کتاب حاضر شرح داستانهای عرفانی و رمزگونۀ شیخ اشراق می باشد که شامل متن تصحیح شدۀ تمامی داستانهای فلسفی- عرفانی سهروردی و تفسیر آنها جز لغت موران که سنخیتی با دیگر داستانها ندارد و نیز نیازی به تفسیر آنها نیست، می باشد. علاوه بر هفت داستان، گزیده هایی نیز از رساله های صفیر سیمرغ، پرتو نامه و الواح عمادی نیز در این کتاب آمده است که گرچه داستانی نیستند اما خواننده را با طرح مسائل و شیوۀ بیان و استدلال سهروردی در مقام یک حکیم عارف آشنا می کنند
کتاب در شش بخش تنظیم شده : 1- شرح احوال و اندیشه های سهروردی 2- داستان ها ( شامل داستان های رمزی آواز پر جبرئیل-عقل سرخ-فی حقیقه العشق-رساله فی حاله الطفولیه-روزی با جماعت صوفیان-قصه غربت غربی و رساله الطیر ) 3- گزیده هایی از چند رساله ( شامل رساله صفیر سیمرغ-پرتونامه و الواح عمادی ) 4- شرح داستان ها 5- شرح گزیده هایی از چند رساله 6- فهرست ها
Book #review Rank : 9/10 💎 عنوان : عقل سرخ پدیدآورنده : شیخ اشراق ؛ سهروردی
به پیشنهاد یکی از عزیزانم که معمولا اهل 'پیشنهاد دادن ' نیست این کتاب رو خوندم. که همین ، از ابتدای کار ، خاصش میکنه .
'عقل سرخ' یکی دیگه از کتابهاییه که عرفان و درک شخص نویسنده ازش رو ، در قالب یکجور سفر روحانی میاد توصیف میکنه . در تجربهی عرفان/علوم غریبه/متافیزیک ، هیچ وقت تجربهای که کسب میکنیم تماما مشابه تجربه شخص دیگر در این راه ، نیستش. این جاده ، جادهی شخصی سازی و نشونههای تک نفرهست. برای همین هم هرچقدرهم به استادت و کلا استاد داشتن ، اتکا بکنی بازم در آخر خودتی که میتونه به خودت کمک بکنه .
طوری که ظاهر متافیزیک رو میبینی به بستر و چهارچوب دیدگاهت که اکتسابش کردی بستگی داره. اما بطن ماجرا یکسانه. در این کتاب هم این نکته به کررات دیده میشه. برای مثال ؛ چون دیدگاه نویسنده نطفهایه متشکل از فرهنگ ایرانی-اسلامی ، شما عناصر میثولوژی هم ایران رو درونش میبینید هم اسلام (عربستان ) رو.. دو عنصر مهم در تصویرسازی سفر عقل سرخ نقش دارن ، یکی 'سیمرغ' و دیگری 'طوبی'. که هر دو اینجا نمادهایی هستن که رشتههای غیرکلامی سفر رو به کلام ، به نوعی ربط بدن.. اما از دیدگاه شخصی سهروردی محرز میشن..سیمرغ و روایت زال برگرفته از میثولوژیه ایرانیه ، و طوبی برگرفته از قرآن و اسلام . حضور کوههای قاف ، بعنوان استعارهی سختی های مسیر هم کاملا یک نمادگذاریه شخصیه .
برای خود من هم ، اولین برخورد با این اثر پر از رفرنسهای شخصی به خاطرات گذشتم از اولین تجربههام شد.. منو برد به اولین سفرهای متافیزیکیم در دوران نوجوانی و به نوعی من رو ترسوند...
در مرحلهی دوم بیاین به اسم بپردازیم... "عقل سرخ" عقل سرخ نماد اون شخصیه که توی روایت خودش رو اولین شخص آفرینش یا همون دانای کل معرفی میکنه. حالا چرا دانای کل باید سرخ باشه؟ همونطور که در کتاب توصیف شده ، وقتی سفیدی مطلق با سیاهی آمیخته بشه به سرخ در میاد..( سرخ اینجا نماد دانش مطلقیه که چون عامه پسند نیست دردسرسازه) سفیدی خوبی مطلقه...سیاهیم خب سیاهیه.. دانش مطلق بدون بهره مندی از تاریکی ممکن نمیشه. و همین تاریکی هم سرسبز رو به سرخی برباد میده... خود سهرهوردی هم به همین دلیل مُرد ...
حالا که بحث مرگ سهروردی شد ، این قضیه ی دورانهام باز اشاره بکنم.. دورانی که سهروردی توش بود ، شعر وجههی اصلی عرفان بود برای همین هم شاعر شد.. و چیزی که بود قدری هم مدیون همنشینهاش بود. مثل صلاحالدین ...( درسته ک همین همنشینی ام به کشتنش داد . اما همون هم در ساخته شدن عظمتش به کررات اثرگذار بود )
محیط مهمه.. و محیط هم دوران زمانیه هم همنشینان.
نکتهی بعدی در ابتدای داستانه... مثل هر کار عمیق اون دوران با یک ستایش شروع میشه. حمد و ستایش الله و محمد.
و بعد به توضیح تجربهای میپردازه که یا 'تناسخ' هستش یا 'عالم ذر'.. هرکدوم که باشه مهمترین نکتهاش در این جمله نهفتهست که میگه چون آشیانم رو از یاد بردم فکر میکردم از اول این چنین بودم...
انسان واقعا هم یکسری از استعدادها و دانشهاش رو از جهان/جهانهای پیشین با خودش به یدک میکشه که فراموششون کرده..
و بعد از این تجربه ( که خودش رو در قالب یک باز شرح داده ) کم کم شروع به دیدن جهان واقعی میکنه.. اول زیر نظر موکلها ( که نماد نگهبانها و هرنوع بازدارندگی روح و متافیزیک هستن) و بعد آزادانه اما مخفیانه...
و سپس با عقل سرخ روبه رو میشه که اسرار کُنهی جهان رو براش فاش میکنه..
و اما نکتهی آخری که میخوام بهش اشاره کنم ( توی فلسفه شرقی نمیدونم بهش چی میگن از عنوان غربیش استفاده میکنم) اونم 'ومپایریسم' هستش که بهش اشاره شده.. فلسفهی شکار و شکارچی... با همواره برای برخی شکاریم و برای برخی شکارچی... و نکتهای که اینجا با ومپایریسم متفاوته اینه... در فلسفهی شیخ اشراق ، اونی که از ما پایینتره به دنبال شکار ماست و ما هم بدنبال شکاره بالاتر از خودمون...
سهروردی بازیست که همه محتاج شکار اون هستن.. اما خودش تمنای چشمهای عمیق و غمگین آهوان رو داره... ( جذابترین عنصر چه ظاهری چه درونی برای من هم همواره چشمهای غمگین بودن.. به یکی دو نفرتون فکر کنم گفتم چشمای غمگین و عمیقی دارین.. هیچی از این زیباتر نیست)
و در آخر ؛ این کتاب رو به بازها و آهوان چشم غمگین پیشنهاد میکنم.. اما اگر از این دو سطح کمترید نخونیدش ..نمیفهمید.
برای اولین بار که با آثار و نوشتار سهروردی آشنا میشدم خیلی برام جذاب بود خصوصا بخش رمزگونه نوشته های سهروردی خیلی جذاب و تاثیر گذار بود، استاد که به طور جامع این نوشته های رمز گونه را توصیف کرده بودند با خواندن آواز پر جبرئیل علاقه و ارادتم نسبت به شیخ دو چندان شد