Jump to ratings and reviews
Rate this book

محاق

Rate this book

First published January 1, 1990

18 people want to read

About the author

منصور کوشان

75 books7 followers
منصور کوشان (زادهٔ ۵ دی ۱۳۲۷ در اصفهان)، یک نویسنده و شاعر ایرانی است.

وی در روز پنجم دی ماه ۱۳۲۷ در اصفهان زاده شد و در سال‌های جوانی بیشتر به نگارش نمایشنامه و همکاری با مطبوعات پرداخته است. او در دههٔ ۷۰ خورشیدی سردبیر مجله تکاپو به مدیرمسئولی سکینه حیدری بود. بسیاری از نمایشنامه‌های او در طی آن سال‌ها توقیف و اجرای آنها متوقف می‌شد. پس از انقلاب در کنار چاپ مجموعه اشعار و اجرای نمایشنامه‌های متعدد خود، به خلق آثاری در حوزه ادبیات داستانی نیز دست زد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به رمان «محاق» و مجموعه داستان «خواب صبوحی و تبعیدی ها» اشاره کرد. کوشان در سال ۱۳۷۸ از کشور خارج و در نروژ اقامت گزیند

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (6%)
4 stars
11 (34%)
3 stars
9 (28%)
2 stars
4 (12%)
1 star
6 (18%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for HAMiD.
521 reviews
August 2, 2025
حالِ بهروز را که پیِ بهرام از جَرگلان راهی تهران شده است و تهران را ارتش عراق موشک می زند حالا هر که بخواندش خوب تر از هر چیزی می فهمدش. داستان آن چنان گیرا بود و البته شبیه به آن چه که سپری کردیم و می کنیم که خواندنش هم سرمستی بود و هم دردِ تمام. شگفتا از کارکردِ کلمه ها هنگامی که سر جای خودش درست جا گرفته باشد و پس از دهها سال که بازمی خوانی شان همان احوال درون شان هست. و این سفر این آغازی که منجر شده است به پایان را چگونه می شود شرح داد جز با داستان گفتنش؟ تو چیزی را آغاز می کنی که تمام شده است. آیا این آغاز گونه ای بازگشتن به عقب نیست؟ برای همین نیست که گمان می کنی هرچه جلوتر می روی عقب تری؟ و شاید همین شکلِ نامفهوم را درک کردن خودش سفری ست! اینکه بلاتکلیفیُ اضطرابی که سبب سازانش موجوداتی اند نامفهوم اند را بخواهی بفهمی و می دانی که هیچ گاه نمی فهمی! و در این بی شکلی و توده ی مِه گون این هم سفری ست چه بسا در ابهام اگرچه در پی یافتنی باشی که می دانی نخواهی اش فهمید! مانند همین نوشته که نه آغازی دارد و نه پایانی

جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیدهٔ خونین نبشته صورت حال

١٤٠٤/٠٥/١٠
Profile Image for لیلی.
110 reviews48 followers
August 22, 2025
یه نسخه‌ی غیرمسئله‌دار، کمتر پخته و پرداخته و مجموعا ساده‌شده‌ی زمین سوخته بود برای من، زمین سوخته‌ای که توی تهران بگذره ولی. و همین مهمش می‌کرد.
ما علیرغم این‌همه پرداختن به ادبیات پایداری و دفاع مقدس و از اون‌طرف ادبیات ضدجنگ و داستان‌های ممنوع‌الچاپ اون‌طوری، مجموعا هنوز اونقدری که باید داستان جنگی در جغرافیاهای غیر از جنوب ایران نداریم. انگار هنوز هم جنگ برامون همون معنای کلاسیک نزدیکی به جبهه و خط مقدم رو داره و کسانی روایت داستانی و غیرداستانی‌شون از اون ۸ سال بیشتر واجد ارزشه که نزدیک‌تر بوده باشن به صحنه‌ی اصلی اون جنگ.
و این باعث میشد داستانی که وسط موشک‌باران تهران می‌گذره و محور وقایعش تهران و تهرانی‌ها و آواره شدن‌های دوران جنگشونه برای من اینطور تازگی داشته باشه، درحالیکه قاعدتا نباید. و خب از این جهت ارزشمند بود. اما چیزهای زیادی داشت که بنظرم می‌تونست خیلی کارهای بیشتری باهاشون بکنه و به جاهای بهتری برسیم، اما انگار نخواسته بود. مثلا داستان نقشه‌ای که یکی از دوست‌های راوی داشت می‌کشید از جاهای دقیق موشک‌هایی که خورده به تهران. یا اون جغرافیای متفاوتی که اینا از تهران بهش رفته بودن و ترکمن‌های ساکنش.
اما در عین حال از اینکه همه‌چیز توش طبیعی بنظر می‌رسید و علیرغم اینکه هم درباره‌ی جنگ بود و هم آدم‌ها یه سری روشنفکر بودن که قبل و بعد ۵۷شون باهم مقایسه میشد و هی پای انقلاب وسط کشیده می‌شد و یه سری چیزهای فرعی دیگه اون وسط میومد و می‌رفت اصلا نه شعاری شده بود و نه حس می‌کردی همه مسائل اجتماعی مهم و جالب برای مخاطب رو زورچپون وارد جهان رمان کرده، حسی که من خیلی وقت‌ها درباره رمان‌های این یکی دو دهه دارم، خوشحالم می‌کرد.
در مجموع داستان یه داستان ساده‌ی معمولی بود با یه گمشده‌ی پیدانشده و یه مرد تنها و سفرش به تهران و یه شهر زیر موشک و بمب و یه نثر خوب و روون و کشش‌دار. و کارش رو به اندازه کافی خوب انجام می‌داد.
Profile Image for Pouya.
46 reviews25 followers
June 14, 2019
روایتی از جنگ . انقلاب و روشنفکران جوان . آنهایی که بعدها مجلاتی راه انداختند کتاب نوشتند و برخی عاقبت کشته شدند برخی تبعیدی بعضی هم با وجود تمام فشارها ماندند و به کار خود ادامه دادند . این کتاب را می توان روایت نسل جوانان روشنفکر بعد از انقلاب دانست . و انگار یک پیشگویی از خود کوشان درباره اوست جایی که یکی از شخصیت ها به دیگری می گوید؛ تو که تاتری هستی از ایران برو و مثل فلانی که رفته سوئد آنجا تاتر اجرا کن . کمتر از ده سال بعد از نوشتن این کلمات کوشان از ایران به سوئد رفت و تاتر اجرا کرد .
Profile Image for mahboob.
19 reviews6 followers
December 4, 2007
تا اینجایی که خوندم.متن منسجم و زیبایی بوده.
اخه 70 صفحشو خوندم.
Profile Image for Satar Mahmoudi.
136 reviews29 followers
July 29, 2015
بجز موضوع ؛ بقیه داستان نه جذاب است نه خبری از کشش در آن است
Profile Image for Kieslowski.
84 reviews2 followers
May 1, 2024
یک روایت جذاب و خوندنی از دل طبقه متوسط و روشنفکر واقعی تو دهه ۶۰
روایتی منطبق بر واقعیت نه شعاری و تحریف شده
Profile Image for Ensiyeh.
56 reviews
October 14, 2020
اگرچه محکوم به مرگ شدن وحشتناک است، اما محکوم شدن به خاطر هیچ و پوچ، هم چون شهادتی که در راه اعتقاد نباشد، کاملا تحمل ناپذیر است.
ص 135
Profile Image for Fer Sab.
24 reviews5 followers
May 11, 2011
بازگشت به خاطرات روزهای جنگ. ساده و زودگذر
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.