنشگری از لحاظ کنش عملی نیست، همانطور که خود در واگویه ای عنوان میکند او فقط کسیست که میخواهد راه را نشان دهد و نمیخواهد در راه قدم بردارد.
نکته حائز اهمیت دیگر کارکتر هایی هستند که با هر بادی رو به سویی بر میگردونن و به اون سو اعلام وفاداری میکنن.
یکی از دشواری های خلق چنین متنی تعداد بالای کارکتر هاست، ۱۷ کارکتر دارای اسم، که هر یک نیاز به کارکتر پردازی دقیق دارند. و هر یک دارای بینشی نسبت به دیگر کارکتر ها هستند که در طول نمایش مدام تغییر میکند.خلق این حجم و این تعداد کاریست بسیار دشوار که نویسنده به بهترین طریق از پس آن برآمده است.
به طور کل میتوان این نمایشنامه را برآمده از درک اجتماعی رادی دانست از اجتماعی که درش زیست میکرد. و پس از گذشت سال ها هنوز میشه کارکتر های این نمایشنامه رو توی کوی و برزن پیدا کرد.
مردمی که حاضر به گام برداشتن نیستن و زورشون فقط به خودشون میرسه. مردمی که به جای هدف قرار دادن علت، به معلول ها حمله میبرن.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books245 followers
May 28, 2020
نجف: ایوب خان، داداش، تو بحر چی رفتی؟
ایوب: (به خود می‌آید) ها؟ ... چیزی نیس.
یعقوب: لابد تو بحر غربتیه‌س! طفلک غربتیه‌!؟
جمال: ولی مام بدجوری زیراب شو زدیما.
نجف: از من می‌پرسی، دخلی به هیشکی نداره؛ اون خودش بی بُتگی کرد.
آقانور: می‌گم... یعنی رامیار از کجا می‌دونست کار غربیته‌اس؟ انبار که گشتی نداشت.
جمال: جدی‌ها، انبار که گشتی نداره؟
نبی: پس اون بی بُته چه جوری گیر افتاد؟
همه: یعنی یکی مارو می‌پاد؟
یعقوب: آره، من می‌گم یکی او غربیته رو دیده و پیشکی لوش داده.
صالح: نه بابا، خودم شاهد بودم؛ دیّاری اون ورا نبود.
یعقوب: مگه این که خودی این کارو کرده باشه.
صالح: اونم که هیشکی خبر نداشت(مکث) چیه؟ چرا این جوری نگاه‌م می‌کنین؟
نبی: مگه نمی‌شه نگاه‌ت کرد؟
صالح: اگه... اگه منظورتون منم...
حاجی گل: تو... چیزی بروز ندادی که؟
صالح: من گفتم اونو دیده‌م؛ دلیل نکرده که لوش بدم.
آقانور: (به یکی چشمک می‌زند) تازه اگر لوش داده باشی ناز شست تو و مفت چنگ ما؛ چرا تنبون تو خیس کردی پیری؟
صالح: (بی‌تحمل بلند می‌شود) من همچی کاری نکرده‌م. من پونزده ساله خونه‌م بغل انباره. خیلی‌هارم از پشت پنجره دیده‌م.
حاجی گل: می‌گفتی زنت... ببینم، اون کوکت نکرده؟ مثلاً رفته باشه زیر جلدت ـ خب زنه دیگه.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.