What do you think?


مازيار
یک: تاریخ زندگی مازیار و اعمال او از مجتبی مینوی
دو : یک درام تاریخی در سه پرده از صادق هدایت
چاپ ۲۵۳۶
دو : یک درام تاریخی در سه پرده از صادق هدایت
چاپ ۲۵۳۶
120 pages, Paperback
First published April 1, 1933
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 23 of 23 reviews
September 6, 2015
این که عده ای جناب هدایت رو بخاطر نوشتن داستان هایی مثل کاروان اسلام یا مازیار متهم به نژادپرستی میکنند بنظر من صحبت درستی نیست. من فکر میکنم زمانی که اعراب به ایران حمله کردن هیچ تمدن خاصی نداشتن و چیزی به شکوه ایران اضافه نکردن. بجز پاکسازی فرهنگی و تلاش گسترده برای تغییر نژادی جامعه ایران، اثرگذاری بیشتری از سمت اعراب متوجه ایران نشد. هدایت در نمایشنامه مازیار، همین مباحث رو با قلم خودش مطرح میکنه و البته تلاش بی فرجام مازیار و بابک که به دلیل خیانت های گسترده اطرافیان، بجایی نمیرسه. هرچند قلم هدایت هرکجا که پای ایرانیان و اعراب به میان میاد به شدت تند و گزنده هست اما من فکر میکنم این تندی روایت، تنها انعکاس منطقی جهل اعراب زمان هست. اینکه اعراب با دسیسه و نیرنگ و دروغ بر ایران مسلط شدند و از فرهنگ مردمان پارسی که دروغ رو حرام میدونستن، بعد از این سیطره تقریبا هیچ چیز بجا نموند یه واقعیت هست که نباید به پای فاشیسم و نژادپرستی گذاشته بشه. خود اثر یه ملودرام تاریخی تاثیرگذار بود و به نظر من هدایت رو نه صرفاً به خاطر نوشتن بوف کور بلکه به دلیل نگارش مازیار باید تحسین کرد و ستود. نگارشی که منتقدان غیر منصف و البته گاها دشمن هدایت از اون به عنوان گواهی برای وصل هدایت به حزب خائن توده و نازی ها استفاده کردن اما به عقیده من یه فداکاری و از خودگذشتگی و ادای دین هست به جامعه ای که هدایت رو پرورش داده هرچند تاریک اندیشی مردم همون جامعه،تیر زهرآگین ی به قلب هدایت وارد کرده. همین از خودگذشتگی هست که هدایت رو چند سر و گردن بالاتر از مدعیان نویسندگی قرار داده و باعث میشه حالا بعد از گذشت هشتاد سال از نگارش اثر به این فکر کنیم که هدایت، همون زمان هم چند ده سال از نویسنده هایی مثل دولت آبادی امروز، جلوتر رفته و این چیزی هست که اون رو خاص میکنه. مرز شخصی که هدایت رو از جامعه سردرگم نویسندگان ایرانی جدا کرده. ممنون از هدایت بزرگ بخاطر نگارش این اثر.
November 18, 2022
مازیار: اصلاً نژاد این مردم از اختلاط و آمیزش با عربها فاسد شده، فکر، روح، ذوق و جنبش در اثر کثافت فکر عرب از آنها رفته ... مثل زالو خون آنها را مکیده اند ... حالا دیگر به کدام امید با این عربهای پست مقاومت بکنم؟ برای کی؟ برای چه مردمی؟
برزین: این مردمی که می بینید یک گله گوسفند هستند که نه فکر دارند و نه جرأت تلاش، بقدری در زیر فشار فکر عرب مسموم شده اند که از هستی خودشان بیگانه اند!
برزین: این مردمی که می بینید یک گله گوسفند هستند که نه فکر دارند و نه جرأت تلاش، بقدری در زیر فشار فکر عرب مسموم شده اند که از هستی خودشان بیگانه اند!
October 13, 2018
چندتا مازیار کم داریم تا ایران رو باز بسازیم
August 27, 2024
پایان خوانش: 1403.06.06
دربارهی بخش نخست کتاب تنها به دشواری متن زندهیاد مینویی بسنده میکنم.
ولی دربارهی نمایشنامهی صادق هدایت، در سنجش با «پروین دختر ساسان» نمایشنامهی بهتری ست ولی باز هم نمایشنامهی درخوری نیست. همه یا سپیدند یا سیاه، یک آدمیزاد خاکستری در داستان نیست.
فهرست:
مازندران (شعر فردوسی)*
دیباچه
>>> تاریخ زندگانی مازیار (مجتبی مینویی)
1. رشتهی نسب و خاندان
2. سلسلهی قارنوند، اسپهبدان گیلان و طبرستان از زمان ساسانیان
3. ونداد هرمزد
4. قارن
5. مازیار
6. سرکشی مازیار
7. سال دویستوبیستوچهار
8. خیانت
9. آخر کار
>>> نمایشنامهی مازیار (صادق هدایت)
* البته استادان بهدرستی میگویند که مازندران شاهنامه در باختر است و هیچ وابستگیای به مازندران کنونی ندارد.
دربارهی بخش نخست کتاب تنها به دشواری متن زندهیاد مینویی بسنده میکنم.
ولی دربارهی نمایشنامهی صادق هدایت، در سنجش با «پروین دختر ساسان» نمایشنامهی بهتری ست ولی باز هم نمایشنامهی درخوری نیست. همه یا سپیدند یا سیاه، یک آدمیزاد خاکستری در داستان نیست.
فهرست:
مازندران (شعر فردوسی)*
دیباچه
>>> تاریخ زندگانی مازیار (مجتبی مینویی)
1. رشتهی نسب و خاندان
2. سلسلهی قارنوند، اسپهبدان گیلان و طبرستان از زمان ساسانیان
3. ونداد هرمزد
4. قارن
5. مازیار
6. سرکشی مازیار
7. سال دویستوبیستوچهار
8. خیانت
9. آخر کار
>>> نمایشنامهی مازیار (صادق هدایت)
* البته استادان بهدرستی میگویند که مازندران شاهنامه در باختر است و هیچ وابستگیای به مازندران کنونی ندارد.
July 30, 2020
فاشیستی بودن کتاب از آغاز مشهود است.
مازیار در نیرنگ و فریب و منش و اخلاق، طبق مطالب همین کتاب، دست کمی از حکام و خلفای مسلمین نداشته است. به عنوان مثال:
ناحقی هایی که در مورد برادرش کوهیار کرد
در ابتدا به دروغ اسلام آورد و خود را سرسپرده خلیفه کرد
مردم ساری، خوشحال از سقوط دیگر شهرهای طبرستان، دست به شورش زده و عامل مازیار در آن شهر را برکنار کردند
به فرستادگان گفت: من منزل و حرم صاحبان املاک را بر شما مباح کردم، مگر دختران زیبای آن ها را که به شاه تعلق دارد
با وجودی که سعی دارد از مازیار قهرمان بسازد، از او یک ضد قهرمان میسازد. تنها حسن کتاب، ، رنگ و بوی عاشقانه بخشیدن به داستان مازیار در قسمت نمایشنامه است
مازیار در نیرنگ و فریب و منش و اخلاق، طبق مطالب همین کتاب، دست کمی از حکام و خلفای مسلمین نداشته است. به عنوان مثال:
ناحقی هایی که در مورد برادرش کوهیار کرد
در ابتدا به دروغ اسلام آورد و خود را سرسپرده خلیفه کرد
مردم ساری، خوشحال از سقوط دیگر شهرهای طبرستان، دست به شورش زده و عامل مازیار در آن شهر را برکنار کردند
به فرستادگان گفت: من منزل و حرم صاحبان املاک را بر شما مباح کردم، مگر دختران زیبای آن ها را که به شاه تعلق دارد
با وجودی که سعی دارد از مازیار قهرمان بسازد، از او یک ضد قهرمان میسازد. تنها حسن کتاب، ، رنگ و بوی عاشقانه بخشیدن به داستان مازیار در قسمت نمایشنامه است
June 5, 2021
این کتاب را باید در ادامه نمایشنامه پروین دختر ساسان (ساسانی) دانست. کتاب از دو بخش تشکیل شده: بخش اول شامل اطلاعات تاریخی در مورد مازیار و اختلافات او با خلیفه زمان است که به قلم مجتبی مینوی نگاشته شده و بخش دوم نمایشنامهای کوتاه به قلم صادق هدایت است که سعی در دراماتیزه کردن همان داستان تاریخی است. اما ضربه را دقیقا از همان جایی میخورد که نمایشنامه مذکور قبلی خورده بود؛ آن هم عدم شناخت درست از ساختار نمایشنامه و پرداخت نادرست شخصیتها به خصوص شخصیتهای منفی است و همین اثر را تبدیل به اثری متعصب و یکطرفه میکند. اضافه شدن خرده پلات عشق اثر را خواندنیتر کرده اما کنشی که نباشد شخصیتها را نمیشود دنبال کرد و اثر به توصیفی خامدستانه بدل میشود.
October 10, 2020
خوب نبود.هر تعصبی بده و نادونیه.هدایت تو آثاری که درباره حمله اعراب به ایران داره متعصبه.جدا از حالت نژاد پرستی که تو این نوع کتاباش داره در مقابل همه حمله هایی که به عرب های آن زمان و اسلام(که مخالفتی به این نظراتش ندارم) در گقابلش حکومت ساسانی رو گل و بلبل و آرمانی نشون میده.
درسته ایرانیا با قبول اسلام از چاله دراومدن و افتادن تو چاه.مثل همین انقلاب اسلامی.ولی هدایت جوری نشون میده که انگار ملت خوشی زده بود زیر دلشون از حکومت همه چی تموم ساسانی و این کارو کردن و از اینکه اجداد عربی برای ایرانیا پیدا شده احمق و بی تمدن و خائن شدن.
درسته ایرانیا با قبول اسلام از چاله دراومدن و افتادن تو چاه.مثل همین انقلاب اسلامی.ولی هدایت جوری نشون میده که انگار ملت خوشی زده بود زیر دلشون از حکومت همه چی تموم ساسانی و این کارو کردن و از اینکه اجداد عربی برای ایرانیا پیدا شده احمق و بی تمدن و خائن شدن.
April 19, 2020
خون دروغ، خون خیانت، خون ریا...
Want to Read
August 3, 2024اسلام دینی برای زندگیست....
August 30, 2021
خيانت،خيانت،خيانت،و بازهم خيانت!!!
سرزمين ايران همواره بيشتر از دشمن از خيانت خائنين ضربه خورده!!!
ما اگه اين همه خائن نداشتيم هيچوقت ايران به دست اعراب سوسمار خور نمي افتاد،شاهد شهادت بابك خرمدين و مازيار نميبوديم كه در يك قدمي بازگشت ايران و زنده شدن عظمت ايران ميبوديم،هيچوقت عرب پرست نميشديم و اين دين جهودان(اسلام) در سرزمين اهورايي ريشه نميدواند،هيچوقت نادرشاه افشار از بين نميرفت،اگر خيانت يكي مثل حسين فردوست و اطرافيان به محمدرضا شاه نبود بازهم عظمت ايران عزيز زنده ميشد ولي حيف و حيف كه وقتي تاريخ ايران را ميخانيم هيچ سرزميني اندازه ايران جولانگاه خائنين نبوده و بخاطر خائنين انقدر افول نكرده،به قول صادق هدايت عزيز از وقتي خون اعراب با ايرانيان قاطي شد خائنين از خون اعراب خيانت را وارد ايران كردند وگرنه ايراني اصيل خيانت بلد نيست،متاسفانه در تاريخ ما افشين وامثال افشين زياد داشتيم،به اميد روزي كه بنياد عرب و اعراب از سرزمين اهورايي ريشه كن شود و سرزمين اهورايي عظمت خود را بازيابد،اون روز دور نيست،به اميد آزادي
سرزمين ايران همواره بيشتر از دشمن از خيانت خائنين ضربه خورده!!!
ما اگه اين همه خائن نداشتيم هيچوقت ايران به دست اعراب سوسمار خور نمي افتاد،شاهد شهادت بابك خرمدين و مازيار نميبوديم كه در يك قدمي بازگشت ايران و زنده شدن عظمت ايران ميبوديم،هيچوقت عرب پرست نميشديم و اين دين جهودان(اسلام) در سرزمين اهورايي ريشه نميدواند،هيچوقت نادرشاه افشار از بين نميرفت،اگر خيانت يكي مثل حسين فردوست و اطرافيان به محمدرضا شاه نبود بازهم عظمت ايران عزيز زنده ميشد ولي حيف و حيف كه وقتي تاريخ ايران را ميخانيم هيچ سرزميني اندازه ايران جولانگاه خائنين نبوده و بخاطر خائنين انقدر افول نكرده،به قول صادق هدايت عزيز از وقتي خون اعراب با ايرانيان قاطي شد خائنين از خون اعراب خيانت را وارد ايران كردند وگرنه ايراني اصيل خيانت بلد نيست،متاسفانه در تاريخ ما افشين وامثال افشين زياد داشتيم،به اميد روزي كه بنياد عرب و اعراب از سرزمين اهورايي ريشه كن شود و سرزمين اهورايي عظمت خود را بازيابد،اون روز دور نيست،به اميد آزادي
July 27, 2020
با به مدد اشخاصى چون استاد هدايت هست كه با امثال مازيار و بابك در تاريخ كشورمان آشنا ميشيم
والا اگر تاريخ دست عناصر فعلى بود !!! كلاً اين اشخاص رو از تاريخ حذف ميكردند
همانند صادق هدايت تا به امروز نيامده
والا اگر تاريخ دست عناصر فعلى بود !!! كلاً اين اشخاص رو از تاريخ حذف ميكردند
همانند صادق هدايت تا به امروز نيامده
March 7, 2016
مازیار... واقعا آدمو تحت تأثیر قرار میده... صادق هدایت به خوبی با قلم بی نظیرش تو قلبو ذهن انسان وارد میشه و کلا همه چیز رو عوض میکنه
September 15, 2026
متن موجود از دو بخش تشکیل میشود که یکی بررسی تاریخی قیام مازیار است و بخش دوم نمایشنامهای که به روزهای پایانی قیام مازیار میپردازد. گزارشهای تاریخی آقای مینوی به شکل برگزيده ارائه شده و کل ماجرای آن سالها را به درستی پوشش نمیدهد و ممکن است خواننده را به قضاوت اشتباه بیندازد.
بخش نمایشنامه تا حدودی خوب است و یک تراژدی را به تصویر میکشد که بر جذابیت داستان مازیار برای مخاطبینی که حوصله خواندن کتابهای تاریخی را ندارند میافزاید.
اما درباره روایات تاریخی قیام مازیار: سادهلوحانه است اگر مطابق دیدگاه هدایت شکست مازیار را حاصل دغلکاری و فریب بدانیم. روایات تاریخی ثابت میکنند که در ماجرای بابک، مازیار، افشین و حتی طاهر کسی جز خود ایرانیان تیشه به ریشه ایرانی نزد. افشین به طاهر و فرزندانش که حکومت طاهریان را بنا نهاده بودند حسادت میکرد و رویای حکومت بر خراسان و برکناری طاهریان را داشت و در راه جاهطلبی خود بابک و مازیار را به قیام تحریک کرد و سپس هر دو را با به خلیفه تسلیم کرد تا نزد معتصم قدر و قیمتی کسب کند و سرانجام خود نیز دستگیر و کشته شد. با خواندن روایات تاریخی میتوان به این نتیجه رسید که در این بازه زمانی چهار بازیگر تنگ چشم بخیل یعنی مازیار، بابک، افشین و طاهر هرکدام منافع و جاهطلبیهای شخصی خود را بر عظمت و یکپارچگی ایران ترجیح داده و به جای ایجاد یک اتحاد چهارگانه علیه خلافت عرب عباسی هر یک به جان دیگری افتاده در جهت تضعیف یکدیگر کوشیدند و سرانجام همه از بین رفتند. و چه قصه تلخ آشنایی.
بخش نمایشنامه تا حدودی خوب است و یک تراژدی را به تصویر میکشد که بر جذابیت داستان مازیار برای مخاطبینی که حوصله خواندن کتابهای تاریخی را ندارند میافزاید.
اما درباره روایات تاریخی قیام مازیار: سادهلوحانه است اگر مطابق دیدگاه هدایت شکست مازیار را حاصل دغلکاری و فریب بدانیم. روایات تاریخی ثابت میکنند که در ماجرای بابک، مازیار، افشین و حتی طاهر کسی جز خود ایرانیان تیشه به ریشه ایرانی نزد. افشین به طاهر و فرزندانش که حکومت طاهریان را بنا نهاده بودند حسادت میکرد و رویای حکومت بر خراسان و برکناری طاهریان را داشت و در راه جاهطلبی خود بابک و مازیار را به قیام تحریک کرد و سپس هر دو را با به خلیفه تسلیم کرد تا نزد معتصم قدر و قیمتی کسب کند و سرانجام خود نیز دستگیر و کشته شد. با خواندن روایات تاریخی میتوان به این نتیجه رسید که در این بازه زمانی چهار بازیگر تنگ چشم بخیل یعنی مازیار، بابک، افشین و طاهر هرکدام منافع و جاهطلبیهای شخصی خود را بر عظمت و یکپارچگی ایران ترجیح داده و به جای ایجاد یک اتحاد چهارگانه علیه خلافت عرب عباسی هر یک به جان دیگری افتاده در جهت تضعیف یکدیگر کوشیدند و سرانجام همه از بین رفتند. و چه قصه تلخ آشنایی.
February 17, 2025
کتاب زیبایی دیگه از هدایت بزرگ، در این کتاب از قهرمان ملی کمتر شناخته شدهای به نام مازیار نام برده میشه که مثل بابک و ابومسلم و... در برابر خلفای اعراب ایستاد ولی در نهایت با خیانت برادرش توسط اعراب دستگیر شد، کثیف بودن اعراب و بلایی که سر این مملکت آوردن رو در این کتاب میشه دید، کتاب شامل ۲ بخش میشه اول تاریخی که مازیار رو معرفی میکنن توش و بخش دوم نمایشنامهای هست به قلم هدایت که در رابطه با مازیار نوشته شده اگر بخش اول اندکی سنگین باشه براتون در بخش دوم جا میوفته قشنگ.
November 14, 2019
بعد از پروین دختر ساسان دیگه داشتم ناامید میشدم کامل از هدایت که مازیار باز یکم زنده نگه داشت.
January 5, 2020
و چقدر امروز به مازيارها احتياج داريم ...
August 14, 2021
روایت غمناک از مازیار، شاهزاده ی ایرانی در قالب نمایشنامه ای چند پرده ای
September 17, 2023
همان طور که از موضوع کتاب قابل پیش بینی بود، این داستان هم در زمره داستانهای دیگری از هدایت قرار میگیرد که تم نژادپرستانه و ضدعرب و ضددین دارند اما فکر میکنم به لحاظ ارزش ادبی و قلم هدایت هم ضعیفترین کار او تا اینجاست که صرفا تلاش کرده تا پیشفرضها و عقاید خودش را از زبان این و آن بیان کند. البته اینجا پا را فراتر مینهد و اندیشه ها فاشیستیتر و بیپردهتر بیان میشوند. مثلاً در دیباچه میگوید:
"ولی عربها که میدانستند از جنگ با مازیار نتیجهای نمیبرند به عادت خویش از راه تقلب و جاسوسی بر او دست یافتند. از زمان وندادهرمزد تا زمان مازیار دو سه پشت عوض شده و در نتیجه آمیزش با عرب خون مردم طبرستان فاسد شده بود و کثافتهای سامی جای خود را در میان ایشان باز کرده بودند."
یا در جای دیگر در دیباچه:
"تربیت ایرانی و دلیری طبیعی آنها به ایشان اجازه نمیداد که مقهور مشتی مارخواران اهریمن نژاد شوند"
با اینکه دیباچه را ظاهرا هدایت و مینوی نوشته اند اما میتوان گفت که این اندیشه ها از آن مینوی نیست. دلیل هم آنکه کتاب مقدمه خوبی درباره تاریخ طبرستان و مازیار به قلم مینوی دارد که گرچه شاید طولانی و خسته کننده به نظر برسد حاوی نکات تاریخی خوبی است و در نهایت نکته مهمی درباره طرزفکر مینوی را هم نشان میدهد. بر اساس متن مینوی که به نظر میرسد کار تاریخی خوبی است فارغ از اینکه مازیار تلاش میکرده تا دین سیاه یا اسلام را از بین برده و دین سفید اجدادی را جایگزین کند، تاریخ این تلاش اصلا تاریخ سفیدی نیست و پر از توطئه برای کسب قدرت از سوی مازیار و همراهانش است که دست به هر کاری میزده اند از جمله کشتار متقابل و حتی دست به کشتن ایرانیان مسلمان در کنار عربها زدن
"مازیار به دری نامه نوشت که نظیر این رفتار - حبس و شکنجه و کشتار - را نسبت به مسلمانان ناحیه مرو خواه ایرانی و خواه عرب نیز معمول دارد و دری هم به فرمان او عمل کرد"
و کل داستان بیشتر شبیه به یک کشمکش معمولی و خونین بر سر قدرت به نظر میرسد که در بیان هدایت تبدیل به تاریخی سیاه و سفید در راستای تقدیس مازیار گشته که شباهت به داستانهای حماسی درباره شخصیتهای مقدس شده دینی است و انگار هدایت برای نقد خرافات دینی و فرهنگ سنتی خودش پا جای پای آنها میگذارد.
اما در بیان نگاه مینوی به این مقوله وی حکایتی را در پایان مقدمه خود نقل میکند که معتصم عباسی که خلیفه زمان مازیار است شراب خورده و بعد نماز میگزارد و توضیح میدهد نماز شکر این است که با سه دختر خوابیده که دختران سه دشمن وی بوده اند یعنی ملک روم و بابک و مازیار گبر. و سپس در پانویس اشاره میکند که این حکایت گرچه ساختگی است ولی افکار مردمانی را نشان میدهد که گویا از خلفا و اولاد آنها صرفا جز این انتظار نداشته اند و زندگی آنها را محدود به همین امیال میدانسته اند و چیز دیگری نمیفهمیده اند و نعمتی بالاتر از اینها نمیشناخته اند. این همان نقد تاریخ سیاه و سفید است که به نظر میرسد دارد به کنایه به هدایت گفته میشود و البته در روزگار ما هم در توصیف شخصیتهای مذهبی تاریخی کاربرد فراوان دارد و باعث میشود تا چیزی از پیچیدگی های تاریخی باقی نماند.
یک نکته دیگر اینکه هدایت در دشمنیهایش در کنار نام مسلمان نام جهود را هم اضافه میکند که البته مجتبی مینوی در یادداشتهای پایانی آن را مترادف با مسلمان میگیرد که بر اساس متن نمایش قابل توضیح نیست:
"این مرد چون میدانست که من از عرب و جهود بدم می آید خودش را مسیحی به من معرفی کرد تا اینکه همه اسرار مرا به دشمنانم بفروشد
خورزاد - خلیفه بر خلاف عادت که همه ایرانیان خائن را میکشت این مرد را رییس گزمه شهر کرده
مازیار - چون عربها و جهودها از یک نژادند"
که انگار خود هدایت دارد حرف میزند که با زندگی در اروپا نگاه متفاوتی به مسیحیان دارد. یا در جای دیگر مینویسد:
"همه این مسلمانان و جهودها با هم ساختند و ما را به این عربهای دزد درنده فروختند. به درک. این مردم قابل نبودند و خودشان نخواستند"
و در اینجا حتی به لحاظ تاریخی قدرت انتخاب مردم را هم نادیده میگیرد و اینکه ایرانی ها به عربها تمایل دارند را هم با مواردی نژادپرستانه توضیح میدهد تا جنایتهای مازیار علیه مردم کشور خودش هم حل شود:
"مازیار - اصلا نژاد این مردم از اختلاط و آمیزش با عربها فاسد شده. فکر، روح، ذوق و جنبش در اثر کثافت فکر عرب از آنها رفته... مثل زالو خون آنها را مکیدهاند. .حالا دیگر به کدام امید با این عربهای پست مقاومت بکنم. برای کی؟ برای چه مردمی؟
برزین - این مردمی که میبینید یک گله گوسفند هستند که نه فکر دارند و نه جرات تلاش. به قدری در زیر فشار فکر عرب مسموم شده اند که از هستی خودشان بیگانه اند "
و وقتی کسی رشادتهای همین مردم را یادآوری میکند مازیار میگوید:
"آن وقت مردم خون ایرانی داشتند . هنوز نژادشان فاسد نبود"
"ولی عربها که میدانستند از جنگ با مازیار نتیجهای نمیبرند به عادت خویش از راه تقلب و جاسوسی بر او دست یافتند. از زمان وندادهرمزد تا زمان مازیار دو سه پشت عوض شده و در نتیجه آمیزش با عرب خون مردم طبرستان فاسد شده بود و کثافتهای سامی جای خود را در میان ایشان باز کرده بودند."
یا در جای دیگر در دیباچه:
"تربیت ایرانی و دلیری طبیعی آنها به ایشان اجازه نمیداد که مقهور مشتی مارخواران اهریمن نژاد شوند"
با اینکه دیباچه را ظاهرا هدایت و مینوی نوشته اند اما میتوان گفت که این اندیشه ها از آن مینوی نیست. دلیل هم آنکه کتاب مقدمه خوبی درباره تاریخ طبرستان و مازیار به قلم مینوی دارد که گرچه شاید طولانی و خسته کننده به نظر برسد حاوی نکات تاریخی خوبی است و در نهایت نکته مهمی درباره طرزفکر مینوی را هم نشان میدهد. بر اساس متن مینوی که به نظر میرسد کار تاریخی خوبی است فارغ از اینکه مازیار تلاش میکرده تا دین سیاه یا اسلام را از بین برده و دین سفید اجدادی را جایگزین کند، تاریخ این تلاش اصلا تاریخ سفیدی نیست و پر از توطئه برای کسب قدرت از سوی مازیار و همراهانش است که دست به هر کاری میزده اند از جمله کشتار متقابل و حتی دست به کشتن ایرانیان مسلمان در کنار عربها زدن
"مازیار به دری نامه نوشت که نظیر این رفتار - حبس و شکنجه و کشتار - را نسبت به مسلمانان ناحیه مرو خواه ایرانی و خواه عرب نیز معمول دارد و دری هم به فرمان او عمل کرد"
و کل داستان بیشتر شبیه به یک کشمکش معمولی و خونین بر سر قدرت به نظر میرسد که در بیان هدایت تبدیل به تاریخی سیاه و سفید در راستای تقدیس مازیار گشته که شباهت به داستانهای حماسی درباره شخصیتهای مقدس شده دینی است و انگار هدایت برای نقد خرافات دینی و فرهنگ سنتی خودش پا جای پای آنها میگذارد.
اما در بیان نگاه مینوی به این مقوله وی حکایتی را در پایان مقدمه خود نقل میکند که معتصم عباسی که خلیفه زمان مازیار است شراب خورده و بعد نماز میگزارد و توضیح میدهد نماز شکر این است که با سه دختر خوابیده که دختران سه دشمن وی بوده اند یعنی ملک روم و بابک و مازیار گبر. و سپس در پانویس اشاره میکند که این حکایت گرچه ساختگی است ولی افکار مردمانی را نشان میدهد که گویا از خلفا و اولاد آنها صرفا جز این انتظار نداشته اند و زندگی آنها را محدود به همین امیال میدانسته اند و چیز دیگری نمیفهمیده اند و نعمتی بالاتر از اینها نمیشناخته اند. این همان نقد تاریخ سیاه و سفید است که به نظر میرسد دارد به کنایه به هدایت گفته میشود و البته در روزگار ما هم در توصیف شخصیتهای مذهبی تاریخی کاربرد فراوان دارد و باعث میشود تا چیزی از پیچیدگی های تاریخی باقی نماند.
یک نکته دیگر اینکه هدایت در دشمنیهایش در کنار نام مسلمان نام جهود را هم اضافه میکند که البته مجتبی مینوی در یادداشتهای پایانی آن را مترادف با مسلمان میگیرد که بر اساس متن نمایش قابل توضیح نیست:
"این مرد چون میدانست که من از عرب و جهود بدم می آید خودش را مسیحی به من معرفی کرد تا اینکه همه اسرار مرا به دشمنانم بفروشد
خورزاد - خلیفه بر خلاف عادت که همه ایرانیان خائن را میکشت این مرد را رییس گزمه شهر کرده
مازیار - چون عربها و جهودها از یک نژادند"
که انگار خود هدایت دارد حرف میزند که با زندگی در اروپا نگاه متفاوتی به مسیحیان دارد. یا در جای دیگر مینویسد:
"همه این مسلمانان و جهودها با هم ساختند و ما را به این عربهای دزد درنده فروختند. به درک. این مردم قابل نبودند و خودشان نخواستند"
و در اینجا حتی به لحاظ تاریخی قدرت انتخاب مردم را هم نادیده میگیرد و اینکه ایرانی ها به عربها تمایل دارند را هم با مواردی نژادپرستانه توضیح میدهد تا جنایتهای مازیار علیه مردم کشور خودش هم حل شود:
"مازیار - اصلا نژاد این مردم از اختلاط و آمیزش با عربها فاسد شده. فکر، روح، ذوق و جنبش در اثر کثافت فکر عرب از آنها رفته... مثل زالو خون آنها را مکیدهاند. .حالا دیگر به کدام امید با این عربهای پست مقاومت بکنم. برای کی؟ برای چه مردمی؟
برزین - این مردمی که میبینید یک گله گوسفند هستند که نه فکر دارند و نه جرات تلاش. به قدری در زیر فشار فکر عرب مسموم شده اند که از هستی خودشان بیگانه اند "
و وقتی کسی رشادتهای همین مردم را یادآوری میکند مازیار میگوید:
"آن وقت مردم خون ایرانی داشتند . هنوز نژادشان فاسد نبود"
February 6, 2019
این کتاب از صادق هدایت مشتمل بر یک گفتار تاریخی و یک نمایشنامه است که با همکاری استاد مجتبی مینوی تهیه شد. بسیار عالی و خواندنیست.
June 28, 2008
توضيحات پژوهشگرانه هدايت و شادروان مينوي درباره زندگي و روزگار مازيار با نمايشنامه اي كه بعيد است مينوي هم در آن دستي داشته باشد.فضا و حركت قلم همه از نوع هدايت است به ويژه نهايت ايران دوستي او كه در اين نمايشنامه هم پيدا و هويداست.از نظر تكنيك درست در راستاي پروين دختر ساسان است بسا كه از نظر معنا و مفهوم نيز كوششي هم از ان دست مي باشد.
Read
March 5, 2007it is a book about the great and barve man of iranian history who campaigned to get Iran free from Arabs.
April 14, 2008
در مورد هدایت و آثارش جداگانه در وبلاگ گودریدز نوشته ام؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...
July 23, 2008
فاشیستی بود
Displaying 1 - 23 of 23 reviews






















